در عصر حاضر توفیق سازمان ها در گرو مدیریت صحیح دانش سازمانی است، اما اغلب پیاده سازی موفق مدیریت دانش نیازمند عواملی است که عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش خوانده می شوند. شناسایی این عوامل حیاتی می تواند کسب وکارها را در برنامه ریزی، پیاده سازی و اجرای مدیریت دانش یاری دهد. لذا این پژوهش با طراحی مدلی مفهومی با رویکرد عوامل حیاتی موفقیت به دنبال شناسایی و اولویت بندی عوامل حیاتی موفقیت در صنایع خودروسازی و کاهش احتمال شکست پیاده سازی سیستم مدیریت دانش است. پس از بررسی متون نظری تحقیق، از بین شاخص های متعدد، 26 شاخص متناسب با صنعت مورد پژوهش و با نظر خبرگان انتخاب، و در پنج بعد دسته بندی شدند. نتایج پس از جمع آوری پرسشنامه ها و تجزیه وتحلیل داده ها، ضمن تأیید همة مؤلفه ها، نشان داد مؤلفة فرهنگ در اولویت اول قرار دارد و عوامل سازمانی، فناوری اطلاعات، اهداف و راهبردها و مدیریت منابع انسانی به ترتیب، در اولویت های بعدی قرار دارند.
ظرفیت و توانایی سازمان برای انجام کارتیمی یکی از پیش نیازهای کارتیمی مؤثر و توسعه سازمان های تیم بنیان است. این مقاله چالش کارتیمی در ایران را در سطح تحلیل سازمان و از طریق سنجش و ارزیابی سازه ظرفیت سازمانی برای کارتیمی مورد توجه قرار داده است. برای سنجش ظرفیت سازمانی برای کارتیمی از مدل تحلیلی سه شاخگی(شامل ابعاد رفتاری، ساختاری و زمینه ای) بهره گرفته شده است. برای این منظور در قالب پیمایشی مقطعی، با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی تعداد 73 سازمان و شرکت دولتی در سه حوزه سازمان های اجرایی، بیمارستانی و نظامی مورد مطالعه قرارگرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ای با 64 گویه استفاده شده است که قابلیّت اعتماد آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ و تکنیک پیش آزمون و پس آزمون و روایی آن از طریق روایی محتوایی و روایی سازه مبتنی بر تحلیل عاملی تأییدی مورد ارزیابی و تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آزمون t تک نمونه ای و تحلیل واریانس تک عامله استفاده شد. یافته های این پژوهش حکایت از آن دارد که بطور کلّی، ظرفیت سازمانی برای کارتیمی در نمونه مورد مطالعه از سازمان های دولتی کشور، کمتر از حد متوسط است. همچنین وضعیت ابعاد سه گانه مورد سنجش در طیف 5 درجه ای لیکرت در بعد رفتاری با میانگین و انحراف معیار(2/64، 0/31)، بعد ساختاری(2/71، 0/25) و بعد زمینه ای(2/82، 0/38) گزارش شده است.
جایگذاری نام تجاری به گنجاندن شناسه های نام تجاری در رسانه های جمعیِ دیداری و نوشتاری اعم از فیلم های سینمایی، شبکه های خبری، مجله ها، روزنامه ها، برنامه های تلویزیونی، بازی ها و سایر رسانه ها اشاره دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر جایگذاری نام تجاری انجام شده است. محققان در این فرایند با مطالعة مقالات معتبر در حوزة جایگذاری برند و با استفاده از رویکرد نظریه پردازی داده بنیان به تحلیل کیفی موضوع و ارائة مدل پرداخته اند. داده ها به کمک نرم افزار کیفی MAXQDA تجزیه و تحلیل شده است. مدل پارادایمی استخراج شده نشان می دهد که با توجه به روند پژوهش، شرایط زمینه ای (همخوانی محصول در برنامه) همراه با شرایط مداخله گر (غالب بودن جایگذاری نام تجاری)، جایگذاری را بر ذهن مخاطب اثربخش تر می کند و در این میان راهبردهای نگرش مخاطب و موقعیت عاطفی و شناختی او عواملی هستند که این روند را تسریع می بخشند. این فرایند پیامدهایی نظیر تسخیر مخاطب و افزایش درآمد را برای شرکت های تولیدی و تجاری در پی دارد.
ظاهراً فعالیت خرده فروشی در ایران رو به رونق است. پس از افتتاح شعبه های بیشتری از شهروند، رفاه، و... شاهد افتتاح یک فروشگاه خرده فروشی بزرگ در غرب تهران هستیم.
