امروزه نیروی انسانی به عنوان یک دارایی باارزش و محوری برای سازمان ها نگریسته می شود. سازمان ها به منظور کسب سطح بالاتری از عملکرد و موفقیت همواره به دنبال بهره گیری حداکثری از این دارایی ارزشمند سازمانی هستند. ازاین رو؛ سازمان ها به دنبال توانمندسازی نیروی انسانی خود به عنوان یک اصل مهم برای بقا و رقابت در عرصه متغیر کسب وکار کنونی می باشند. در این راستا؛ پژوهش حاضر به دنبال بررسی رابطه دو متغیر کلیدی شناخته شده فرهنگ یادگیری سازمانی و انتقال دانش ضمنی در رابطه با توانمندسازی کارکنان است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین فرهنگ یادگیری در سازمان و توانمندسازی کارکنان با در نظر گرفتن متغیر میانجی انتقال دانش ضمنی می باشد. پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی است و به روش توصیفی- همبستگی صورت گرفته است. حجم نمونه تعداد 220 نفر از اساتید و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی می باشند، که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. ابزار مورداستفاده در ای پژوهش پرسشنامه های استاندارد فرهنگ یادگیری سازمانی ، توانمندسازی کارکنان و انتقال دانش ضمنی است، که پایایی آن ها از طریق آلفای کرونباخ به دست آمد و روش تحلیل عاملی تأییدی برای بررسی روایی مورداستفاده قرارگرفته است. و داده ها نیز با بهره مندی از همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که فرهنگ یادگیری سازمانی نقش بسزایی در فراهم کردن بستر مناسب برای توانمندسازی کارکنان از طریق انتقال دانش ضمنی دارد. ازاین رو پیشنهاد می شود همواره سازمان ها به دنبال دستیابی به فرهنگی و جوی مطلوب و حمایت کننده از یادگیری باشند.
منابع انسانی با ظرافتها و پیچیدگی هایی که دارد، منبعی بزرگ و بهعبارتی اصلی ترین منبع برای یک سازمان محسوب می شود در این تحقیق سعی شده است تا با رویکرد مدل کارت ارزیابی متوازن (BSC) عملکرد کارکنان شهرداری منطقه 16 تهران سنجیده شود. در این پژوهش معیارها و مولفه های ارزیابی عملکرد شناسایی شده و با بررسی سازمانهای برتر در حوزه ارزیابی عملکرد این شاخصها در قالب کارت ارزیابی متوازن ارائه شدند. پس از وزندهی با منطق تصمیمگیری چند معیاره، فرآیند ارزیابی عملکرد بین 104 نفر از کارکنان شهرداری در منطقه 16 تهران اجرا شد. نتایج نشانداد که امتیاز کارکنان شهرداری در بعد مشتری بیشتر از سایر ابعاد بود. در ابعاد مالی، حوزه مالی و اقتصاد شهری و شهرسازی، در فرآیندهای داخلی ، حوزه های مالی و اقتصاد شهری و شهرسازی، در رشد و یادگیری حوزه های برنامه ریزی و منابع انسانی و در زمینه مشتری نیز حوزه مالی و اقتصاد شهری نیز با تفاوت قابل ملاحظه ای نسبت به سایر حوزه ها در سطح 05/0، حوزههای پیشرو بودند.
سازمان های صنعتی دانش بنیان برای تولید محصولات با کیفیت در کوتاه ترین زمان و با کمترین هزینه، نیازمند دسترسی بموقع به دانش مورد نیاز می باشند. بنابراین تسهیم دانش یکی از مهم ترین عوامل کلیدی موفقیت در چنین سازمان هایی است. اما میزان تسهیم دانش میان کارکنان، خود متأثر از عوامل متعددی بوده و دربردارنده پیامدهای مفید متفاوتی برای سازمان ها می باشد. از این رو در این تحقیق تلاش می شود در قالب مدلی یکپارچه، ارتباط میان توانمندسازها، فرآیندها و نتیجه تسهیم دانش در سازمان های صنعتی دانش بنیان بررسی شود. عوامل سرمایه اجتماعی به عنوان توانمندسازها، جمع آوری دانش و اهدای دانش به عنوان فرآیندها و بهره وری کارکنان به عنوان نتیجه تسهیم دانش مورد بررسی قرار گرفتند. روش تحقیق از نوع توصیفی - پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه می باشد. برای آزمون در این تحقیق فرضیه ها نیز از روش حداقل مربعات جزئی استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل 143 داده گردآوری شده از 10 سازمان مورد مطالعه حاکی از اثر مثبت و معنادار پیوندهای متقابل اجتماعی و اعتماد بر روی تمایل کارکنان به جمع آوری دانش و نیز اثر اعتماد بر روی تمایل کارکنان به اهدای دانش می باشد. علاوه بر این، اثر معنادار تمایل کارکنان به جمع آوری و اهدای دانش بر روی بهره وری کارکنان تأیید شد. در نهایت با توجه به یافته های تحقیق، توصیه هایی برای شاغلان حرفه ای در حوزه مدیریت دانش به منظور ارتقای بهره وری کارکنان از طریق توسعه راهبردهای تسهیم دانش به همراه پیشنهادهایی برای محققان آتی جهت تکمیل اهداف تحقیق حاضر ارائه می شود.
