The purpose of the present study is to investigate the relationship between corporate social responsibility and investment efficiency with particular emphasis on the mediating role of agency cost and information asymmetry in a sample of 121 firms listed on the Tehran Stock Exchange during the time period from 2012 to 2017. The research hypotheses are tested using multivariate regression analysis based on panel data and Eviews software. The results indicate that corporate social responsibility is negatively correlated with investment inefficiency. In other words, corporate social responsibility leads to reduced investment inefficiency. Also, information asymmetry plays a mediating role in the relationship between corporate social responsibility disclosure and underinvestment, whereas the variable of agency cost mediates the association between corporate social responsibility disclosure and overinvestment.
مهندسی ارزش یكی از ابزارهای مدیریتی است که در دهه های اخی ر م ورد استفاده قرار گرفته است و عبارت ست از مجموع ه تكنیكه ای سی ستماتیك و ک اربردی که برای تشخیص کارکرد یك محصول/خدمت و تولید/ایجاد آن ک ارکرد ب ا ح داقل هزین ه بگونه ای که جنبه های آیفی سی ستم از قبی ل ایمن ی و قابلی ت اطمین ان و نی ز عم ر مفید سیستم حفظ شود، بكار م ی رود و ش رایط را ب رای ذه ن متخص صین ب ه منظ ور ایجاد ایده های بكر و با ارزش و نیز خلاقیت در راستای اصلاح سیستم فراهم می آند. در اینج ا ع لاوه ب ر معرف ی کل ی مهندس ی ارزش مراح ل آن و مقای سه آن مراح ل ب ا مراحل حل مساله به صورت خلاقانه شرح داده می شود. همچنین معرف ی تكنیكه ای خلاقیت و پیشنهاداتی در راستای افزایش خلاقیت در مهندسی ارزش شرح داده م ی شود. در پایان یك چارچوب کلی در فرایند مهندسی ارزش ارائه می شود. هسته اصلی مهندسی ارزش تحلیل کارکرد است در واقع تحلیل کارکرد و نحوه برخورد با مسایل و جه تمایز رویکرد مهندسی ارزش از دیگر رویکردهای مدیریتی است که برای کاهش هزینه به کار می رود مهندسی ارزش نقش حساسی در دست یابی به هدفهای دائمی و در حال ارتقا ایفا می کند و بستر لازم را به منظور هماهنگی و ارتباط ایجاد می نماید. به بیان دیگر باعث می شود بتوان بردو جنبه متغیرها و هزینه ها مدیریت نمود که این امر نیاز مسلم سوددهی پایدار است.
گردشگری، به عنوان یکی از بزرگ ترین بخش های اقتصادی بسیاری از کشورها ازجمله ایران، می تواند راهی برای رهایی از وابستگی به درآمدهای نفتی، خروج از اقتصاد تک محصولی و کاهش بیکاری باشد. با توجه به تجربه موفق بسیاری از کشورها در زمینه رشد صنعت گردشگری و اهمیت آن در رشد و توسعه اقتصادی و افزایش اشتغال، این پژوهش به بررسی رابطه گردشگری و اشتغال در ایران می پردازد. در ای ن پژوهش از روش تحقیق "توصیفی- کاربردی" استفاده شده و نمونه ای که شامل 350 پرسشنامه با 32 پرسش5 گزینه ای است، در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، سازمان ملی جوانان و وزارت کار و امور اجتماعی توزیع گردیده است. با استفاده از اطلاعات به دست آمده از طریق پرسشنامه های جمع آوری شده و همچنین استفاده از روش های آمار توصیفی، استنباطی و تحلیل داده ها از روش رگرسیون و با کمک نرم افزار spss، نتیجه گرفته شد که مدیریت گردشگری از طریق صنعت گ ردشگری تأثیر معنا داری بر اشتغال دارد. همچنین این تحقیق نشان می دهد که صنعت گردشگری تأثیر معنا داری بر ایجاد فرصت های شغلی و افزایش رفاه اجتماعی و کاهش فقر دارد.
