ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۴۱ تا ۲٬۴۶۰ مورد از کل ۵۹٬۱۲۴ مورد.
۲۴۴۱.

Prioritizing and explaining cause and effect relationships of the most important behavioral biases of retail investors in the exchange market: A fuzzy cognitive mapping approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
The first and most important goal of investors in the stock market is to grow their investment portfolio. Meanwhile, behavioral factors emerge as one of the most important factors that prevent optimal decision-making. Many studies have identified and introduced these factors. However, prioritizing these factors and identifying causal relationships between these factors has been neglected. Therefore, this study was conducted to prioritize and explain causal relationships between the most important behavioral biases of retail investors in the Tehran Stock Exchange. Given the qualitative and quantitative nature of the data used in this study, a Fuzzy Cognitive Mapping Approach was used. Therefore, 30 behavioral biases were discussed and examined by 15 experts, and the causal relationships between them were explained and prioritized. Accordingly, the distribution effect biases, the Salience data Bias, and the Loss Aversion Bias were introduced as the most important, and the forgiveness biases, Evolutionary Bias, and Money Illusion Bias were introduced as the least important behavioral biases. Also, behavioral biases were grouped into four categories, which in order of importance are: perceptual, experiential/informational, personality, and emotional.
۲۴۴۲.

مدلسازی تاثیر توسعه شایستگی جهانی بر شکل گیری شهروندان جهانی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۸
هدف پژوهش، مدلسازی تاثیر توسعه شایستگی بر شکل گیری شهروندان جهانی در سیستم آموزش عالی بوده است. این پژوهش به روش همبستگی در جامعه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیستان و بلوچستان با نمونه 317 نفری بر اساس تصادفی طبقه ای اجرا شده است. ابزار پژوهش دو پرسشنامه شهروند جهانی و توسعه شایستگی جهانی بوده است. روایی و پایایی هر دو ابزار مطابق با یافته های تحقیق مناسب گزارش شد. روش تجزیه و تحلیل از طریق نرم افزار لیزرل، مدل معادلات ساختاری بوده است. نتایج نشان داد، توسعه شایستگی جهانی بر مسئولیت اجتماعی، صلاحیت جهانی و مشارکت مدنی جهانی اثر مستقیم دارد از طرفی توسعه شایستگی به بر مشارکت مدنی جهانی از طریق صلاحیت جهانی و مسئولیت اجتماعی اثر غیرمستقیم داشت همچنین صلاحیت جهانی و مسئولیت اجتماعی اثر مستقیم بر مشارکت مدنی جهانی داشته اند. می توان گفت ابزراهای کلیدی شهروند جهانی همچون مسئولیت اجتماعی، صلاحیت اجتماعی و مشارکت مدنی تحت تاثیر توسعه شایستگی جهانی در سیستم اموزش عالی می باشد به بیان دیگر توسعه دانش، مهارت و نگرش بر شکل گیری شهروندان جهانی نقش ویژه دارد.
۲۴۴۳.