این اثر به گروه کرفور، فروشگاه زنجیره ای بین المللی فرانسوی، می پردازد که چگونه فعالیتهای بازاریابی خود را اجرا می کنند.
هدف از تحقیق بررسی این موضوع است که آیا کیفیت حسابرسی در دوره جاری، تأثیری بر احتمال تجدید ارائه صورت های مالی در دوره آتی دارد؟ بدین منظور رابطه بین عوامل مؤثر بر کیفیت حسابرسی در دوره جاری و احتمال تجدید ارائه ارقام مقایسه ای صورت های مالی در دوره های آتی در شرکت های پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شد. به منظور آزمون فرضیات تحقیق پس از جمع آوری و غربال اولیه داده ها، با استفاده از نمونه ای متشکل از شرکت هایی که در صنایع مختلف مشغول فعالیت هستند، بالغ بر 105 شرکت- سال در دوره زمانی نه ساله (1380- 1388) بررسی شد. به منظور محاسبه و طبقه بندی متغیرهای تحقیق از نرم افزار 2013 Excel استفاده شده است، سپس با استفاده از تحلیل رگرسیون لجستیک چندگانه موجود در نرم افزار 19 SPSS به آزمون فرضیات تحقیق پرداخته شده است. برای بررسی کیفیت حسابرسی از سه معیار دوره تصدی گری حسابرس، تخصص حسابرس در صنعت و اندازه موسسه حسابرسی استفاده شده است. به طورکلی نتایج تحقیق حاکی از آن است که افزایش کیفیت حسابرسی در دوره جاری، احتمال تجدید ارائه صورت های مالی در دوره های آتی را کاهش می دهد. همچنین نتایج نشان می دهد از میان معیارهای کیفیت حسابرسی تنها میان دوره تصدی حسابرس و احتمال تجدید ارائه صورت های مالی در شرکت های پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.
یکی از راهبردهای دستیابی به اقتصاد دانش بنیان و خلق ثروت، انتقال فناوری های پیشرفته است. اکنون دولت ها و شرکت های دانش بنیان، بسته به قابلیت و نیاز خود، فناوری های پیشرفته را در سطوح گوناگون آمادگی فناوری انتقال می دهند. در این پژوهش، پژوهشگر در جست وجوی شناسایی و رتبه بندی عوامل فردی و سازمانی تأثیرگذار بر انتقال فناوری های پیشرفته در سطوح گوناگون آمادگی فناوری است. بدین منظور روش پژوهش کیفی- کمی به کار گرفته شده است. در بخش کیفی، با 10 نفر از خبرگان نظری مصاحبه شد و در بخش کمی، نظرهای 100 نفر از خبرگان عملی از طریق پرسشنامه گردآوری و تحلیل شده است. روش تحلیل در بخش کیفی، کدگذاری، و در بخش کمی تحلیل عاملی، تحلیل واریانس یک راهه و آزمون فریدمن است. یافته های پژوهش نشان می دهد تأثیر عوامل فردی بر انتقال فناوری بیشتر از عوامل سازمانی است و نیز با افزایش سطوح آمادگی فناوری (از نظر اولیه تا تجاری سازی) تأثیر عوامل فردی و سازمانی بر موفقیت انتقال فناوری افزایش می یابد. درنظرگرفتن عوامل فردی و سازمانی تأثیرگذار بر انتقال فناوری های پیشرفته در سطوح گوناگون آمادگی فناوری توسط دولت ها و شرکت های دانش بنیان، احتمال موفقیت ایشان را در انتقال فناوری های پیشرفته افزایش و مخاطرات آن را کاهش می دهد.
هدف از این تحقیق بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی سازمانی بر تسهیم دانش در سازمان های رسانه ای می باشد. در این راستا مرکز رسانه های نوین سازمان صدا و سیما به عنوان یک سازمان رسانه ای بزرگ در کشور مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق مورد استفاده، توصیفی پیمایشی می باشد. در این تحقیق به منظور بررسی سرمایه اجتماعی از مدل سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال (۱۹۹۸) و همچنین برای بررسی وضعیت تسهیم دانش سازمانی از مدل چانگ و همکاران (2013) استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه برگرفته از دو مدل مذکور می باشد که پایایی دو پرسشنامه مطلوب گزارش شد. نمونه آماری تحقیق 97 نفر از کارشناسان مرکز رسانه های نوین سازمان صدا وسیما می باشد. داده های گردآوری شده توسط نرم افزار معادلات ساختاریPLS مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بررسی برازش مدل، مطلوب گزارش شد. نتایج بررسی تحلیل مسیر نشان داد که سرمایه اجتماعی سازمانی بر تسهیم دانش تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین مشخص شد از میان سه بعد سرمایه اجتماعی (ساختاری، رابطه ای و شناختی)، دو بعد ساختاری و ارتباطی از سرمایه اجتماعی تأثیر معناداری بر تسهیم دانش دارند.
