فناوری ها با توسعه ی روزافزون، باعث ظهور فرصت های جدیدی می شوند. در حال حاضر با توجه به پیش بینی های انجام شده توسط کارشناسان جهانی، انقلاب صنعتی چهارم از سال 2015 میلادی شروع و در سال 2030 میلادی به نقطه اوج خود خواهد رسید. بر اساس تئوری قابلیت پویا و ادبیات موجود، این مقاله به طور تجربی اثرات فناوری های نوظهور جدید انقلاب صنعتی چهارم را بر منابع انسانی بررسی می کند. در واقع ما می خواهیم بدانیم که آیا ظهور صنعت 4.0 یک چالش ضروری است یا خیر؟ آیا می توان به آن بی اهمیت بود و تاثیرات ان بر روی منابع انسانی و سازمان را نادیده گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از شش شرکت در ایران از طرح تحقیق توصیفی با روش تحلیل کیفی قیاسی (DQA) استفاده شده است. مطابق با دو فرضیه استنباط شده در مطالعه ما، نتایج در وهله اول تأیید کرد که فناوری های نوظهور جدید انقلاب صنعتی چهارم تأثیر مثبتی بر بهره وری منابع انسانی دارند. ثانیاً، فناوری های نوظهور جدید چالش های منفی بالقوه ای بر منابع انسانی از نظر بیکاری در آینده دارند. ما تشخیص دادیم که صنعت 4.0 هنوز در مرحله توسعه است و در این مرحله نظرات متضادی درمورد آن وجود دارد. اما پیشنهاد ما این است که صنعت 4.0 یک چالش ضروری است و به مطالعات تحقیقاتی بیشتری نیاز دارد تا بتوان در مورد آن نظر داد.
حسابرسی عملکرد به عنوان حسابرسی ارزش قائل شدن برای منابع شناخته شده است. اقتصاد جمهوری اسلامی ایران یک اقتصاد دولتی است؛ بنابراین حسابرسی عملکرد برای مدیریت بهینه منابع این بخش ضروری است. هدف از این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر موفقیت حسابرسی عملکرد در دیوان محاسبات کشور با رویکرد فازی با در نظر گرفتن تجربه دیگر کشورها و نظرات خبرگان است. این پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی( اکتشافی و پیمایشی) و همچنین کیفی کمی(ترکیبی) است که در سال 1398 انجام شد. برای انجام پژوهش در مراحل دلفی 20 نفر از خبرگان دولت، مجلس شورای اسلامی و دیوان محاسبات انتخاب شدند. محاسبات دلفی فازی با نرم افزار اکسل انجام شد. در مرحله دلفی فازی یافته ها نشان داد که 26عامل مؤثر بر موفقیت حسابرسی عملکرد در دیوان محاسبات کشور وجود دارد. دیوان محاسبات کشور باید به عنوان عالی ترین مرجع نظارتی مالی کشور، با توجه به عوامل موثر بر موفقیت حسابرسی عملکرد، در بهبود و توسعه این نوع حسابرسی گام بردارد.
شناخت در مورد دستکاری اطلاعات حسابداری برای کلیه ذی نفعانی که تصمیم های خود را بر مبنای گزارش های سالیانه شرکت ها اتخاذ می کنند، مفید است. از این رو مقایسه ابزارهای مدیریت سود در شرکت های بحران زده و شرکت های سالم هدف این تحقیق قرار گرفته است. بدین منظور با بررسی 312 شرکت بورسی و فرابورسی طی سال های 1385 تا 1394 مشخص شد که هر دو گروه به مدیریت سود می پردازند و با استفاده از آزمون مقایسه میانگین مشخص شد که میزان مدیریت سود در شرکت های بحران زده مالی بیشتر از شرکت های سالم است و شرکت های بحران زده تمایل دارند در سال های قبل از وقوع بحران مالی به میزان بیشتری از ابزارهای مدیریت سود واقعی نسبت به اقلام تعهدی استفاده نمایند. همچنین مشخص شد که با نزدیک تر شدن به وقوع بحران مالی، میزان مدیریت سود در شرکت های بحران زده افزایش معنی داری پیدا نمی کند و با استفاده از آزمون گرنجر مشخص شد که ابزارهای مدیریت سود به صورت متقابل بر همدیگر تأثیر می گذارند.