پرسشنامه های سنتی و دیگر تحقیقات کمّی، در سنجش احساسات ناتوانند؛ چرا که این پرسشها، ""عقل"" و ""خرد"" را به میدان می آورد. حاصل کوششهای اخیر پژوهشگران بر آن است و همچنان تداوم دارد که بتوانند به سهولت احساسات را بسنجند.
رویکردهای متعددی وجود دارد از جمله سنجش واکنشهای فیزیولوژیک که با ابزارهای متعددی امکانپذیر است. در این مقاله شما با شیوه ی جدیدی به نام ایموشن سنتریک اکسپلورر (Emotion Centric Explorer) آشنا خواهید شد.
بازاریابی استخدام"" واژهی ناآشنایی برای سازمانهای ایرانی است.سازمانها و بنگاهها ومؤسسات ایرانی که عمدتاً هنوز در بازار بهشتی انحصاربه سرمیبرند، همچنان خود را در برج عاج میپندارند.تصور میکنند هرگاه اراده کنند، نیروهایی برای"" پیداکردن شغل"" به آنان مراجعه میکنند. ابزارکارنیزدارند وآن پرداخت هزینه ای برای درج آگهی در نشریات و مطبوعات کثیرالانتشار، و یا پخش آگهیهای تلویزیونی است که در آن ""نیازهای شغلی سازمان"" اعلام میشود.
این در حالی است که درعمل، دریافته اندتنها نیروهایی برای پیداکردن شغل به سراغ آنها خواهندآمدکه درآن بازهی زمانی ازآگهی آنان اطلاع حاصل کرده اند. گاه برای برخی از مشاغل حساس به رغم آنکه امکانات و تسهیلات و درآمد خوبی تعیین کرده اند، مراجعهکننده قابلی نداشته اند و بناگزیر به همان نیروها بسنده کرده اند یا بارها همان راه قدیمی درج آگهی و پخش آگهی را طی کرده اند؛ وضعیتی که نتیجهی درخشان نمیدهد.
درست به عکس، سازمانهای پیشتاز و برجستهی جهانی که در بازار جهنمی پررقابت فعالیت میکنند، میدانند نیروهای شایسته به دلیل ویژگیهای خاص و استثنایی، نمیتوانند در هر محیطی حضوریابند.نیروهای شایسته و کارآمد به دلیل قدرت انتخاب بالایشان، میتوانند تصمیم بگیرندکه در کدام سازمان حضوریابند و یا کدام سازمان را ترک کنند.به عبارت ساده تر، گذشت آن زمانی که سازمانها تصورمیکردند که قدرت گزینش دردست آنان است. اینک زمانه ای دیگر ایجادشده وآن زمانه ای است که قدرت گزینش بلامنازع دردست نیروهای شایسته و کارآمد است.برای جلب توجه و حضورآنان بایدسازمانها خودرا هرچه بیشتر و بهترمعرفی کنند تا بتوانند این نیروهای کمیاب را شکارکنند.درغیراین صورت یعنی عدم شکار نیروهای کمیاب،سازمانهای پیشتاز به سطح سازمانهای معمولی تنزل خواهند کرد.
""مزیت رقابتی سازمانهای پیشتاز""در دستان ومغز پرتوان نیروهای کارآمدو زبده ای است که خود،سازمان موردنظررا برمیگزینند. مایکروسافت به دلیل اشتهار فراوان خود به خود جاذب نخبگانی است که این سازمان را برمیگزینند. با استخدام این نخبگان، مایکروسافت همچنان کالاها و محصولاتی عرضه می کنندکه دارای نام ونشان تجاری برتر است.چه بایدکرد؟بازاریابی عصرحاضرچنین میآموزدکه: بازاریابی دربرگیرندهی فروش سمتها، محیط کار، فرهنگ وفرصتهای موجود در سازمان به ""خریداران"" یا در حقیقت جویندگان کار کاملاً متناسب وفعال است.
