در جهان امروز که تولید کالا ها و ارائه خدمات به شدت دانش مدار شده اند، دانش دارایی کلیدی برای کسب مزیت رقابتی به شمار می رود و مدیریت دانش سازمانی یکی از مهمترین عوامل موفقیت شرکت ها در شرایط رقابتی و عصر اطلاعات است. باید اذعان نمود که تبیین نظری از جایگاه مدیریت دانش، الزاماً به معنی توفیق مدیریت دانش نخواهد بود. اگرچه مدیریت دانش در نگاه اول مجموعه ای از ابزارها یا فرآیند مدیریتی روشن و مشخص است اما پیاده سازی (استقرار) و استفاده اثربخش از آن مهم و پیچیده می باشد که بکارگیری آن منجر به بهبود عملکرد و فرایندها می شود. استفاده موثر از مدیریت دانش، مستلزم فهم و شناخت دقیق مباحث مربوط به فرایند مدیریت دانش و مهمترین مرحله این فرایند یعنی استقرار و پیاده سازی آن و شناخت مولفه های کلیدی جهت استقرار مدیریت دانش است. غالباً در پژوهش های مختلف صرفاً برخی از عوامل اصلی جهت استقرار مدیریت دانش، معرفی شده است و در برخی دیگر به برخی از زیر مولفه ها نیز اشاره شده است اما هیچ پژوهشی به معرفی جامعی از کلیه عوامل موثر در استقرار مدیریت دانش و زیر مولفه های مربوطه نپرداخته است. لذا در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون به کدگذاری عوامل اشاره شده (مضامین پایه) در پژوهش های مختلف در این حوزه پرداخته و پس از آن مقوله های اصلی (مضامین فراگیر) و زیرمولفه های هر یک (مضامین سازمان دهنده) استخراج و نگاشت نهایی مولفه-های موثر ترسیم گردیده است. تلاش محقق بر این بوده است که مولفه های استخراجی از جامعیت کافی برخوردار باشد.
One of the main concerns of investors is the evaluation of the return on investment, which is conducted using various models such as the CAPM (single-factor model), Fama-French three/five-factor models, and Roy and Shijin’s six-factor model and other models known as multi-factor models. Despite the widespread use of these models, their major drawbacks include sensitivity to unexpected changes, sudden shocks, high turbulence of price bubble, and so on. To eliminate such negatives, the multi-factor model using the penalty function method is used, in which, instead of averaging, the optimization and avoidance of the effects of abnormal changes and other factors affecting the capital market are considered. In order to evaluate stock returns, it is possible to select effective factors, to simulate and develop a model appropriate to the conditions governing the capital market in Iran. In the present study, by forming portfolios of investments and identifying and refining effective factors, the classification and estimation of the hybrid model of penalty and multi-factor (P & PCA) functions were performed based on the functional data during 2007-2017. The results of this study indicated that the extensive use of the simulation algorithm for the penalty function in the form of P & PCA estimation method improves the efficiency of multi-factor methods in stock return evaluation, and that the use of the hybrid algorithm of penalty and multi-factor functions, compared to the exclusive use of multi-factor models, brings a higher accuracy in estimating stock returns.
گفت وگوی اختصاصی ""توسعه مهندسی بازار"" با ساندرا کراسوک، متخصص بسته بندی از مؤسسه ی مد و فناوری نیویورک خواندنی است.
کراسوک، استاد بسته بندی است که افزون بر تدریس، پیش بینی آینده ی صنعت بسته بندی از فعالیتهای اصلی او به شمار می آید. ویژگیهای متمایزی را برای بسته بندی برمی شمارد که گره گشای شرکتهای امروز و فردا است.
تحقیق حاضر به بررسی رابطه عدم اطمینان اطلاعاتی و واکنش کمتر از حد سرمایه گذاران می پردازد. به دیگر سخن هدف این تحقیق بررسی این موضوع است که آیا عدم اطمینان اطلاعاتی منجر به تشدید واکنش کمتر از حد سرمایه گذاران، به عنوان یکی از ناهنجاری های بازار سرمایه کارا می گردد و یا خیر.
برای انجام این تحقیق از داده های 106 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی سال های 1386 تا 1390 استفاده شده است. برای اندازه گیری عدم اطمینان اطلاعاتی از سه معیار نوسان بازده غیر عادی شرکت، پراکندگی پیش بینی سود شرکت، و خطای پیش بینی سود شرکت استفاده شده است. معیارهای مزبور با استفاده از روش تجزیه و تحلیل عاملی وزن دهی شده و به عنوان یک عامل واحد به کار گرفته شده اند. برای تجزیه و تحلیل آماری فرضیه های تحقیق از آزمون مقایسه میانگین ها استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد که افزایش عدم اطمینان اطلاعاتی به صورت معناداری منجر به تقویت واکنش کمتر از حد سرمایه گذاران می گردد.