این مطالعه به طور کلی با هدف کشف فرایند ارزش آفرینی در صنعت گردشگری به مدلسازی رویکردهای مدیریت تجربه میپردازد. در مرحله اول با استفاده از روش فراترکیب، ابعاد تجربه گردشگر شناسایی و در مرحله دوم از روش کمی پرسشنامه ای تهیه و در بین 440 نفر از گردشگرانی که در 5 سال گذشته به یکی از کشورهای مالزی، امارات، آذربایجان و ترکیه سفر کرده بودند توزیع گشت. در ادامه اعتبار سنجی مدل با استفاده از نرم افزارهای AMOS24 وSPSS24 انجام گرفت. یافته ها نشان میدهد که رویکرد تجربه سازی مرحله ای پنج بعد از ابعاد تجربه (حسی، عاطفی، شناختی، ذهنی، تازگی) و رویکرد تجربه هم آفرینی ابعاد (رفتاری، ارزشمندی، اجتماعی، کاربردی و آموزنده بودن) تجربه را در بر میگیرد. استفاده از روش ترکیبی برای شناسایی ابعاد تجربه و مدلسازی رویکردهای مدیریت تجربه از نوآوریهای این تحقیق بوده است.نتایج ، پرسشنامه این پژوهش را مورد تایید قرار میدهد.
هدف و مقدمه: از آنجای که هدف مدیریت امروز و ملاک موفقیت آن، کمک به تحقق چشم انداز، اهداف، راهبردها و بهبود مستمر عملکرد سازمان بوده و یکی از مهمترین گام های موفقیت مدیریت سازمان در حوزه عملکردی، نگاه جامع و راهبردی به بحث مدیریت عملکرد در سازمان است. همچنین یک نظام ارزیابی و پایش در قالب مدیریت عملکرد که برنامه های کلان قرارگاه را با یک نگاه سیستمی در تمام سطوح مورد پایش قرار دهد و از بازخوردهای گرفته شده نه صرفاً به منظور ارزیابی، بلکه باهدف اصلاح مداوم آن و تحقق رسیدن به اهداف راهبردی و برنامه های تعیین شده ارائه نماید یکی از ضرورت هاست. هدف اصلی این مقاله، طراحی الگوی مدیریت عملکرد راهبردی در سازمان های بزرگ مهندسی (موردمطالعه: قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (ص)) در راستای منتفع شدن آن است. روش شناسی: این مقاله از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نوع و شیوه گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی است. منظور جمع آوری داده ها در خصوص عوامل موثر برمدیریت عملکرد راهبردی، مطالعات به صورت نظری-میدانی انجام شده است پس از بررسی پیشینه پژوهش، پنل دلفی تشکیل و اعضای مناسب برای آن انتخاب شد. در انتخاب اعضای پنل از روش نمونه گیری قضاوتی استفاده شده است؛ که دو گروه انتخاب شدند. گروه اول خبرگان آشنا به قرارگاه و گروه دوم خبرگان حوزه مدیریت عملکرد در سازمان. از گروه اول 25 نفر و از گروه دوم 15 نفر اعلام آمادگی کردند که درمجموع پنلی 40 نفره شکل گرفت. درنهایت پس از سه دور اجرا، در مورد عوامل موثر برمدیریت عملکرد راهبردی اجماع حاصل شد؛ که عوامل شناسایی شده مبنای تهیه پرسشنامه ISM قرار گرفت. در این مرحله تعداد 25 نفر از مدیران و متخصان جهت تعیین نوع ارتباط و اولویت بندی عوامل شناسایی و از این پرسشنامه برای تعیین الگوی نهایی بکار گرفته شد. در این تحقیق، به دلیل پیچیدگی بالای سیستم ها و واحدهای چندلایه ی سازمان مربوطه، به هیچ عنوان، نمی توان فقط به استفاده از یک روش (کمی یا کیفی) اکتفا کرده و با آن، به شناخت کافی نسبت به موقعیت تحقیق دست یافت. به همین دلیل در راستای برطرف نمودن این نیاز، از ترکیب روش های کمی و کیفی، تحت عنوان روش های تحقیق ترکیبی یا آمیخته، از نوع روش ترکیبی اکتشافی استفاده شده است و