بررسی تأثیر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان آرامستان اصفهان با نقش میانجی معنویت در محل کار و نقش تعدیلگر رهبری معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۹
  مقدمه و اهداف: پژوهش حاضر به بررسی تأثیر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان آرامستان اصفهان با توجه به نقش میانجی معنویت در محل کار و نقش تعدیلگر رهبری معنوی می پردازد. با توجه به شرایط خاص شغلی کارکنان آرامستان، که با فشارهای روانی و عاطفی شدید روبه رو هستند، اهمیت ابعاد معنوی و رهبری در این محیط های کاری بیشتر احساس می شود. هدف این مطالعه تحلیل روابط پیچیده میان این متغیرها و بررسی این است که آیا معنویت در محل کار و رهبری معنوی می تواند بر ارتباط خودتعالی با بهزیستی تأثیرگذار باشد. این تحقیق در پی ارزیابی اثرات مثبت یا منفی این ابعاد در ارتقای رفاه و بهزیستی کارکنان آرامستان است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی - همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کارکنان آرامستان اصفهان به تعداد 169 نفر بود که از این تعداد، 113 نفر به عنوان نمونه با استفاده از جدول مورگان (1970) انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل چهار پرسشنامه بود: پرسشنامه 18 گویه ای (Lawson et al., 2005) برای سنجش خودتعالی، که ضریب آلفای کرونباخ آن 75/0 گزارش شد؛ پرسشنامه 18 سؤالی (Zhang et al., 2015) برای سنجش بهزیستی کارکنان، که ضریب آلفای کرونباخ آن 96/0 بود؛ پرسشنامه 20 گویه ای (Milliman et al., 2003) برای سنجش معنویت محیط کار، که ضریب آلفای کرونباخ آن 94/0 گزارش شد؛ و در نهایت، پرسشنامه 25 گویه ای (Fry & Matherly, 2006) برای سنجش رهبری معنوی کارکنان، که ضریب آلفای کرونباخ آن 94/0 بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS 26  و SMART PLS 3 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها شامل آمار توصیفی برای تجزیه و تحلیل داده های جمعیت شناختی و آمار استنباطی برای آزمون فرضیات تحقیق بود. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد تأثیر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان با نقش میانجی معنویت در محل کار با ضریب تأثیر 174/0 و آماره تی برابر 442/0 معنادار نیست (P>0.05). بنابراین، معنویت در محل کار نمی تواند تأثیر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان را میانجی گری کند. تأثیر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان با نقش تعدیلگر رهبری معنوی با ضریب تأثیر 453/0- و آماره تی برابر 180/2 معنادار است (P<0.05)؛ اما جهت ضریب مسیر منفی است که نشان می دهد رهبری معنوی اثر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان را تضعیف می کند و نقش تعدیل گری معکوس ایفا می نماید. در بررسی تأثیر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان، مقدار آماره تی برابر 381/1 و کمتر از 96/1 می باشد. همچنین مقدار Sig برابر 168/0 است که از 05/0 بزرگ تر بوده و بنابراین، این رابطه معنادار نیست. در بررسی تأثیر خودتعالی بر معنویت در محل کار، مقدار آماره تی برابر 882/19 می باشد و از 96/1 بزرگ تر است که در سطح اطمینان 95 درصد تأثیر مستقیم و مثبت خودتعالی بر معنویت در محل کار تأیید می شود (P<0.05). همچنین در بررسی تأثیر معنویت در محل کار بر بهزیستی کارکنان، مقدار آماره تی برابر 447/0 و کمتر از 96/1 و مقدار Sig برابر 665/0 به دست آمد که از 05/0 بزرگ تر است و بنابراین، این رابطه معنادار نمی باشد. بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش، خودتعالی به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق میانجی گری معنویت در محل کار تأثیر معناداری بر بهزیستی کارکنان ندارد. این یافته با توجه به شرایط خاص محیط های کاری مانند آرامستان ها، که با استرس های روانی و فشارهای عاطفی همراه هستند، قابل توجیه است. در چنین محیط هایی که کارکنان با مسائل سنگینی همچون مرگ و فقدان مواجه هستند، به نظر می رسد که عوامل محیطی و حمایتی بیشتر از ویژگی های درونی مانند خودتعالی تأثیرگذار باشند. در این محیط ها، کارکنان ممکن است بیشتر از بحث خودتعالی به حمایت های عاطفی و روان شناختی ازسوی همکاران و سازمان نیاز داشته باشند. همچنین، معنویت در محل کار نیز تأثیر معناداری بر بهزیستی کارکنان ندارد. درحالی که معنویت می تواند به عنوان یک عامل درونی به ارتقای تجربه معنا و هدف در محیط کاری کمک کند، در شرایطی که کارکنان تحت فشار روانی جو آرامستان قرار دارند، این تأثیر ممکن است کاهش یابد. اما، یافته های این تحقیق نشان داد که رهبری معنوی به عنوان یک عامل تعدیل گر می تواند تأثیر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان را تقویت کند. رهبری معنوی با ایجاد فضایی مبتنی بر ارزش های انسانی، همدلی و معنا، می تواند انگیزه های درونی کارکنان را برای دستیابی به خودتعالی تقویت کند. در محیط هایی مانند آرامستان، که کارکنان به طور مداوم با مسائل روانی پیچیده روبه رو هستند، رهبری معنوی می تواند به آن ها کمک کند تا معنای عمیق تری در کار خود پیدا کنند و بهزیستی خود را افزایش دهند. با وجود این، نقش رهبری معنوی می تواند در برخی شرایط تضعیف شود. به دیگرسخن، درصورتی که انتظارات رهبری معنوی از کارکنان به طور افراطی و فشارآور تحمیل شود، ممکن است اثرات منفی بر بهزیستی کارکنان ایجاد کند. در نهایت، این نتایج نشان می دهند که در محیط های کاری خاص مانند آرامستان، تأثیر عوامل درونی مانند خودتعالی و معنویت بر بهزیستی کارکنان محدود است و بیشتر به عوامل محیطی، حمایتی و رهبری معنوی بستگی دارد. بنابراین، برای بهبود بهزیستی کارکنان در این محیط ها، نیاز به طراحی برنامه های جامع حمایتی و روان شناختی همراه با رهبری معنوی مناسب است. این برنامه ها باید به نیازهای روانی و اجتماعی کارکنان پاسخ دهند تا در کنار رشد معنوی و خودتعالی، بهزیستی روانی آنها نیز ارتقا یابد.
۲۴۴۴.

عوامل علی اتخاذ استراتژی های غیربازار در سطح بنگاه و نهادی: یافته های مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۷۹
هدف: همان گونه که این روزها مشاهده می کنیم، شرکت ها به طور فزاینده ای در حال پذیرش مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) و فعالیت سیاسی شرکت (CPA) هستند. مشاهده می شود که برخی از شرکت ها، یک واحد مستقل با عنوان واحد سیاسی، مسئولیت اجتماعی یا غیربازار ایجاد کرده اند. با این حال، تأثیر اقدامات غیربازار بر عملکرد شرکت، در ادبیات پیشینه همواره مثبت گزارش نشده است. وقتی به دنبال روشی برای تبیین جهت گیری استراتژیک فعالیت غیربازار در ادبیات پیشینه می گردیم، مشاهده می کنیم که هیچ روشی برای تمایز فعالیت غیربازار استراتژیک، از فعالیت غیربازار صرف پیشنهاد نشده است؛ حتی بدتر اینکه در این ادبیات پیشینه، معلوم نیست که چه عواملی به اتخاذ استراتژی های غیربازار منجر می شوند. عطف به این حقایق، پژوهش حاضر به دنبال شناسایی عواملی است که به اتخاذ استراتژی غیربازار توسط بنگاه ها منجر می شوند تا با اهرم سازی آن، الگویی برای تبیین جهت گیری استراتژیک فعالیت های غیربازار ارائه کند. روش: این پژوهش یک مرور نظام مند با رویکرد پیکره بندی است. در این پژوهش به دنبال آنیم تا یک پیکره بندی جدید از دانش موجود، برای درک مسائلی ارائه کنیم که به اتخاذ استراتژی غیربازار منجر می شوند. این کار با شناسایی سرنخ ها از مطالعات پیشین و ترکیب آن ها در یک کل منسجم انجام می شود. در واقع یک تحقیق کارآگاهی انجام داده ایم. روش پژوهش بدین صورت است که ابتدا، ۱۰۱ مقاله در ادبیات پیشینه گسترده، چندبُعدی و نابالغ غیربازاری انتخاب شد که سرنخ های مرتبطی با مسئله پژوهشی تولید می کردند. سپس با اهرم سازی منطق پس کاوی/ استفهامی، سرنخ ها استخراج شدند. روش استخراج کدهای مرتبط با مسائل سطح بنگاه و نهادی، تحلیل محتوای کیفی است که از تحلیل تماتیک بهره می برد. تحلیل تماتیک با انجام کدگذاری باز بر محتوای مقاله ها آغاز می شود و با شناسایی و معرفی تم های گسترده تر و فراتم برای مجموعه ای از تم های مرتبط پایان می یابد. یافته ها: یافته های اصلی این پژوهش، ارائه یک مقوله بندی از مسائل سطح بنگاه و نهادی است که به طور بالقوه، به تدوین استراتژی غیربازار منجر می شوند. تم های محوری مسائل سطح بنگاهی که به اتخاذ استراتژی غیربازار منجر می شوند، عبارت اند از: ضعف رقابت پذیری، مکمل سازی مزیت رقابتی، مزیت رقابتی ملی، مدیریت ریسک نهادی، مدیریت ذی نفعان بیرونی (مشروعیت)، مأموریت و ارزش های سازمانی و مسئله عاملیت. فراتم این تم ها «هزینه های نهادی مبادله» است. به طور مشابه، تم های محوری مسائل سطح نهادی که به اتخاذ استراتژی غیربازار منجر می شوند، عبارت اند از: جست وجوی رانت، شکست بازار، شکست دولت، ریسک سیاسی و اخلاق. فراتم این تم ها «مدیریت بافت نهادی» است. نتیجه گیری: این پژوهش بر مبنای یافته های آن، چیرگی تئوری های نهادی جامعه شناختی در گفتمان نهادی غیربازار را نقد و بر لزوم محوریت تئوری های نهادی اقتصادی در این گفتمان تأکید می کند. همچنین این پژوهش با اهرم سازی فراتم «هزینه های نهادی مبادله»، به گونه شناسی و تشریح هزینه های مبادله اقدام می کند. در ادامه و با اهرم سازی این گونه شناسی، الگویی برای استراتژی یکپارچه بازار و غیربازار در سطح جهت گیری های کلان بنگاه پیشنهاد می کند. این الگو می تواند در تبیین جهت گیری استراتژیک فعالیت غیربازار نیز مبنا قرار داده شود؛ به این معنا پژوهش حاضر، هم از منظر شناسایی عوامل علّی اتخاذ استراتژی غیربازار در سطح بنگاه و نهادی و هم از منظر خلق مبنایی برای تبیین جهت گیری استراتژیک فعالیت غیربازار در قالب استراتژی یکپارچه، گفتمان علمی غیربازار را توسعه می دهد.
۲۴۴۵.