رشته های آموزشی در جوامع پیشرفته، حاصل تعامل عرصه های تجربی و محیط های آموزشی بوده و این امر، موجب موفقیت فعالان تجربی گردیده است. این موضوع در کشورهای در حال توسعه، همچون ایران، وضعیت متفاوتی دارد؛ زیرا احساس می شود بین محیط های آموزشی و عرصه های تجربی، شکاف وجود دارد. هدف این پژوهش، تعیین و اولویت بندی مهارت های مورد نیاز در برنامه آموزش حسابداری و تعیین تفاوت بین اولویت بندی مهارت های مورد نیاز فارغ التحصیل رشته حسابداری از دیدگاه شرکا و کارکنان مؤسسات حسابرسی می باشد. بدین منظور، پرسشنامه ای بر اساس روش تحلیل سلسله مراتبی طراحی و بین شرکا و کارمندان مؤسسات مذکور توزیع گردید. پاسخ پرسشنامه ها پس از جمع آوری تحلیل گردید. نتایج پژوهش، نشان می دهد که مهارت های ارتباطات و تسلط بر فناوری اطلاعات، به ترتیب، بالاترین اولویت را برای شرکا و کارمندان مؤسسات حسابرسی دارا است. همچنین، با استفاده از تحلیل واریانس به مقایسه نظرات دو گروه پرداخته شد که نتیجه حاصل از آزمون نشان داد اختلاف معناداری بین نظرات دو گروه وجود ندارد.
پژوهش حاضر شناسایی و طراحی مولفه های موثر بر پایداری مدل های کسب وکارِ رشد و ثبات یافته در صنعت ICT می باشد. در این پژوهش چارچوب پژوهشی آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) انتخاب شده است. نمونه ی آماری مرحله کیفی 9 نفر از مدیران شرکت های حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات که شرکت آن ها در چرخه عمر کسب وکار به مرحله رشد و ثبات رسیده و نمونه آماری مرحله کمی نیز 277 نفر از مدیران و کارشناسان و خبرگان این حوزه در میان 270 شرکت منتخب از 960 شرکت حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات، می باشند. ابزار گردآوری داده ها در مرحله کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در مرحله کمی پرسشنامه محقق ساخته است. برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی روش تحلیل محتوا و برای داده های کمی از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی به کمک نرم افزارهای معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد تمامی ابعاد و مولفه های مدل پایداری مورد تایید واقع شدند و عوامل موثر بر پایداری مدل کسب وکار به ترتیب نوآوری، خلق ارزش مشترک، رهبری مشارکتی، عوامل اقتصادی و حاکمیت شرکتی می باشند.
این مقاله با استفاده از تحلیل داده های تابلویی به بررسی تاثیر فناور ی اطلاعات و ارتباطات[1](فاوا) بر تولید و بهره وری کل عوامل تولید پرداخته است. به این منظور تحلیل با استفاده از اطلاعات آمارگیری کارگاه های صنعتی مرکز آمار ایران با بکارگیری مدل داده های تابلویی در سطح بنگاه و بر اساس آخرین اطلاعات منتشر شده ( سال های 1385 و 1386 ) انجام شده است. این مطالعه با دو رویکرد انجام شده است. در رویکرد اول به بررسی تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر تولید از طریق برآورد تابع گسترش یافته کاب داگلاس با درنظرگرفتن اندازه بنگاه و نوع صنعت با استفاده از 6 شاخص اندازه گیری بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در صنایع ایران در سطح بنگاه پرداخته و در رویکرد دوم با برآورد تابع تولید گسترش یافته کاب داگلاس برای دو گروه بنگاه ها، شامل بنگاه هایی که از رایانه در انجام فعالیت های بنگاه استفاده می کنند و بنگاه هایی که استفاده نمی کنند برآورد و مقادیر بهره وری کل عوامل تولید مقایسه شده است. بدین ترتیب، در رویکرد اول اثر فاوا بر تولید و در رویکرد دوم اثر آن بر بهره وری کل عوامل [2](TFP) بررسی شده است. نتایج مطالعه نشان می دهد که اکثر شاخص های ICT اثر مثبت فناوری اطلاعات و ارتباطات بر تولید در سطح بنگاه را تائید می کنند. همچنین نتایج رویکرد دوم دال بر اثر انکار ناپذیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر بهره وری کل عوامل تولید است.