این مقاله، مجموعه ای از 10 مطلب ترجمه شده در حوزه رفاه وتأمین اجتماعی است. عنوان مطلب نخست «توسعه اجتماعی یا توسعه شخصی؟» است که در آن، فراگیر شدن بحث «توسعه شخصی» در اروپای جامعه گرا بررسی شده و افزون بر تبیین مقوله یاد شده، برخی از آرا و دیدگاه های آنتونی رابینر نیز مورد توجه قرار گرفته است.در مطلب دوم، هزینه سنگین زندگی در توکیو، لندن و مسکو و نسبت آن با افزایش و کاهش ارزش پول کشورهای مربوط براساس بررسی جامعی که حسب هزینه زندگی سالیانه در کشورهای مختلف صورت گرفته است، بررسی می شود. بیکار شدن حدود 300 هزار کارگر متخصص صنایع ذوب فلزات و فولادسازی آمریکا، مضمون گزارش بعدی است. در مطلبی دیگر، گزارش ویژه سازمان جهانی بهداشت و بانک جهانی در مورد حوادث جاده ای بررسی و تحلیل می شود؛ حوادثی که دومین عامل مرگ ومیر جوانان در جهان هستند و سه هزار کشته در روز، 50 میلیون زخمی و معلول در سال، و 518 میلیارد دلار زیان اقتصادی، از ضایعات سنگین آن به شمار می آیند.وضع «شکننده» و ایمنی پایین جاده ها – به ویژه در کشورهای جنوب- نیز در خلال مباحث مورد تأمل قرار گرفته است.«مبارزه جدی با بردگی در برزیل» از زمان روی کار آمدن دولت لولا در این کشور، مضمون گزارش بعدی است که در آن، وضع ناگوار و سخت 25 هزار برزیلی که در بردگی به سر می برند تشریح شده است. بخشنامه وزارت آموزش و پرورش فنلاند به تمام آموزشگاه های ابتدایی و متوسطه این کشور و اهمیت والایی که در آن به «محیط آموزشی» و نقش آن در تسهیل و تشویق امر مهم «یادگیری» داده شده، محور مطلب بعدی است.درادامه با تشریح «توزیع جغرافیایی بیماری ها و انگل های انسانی» تأکید شده به همان نسبت که به مناطق استوایی نزدیک تر می شویم، شمار عوامل بیماری زا و انگل های انسانی نیز بیش تر و فشرده تر می شود.تبیین مطرود شمردن بعضی از لایه های اجتماعی در هند- زیر عنوان «نجس»ها – با آن که در قانون اساسی هند نوین، جایی ندارد، در متن جامعه کنونی این کشور کاملاً زنده است. این واقعیت که حدود 250 میلیون نفر هندی «نجس» (زن و مرد) مورد انواع تبعیض های اجتماعی و اقتصادی قرار دارند و در عمل از جامعه هندویان اخراج شده اند، بخش دیگری از این نوشتار است. افزایش شمار آمریکایی هایی که در فقر زندگی می کنند و از هیچ گونه پوشش اجتماعی برخوردار نیستند، و استفاده از این امر به مثابه یک «حربه انتخاباتی» در مطلب بعد، تشریح شده است.در انتهای مقاله با بررسی «تقویت علمی و فنی» به عنوان «موتور رشد اشتغال»، رشد اقتصادی حاصل از تحقیقات علمی در اروپا، تحلیل شده است.
از آنجایی که آموزش، بیش از هر موضوعی متاثر از تحولات فناوری است، بعنوان نهاد اصلی و رسمی جامعه، نیاز دارد خود را به فناوریهای جدید مجهز کند. در این مقاله دلایل اختلاف در انتخاب فناوری در زمینه آموزش حسابداری دو دوره کارشناسی ارشد و دکتری مورد بررسی قرار میگیرد. این یک تحقیق پیمایشی کاربردی بوده و از طریق انتخاب یازده فناوری مختلف و ارسال پرسش نامه به دوگروه از اساتید دوره کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاههای مختلف وتجزیه وتحلیل نتایج بدست آمده از این اطلاعات انجام شده است. ابزار اندازه گیری این تحقیق پرسش نامه بوده و روش آماری آن آزمون t می باشد. نتایج تحقیق بیانگر وجود تفاوت معنادار بین استفاده از موارد یاد شده در بین دو گروه از اساتید حسابداری دوره کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاهها می باشد. راه حل عملی برای پوشش این فاصله، استفاده بیشتر از فناوری اطلاعات در آموزش حسابداری جهت افزایش کیفیت آموزش توسط اساتید و از طرفی تلاش دانشجویان جهت یادگیری فناوریهای نوین و استفاده عملی از آن می باشد.