رویکرد این پژوهش استقرایی- قیاسی است. این پژوهش به لحاظ استراتژی از استراتژی تحلیل مضمون و گونه شناسی استفاده می کند و درنهایت شیوه گردآوری داده ها بررسی اسناد و پرسشنامه است. یافته ها: در این تحقیق، عوامل مؤثر بر مدیریت عملکرد راهبردی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (ص) با روش دلفی مورد شناسایی قرار گرفت کهتعداد 14 عوامل مؤثر بر مدیریت عملکرد راهبردی قرارگاه سازندگی شامل موارد زیر می باشد: اهداف راهبردی با درنظرگرفتن ذینفعان؛ تعریف سطح مورد انتظار؛ کنترل راهبردی؛ سنجش و ارزیابی عملکرد؛ بازخورد مداوم عملکرد؛ گزارش دهی و انتشار اطلاعات؛ بازنگری و اصلاح عملکرد؛ عوامل کلیدی موفقیت و انتخاب سنجه ها و شاخص های کلیدی؛ کنترل عملیاتی؛ ساختار سازمانی؛ گردآوری و جریان اطلاعات؛ برنامه اقدام محوری؛ کنکاش مفهومی و کنکاش محیطی. بحث و نتایج: بر اساس دیاگرام نهایی مدل ISM، عامل اهداف راهبردی با درنظر گرفتن ذی نفعان، عامل زیر بنایی موثر بر مدیریت عملکرد راهبردی در بالاترین اولویت نسبت به عوامل دیگر قرار گرفته است. این عامل در درون خود عوامل بسیاری را شامل می شود که رسالت و مقصود سازمان؛ هدف های خرد و کلان سازمان؛ ارزش های محوری و فرهنگ سازمان؛ نقاط قوت و ضعف داخلی سازمان؛ فرصت ها و تهدیدهای محیطی سازمان از جمله این عوامل است که قرارگرفتن این عامل در بالاترین اولویت، نشان دهنده اهمیت و جامعیت این عامل و صحت الگوی طراحی شده است. در سطوح بعدی، دو عامل کنکاش مفهومی (ماموریت، چشم انداز، منابع و ارزش ها) و کنکاش محیطی (نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهدیدات محیطی) قرارگرفته است؛ که بنا به نظر اکثریت خبرگان، این دو عامل پشتیبان عامل اهداف راهبردی است که در دیاگرام نیز این مطلب به درستی به دست آمد . سطح بعد از کنکاوش مفهومی و محیطی، کنترل راهبردی قرارگرفته است در واقع کنترل راهبردی با در نظر گرفتن مسائل داخلی و خارجی (از خروجی های کنکاش مفهومی و محیطی) همواره اهداف راهبردی را رصد و درصورت لزوم بنابه شرایط اصلاح می نماید و از آنجایی که قرارگاه سازندگی یک سازمان نظامی و دارای سلسله مراتب است لذا لازم است اگر اصلاحی در سازمان نیاز به انجام باشد حتما، آن تغییر در ساختار قرارگاه (چه ساختار سازمانی و چه ساختار اطلاعاتی) انجام شود که به درستی در دیاگرام، این موضوع مشخص شده است. حال، نوبت به برنامه اقدام محوری و تعیین عوامل کلیدی موفقیت و انتخاب شاخص های کلیدی است که در نمودار ISM این دو عامل به درستی یکی پس از دیگری آمده است. درواقع، درهرسازمانی هرچند اهداف مناسبی تعیین شود اما تازمانی که درسازمان اجرایی و پیاده سازی نشود درواقع ارزش چندانی نخواهد داشت در همین راستا، لازم است تا عوامل کلیدی موفقیت سازمان و همچنین شاخص های آن، برگرفته از اهداف راهبردی سازمان تعیین شود که این گام و گام بعدی (عامل گردآوری و انتشار اطلاعات)، تضمینی در اجرایی شدن آن است. در سطح بعدی دو عامل گزارش دهی و انتشار اطلاعات و گردآوری و جریان اطلاعات که باهم رابطه ای دوسویه دارند کسب شده و در آخرین سطح نیز عوامل کاملاً مرتبطی مانند تعریف سطح مورد انتظار؛ سنجش و ارزیابی عملکرد؛ بازخورد مداوم عملکرد؛ بازنگری و اصلاح عملکرد و کنترل عملیاتی به دست آمده است.