تأثیر ارزهای دیجیتال بر بهینه سازی تخصیص ارز و ارتقای رقابت پذیری تجاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ارزهای دیجیتال بر بهینه سازی تخصیص ارز و ارتقای رقابت پذیری تجاری در شرکت های بورسی ایران انجام شد. این مطالعه از نوع کاربردی-تبیینی و با رویکرد کمی طراحی شده است. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه ساخت یافته ۳۰ سؤال با مقیاس لیکرت پنج درجه ای از ۱۵۰ مدیر مالی شرکت های بورسی جمع آوری شد. جامعه آماری شامل مدیران مالی شرکت های بورسی بود و نمونه گیری با روش تصادفی طبقه ای انجام شد تا شرکت ها بر اساس اندازه و نوع فعالیت انتخاب شوند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SmartPLS تحلیل شد و روش های آماری شامل تحلیل توصیفی، همبستگی، رگرسیون چندگانه و مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که استفاده از ارزهای دیجیتال تأثیر مثبت و معناداری بر بهینه سازی تخصیص ارز دارد . همچنین استفاده از ارزهای دیجیتال بر ارتقای رقابت پذیری تجاری تاثیر معنی داری دارد. این یافته ها تأکید می کنند که پذیرش فناوری های دیجیتال و بهینه سازی تخصیص منابع ارزی می تواند کارایی عملیاتی، شفافیت مالی و انعطاف پذیری شرکت ها را افزایش دهد و موجب ارتقای مزیت رقابتی پایدار شود. نتایج بر اهمیت توسعه زیرساخت های دیجیتال و سیاست های حمایتی بانک مرکزی برای ارتقای عملکرد شرکت های بورسی تاکید می کند.
۲۴۴۶.

الگویی برای سودمندی یادداشتهای توضیحی (با تأکید بر تئوری اضافه بار اطلاعات)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۶
یادداشت های توضیحی، جزء لاینفک صورت های مالی بوده و ناشی از رویدادهای موثر بر تصمیم گیری استفاده کنندگان می باشد. نقش یادداشت های توضیحی، برجسته نمودن و تشریح اقلام مندرج در صورت های مالی است. یادداشت های توضیحی می تواند دربرگیرنده اطلاعاتی باشد که دارای اهمیت اساسی است. هدف این پژوهش ارائه الگویی برای سودمندی یادداشت های توضیحی با تاکید بر تئوری اضافه بار اطلاعات به روش نظریه پردازی داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان حرفه ای و فعالان بازار بورس است که به این منظور در سال 1400 تعداد 13 نفر به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده ها، تحلیل محتوا با استفاده از سه مرحله کدگذاری و بهره گیری از نرم افزار Maxqda بود. نتایج بیانگر این است که اضافه بار اطلاعاتی باعث گمراهی استفاده کنندگان گزارش های مالی، افزایش عدم تقارن اطلاعاتی، افزایش ریسک و هزینه اطلاعاتی باعث گمراهی استفاده کنندگان گزارش بازار سهام، افزایش هزینه های معاملاتی و افزایش هزینه سرمایه شرکت می شود.
۲۴۴۷.

آزمون نقش رهبری تحول گرا در جریان تجاری سازی مؤسسات حسابرسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۷۱
هدف از این پژوهش، آزمون نقش رهبری تحول گرا در جریان تجاری سازی موسسات حسابرسی می باشد. روش پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی و از نظر هدف کاربردی می باشد. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و بر حسب نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی – پیمایشی می باشد. جامعه آماری، حسابداران رسمی و مدیران حرفه ای در موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشند. که تعداد جامعه آماری برابر 1300 نفر می باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر 297 نفر تعیین شده است. جهت گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه، استفاده شده است. در این پژوهش روایی پرسشنامه با استفاده از روایی همگرا و روایی واگرا بررسی شد. همچنین پایایی متغیرها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی که برای تمامی متغیرها بیشتر از 0.7 بوده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات مورد نیاز برای انجام آزمون فرضیات، از نرم افزارهای آماری SmartPLS4 و SPSS22 استفاده شده است. نتایج بیانگر آنست که رهبری تحول گرا بر تجاری سازی موسسات حسابرسی تاثیر معناداری دارد. همچنین، ابعاد رهبری تحول گرا که شامل نفوذ آرمانی، انگیزش الهام بخش، ترغیب ذهنی، ملاحظات فردی می باشد بر تجاری سازی موسسات حسابرسی تاثیر معناداری دارد.
۲۴۴۸.