اثر حاضر که در پی میخوانید،ساده وگویا،بازاریابی استخدام را تعریف میکند.اثربخشی آن را برای سازمانها معرفی میکند، سودهای حاصله از آن را برای سازمانها برمیشمرد،و در نهایت ، از روشها و تکنیکهایی یادمیکند تا سازمانها بتوانند استعدادهای کمیاب را در بازار پررقابت،نصیب خود سازند؛ تا در عرصهی رقابت ، فراتر از خوب یعنی عالی باشند.
مساله انتخاب سبد دارایی بهینه همواره یکی از دغدغه های ذهنی سرمایه گذاران بوده است. درحالیکه مارکویتز از همبستگی ثابت در مدل خود بهره می برد، مطالعات اخیر از ثابت نبودن همبستگی بین متغیرها در طول زمان حکایت دارند. برهمین اساس، تحقیق حاضر ابتدا در پی بررسی همسانی ماتریس های همبستگی بین بازدهی بازار مالی کشورهای نوظهور جنوب شرق آسیا، کشورهای در حال توسعه منطقه خاورمیانه و کشورهای توسعه یافته بوده و سپس با توسعه مدل مارکویتز سعی در مقایسه رفتار سبد دارایی های بهینه شده ی مبتنی بر دو مدل ""همبستگی پویا"" و ""همبستگی ایستا"" توسط الگوریتم توابع برازش چندگانه ژنتیکی را دارد. یافته های تحقیق حاضر حکایت از نابرابر بودن ماتریس های همبستگی بازدهی در طول دوره مطالعه دارد. همچنین رفتار سبد دارایی های بین المللی بهینه شده مبتنی بر مدل پویا و مدل ایستا تفاوت معنی داری با هم دارد. این درحالی است که در هر سه گروه از کشورهای مورد مطالعه، مدل پویا سطوح بازده بالاتری را ارائه داده و بازده گسترده تری از ریسک را برای سرمایه گذار پیشنهاد می دهد.
این پژوهش بازاریابی آنلاین (دیجیتال ) توسط رسانه های اجتماعی بر قصد خرید مصرف کنندگان پوشاک در اردبیل را بررسی می کند. با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی تعداد 42 نفر برای مطالعه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات و اندازه گیری متغیرها از دو پرسشنامه استفاده شده که تجزیه و تحلیل داده ها در دو حوزه توصیفی و استنباطی انجام گرفته است. در حوزه آمار توصیفی با استفاده از جدول های فراوانی، نمودارها و شاخص های مرکزی و پراکندگی در آمار، تصویری از جامعه مورد مطالعه توصیف شده که در راستای اهداف تحقیق جهت تحلیل پایایی سازه ها و تحلیل روایی همگرا برای سازه ها، میانگین واریانس استخراج شده (AVE)، ضریب اعتبار ترکیبی (CR) و ضریب آلفای کرونباخ برای تمامی مؤلفه های تحقیق محاسبه شده و بارهای عاملی س ؤالات در هر مؤلفه به لحاظ اندازه و معناداری تحلیل شده است. در راستای تجزیه و تحلیل چند متغیری نیز ارتباط بین متغیرها در قالب یک مدل مسیر طراحی و به روش حداقل مربعات جزئی تحلیل شده استفاده شده .همچنین در این تحقیق از نرم افزارهای آماری IBM SPSS Statistics نسخه 22 و SmartPLS نسخه 2 بهره گرفته شده است. یافته ها حاکی از آن بود از دیدگاه کارکنان مزون های لباس اردبیل، ویژگی های تبلیغاتی رسانه های اجتماعی و تمامی شش مؤلفه آن شامل جذابیت عاطفی، گرایش به ابزار همدلی، خلاقیت، آگاه سازی و ارزشمندی اطلاعات تأثیر مثبت و معنی داری در قصد خرید مشتریان دارد.