طبق نظریه شناخت اجتماعی، رفتار انسان تحت تأثیر ویژگی های فردی و محیط است. نگرش سازمانی حسابرسان یعنی تعهد سازمانی و رضایت شغلی می تواند در ارتقای کیفیت حسابرسی صورت های مالی مؤثر باشد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر تفاوت های فردی بر تعهد سازمانی و رضایت شغلی حسابرسان است. برای این منظور، مطابق با نظریه شناخت اجتماعی از دو معیار منبع کنترل درونی و خودکارآمدی به عنوان تفاوت های فردی حسابرسان استفاده شد. داده های مورد نیاز پژوهش با استفاده از پرسش نامه که توسط 252 نفر از حسابداران رسمی شاغل در سازمان حسابرسی و مؤسسه های حسابرسی تکمیل شدند، جمع آوری شده است. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون حداقل مربعات معمولی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد، منبع کنترل درونی و خودکارآمدی بر تعهد سازمانی و رضایت شغلی حسابرسان اثر مثبت و معنادار دارد. این نتیجه بیانگر اهمیت توجه به ویژگی های فردی مانند منبع کنترل درونی و خودکارآمدی در حسابرسان فعلی و متقاضیان جذب در سازمان حسابرسی و مؤسسه های حسابرسی است که نیازمند توجه ویژه مسئولین امر به این حوزه می باشد.
چکیده<br /> هدف کلی از انجام این پژوهش، تاثیر تخصص حسابرس و جریان وجوه نقد آزاد بر رابطه بین کیفیت اطلاعات حسابداری و هزینه حقوق مالکانه شرکتها میباشد. در این راستا برای رسیدن به اهداف تحقیق، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمتنی 1387 الی 1396 مورد آزمون قرار گرفته شد. در این تحقیق از رگرسیون خطی چند گانه به روش داده های تابلویی استفاده شده است. بر اساس یافته ها،تآثیر تخصص حسابرس بر رابطه بین کیفیت اطلاعات حسابداری و هزینه حقوق مالکانه شرکتها منفی و معناداری می باشد، همچنین تآثیر جریان نقد آزاد بر رابطه بین کیفیت اطلاعات حسابداری و هزینه حقوق مالکانه شرکتها مثبت و معنادارمی باشد.<br /> واژگان کلیدی: تخصص حسابرس، جریان وجوه نقد آزاد، کیفیت اطلاعات حسابداری، هزینه حقوق مالکانه شرکتها
شناخت مشتریان و شناسایی سرویس های سودده با توجه به تنوع مشتریان بانک و گوناگونی سرویس ها در نظام بانکی کشور از اهمیت بالایی برخوردار است. مدیریت ارتباط با مشتری در حال حاضر هسته مرکزی را در دنیای تجارت به خود اختصاص داده است، مهمترین شبکه بین بانکی مورد استفاده در ایران شبکه شتاب می باشد. دراین پژوهش با استفاده از فنون داده کاوی به بخش بندی و رتبه بندی مشتریان در شبکه شتاب با استفاده از یک مدل بهبود یافته داده کاوی مبتنی بر تازگی خرید، تناوب خرید و مبلغ خرج شده برای خرید پرداخته شده به نحوی که بانک ها بتوانند در این شبکه رفتار مشتریان خود را تحلیل و ارزیابی نموده و به تدوین سیاستهای موثر در برخورد با مشتریان بپردازند. همچنین جهت بررسی مطالعات مشابه و افزایش اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و اینترنتی، اطلاعات مرتبط با مدل مورد نظر گردآوری شد. نهایتاً R +FMW مدلی جهت خوشه بندی مشتریان بانک و تراکنش های آنها ارائه گردید. نتایج تحقیق نشان داد که مدل توسعه یافته R + FMW از دقت بالاتری نسبت به مدل RFM پایه برخوردار است و با استفاده از این مدل بانک ها می توانند مشتریان فعال در شبکه تبادل بین بانکی(شتاب) را شناسایی کنند و مشتریان و کانال های ارتباطی پرهزینه را از جنبه ی میزان کارمزد و اطلاعات دموگرافیک تشخیص دهند.