ارزیابی کارایی ارائه محصول تامین مالی زنجیره ای به مشتریان بر مدیریت نقدینگی و ریسک بانک های تجاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۲
در سال های اخیر، تأمین مالی زنجیره ای به عنوان ابزاری کلیدی برای تسهیل جریان های فیزیکی، اطلاعاتی و مالی در زنجیره های تأمین در سطح جهانی موردتوجه قرارگرفته و نقش آن در افزایش سودآوری و بهبود عملکرد زنجیره به اثبات رسیده است. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان تاثیر محصول تامین مالی زنجیره ای بر مدیریت نقدینگی و ریسک در بانک های تجاری است. پرسشنامه ها به 150 نفر از مدیران و کارشناسان بانک های تجاری (شامل؛ تجارت، سپه و شهر) به روش نمونه گیری در دسترس توزیع گردید. سپس، داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای اس پی اسس و استاتا تجزیه وتحلیل شد. در این فرآیند، از ابزارهایی همچون ضریب همبستگی و آزمون های آماری برای بررسی روابط بین متغیرها استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان می دهند که در تأمین مالی زنجیره ای، ریسک های مختلفی وجود دارند که به طور قابل توجهی بر عملکرد بانک ها تأثیر می گذارند. این ریسک ها شامل مشکلات فناوری مانند نقص های سخت افزاری و امنیتی، خطاهای اطلاعاتی، مشکلات بین نهادی، ریسک های عملیاتی و ریسک های اعتباری هستند. هر یک از این ریسک ها می توانند چالش های قابل توجهی برای شناسایی و مدیریت مؤثر ریسک ها در سیستم های مالی ایجاد کنند. به طورکلی، تمامی ریسک های مطرح شده تأثیر منفی و معناداری بر عملکرد بانک ها دارند. از میان این ریسک ها، ریسک فناوری بیشترین تأثیر منفی را بر نقدینگی و کارایی عملیاتی دارد، درحالی که ریسک های اطلاعات نادرست، بین نهادی، عملیاتی و اعتباری نیز به ترتیب بر کیفیت خدمات، هماهنگی زنجیره تأمین، هزینه های عملیاتی و سودآوری بانک ها تأثیرگذار هستند.
۲۴۴۹.

شناسایی و اولویت بندی شاخص های بالندگی رهبری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۲۱۹
هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی شاخص های بالندگی رهبری دانش آموزان می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ رویکرد، آمیخته اکتشافی، و از نظر استراتژی در بخش کیفی تحلیل محتوا و در بخش کمّی، پیمایشی است. مشارکت کنندگان در پژوهش در بخش کیفی، 19 نفر از خبرگان مدیریت آموزشی و مدیران مدارس متوسطه شهر کرمان بوده اند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمّی را مدیران اداره آموزش و پرورش و مدیران مدارس متوسطه شهر کرمان تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس حجم نمونه 69 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختمند و در بخش کمّی پرسشنامه پژوهشگر ساخته بود که روایی و پایایی آن با استفاده از شاخص CVR، آزمون کاپای کوهن و آزمون مجدد تأیید شد. تحلیل داده های بخش کیفی با استفاده از روش کدگذاری باز و محوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 و تحلیل داده های بخش کمّی با استفاده از تکنیک دلفی فازی انجام شد. تحلیل داده های حاصل از مصاحبه های اکتشافی منجر به شناسایی 24 شاخص بالندگی رهبری دانش آموزان شد. سپس با استخراج این شاخص ها، از طریق پژوهش کمّی رتبه بندی شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد: شبکه سازی، شناخت از نسل جدید، حمایت سازمانی ادراک شده و مدیریت استعداد، مهم ترین شاخص های بالندگی رهبری دانش آموزان می باشند.
۲۴۵۰.

پیاده سازی سیستم بهایابی برمبنای فعالیت مبتنی بر منطق فازی (مورد مطالعه: شرکت تولیدی شرق صنعت نیشابور)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۷۷
محاسبه دقیق بهای تمام شده محصولات، به ویژه در صنایع تولیدی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است و ابزارهای سنتی حسابداری مدیریت در این زمینه با محدودیت هایی مواجه اند. هدف این پژوهش، پیاده سازی و مقایسه سه سیستم بهایابی شامل سیستم سنتی، سیستم بهایابی بر مبنای فعالیت (ABC) و سیستم بهایابی بر مبنای فعالیت مبتنی بر منطق فازی (Fuzzy ABC) در شرکت شرق صنعت نیشابور است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی با روش توصیفی–پیمایشی است. داده ها از طریق بررسی اسناد مالی، مصاحبه های ساختاریافته و تحلیل اسناد حسابداری شرکت در سال ۱۴۰۱ گردآوری و با استفاده از نرم افزارهای Excel و MATLAB تحلیل شد. برای آزمون فرضیه ها از آزمون تفاوت میانگین و تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج نشان داد بین سیستم سنتی و ABC تفاوت معناداری در تعیین بهای تمام شده وجود دارد، اما تفاوت معناداری بین سیستم سنتی و ABC فازی مشاهده نشد. همچنین، مقایسه ABC و Fuzzy ABC نیز حاکی از تفاوت معنادار بود. سیستم ABC در این مطالعه، دقیق ترین روش بهایابی در شرایط واقعی شرکت بوده است. در مقابل، استفاده از منطق فازی بدون انطباق با ساختار زمانی تولید، منجر به کاهش دقت اطلاعات شده و کارایی مدل را کاهش داده است. بنابراین، بکارگیری سیستم ABC به صورت مستقل و بومی سازی شده در صنایع مشابه توصیه می شود.
۲۴۵۱.