شتاب بخشیدن به روند رشد اقتصادی در کشورها مستلزم کاهش سطح حضور دولت در فعالیت های غیر حاکمیتی است که ممکن است در چارچوب خصوصی سازی تعریف شود؛ اما آنچه موضوع مشارکت بخش خصوصی دولتی را از مفهوم خصوصی سازی متمایز می سازد، این است که در بحث مشارکت بخش خصوصی دولتی، دولت ها وظایف قانونی و مسئولیت های حاکمیتی خود را حفظ می کنند و با تقبل بخشی از ریسک و حداقل کردن آن، زمینه شراکت بخش خصوصی با بخش دولتی را فراهم می آورند. یکی از راهبردها های کاهش هجمه خصوصی سازی، طراحی پروژه های مشارکتی بین بخش های خصوصی و دولتی است. هدف از این پژوهش، بررسی موانع توسعه راهبرد مشارکت بخش خصوصی دولتی در پروژه های ملّی و اولویت بندی هر یک از موانع است. راهبرد پژوهشی این مطالعه، ترکیبی و مستلزم گرداوری و تحلیل هر دو نوع داده کمّی و کیفی است که درنهایت 46 مانع شناسایی و در 9 دسته طبقه بندی شد. شناخت موانع مشارکت بخش خصوصی دولتی به مدیران دولتی کمک خواهد کرد تا با شناسایی موانع و رفع آن ها، ضمن کاهش هزینه ها به ویژه پیشگیری از افزایش هزینه و تسریع عملیات اجرای پروژه در زمان تعیین شده، خدمات عمومی باکیفیت تری را به شهروندان ارائه کنند.
این پژوهش، به دنبال شناسایی ابعاد و مؤلفه های زنجیره تأمین بشردوستانه بَعد از فاجعه زلزله و ارائه مدل مفهومی برای سنجش آن است.پس از طراحی پرسشنامه و تعیین روایی و پایایی آن، پرسشنامه به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی بین مدیران و امدادگرانِ سازمان های همکار در کمک رسانی ها در مناطق زلزله زده ی بم کرمان، ورزقان- اهر آذربایجان شرقی و دشتی- شُنبه ی بوشهر توزیع شد که در نهایت 284 پرسشنامه از طرف مدیران و امدادگران در مورد های مطالعه تکمیل شد. در ادامه تحلیل عاملی تأییدی پرسشنامه برای بررسی روایی سازه انجام شد و سپس ارزیابی میزان اهمیت و عملکرد این اقدامات در سازمان های ذی ربط با روش آزمون میانگین انجام شد و با کمک ماتریس اهمیت- عملکرد حوزه های بهبود ابعاد و مؤلفه ها، شناسایی و راهبردهایی جهت بهبود عملکرد زنجیره تأمین بشردوستانه بَعد از فاجعه زلزله ارائه گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد که در زنجیره تأمین بشردوستانه زلزله بعد از فاجعه، از این رو، روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ابزار گردآوری اطلاعات توصیفی-همبستگی است. بر اساس یافته های پژوهش در زنجیره تأمین بشردوستانه زلزله بعد از فاجعه، گویه های «نظارت سازمان های متولی بر نحوه ی ساخت وسازها» و «هماهنگی بین سازمان های همکار در بازسازی ها»، دارای اهمیت بالا و عملکرد پایین ارزیابی شدند و در ناحیه بحرانی قرار گرفتند و در اولویت اول بهبود قرار دارند و گویه های «ارزیابی صحیح خسارت و لوازم و منابع مورد نیاز جهت بازسازی» و «استمرار حمایت های روانی و مشاوره بازماندگان» دارای اهمیت بالا و عملکرد بالا ارزیابی شدند و در اولویت بعدی قرار دارند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد اقتضایی سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان کلیدی در دو مرحله انجام گردیده است. مرحله اول با هدف شناسایی، دسته بندی و چیدمان مشاغل مختلف در شهرداری اصفهان انجام گردیده است. در این مرحله ابتدا با استفاده از پانل متخصصین گروه بندی مشاغل انجام و داده ها براساس پرسشنامه بومی شده از جامعه خبرگان جمع آوری شده است. روایی پرسشنامه از طریق نسبت روایی محتوی و شاخص روایی محتوی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفته است. در جهت تحلیل داده ها از تحلیل پراکندگی میانگین استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد 364 شغل شناسایی شده در شهرداری اصفهان قائل به دسته بندی در سه گروه کارکنان کلیدی، کارکنان سنتی و کارکنان قراردادی می-باشد. در مرحله دوم ابعاد اقتضایی سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان کلیدی شناسایی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته مورد آزمون قرار گرفته است. روایی پرسشنامه توسط روایی همگرا و واگرا و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ بررسی شده است. در جهت تحلیل داده ها از معادلات ساختاری و میانگین یک طرفه استفاده شده است. بر اساس نتایج این مرحله سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان کلیدی شامل شاخص های عینی و مبتنی بر فرآیند، روش ارزیابی نسبی همراه با توزیع آزاد و ورودی های گسترده با زمان بندی بلندمدت می باشد.