هدف از پژوهش بررسی تاثیر سطوح مختلف ابعاد مدیریت ارتباط با مشتری از دیدگاه گالبریث و راجرز (سفارشی سازی، ایجاد ارتباطات شخصی شده، و ارائه خدمات پشتیبانی) بعنوان متغیر های مستقل بر وفاداری مشتریان است. جامعه آماری آن کلیه مشتریان بیمه ایران در استان گیلان می باشد که به روش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها به پرسشنامه پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و آزمون دانکن و نرم افزار15 Spss استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین سطوح پایین و متوسط و بالای سفارشی سازی اختلاف معناداری وجود دارد و هر چه سطح آن بالاتر باشد، میزان وفاداری مشتریان نیز بیشتر خواهد بود.
هدف : تأثیر سیستماتیک صرف ارزش در توضیح بازده سهام مدتی طولانی است که ادبیات مالی و اقتصاد را به کنکاش واداشته است. مطالعات اخیر شواهدی از دادههای آمریکا برای رفتار متفاوت شرکتهای رشدی و ارزشی را نشان میدهد؛ اما دلایل و منابع این رفتار متفاوت را نشان نمیدهد. روش: علاوه بر این، مشخص نیست که آیا چنین اختلافاتی همچنان در بازارهای سرمایه کشورهای دیگر وجود دارند یا خیر؛ بنابراین، در این پژوهش ریسک اهرمی و ریسک تجاریِ سهام رشدی و ارزشی (هر دو بر مبنای بتای شرطی) با استفاده از فنهای پارامتریک و ناپارامتریک برای دوره زمانی 1378 تا 1396 میان شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران با هم مقایسه و شرایط ثبات و بحران بازار و اقتصاد با استفاده از اندازه و نوسانات صرف ریسک بورس اوراق بهادار تهران مشخص شد. همانند مطالعات قبلی (برای مثال چوی، 2013) نتایج : نتایج مطالعه نشان داد بتای شرطی (اهرمی و تجاری) در شرایط ثبات اقتصادی تفاوتی ندارد و میان ریسک اهرمی و تجاری سهام رشدی و ارزشی در شرایط بحران اقتصادی تفاوت معناداری وجود دارد. ریسک اهرمی و تجاری سهام ارزشی نیز بهطور خاص و معناداری از ریسک اهرمی و تجاری سهام رشدی در شرایط بحران اقتصادی بالاتر است.
در دنیای رقابتی امروز، قیمت گذاری به عنوان یکی از چهارعنصر آمیخته بازاریابی، از عوامل مؤثر در موفقیت یا شکست شرکت ها محسوب می گردد. بر اساس مبانی نظری، در قیمت گذاری مبتنی بر ارزش، شرکت ها ارزش متمایز محصولات خود را برای مشتریان محاسبه می کنند. هدف از انجام این پژوهش که بر اساس مبانی علم طراحی استوار است، طراحی و پیاده سازی سیستمی جهت کمک به قیمت گذاری رقابتی بر اساس ارزش مشتری از طریق دسته بندی و تحلیل احساسات مشتریان باهدف حداکثر سازی سود است. صنعت منتخب این پژوهش هتل داری است که سلایق و ارزش های مشتری در آن از عوامل موفقیت محسوب می گردد. در این پژوهش ابتدا سعی شده به روش مدل سازی موضوعی با الگوریتم LDA، از داده های استخراج شده از نظرات مشتریان هتل های 5 ستاره تهران به عنوان هتل های رقیب، موارد مهم و باارزش در ذهن مشتریان این هتل ها شناسایی و دسته بندی گردد. پس ازآن، در هر دسته، نظرات هر مشتری برچسب گذاری شده و با الگوریتم های مختلف متن کاوی، فرایند تحلیل احساسات بر روی این نظرات انجام شود. سپس دقت الگوریتم ها محاسبه شده که الگوریتم یادگیری عمیق با دقت 0.9 بیشترین دقت محاسبات را داشت. درنهایت تحلیل احساسات با داده های موجود توسط سیستمِ طراحی شده در مرحله قبل انجام شده و نتایجی قابل قبولی دریافت گردید. کاربرد سیستم پیشنهادی، تشخیص ارزش هتل ها در ذهن مشتریان هدف نسبت به رقبا و کمک به قیمت گذاری بر مبنای ارزش است.