طراحی مدل حکمرانی خوب سازمانی در دستگاه های نظارتی کشور ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف این پژوهش، طراحی مدل حکمرانی خوب سازمانی در دستگاه های نظارتی کشور ایران است. روش پژوهش بر حسب هدف کاربردی و بر حسب زمان گردآوری داده ها مقطعی و ازحیث روش گردآوری و ماهیت پژوهش، توصیفی-پیمایشی می باشد. پژوهش در دو مرحله کیفی و کمی (آمیخته) انجام شده است. در مرحله اول، با استفاده از روش فراتحلیل، به بررسی و تحلیل کیفی داده ها، غربالگری و شناسایی شاخص ها و عوامل پرداخته شده است. در مرحله دوم، با استفاده از تکنیک تصمیم گیری چندمعیاره و روش دیمتل، داده هایی که با پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شده اند، تحلیل شده اند.جامعه آماری در بخش کیفی شامل تمامی مقالات، کتاب ها، پایان نامه ها و رساله ها در زمینه حکمرانی خوب سازمانی از سال های 1385 تا 1402 بوده که پس از غربالگری، 42 مورد انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری شامل مدیران دستگاه های نظارتی، متخصصان و خبرگان حوزه خط مشی گذاری و حکمرانی در دیوان محاسبات کل کشور و همچنین اساتید و خبرگان دانشگاهی است. روش نمونه گیری از نوع هدفمند بوده است. یافته ها نشان داد که متغیرهای اصلی حکمرانی خوب سازمانی در دستگاه های نظارتی کشور ایران به پنج دسته ساختاری، مقرراتی، فرهنگی و اجتماعی و عملکردی تقسیم می شود که هرکدام با 25 شاخص تعریف شده است. این مدل می تواند به بهبود مستمر شیوه های حاکمیتی در نهادهای نظارتی ایران کمک کرده و بینش های ارزشمندی برای افزایش اثربخشی، شفافیت و پاسخگویی سازمانی ارائه دهد.
۲۴۵۲.

الگوی مفهومی رتبه بندی ارزشی شرکت ها در بازار سرمایه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۴
تأکید فقه اسلامی مبنی بر وجود شفافیت اقتصادی و نهی غرر در معاملات اقتصادی و گسترش دامنه فعالیت مؤسسات رتبه بندی اعتباری در کشورهای اسلامی، منجر به شکل گیری نوع خاصی از گزارش های اطلاعاتی در بین مؤسسات رتبه بندی اعتباری در این کشورها شده است که از آن تحت عنوان رتبه بندی ارزشی یا امانتی یاد می گردد که خروجی آن ترسیم وضعیت یک شرکت در بکارگیری منابع اقتصادی و سلامت جریان سودآوری آن می باشد.هدف از پژوهش پیش رو تشریح ابعاد و مولفه های انجام رتبه بندی ارزشی است که به عنوان یکی از خدمات مؤسسات رتبه بندی اعتباری در کشور قابل ارائه خواهد بود.بر اساس همین موارد، با توجه به فعالیت مؤسسات رتبه بندی در کشور و ضرورت ارائه گزارش های رتبه بندی استاندارد و مورد نیاز حرفه، در پژوهش حاضر با بررسی رویه های مؤسسات رتبه بندی اسلامی و رهنمودهای مؤسسات مالی بین المللی و اسلامی، اقدام به ترسیم الگویی مفهومی رتبه بندی ارزشی در بازار سرمایه کشور شد سپس، الگوی مفهومی استخراج شده با استفاده از روش تحقیق دلفی در معرض نظرخواهی از خبرگان قرار گرفته و پس از اجماع خبرگان درخصوص ابعاد و مؤلفه های ارائه شده، الگوی مفهومی نهایی و نتیجه این پژوهش، در قالب 5 بُعد و 21 مؤلفه ارائه گردید. در نهایت، ذکر این نکته ضروری است به دلیل حداقل کردن اثر سوء گیری های کلامی درفرآیند نظرخواهی از خبرگان، در این پژوهش روش دلفی فازی مورد استفاده قرار گرفته و از نظر 52 نفر از صاحب نظران حوزه مالی به منظور ترسیم الگوی رتبه بندی ارزشی در بازار سرمایه ایران استفاده شده است.
۲۴۵۳.

ارائه چارچوب مدیریت تجربه در شرکت پالایش گاز سرخون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۹
هدف پژوهش، ارائه چارچوب مدیریت تجربه در شرکت پالایش گاز سرخون با رویکرد ساختاری تفسیری بود. روش تحقیق، توصیفی بود که به صورت کیفی انجام شد. جامعه آماری تحقیق، 20 نفر از خبرگان شرکت پالایش گاز بود که به صورت هدفمند بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. برای بررسی صحت و اعتبار یافته ها، توسط 5 نفر از خبرگان و دو کدگذار تأیید شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته و فرم خودتعاملی ساختاری بود. برای ساختاردهی مؤلفه ها از روش مدل یابی ساختاری تفسیری استفاده شد. بر اساس یافته ها در مدل 50 شاخص در قالب 12 مؤلفه بر مدیریت تجربه در شرکت گاز سرخون اثرگذار است. همچنین نتایج سطح بندی مؤلفه ها را در 5 سطح نشان داد، مؤلفه های اقدامات آموزشی، عوامل مدیریتی و سیاست گذاری ها در سطح چهارم و بسترسازی استفاده از تجارب در سطح پنجم بیشترین اثرگذاری را بر ایجاد و یا تقویت مؤلفه های دیگر دارند و لازم است در اولویت اقدام قرار گیرند.
۲۴۵۴.