تعیین محل بخش های مختلف کارخانه، یکی از کلیدی ترین گامهای تأسیس و با مدیریت صحیح جریان مواد و محصولات کارخانجات می باشد . به دلیل ساختار و شرایط موجود، بسیاری از کارخانه های موجود در کشور پس از چند سال ممکن است نیازمند گسترش مساحت و یا افزایش تولید و یا حتی بازنگری در ساختار سنتی گذشته باشند؛ و لذا نیازمند تغییرات در ساختار مکانی و یا ایجاد مکان های جدید می باشد. لذا هدف از این پژوهش ارائه مدلی جدید برای حل مسائل مکانیابی می باشد. به این منظور برای وزن دهی و رتبه بندی روش ترکیبی جدیدی از سلسله مراتبی فازی (AHP فازی ) و متوسط فازی مبتنی بر امتیازات چپ و راست ( FWA ) ارائه گردیده است. که به طور موردی در این پژوهش مکان یابی یک بخش از کارخانه تولید لوازم خانگی مورد بررسی قرار گرفته است. در کارخانه مورد بررسی به دلیل تصمیم مدیریت مبنی بر تولید داخلی برخی از قطعاتی که تا کنون به صورت قطعه نهایی از کشورهای خارجی دریافت می گردیده است ، برخی از سوله هایی که در گذشته به عنوان انبار برای انباشت قطعات مورد استفاده قرار می گرفته است اکنون به عنوان محل نصب دستگاههای جدید مورد استفاده قرار خواهد گرفت و لذا بایستی به دنبال مکانی جدید در کارخانه به منظور انبار کردن قطعات بود. تا هم بتوان از فضای موجود به صورت بهینه استفاده نمود و هم هزینه های مرتبط با آن را به حداقل ممکن کاهش داد .که به این منظور ابتدا جلساتی در سطوح کارشناسان و مدیران به منظور تعیین پارامترهای مهم برای انتخاب، صورت گرفته و سپس با استفاده از مدل ارائه شده به حل مساله مورد نظر پرداخته شد.
خروج نیروهای دانشی، یکی از مهم ترین کانالهای از دست دادن دانش در سازمانها می باشد. با توجه به اهمیت فوق العاده دانش و حفظ آن بخصوص برای سازمانهای دانش محور، نیاز به اخذ رویکردی برای محاسبه شدت ریسک از دست رفتن دانش ناشی از کانال بازنشستگی و همچنین کانال ترک خدمت داوطلبانه وجود دارد. علاوه بر این ارائه راهکارهایی برای حفظ نیروهای دانشی نیز می تواند منجر به حفظ دانش سازمانی برای مدت زمان بیشتری گردد. این پژوهش پس از بررسی مدلهای مختلف در رابطه با ریسک از دست رفتن دانش به ارائه چارچوبی برای تحلیل ریسک از دست رفتن دانش پرداخته است. چارچوب ارائه شده پس از مصاحبه با 20 نفر از خبرگان دانشگاهی و سازمانی تایید شده و بر روی 28 نفر از نیروهای دانشی شاغل در یکی از سازمانهای دانش محور دولتی مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نظر جمع آوری اطلاعات پیمایشی بوده و از آمار توصیفی و ماتریس ریسک برای تحلیل داده ها بهره گرفته است. نتایج نشان می دهد که چارچوب پیشنهادی می تواند شدت ریسک از دست رفتن دانش ناشی از خروج نیروهای دانشی را ارزیابی نموده و عوامل و راهکارهای مناسبی در رابطه با حفظ نیروهای دانشی ارائه دهد.
تحول در علوم انسانی یکی از موضوعاتی است که در اسناد بالادستی متعددی مورد توجه قرار گرفته و در نتیجه زمینه سازی جهت تحقق آن به یکی از جدی ترین فعالیت های مراکز و مؤسسات مرتبط با این موضوع تبدیل شده است. موضوعی که بی گمان یکی از زمینه ها و ارکان تحقق آن تحول در مجامع علمی است؛ چراکه تا وقتی جامعة علمی- به عنوان برنامه ریزان اصلی تولید علم- متحول نشود، نمی توان امیدی به تحول در علوم انسانی داشت. با پذیرش این مطلب اولین سؤال پیش رو، چگونگی ایجاد تحول در یک جامعة علمی خواهد بود. در این مقاله نگارندگان تلاش خواهند کرد تا با بررسی سیرة علمی و عملی علامه طباطبایی(ره) در ایجاد تحول در حوزة علمیة قم، بایسته های ایجاد تحول در مجامع علمی را تبیین کرده و از این رهگذر برخی اقدامات لازم جهت سیاست گذاری تحول در علوم انسانی را مشخص کنند. بایسته هایی که می توان به گونه ای کلی آن ها را در سه دستة ویژگی های اخلاقی، توانمندی ها و اقدامات (اعم از اقدامات زمینه ساز و اقدامات اصلاحی) طبقه بندی کرد.