این پژوهش با هدف تحلیل عناصر رویدادی فرهنگ سازمانی عاشورایی بر مبنای سیره عاشورایی انجام شد. روش تحقیق اکتشافی بود که به صورت کیفی از روش تحلیل مضمون، به منظور استخراج مضامین مورد نیاز از منابع دینی مرتبط با عاشورا و فرهنگ عاشورایی، استفاده شد. جامعه آماری تحقیق همه کتب و مقالات معتبر در حوزه فرهنگ اسلامی و سیره عاشورایی و نمونه آماری نیز همه کتب و مقالات علمی معتبر در دسترس در حوزه یادشده بود. به منظور دستیابی به مفاهیم مورد نظر در مرحله نخست کدگذاری توصیفی صورت گرفت و کدها به عنوان مضامین پایه ای شناخته شدند. در مرحله کدگذاری تفسیری، مضامین پایه ای طبقه بندی شدند که آن ها را مضامین سازمان دهنده گویند. آخرین مرحله تعیین مضمون فراگیر بود که همه مضامین پیش گفته را دربرمی گیرد. در نهایت، این پژوهش به شناسایی 28 مضمون توصیفی و 13 مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون فراگیر (مؤلفه های اصلی) انجامید و با استفاده از نظرخواهی از پنج نفر از خبرگان روایی پژوهش تأیید شد. مؤلفه های اصلی عبارت اند از عناصر بینشی فرهنگ سازمانی عاشورایی، عناصر گرایشی فرهنگ سازمانی عاشورایی، عناصر کنشی فرهنگ سازمانی عاشورایی. در پایان، تحلیل عناصر رویدادی فرهنگ سازمانی عاشورایی با بهره گیری از فرهنگ عاشورایی تدوین شد.
یکی از مهمترین چالشهای صنعت دارو، ناهماهنگی بین اعضای زنجیره تأمین است. در بیشتر موارد، اعضای زنجیره تأمین دارو اهداف متضادی را دنبال میکنند که بعضاً با یکدیگر و یا با کل زنجیره تأمین در تعارض است. در این مطالعه، یک مدل ریاضی چندهدفه برای زنجیره تأمین دارو در حوادث غیرمترقبه پیشنهاد شده است تا به تصمیمگیریهای استراتژیک در زمان وقوع حوادث غیرمترقبه همچون سیل و زلزله کمک کند. سه هدف کمینهسازی هزینهها، کمینهسازی درصد کمبود دارو و بیشینهسازی پراکنش مراکز توزیع با رویکرد امدادرسانی بهتر در زمان وقوع حادثه در نظر گرفته شده است. مسئله با استفاده از روش ترابی حصینی حل و رابطه توابع هدف با یکدیگر، با توجه به اولویت و اهمیت آنها، مقایسه شده است. بهمنظور بررسی عملکرد مدل و نحوه ارتباط سطوح مختلف زنجیره تأمین و فعالیتها با یکدیگر از دادههای مرتبط با بحران وقوع زلزله در شهر تهران در سناریوهای مختلف استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که بیشترین تقاضا در حالت فعالشدن گسل ری و کمترین تقاضا مربوط به فعال شدن گسل مشا است. درنهایت مشخص خواهد شد که افزایش مطلوبیت توابع هدف کمینهسازی درصد کمبود دارو و بیشینهسازی پراکنش مراکز توزیع بهترتیب هزینه بیشتری را به سیستم تحمیل خواهند کرد.
مدیریت و کنترل ترافیک خودروها بر شبکه ای از خیابان ها و تقاطع، در حوزه سامانه کنترل ترافیک شهری است. هدف از انجام این پژوهش، ارائه روشی بر پایه تحقیق در عملیات برای مدل سازی سامانه کنترل ترافیک شهری است تا به عنوان ابزاری شایسته برای بهبود در ترافیک شهری به کار رود. سهم علمی این مقاله در بررسی سیاست های زمان بندی چراغ های راهنمایی در روان سازی جریان ترافیک شهری با استفاده از شبکه های پتری رنگین است. در این پژوهش، شبکه های پتری رنگین به عنوان ابزار مدل سازی و بهبود سامانه پیشنهاد شده است. بخشی از شبکه ترافیکی شهر بوشهر با روش پیشنهادی مدل سازی شده و با کمک شبیه سازی گسسته پیشامد سناریوهای بهبود بررسی شد. یافته ها نشان داد روش پیشنهادی روش شایسته و کارآمدی برای بهبود در عملکرد سامانه ترافیک شهری است. بر اساس ارزیابی سنجه های عملکرد سامانه، راهکار شایسته ای برای بهبود ترافیک پیشنهاد شد