ارائه الگوی شکل گیری بازاریابی دیجیتال و فناوری در پتروشیمی با استفاده از هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۳
هدف این مطالعه تبیین معیارهای مؤثر بر شکل گیری بازاریابی دیجیتال با استفاده از هوش مصنوعی است. روش اجرای پژوهش آمیخته (کیفی کمی) است. در بخش کیفی از تکنیک تحلیل مضمون و در بخش کمی از تحلیل مسیر با استفاده از هوش مصنوعی استفاده شد. جامعه آماری در این پژوهش در بخش کیفی کلیه مقالات، گزارش های علمی، پایان نامه های مرتبط با عوامل مؤثر بر شکل گیری بازاریابی دیجیتال با استفاده از هوش مصنوعی است و در بخش کمی مجموعه خبرگان و مدیران خبره در زمینه بازاریابی دیجیتال و فناوری در پتروشیمی کرمانشاه هستند. روش نمونه گیری کیفی گلوله برفی و کمی طبقه بندی تصادفی ساده است. حجم نمونه حدود 380 نفر در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی فیش برداری و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بوده است. نتایج نشان داد شکل گیری بازاریابی دیجیتال با استفاده از هوش مصنوعی به طور معنی داری سبب گسترش تعاملات مشتری، صرفه جویی در زمان، محدود کردن میزان خطاهای انسانی و شناسایی سرمایه گذاری های مخاطره آمیز می شود.
۲۴۵۵.

شناسایی مؤلفه های کلیدی حکمرانی چندسطحی در سازمان های پیچیده با استفاده از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۱۸۱
هدف: سازمان ها در دنیای پیچیده امروز با چالش هایی همچون عدم شفافیت، تعارض منافع و تغییرات سریع محیطی مواجهند. این چالش ها، به مدل حکمرانی سازگار و مؤثری نیاز دارند که بتواند به بهبود تصمیم گیری کمک کند. مدل های حکمرانی موجود، اغلب به سطوح یا جنبه های خاصی می پردازند و نمی توانند وضوح کافی برای مدیریت جامع و یکپارچه فراهم کنند. ایجاد یک مدل حکمرانی چندسطحی، می تواند به شفاف تر شدن فرایندهای تصمیم گیری، بهبود ارتباطات و ارتقای همکاری بین سطوح مختلف کمک کند. نگرانی هایی در خصوص پیاده سازی حکمرانی چندسطحی در سازمان های پیچیده وجود دارد؛ اما به رغم این دغدغه ها، تاکنون رویکرد و مدل جامع و کارآمدی در این حوزه ارائه نشده است. عمده مطالعات انجام شده، بر یک مدل نسبتاً ساده تأکید دارند که در آن، دولت از طریق نهادهای خود، حکمرانی را برای جامعه فراهم می کند. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفه های حکمرانی چندسطحی در سازمان های پیچیده است. روش: این پژوهش به منزله یک مطالعه توسعه ای با بهره گیری از روش های اسنادی، تحلیل محتوا و فراترکیب انجام شد. روش گردآوری داده ها با استفاده از رویکردهای اسنادی و تحلیل محتوا، به منظور تبیین مؤلفه های کلیدی حکمرانی چندسطحی در سازمان های پیچیده است. در بخش روش شناسی اسنادی، یادداشت برداری از منابع تحقیقاتی مرتبط با موضوع حکمرانی چندسطحی انجام شد. در تحلیل محتوا، آثار و مطالعات موجود در این حوزه، بررسی و با نظرهای محققان سازمان دهی شد. در ادامه، با استفاده از روش فراترکیب که نوعی تحلیل کیفی است، ۳۶۱ مقاله مرتبط با حکمرانی چندسطحی بررسی و از بین آن ها، ۶۷ منبع (۵۴ مقاله به زبان انگلیسی و ۱۳ مقاله به زبان فارسی) برای تحلیل نهایی انتخاب شد. برای استخراج مفاهیم و مؤلفه های کلیدی حکمرانی چندسطحی، از الگوی هفت مرحله ای سنتی فرا تحلیل توسط سندلوسکی و باروسو استفاده شد که مراحل آن عبارت اند از: ۱. تنظیم سؤال تحقیق؛ ۲. بررسی نظام مند متون؛ ۳. جست وجو و دسترسی به منابع؛ ۴. استخراج اطلاعات از منابع؛ ۵. تجزیه، تحلیل و ترکیب یافته ها؛ ۶. کنترل کیفیت؛ ۷. ارائه یافته ها. در گام دوم انجام پژوهش، برای تبیین ضریب اهمیت مؤلفه های احصا شده، از آنتروپی شانون استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، مؤلفه های کلیدی شناسایی شده حکمرانی چندسطحی در سازمان های پیچیده، عبارت اند از: ابعاد پیچیدگی موضوعی، سیاستی و ساختاری، پویایی رشد و محیطی، توافق ذی نفعان، ظرفیت سیاست گذاری و اصلاح استراتژی های کلان. در این میان، مؤلفه های پویایی رشد و محیطی و ظرفیت سیاست گذاری، بر حکمرانی چندسطحی بیشترین تأثیر را داشته اند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق، پیشنهاد می شود که سیاست گذاران با برنامه ریزی دقیق، ساختارها و فرایندها را بازمهندسی کنند. این امر باید از طریق ایجاد بستر مناسب، دستیابی به اجماع بین بازیگران مختلف، ارتقای هماهنگی بین ذی نفعان و ارزیابی مستمر فعالیت های اولویت دار انجام شود. همچنین، ارزیابی های رسمی و سازمانی برای سنجش میزان تحقق حکمرانی چندسطحی و تقویت نقش رهبری ضروری است.
۲۴۵۶.

Optimal Inflation Rate Measurement for Minimizing Economic Inequality: The Dynamic Stochastic General Equilibrium Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۳۶
The equitable distribution of income is considered as a development indicator in countries. Thus it is required to identify factors impacting the equitable distribution of income to make suitable policies to improve it. The present study aims to determine the optimal inflation rate in order to minimize income inequality by using the dynamic stochastic general equilibrium (DSGE) method in Iran during 1997-2017. The results revealed the optimal inflation rate to be 3.74%. An increase or reduction in the optimal inflation rate of 3.74% enhances income inequality. Thus, the government should target the inflation rate in its policies to achieve minimum inequality. Hence, inequality fluctuations (rises and declines) will be probable.
۲۴۵۷.