امروزه اقتصاد دانش بنیان نشان دهنده انتقالی عظیم از منابع مادی به دانش است. اگرچه نقش و جایگاه داراییهای فیزیکی و مالی به منظور دستیابی به اهداف سازمان را نمیتوان انکار کرد، اما آنچه که اهمیت دارد این است که امروزه دانش، پیشرفت فناوری، روابط خوب با مشتریان، سیستمهای طلاعاتی و ... که سرمایه فکری سازمان را تشکیل میدهند، به عنوان عوامل کلیدی موفقیت در عصر اطلاعات شناخته می- شوند به طوری که میتوان اذعان نمود امروزه سرمایه فکری نقش بسزایی در عملکرد شرکت داشته و بر دستاوردهای مالی همچون، ارزش بازار، سودآوری، بهرهوری و ... موثر میباشد. این پژوهش به بررسی اثر تعاملی سرمایه فکری و اجزای آن و کارایی سرمایهگذاری بر ارزش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میپردازد. بدین منظور اطلاعات 105 شرکت طی سالهای 1388 تا 1393 از شرکتهای پذیرفته شده در بورس به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان دهنده ارتباط منفی و معنادار بین ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری و ارزش شرکت میباشد. در نهایت نتایج بدست آمده بیانگر ارتباط مثبت و معنادار بین اثر تعاملی ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری و اجزای آن شامل کارایی سرمایه ارتباطی و ساختاری و کارایی سرمایهگذاری بر ارزش شرکت میباشد. و
هدف تحقیق حاضر آن است تا ابزاری برای تأمین مالی طرحهای زیرساختی حمل ونقل جاده ای از طریق بازار سرمایه ایران ارائه نماید، چراکه درحال حاضر کسری بودجه و تنگنای سیستم بانکی، تدبیر راهکار های نوین تأمین مالی را برای طرح های زیرساختی ضروری ساخته است. در این پژوهش از روش تحقیق آمیخته استفاده شده است. به منظور تشخیص نیاز موجود، به عنوان یکی از استراتژی های مهندسی مالی اسلامی، بررسی سیستماتیک اسناد و تحلیل مضمون مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد و براساس آن الگوی اولیه تدوین گردید. جهت تأیید الگو، روش دلفی با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه به کار گرفته شد. در حوزه های راه، بازار سرمایه و دانشگاهی 41پرسشنامه تکمیل شد و 28جلسه مصاحبه و 9جلسه گروهی برگزار گردید که نتایج کیفی و کمّی آنها با رویکرد مثلث سازی مقایسه و جمع بندی شد. برمبنای نتایج حاصله، اوراق جعاله، منفعت و خریددین برای حالت های مختلف پروژه پیشنهاد شد و مدل عملیاتی اوراق جعاله پروژه به عنوان ابزار مالی جدید طراحی و به تأیید خبرگان رسید.