مساله طراحی استقرار تسهیلات، نظیر استقرار ماشین آلات، بخش ها، ایستگاه های کاری و... در کنار هم، به نحوی است که تولیدکنندگان با در نظر گرفتن مجموعه اهداف، قیود و سایر شرایط بتوانند محصولات و خدمات را در حداکثر بهره وری و سودآوری عرضه کنند. مساله طراحی استقرار و چیدمان تسهیلات معمولاً یک مسأله چند شاخصه است که علاوه بر شاخص های کمی، شاخص های کیفی نیز بر آن تأثیرگذار هستند. در این مقاله یک رویکرد تصمیم گیری چند شاخصه مبتنی بر محاسبه مساحت چند ضلعی ها بر روی نمودار رادار، جهت رتبه بندی الگو های طراحی استقرار در حضور هر دو گروه شاخص، پیشنهاد می شود. به منظور نشان دادن جنبهء کاربردی این روش و اطمینان از نتایج به دست آمده، همبستگی رتبه ایی اسپیرمن بین رتبه های حاصل از روش با سایر روشهای پرکاربرد و مطرح تصمیم گیری چند شاخصه در یک مثال محاسبه شده است. نتایج به دست آمده از بررسی، نشان می دهد که: بین رتبه های حاصل از روش مساحت چندضلعی ها، جهت انتخاب چیدمان مناسب، با سایر روشهای پرکاربرد تصمیم گیری چند شاخصه همبستگی بالایی وجود دارد و می توان این روش تصمیم گیری چند شاخصه را برای انتخاب استقرار مناسب و سایر مسائل محیط های صنعتی پیشنهاد کرد.
جرم اقتصادی در حال افزایش است و هیچ شرکتی از مکر تقلب و متقلبان در امان نیست. نتایج پژوهش های پیشین نشان می دهد که اقتصادهای نوظهور بیش تر در معرض این خطر هستند. هدف اصلی این پژوهش ارائه الگویی برای کشف تقلب به وسیله حسابرسان با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی پیش خور با الگوریتم پس انتشار خطا است. جامعه آماری پژوهش را سرپرستان، سرپرستان ارشد و مدیران موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران تشکیل می دهد. اطلاعات مربوط به شرکت های متقلب و غیرمتقلب از طریق ارسال پرسش نامه برای اعضای جامعه آماری جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 و نرم افزار MATLAB نسخه 2012، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی شبکه عصبی مصنوعی طراحی شده با 9 نرون در لایه پنهان دارای دقت 9/86 درصد توانایی شناسایی شرکت های متقلب و غیرمتقلب را دارد.
این مقاله با تأکید بر اصول 21 و 29 قانون اساسی، می کوشد آثار و تبعات قوانین موضوعه وتصمیمات دولت بر تکالیف سازمان تأمین اجتماعی را بررسی کند. در این راستا، ابتدا ضمن توجه به منابع اصلی تأمین بودجه سازمان تأمین اجتماعی به تبیین آن می پردازد. آنگاه به حمایت های سازمان از بیمه شدگان از مصوبه 1331 (اولین قانون بیمه های اجتماعی کارگران) اشاره می شود.در این مقاله در حقیقت سازمان تأمین اجتماعی، امین وجوه متعلق به بیمه شدگان و وکیل آنان عنوان شده و شرط امانت داری و وکالت در فقه و حقوق، استفاده صحیح و به کارگیری مفید و درآمدزا از دارایی های صاحبان آن است؛ اما عواملی وجود دارند که به مثابه یک موج یا جریان به منابع و ذخایر سازمان صدمه وارد می آورند و درصورت عدم چاره اندیشی به موقع ممکن است سازمان را در مرز ورشکستگی قرار دهند یا ارائه خدمات و حمایت های موضوع قانون تأمین اجتماعی به مشمولان تحت پوشش را خدشه دار کنند. این قبیل عوامل در قالب قوانین و مصوبات، و لو این که برای و به بهانه رعایت مصلحت های عمومی نمودار شود، بر افزایش هزینه های سازمان تأثیری مستقیم دارد. در همین راستا، مقاله نمونه های بارزی از این دست قوانین را متذکر می شود. قانون بازنشستگی پیش از موعد، قانون احتساب سابقه خدمت محکومان سیاسی، ارائه تسهیلات ساخت مسکن ارزان قیمت، ودیعه مسکن، وام ازدواج، و وام دانشجویی، قانون بازسازی و نوسازی صنایع کشور، و قانون آیین نامه مربوط به مشاغل سخت و زیان آور از جمله این نمونه هایند.همچنین در این نوشتار، به این پرسش توجه می شود که چرا باید هزینه های یک رسالت و وظیفه دولت در راستای هدفی هرچند والا و انسانی، منحصراً به منابع و ذخایر سازمان تأمین اجتماعی تحمیل شود؟در انتها با تأکید مجدد بر اصولی از قانون اساسی که دولت را عهده دار وظیفه تأمین اجتماعی معرفی می کنند. تصریح می شود که ایفای این وظیفه بر نیاز به تأمین هزینه دارد و اگر قرار است انجام وظیفه به سازمان تأمین اجتماعی محول شود، هزینه های آن نیز باید به سازمان پرداخت شود.