عدم تأیید چک صیادی توسط دارنده در سامانه و چالش صادرکننده در دریافت دسته چک جدید: نقد راه کارهای حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۸۶
از زمان پیدایش چک صیادی، شاهد بروز سؤالات حقوقی و اقامه دعاوی جدید از جمله دعوای دارنده دال بر الزام صادرکننده چک به ثبت آن در سامانه صیاد بوده‌ایم. بااین‌حال، روی دیگر این رابطة حقوقی - که تاکنون در ادبیات حقوقی ما مورد توجه و تحلیل قرار نگرفته است - فرضی است که صادرکننده، نیازمند اخذ دسته‌چک جدید است و برای این منظور باید بخش عمده چک‌های صادره، منتهی به وصول یا دست‌کم تأیید چک توسط دارنده در سامانه صیاد شده باشد. اما در فروضی شاهد آنیم که چند دارنده بعد از اخذ لاشه کاغذی چک، بنا به هر دلیل موجه یا غیرموجه، از تأیید چک در سامانه صیاد امتناع می‌کنند و این امر، صادرکننده را - بخصوص در جایی که به دلیل شغلش نیازمند اخذ دسته‌چک جدید و صدور چک‌های متعدد است - دچار مشکل می‌کند و این سؤال را مطرح می‌نماید که آیا دعوای صادرکننده علیه دارنده دال بر الزام به تأیید چک در سامانه، قابلیت استماع دارد؟ و در صورت قابلیت استماع، آیا می‌توان راهکارهای قانونی جایگزین مطلوب تر و سریع تر به صادرکننده پیشنهاد داد؟ و آیا مقررات فعلی، ظرفیت پذیرش این راهکارهای پیشنهادی را دارند؟ این مقاله با روش کیفی و با استفاده از ابزار کتابخانه‌ای و میدانی، درصدد بیان این فرضیه است که دعوای مورد بحث قابلیت استماع دارد و مقررات جاری کشورمان، ظرفیت پیشنهاد راهکار جایگزین و سریع‌تر را دارد. مقاله پیش‌رو در قالب دو بخش (گفتار نخست - بیان چالش‌ها و گفتار دوم- ارائه راهکارها) درصدد پاسخ به سؤالات و اثبات فرضیه‌های فوق است.
۲۴۵۸.

شناسایی هوشمند ناهنجاری در داده های صنعتی نامتوازن با استفاده از مدل XGBoost و الگوریتم ژنتیک (GA) جهت بهینه سازی عملکرد در شناسایی محصولات معیوب در خط تولید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۶
مقدمه و اهداف . فرآیند ﺧﻄﻮط تولید و توالی آن ﯾﮑﯽ از روﯾﮑﺮد ﻫﺎی اساسی در برنامه ریزی ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺻﻨﻌﺘﯽ به صورت انبوه است. ﻋﺪم برنامه ریزی در ﺧﻄﻮط و راه کار مناسب برای بهینه سازی سیستم های موثر در فرآیند تولید و مونتاژ، ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺰاﯾﺶ زمان تخصیصی به امر تولید و افزایش زمان های توقف ماشین آلات و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮐﺎﻫﺶ تعداد محصولات تولید از لحاظ تعدادی و نرخ تولید عدم ﮐﺎراﯾﯽ منابع تخصیصی و در اختیار و در نتیجه اﻓﺰاﯾﺶ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎی ﺳﯿﺴﺘﻢ می شود ﮐﻪ همه این ﻋﻮاﻣﻞ در ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻬﺮه وری ﭘﺎﯾﯿﻦ و از دست دادن منابع موجود است. از این رو در این پژوهش هدف اصلی شناسایی ناهنجاری ها در فرآیند تولید ویفر های نیمه هادی با استفاده از روش های یادگیری ماشین است. داده های مورد استفاده شامل ویژگی های مختلفی از ویفر های تولیدی است که از یک تولید کننده بزرگ در صنعت نیمه هادی جمع آوری شده و حاوی اطلاعاتی از وضعیت ویفرها در فرآیند تولید است. به منظور بهبود عملکرد مدل و کاهش اثرات منفی داده های پرت، از روش وینزوریزه کردن برای تعدیل مقادیر بسیار دور از میانگین در برخی از ویژگی ها استفاده شد. همچنین، برای آماده سازی بهتر داده ها، ویژگی ها استاندارد سازی شدند تا مدل نسبت به تفاوت مقیاس بین ویژگی ها حساس نباشد. روش ها . در این پژوهش، با استفاده از روش های پیش پردازش داده و همچنین شبیه سازی در نرم افزار پایتون، سعی شد تا دقت مدل در شناسایی ناهنجاری ها افزایش یابد. اولین گام، آماده سازی داده ها و حذف یا تعدیل داده های پرت بود. به دلیل اینکه برخی از ویژگی ها شامل مقادیر بسیار و تعداد زیاد دور از میانگین بودند که می توانستند مدل را دچار انحراف کنند، از روش "وینزوریزه کردن" استفاده شد. وینزوریزه کردن به این معناست که مقادیر بسیار بزرگ و بسیار کوچک هر ویژگی به آستانه های معینی محدود می شوند تا تأثیر آن ها بر عملکرد مدل کاهش یابد. یکی دیگر از گام های کلیدی در این پروژه، کاهش ابعاد داده ها بود. با توجه به اینکه این مجموعه داده شامل ۱۵۵۸ ویژگی است، پردازش و تحلیل تمامی این ویژگی ها نیازمند منابع محاسباتی قابل توجهی است و ممکن است مدل را پیچیده تر از حد لازم کند. از این رو، با بهره گیری از روش "تحلیل تفکیک خطی (LDA) ، ابعاد داده ها به فضای بُعد پایین تری کاهش یافت تا جدایی بهتری بین کلاس های نرمال و ناهنجار ایجاد شود. این کاهش ابعاد به مدل کمک می کند تا طبقه بندی داده ها را با دقت بیشتری انجام دهد و همچنین پردازش محاسباتی ساده تر شود. یافته ها . پس از آماده سازی داده ها، برای استانداردسازی داده ها ازجدول استاندارد آرایه های متعامد در روش تاگوچی استفاده می شود آرایه های متعامد L9(34) به عنوان مناسب ترین طرح برای مدل های سه تا شش انتخاب می شوند. سپس داده ها مربوط به پژوهش با استفاده از مدل XGBoost و الگوریتم ژنتیک برای شناسایی ناهنجاری ها و مقایسه دو مدل استفاده شده است . عملکرد مدل با استفاده از ماتریس در هم ریختگی و منحنی ROC  و کارائی الگوریتم ژنتیک مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل توانایی بالایی در شناسایی ناهنجاری ها دارد و مقدار زیر منحنی AUC برابر با ۰.۹۷ به دست آمد. در ادامه، به منظور بهینه سازی بیشتر و مدیریت چالش عدم توازن داده -ها، از الگوریتم ژنتیک (GA) به عنوان یک رویکرد تکاملی برای تنظیم وزن ویژگی ها و آستانه طبقه بندی استفاده شد این نتایج نشان دهنده توانایی مدل در تفکیک نمونه های سالم و معیوب با دقت بالا است. این پژوهش نشان می دهد که با استفاده از تکنیک های مناسب پیش پردازش داده و مدل های یادگیری ماشین، می توان در شناسایی ناهنجاری های تولید و شناسایی قطعات معیوب به نتایج موفقیت آمیزی دست یافت و از ورود محصولات معیوب به بازار جلوگیری کرد. نتیجه گیری . نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داد که روش XGBoost توانایی بالایی در تشخیص ناهنجاری ها دارد.و همچنین الگوریتم ژنتیک توانسته است معیارهای عملکردی مانند دقت (92.4%)، ، فراخوانی (0.924) و امتیاز (0.913) را بهبود دهد و همگرایی پایداری در طول نسل های مختلف ارائه کند. ترکیب XGBoost و الگوریتم ژنتیک (GA) امکان شناسایی دقیق تر ناهنجاری ها را فراهم کرده و نشان می دهد که این رویکرد می تواند به عنوان یک چارچوب عملی در بهبود کنترل کیفیت، کاهش ضایعات و افزایش بهره وری خطوط تولید مورد استفاده قرار گیرد.
۲۴۵۹.

ارائه چارچوب ارتقا و بهبود سیستم های اطلاعاتی حسابداری مبتنی بر فناوری بلاکچین و هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۶
این تحقیق با هدف ارائه ارائه چارچوب ارتقا و بهبود سیستم های اطلاعاتی حسابداری مبتنی بر فناوری بلاکچین و هوش مصنوعی انجام گرفت. اطلاعات مورد نیاز تحقیق از حسابداران خبره ای است که به فناوری اطلاعات، بلاکچین و هوش مصنوعی اشنایی کامل داشتند، از طریق مصاحبه گردآوری شد. در این تحقیق با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) یک چارچوب ارتقا و بهبود سیستم های اطلاعاتی حسابداری مبتنی بر فناوری بلاکچین و هوش مصنوعی طراحی شد. بر اساس مدل سازی ساختاری تفسیری در مجموع 15 مولفه در قالب سه بعد در مدل نهایی ISM ارائه شد. مؤلفه های کاهش خطای انسانی، مدیریت و پردازش داده های بزرگ، بهبود خودکارسازی فرآیندها، پیش بینی و تحلیل فرآیندها و بهبود محاسبات در قالب بُعد «هوش مصنوعی» در سطح اول مدل، مؤلفه های افزایش امنیت اطلاعاتی، غیر متمرکز بودن، کاهش هزینه ها، افزایش سرعت و کارآمدی، شفافیت نقل و انتقالات و استانداردسازی در قالب بُعد «فناوری بلاکچین» در سطح دوم مدل، و مؤلفه های افزایش امنیت اطلاعاتی، بهبود دقت و سرعت گزارشگری، افزایش شفافیت و قابلیت اعتماد و ارتقا و بهبود نرم افزاری در قالب بُعد «ارتقا و بهبود سیستم های اطلاعاتی حسابداری» در سطح سوم مدل قرار داشتند.
۲۴۶۰.

نقش آفرینی راهبردی مسئولیت اجتماعی شرکتی در عصر اقتصاد دیجیتال: چارچوبی برای همراه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۳
اهداف: این پژوهش با هدف تبدیل مسئولیت اجتماعی شرکتی به یک اهرم راهبردی برای رهبری و ایجاد ارزش پایدار در اقتصاد دیجیتال انجام شده است. این پژوهش نقش راهبردی مسئولیت اجتماعی شرکتی را در همراه اول (شرکت ارتباطات سیار ایران-MCI) بررسی کرده و چشم انداز و مسیرهای مطلوب برای ارتقا مسئولیت اجتماعی شرکتی به سطح راهبردی را شناسایی می کند. روش ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و راهبرد مطالعه موردی و تحلیل مضمون مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 30 نفر از ذی نفعان کلیدی به همراه تحلیل اسناد انجام شده است. یافته ها: یافته ها در شش مضمون کلیدی طبقه بندی شده اند: ۱) استقرار نظام راهبردی و یکپارچه، ۲) تمرکز هوشمندانه بر قابلیت های محوری دیجیتال، ۳) راهبری اکوسیستم نوآوری، ۴) پاسخگویی دیجیتال به نیازهای جامعه، ۵) شفافیت و اعتمادسازی، و ۶) تعهد پایدار به سرمایه انسانی و محیط زیست. یافته ها نشان می دهد که یکپارچه سازی مسئولیت اجتماعی شرکتی با استراتژی دیجیتال و تمرکز بر خلق ارزش مشترک، می تواند موتور محرکه ای قدرتمند برای تحقق چشم انداز همراه اول مبنی بر تبدیل شدن به «محبوب ترین شرکت ایرانی» و «بزرگترین هلدینگ اقتصاد دیجیتال» باشد. نتیجه گیری: این پژوهش بر اهمیت ادغام مسئولیت اجتماعی شرکتی با راهبرد سازمانی و تحول دیجیتال تاکید می کند. توصیه های عملی شامل تدوین نقشه راه مسئولیت اجتماعی شرکتی دیجیتال، ایجاد ساختار حاکمیتی موثر و افزایش شفافیت برای تقویت تاثیر راهبردی مسئولیت اجتماعی شرکتی است

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان