ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۷۶۱ تا ۱۴٬۷۸۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۱۴۷۶۱.

تعامل نوآوری باز با ظرفیت جذب، رهبری و فرهنگ یادگیری سازمانی در شرکت های دانش بنیان: تحلیل یک مدل میانجی تعدیل شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۷ تعداد دانلود : ۵۶۸
هدف از تحقیق حاضر، بررسی اثر رهبری توانمندساز بر نوآوری باز با در نظر گرفتن فرهنگ یادگیری سازمانی و تعدیل گری ظرفیت جذب بوده است. تحقیق حاضر از لحاظ روش تحقیق همبستگی و از لحاظ هدف از نوع کاربردی بوده است. ابزار تحقیق بر اساس پرسش نامه استاندارد نقش بندی و تابش (2018) می باشد که پس از سنجش روایی (همگرا، واگرا و اکتشافی) و پایایی (آلفای کرونباخ، ترکیبی و دایسترا)، از طریق مشارکت 131 نفر از مدیران و کارشناسان شرکت های دانش بنیان استان چهارمحال و بختیاری که با روش نمونه گیری تصادفی و از طریق جدول مورگان، انتخاب شدند، اجرا گردید. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، در دو سطح توصیفی و استنباطی و از طریق نرم افزارهای «SPSS25» و «WarpPLS7» اجرا شد. یافته هایی تحقیق نشان داد، بیشترین ضریب مسیر (β=0.79) و ضریب تعیین (R2=0.63) مربوط به مسیر رهبری توانمندساز به فرهنگ یادگیری سازمانی بوده است، همچنین فرهنگ یادگیری سازمانی به طور کامل، رابطه بین رهبری توانمندساز و نوآوری باز داخلی (VAF=0.64) و خارجی (VAF=0.69) را میانجی گری نموده است.
۱۴۷۶۲.

اولویت بندی دلایل خروج کارآفرین از کسب وکار در مراحل رشد شرکت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۴ تعداد دانلود : ۶۰۲
هدف: در خروج کارآفرین به عنوان یک تصمیم مهم در طول فرآیند کارآفرینی است. خروج بخشی از فرآیند کارآفرینی است و تأثیر زیادی بر اکوسیستم کسب وکار و اقتصاد می گذارد. بررسی فرآیند کارآفرینی بدون بررسی پدیده خروج ناقص است. در این پژوهش قصد داریم با تحلیل خروج کارآفرینی در طول مراحل شش گانه چرخه رشد کسب وکار به شناخت دقیق تری از این پدیده دست یابیم. اولویت بندی دلایل خروج بین کارآفرین تجاری و اجتماعی به شناخت دقیق تر از این حوزه کمک می کند. در این تحقیق برای رتبه بندی دلایل خروج از روش اندازه های تکراری استفاده نمودیم.روش شناسی پژوهش: جامعه آماری تحقیق عبارت است از خبرگان و کارآفرینان که به روش گلوله برفی و نمونه گیری در دسترس به صورت آگاهانه انجام شد.یافته ها: پس از بررسی نظرات خبرگان و کارآفرینان مشخص شد که اهمیت دلایل خروج ازنظر هر دو نوع کارآفرین تجاری و اجتماعی در طول مراحل مختلف رشد کسب وکار تغییر می کند. از سوی دیگر دلایل خروج ازنظر شخص کارآفرین و ازنظر شرکت الزاماً از یکدیگر تبعیت نمی کنند به نحوی که اهمیت دلایل خروج از منظر شخص کارآفرین تجاری و اجتماعی متفاوت است، ولی از منظر شرکت تجاری و اجتماعی مشابه می باشد. این نتایج نشان دهنده این است که دلایل خروج در مراحل مختلف متفاوت بوده و نمی توان فهرستی از دلایل خروج برای همه کسب وکارها بدون توجه به مرحله رشد آن ها ارائه داد.اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با استفاده از روش سنجش اندازه های تکراری به دنبال رتبه بندی دلایل خروج کارآفرینان ایرانی (در سطح تجاری و اجتماعی) در طول مراحل مختلف رشد کسب وکار پرداخته است.
۱۴۷۶۳.

واکنش بازار سرمایه نسبت به تحلیل راهبردی در مدیریت سازمان (مورد مطالعه: شرکت های کاربر و سرمایه بر)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۰ تعداد دانلود : ۳۶۰
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی واکنش بازار نسبت به انتخاب راهبردهای سازمانی می باشد. روش شناسی پژوهش: جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بازار اوراق بهادار تهران طی سال های 1388 تا 1398 می باشد و موردمطالعه شرکت های سرمایه بر و شرکت های کاربر می باشد. همچنین حجم نمونه با استفاده از روش حذف سیستماتیک بالغ بر 147 شرکت می باشد. ولی با توجه به هدف پژوهش که بررسی تأثیر راهبردهای کسب وکار بر واکنش بازار نسبت به اعلان سود در شرکت های سرمایه بر نسبت به شرکت های کاربر می باشد، لذا با کاربست معیارهایی حجم نمونه به دو گروه شرکت های سرمایه بر و کاربر (111 شرکت سرمایه بر و 36 شرکت کاربر و درمجموع 1617 شرکت-سال) تفکیک شد. روش پژوهش با استفاده از رگرسیون چندگانه با رویکرد داده های تلفیقی پس از اجرای پیش شرط مقایسه دو نمونه مستقل، انجام شد. یافته ها: شواهد پژوهش نشان داد که با اتخاذ راهبردهای رهبری هزینه در شرکت های سرمایه بر نسبت به شرکت های کاربر، اعلان سود کاهش می یابد و با اتخاذ راهبردهای متمایز در شرکت های سرمایه بر نسبت به شرکت های کاربر، اعلان سود افزایش می یابد. اصالت/ارزش افزوده علمی: بهترین راهبرد کسب وکار برای شرکت های کاربر، راهبرد رهبری هزینه و شرکت های سرمایه بر، راهبرد متمایزسازی محصولات و تولیدات است. اتخاذ بهنگام این دو راهبرد در صنایع تولیدی، از فرسایش سرمایه جلوگیری و منجر به اعلان سود خواهد شد.
۱۴۷۶۴.

Examining the Effect of Industry Competitive Intensity: The Mediating Role of Marketing Capabilities and Market-Focused Learning

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۷ تعداد دانلود : ۴۴۲
The purpose of this paper is to explore the impact of industry competitive intensity on brand performance that marketing capabilities and market-focused learning and organizational innovation have the mediator role. Survey of top firms of Tehran Stock Exchange for the last 4 years is explored. We used questionnaire for gathering data and 77 firms of 92 responded to the questionnaire . In order to test the validity of the questionnaire Dillon - Goldstein (cρ =0/70) coefficient used. AVE was used to assess the validity of indicators that show the validity of the questionnaire have been favorable .This study analyzed the data in two levels of descriptive and inferential statistics using Smart PLS ,Spss18, Excel2007. To calculate the significant path coefficient and to gain the test statistic T we used Astrab boot ( via insertion of the sampling method ). The results show that industry competitive intensity has a positive and significant effect on brand performance and all hypotheses were confirmed . The mediation effect of marketing capabilities and market-focused learning and organizational innovation was approved too.
۱۴۷۶۵.

بررسی تأثیر مالیات، مکانیزم پاداش مدیر عامل و ویژگی های شرکت بر معامله با اشخاص وابسته در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۲ تعداد دانلود : ۴۱۴
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر مالیات، مکانیزم پاداش مدیر عامل و ویژگی های شرکت بر معامله با اشخاص وابسته در شرکت-های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران می باشد که طی سال های1394 تا 1397 فعالیت داشته اند. طرح این پژوهش از نوع کاربردی و روش آن پیمایشی و همچنین پژوهشی تجربی است که در حوزه تحقیق های اثباتی حسابداری قرار می گیرد.در این پژوهش داده های مورد نیاز با استفاده از متن صورتهای مالی، یادداشتهای همراه آنها، تصمیمات مجمع عمومی عادی سالیانه، گزارش فعالیت هیئت مدیره و نیز اطلاعات موجود در سایت رسمی بورس اوراق بهادار تهران (سایت کدال و مرکز مدیریت پژوهش، توسعه و مطالعات اسلامی سازمان بورس اوراق بهادار تهران) جمع آوری شده و سپس به منظور تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از داده های تابلویی استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که متغیرهای پاداش مدیرعامل و ارزش بازار به دفتری حقوق صاحبان سهام بر معامله با اشخاص وابسته تاثیر مثبت دارد و متغیرهای بازده دارایی ها و مالیات پرداختی هیچ گونه ارتباطی با معامله با اشخاص وابسته نیست و در نهایت متغیر اهرم مالی ارتباط منفی با معامله با اشخاص وابسته دارد.
۱۴۷۶۶.

اثرات بانکداری سایه بر ریسک بانکی و کفایت سرمایه در بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۲ تعداد دانلود : ۴۶۲
بهبود نسبت کفایت سرمایه در شبکه بانکی حداقل از دو کانال حاکمیت شرکتی و درگیرشدن منافع فعالان بازار مالی، می تواند به اثربخشی بیشتر نظارت داخلی و بیرونی، شفافیت و پاسخگویی بینجامد. مقررات حاکمیت شرکتی در زمینه بهبود وضعیت مالی بانک باعث کاهش ریسک شده و ممکن است با هدف اصلی سهامداران مبنی بر افزایش سهام باشد. در این راستا هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات بانکداری سایه بر ریسک بانکی و کفایت سرمایه در بازه زمانی 1392– 1398 (14 بانک) می پردازد. بدین منظور با استفاده از روش بررسی میدانی و اسنادکاوی، اطلاعات استخراج شده با استفاده از روش های آمار توصیفی و الگوی رگرسیونی داده های تابلویی با نرم افزار ایویوز مورد آزمون و تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج حاصل از فرضیه نشان می دهد: بانکداری سایه بر ریسک بانکی تاثیر مستقیم معناداری دارد. و بانکداری سایه بر کفایت سرمایه تاثیر معکوس معناداری دارد.
۱۴۷۶۷.

بررسی تاثیر نسبت های مالی و ساختار مالکیت در پیش بینی درماندگی مالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۸ تعداد دانلود : ۳۷۰
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر نسبت های مالی و ساختار مالکیت در پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها می باشد. برای این منظور اطلاعات مالی 134 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1393 تا 1398 با استفاده از روش حذف سیستماتیک بررسی گردید. در پژوهش حاضر جهت بررسی نسبت های مالی، از سه شاخص، نسبت گردش موجودی کالا، نسبت گردش دارایی های ثابت و نسبت گردش مجموع دارایی ها و همچنین از دو مالکیت سهامداران نهادی و مالکیت مدیریتی برای ساختار سرمایه استاده کردیم. معیار وقوع درماندگی مالی در شرکت، وجود حداقل یکی از سه معیار، زیان در سه سال متوالی (زیان عملیاتی، زیان خالص یا زیان انباشته )؛ کاهش سود تقسیمی هر سال نسبت به سال قبل به میزان بیش از 40 درصد و مشمول ماده 141 قانون تجارت بودن شرکت های در دست بررسی است. فرضیه های پژوهش براساس تکنیک های آماری رگرسیون لجستیک مور آزمون قرار گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از بین نسبت های مالی بررسی شده، نسبت گردش دارایی های ثابت و نسبت گردش مجموع دارایی ها تاثیر منفی و معناداری بر پیش بینی درماندگی داشته و همچنین گردش موجودی کالا، مالکیت سهامداران نهادی و مالکیت مدیریتی هیچ تاثیری بر پیش بینی درماندگی ندارند.
۱۴۷۶۸.

بررسی رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و بازده پرتفوی سهام: رشدی یا ارزشی؟

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۴۵۹
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه شاخص های کیفیت گزارشگری مالی با بازده سهام رشدی و ارزشی به صورت تجربی بوده است. کیفیت گزارشگری مالی با استفاده از چهار معیار کیفیت اقلام تعهدی، دقت اطلاعات مالی، اقلام تعهدی اختیاری و درآمدهای اختیاری مورد سنجش قرار گرفته است و تفکیک سهام به رشدی و ارزشی با استفاده از بازده دارایی ها صورت گرفته است. همچنین، اندازه شرکت، نسبت اهرمی و بازده حقوق صاحبان سهام به عنوان متغیرهای کنترلی، وارد الگوی پژوهش شدند. نمونه پژوهش، مشتمل بر 120 شرکت در بازه زمانی سال های 1390 الی 1397 است. نتایج به دست آمده با استفاده از رگرسیون لجستیک حاکی از آن است که هر چهار معیار کیفیت گزارشگری مالی اعم از کیفیت اقلام تعهدی، دقت اطلاعات مالی، اقلام تعهدی اختیاری و درآمدهای اختیاری رابطه معناداری با بازده سهام رشدی و ارزشی داشته اند به نحوی که با افزایش کیفیت گزارشگری مالی، بازده سهام شرکت ها به سمت رشدی سوق پیدا کرده است.
۱۴۷۶۹.

بررسی دلایل نیاز به بازنگری در استانداردهای موجود هیئت استانداردهای حسابداری دولتی (GASB)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۶ تعداد دانلود : ۳۲۵
هیئت استانداردهای حسابداری دولتی، استانداردهایی را در جهت گزارشگری مالی دولتهای محلی و ایالتی وضع میکند. این استانداردها در جهات مختلف، راهنمایی برای دولتها است تا با استفاده از آن، امور و گزارشگری مالی خود را بهتر و کاراتر انجام دهند. با توجه به محیط پویا و دائماً در حال تغییر بخش دولتی، و همچنین با توجه به مباحث جدیدی که همواره در موضوعات مالی دولتی )ازجمله در حسابداری بازنشستگی و واحد گزارشگری مالی در سالهای گذشته( ظهور میکند، هیئت مذکور باید بهطور مستمر، استانداردهای خود را ارزیابی و بازنگریهای لازم را انجام دهد. اعمال تغییرات مؤثر در این زمینه از سوی هیئت فوق باعث خواهد شد تا کاربران گزارشات مالی بتوانند تصمیمات آگاهانهتری بگیرند و همچنین دولتها میتوانند در زمینه نظارتشان بر منابع عمومی، پاسخگوی عموم باشند؛ از طرف دیگر قابلیت مقایسهپذیری دولتها نیز فراهم خواهد شد.
۱۴۷۷۰.

مدیریت تضاد کار و زندگی با برنامه های کارمندیاری در شرایط بحران اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۹ تعداد دانلود : ۴۵۳
با توجه به اینکه کارکنان در سازمان های امروزی و در اقتصاد دانشی، مزیت های استراتژیک برای موفقیت هستند و به همین دلیل عملکرد آنها مهم است، اوضاع نامساعد اقتصادی و مشکلات ناشی از آن بر زندگی کارکنان و متعاقب آن بر عملکرد و بهره وری آنها تأثیر می گذارد. یک روش برای ارتقاء عملکرد کارکنان در این شرایط، کمک به آنان در حل مسائل و مشکلاتی است که در زندگی با آن مواجه اند. برنامه های کارمندیاری به عنوان یکی از انواع مزایا و برنامه های کار- زندگی، می توانند برای سازمان ها به عنوان اهرمی برای کمک به رفع مسائل کارکنان باشند. این برنامه ها می توانند بر روی متغیرهای مهم رفتار سازمانی از جمله رضایت شغلی و حمایت سازمانی ادراک شده و همچنین بر ایجاد سازگاری بین کار و زندگی افراد، تأثیرگذار باشند. براین اساس، هدف اصلی از انجام این پژوهش بررسی تأثیر برنامه های کارمندیاری بر روی مدیریت تضاد کار- خانواده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است که به شیوه پیمایشی- مقطعی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان بانک رفاه کارگران شهر تهران بوده است که از این میان بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، 289 نفر به عنوان اعضای نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآورده داده ها پرسشنامه بوده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از روش رگرسیون استفاده شده است. درنهایت نتایج نشان داد که برنامه کارمندیاری بر تضاد کار- خانواده به طور منفی تأثیر می گذارد و باعث کاهش آن می شود.
۱۴۷۷۱.

بررسی رابطه استرس شغلی و قصد ماندن با نقش تعدیل گر جو سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۰ تعداد دانلود : ۴۸۷
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی نقش تعدیل گر جو سازمانی در رابطه بین استرس شغلی و قصد ماندن در میان معلمان شاغل در مدارس استان گیلان می باشد. براین اساس، جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان مدارس استان گیلان بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، تعداد 140 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها سه پرسشنامه استاندارد قصد ماندن کیم و همکاران (2007)، پرسشنامه استرس شغلی پارکر و دکوتیس (1983) و پرسشنامه جو سازمانی هالپین و کرافت (1963) است که روایی محتوای آنها مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آنها بر اساس روش آلفای کرونباخ بالاتر از 0/7 برآورد شد. همچنین، جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر رویکرد حداقل مربعات جزئی توسط نرم افزار Smart PLS 3 استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که ابعاد استرس شغلی شامل فشار زمانی و اضطراب مربوط به شغل تأثیر منفی و معناداری بر قصد ماندن دارند. همچنین نقش تعدیل گر جو سازمانی در رابطه بین هر یک از ابعاد استرس شغلی (فشار زمانی و اضطراب مربوط به شغل) بر قصد ماندن معنادار بود. براین اساس می توان گفت که با تقویت و ارتقاء جو سازمانی می توان رابطه بین ابعاد استرس شغلی و قصد ماندن را کاهش داد.
۱۴۷۷۲.

بررسی رفتار سرمایه گذاران در انتخاب سطوح تکنولوژی و قابلیت پیش بینی بازده سهام با استفاده از نظریه قیمت گذاری نادرست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۴۳۳
هدف این پژوهش، تفکیک نقش سرمایه گذاران مبتنی بر رویکرد ریسکی و غیر ریسکی بر قابلیت پیش بینی بازده سهام بر اساس سطوح مختلف تکنولوژی می باشد. سطوح مختلف تکنولوژی از طریق میانگین نسبت تعداد کارکنان دارای تحصیلات عالی، نسبت تعداد کارکنان تولیدی، نسبت ارزش افزوده تولید و نسبت افزایش سرمایه اندازه گیری شده است. در این پژوهش، تمرکز بر استفاده از سه مدل رگرسیون با قابلیت جایگزینی در ضریب متغیر سطح تکنولوژی می باشد که بتواند قابلیت پیش بینی بازده سهام را از دیدگاه سرمایه گذاران به ریسکی و غیر ریسکی تفکیک نماید. نمونه پژوهش شامل 113 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که در یک دوره زمانی ده ساله از ابتدای سال 1387 تا انتهای سال 1396 را شامل می شود. نتایج نشان می دهد که در قابلیت پیش بینی بازده سهام، رفتار سرمایه گذاران در استفاده از سطوح مختلف تکنولوژی متفاوت می باشد بطوریکه قابلیت پیش بینی بازده سهام برای سرمایه گذاران مبتنی بر رویکرد ریسکی، تنها زمانی که سطح تکنولوژی متوسط است وجود دارد و در مقابل زمانی که سطوح تکنولوژی بالا و پایین است، قابلیت پیش بینی بازده سهام بر اساس رویکرد غیر ریسکی سرمایه گذاران انجام می شود در نتیجه، سطوح تکنولوژی دارای نقش با اهمیتی بر اساس مبانی رویکرد غیر ریسکی است و زمانی که به عنوان عامل غیر ریسکی توسط سرمایه گذاران استفاده می شود، قابلیت پیش بینی بازده سهام را افزایش می دهد.
۱۴۷۷۳.

طراحی الگوی رفتار کنش گری استراتژیک در سازمان: پژوهشی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۹ تعداد دانلود : ۴۳۵
رفتارهای کنش گرانه استراتژیک کارکنان در سازمان، زیربنای بهبود مستمر عملکرد شغلی فردی و سازمانی است، زیرا پویایی شتابان محیطی، نوعی از ظرفیت فزاینده فکری و عملی برای بهبود وضعیت موجود یا خلق وضعیتی جدید را طلب می کند که در رفتارهای کنش گرایانه استراتژیک کارکنان نهفته است. اگرچه پژوهش های متعددی در مورد پیشایندها و پسایندهای رفتار کنش گرایانه مدیران و بعضاً کارکنان انجام شده است؛ ولی تاکنون به الگوی چگونگی ایجاد و بروز چنین رفتارهایی در کارکنان پرداخته نشده است. پژوهش حاضر از نوع بنیادی است و با بهره گیری از نظریه داده بنیاد صورت گرفته است. از نظریه داده بنیاد برای نظریه پردازی در مورد پدیده های سازمانی استفاده می شود. هدف غایی این پژوهش، فهم داده بنیاد الگوی رفتارهای کنش گرایانه استراتژیک کارکنان در سازمان مورد مطالعه بوده است. داده های پژوهش طی 18 مصاحبه نیمه ساختار یافته با خبرگان دانشگاهی منتخب و سازمان مورد مطالعه احصاء و سپس در فرایند کدگذاری استخراج و مقوله های هم پیوند در قالب شرایط علی، پدیده محوری، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدهای مدل مفهومی معین و طی مرحله کدگذاری انتخابی هر یک از عناصر الگو به منظور خلق نظریه پژوهش تشریح و به تفصیل بیان شد. نتایج این پژوهش می تواند مدیران را در شناخت خط مشی ها، سیستم ها و رویه هایی که به ایجاد و بروز چنین رفتارهایی کمک می کنند یا مانع ظهور و بروز آنها می شوند یاری دهد.
۱۴۷۷۴.

طراحی مدل کسب وکار بانکداری باز در پرتوی نوآوری باز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۲ تعداد دانلود : ۶۸۵
هدف و مقدمه: فناوری مالی پارادایم جدیدی در فناوری اطلاعات به وجود آورده اند و باعث نوآوری در صنعت خدمات مالی شده اند. آنها با تغییر قوانین بازی و بهره گیری از نوآوری مخرب توانسته اند بازارهای مالی سنتی را دگرگون سازند. چشم انداز فعالیت این شرکت های نوپا حرکت از «بانکداری باز» به سوی «نوآوری باز» است. هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و ارائه مدل کسب وکار بانکداری باز در پرتوی ظهور نوآوری باز در صنعت بانکداری کشور به همراه پیشران ها و پیامدهای مربوط به آن می باشد. روش شناسی: پژوهش حاضر از روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمّی) استفاده نموده است. در ابتدا با مرور پیشینه و نظرسنجی از 34خبره با استفاده از تکنیک دلفی، مدل مفهومی پژوهش شناسایی گردید و سپس جهت اعتبارسنجی مدل، از پرسشنامه محقق ساخته 40 سئوالی استفاده شده و در بین نمونه آماری متشکل از 361 نفر از کارکنان و مدیران شبکه بانکی کشور که از روش احتمالی خوشه ای انتخاب شدند توزیع گردیده است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار اسمارت PLS استفاده شده است. برای آزمون های پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و برای سنجش روایی واگرا از آزمون فورنل و لارکر استفاده گردیده است. آزمون نیکویی برازش نیز قدرت پیش بینی مدل را قوی نشان می دهد. یافته ها: نتایج نشان می دهد ساختار موسسات مالی، توسعه دهندگان فناوری های مالی و مدل منظومه ای محیط کسب وکار بر مدل بانکداری باز تاثیر مثبت می گذارد، لکن بخش بندی مشتریان بر مدل بانکداری باز فاقد تاثیر است. همچنین مدل کسب وکار بانکداری باز بر بهبود فضای کسب وکار و بهبود عملکرد سازمانی تاثیرگذار است، ولی بر پذیرش بانکداری مجازی فاقد تاثیر می باشد. بحث و نتایج: با توجه به تایید فرضیه 1 مبنی بر تاثیر ساختار موسسات مالی بر مدل کسب وکار بانکداری باز، می توان گفت برای بهبود مدل کسب وکار بانکداری باز و ایجاد هماهنگی با خدمات مالی الکترونیکی که دارای سرعت بیشتری می باشند، ساختارهای بزرگ و پیچیده موسسات مالی می بایست چابک تر گردد و سعی در استفاده از ساختارهای مسطح تر و افقی تر داشته باشند تا بدین ترتیب چرخه توسعه محصولات و خدمات بانکی کوتاه تر گردد.  با توجه به تایید فرضیه 2 مبنی بر تاثیر توسعه دهندگان فناوری های مالی بر مدل کسب وکار بانکداری باز، باید گفت شرکت های  فناوری مالی و استارتاپ های مالی در بهبود مدل کسب وکار به کسب و کار بانک ها نقش دارند. این شرکت ها می توانند عناصر اصلی شبکه شرکا در نظر گرفته شوند و در قالب خرید یا تملک این شرکت ها، و یا ادغام افقی و یا عمودی با بانک ها فعالیت نمایند. همچنین فرآیند توسعه خدمات بانکی می تواند در قالب برون سپاری به این شرکت ها واگذار شود تا آن ها با برخورداری از چابکی بیشتر در ارائه خدمات و چرخه کوتاه توسعه محصول، مشتری مداری را افزایش دهند. با توجه به تایید فرضیه 3 مبنی بر تاثیر شرایط محیطی بر مدل کسب و کار بانکداری باز، باید گفت مدل منظومه ای  محیط کسبوکار بر بهبود مدل کسب وکار بانکداری باز تاثیر دارد. بنابراین دسترسی به بازار خدمات مالی الکترونیکی و نیروی کار متخصص، پشتیبانی دولت، وضع قوانین و مقررات شفاف در خصوص فعالیت های بانکداری باز، تامین امنیت تراکنش ها در محیط سایبری مهم می باشد. با توجه به عدم تایید فرضیه 4 مبنی بر فقدان تاثیر بخش بندی مشتریان بر مدل کسب و کار بانکداری باز، شاید بتوان گفت تفاوت مذکور ناشی از انتخاب جامعه آماری است. به نظر می رسد بانک ها اهمیت بخش بندی، هدف گذاری و جایگاه یابی را به درستی درک ننموده اند و در شناسایی مشتریان هدف و ویژگی های جمعیت شناختی آنان دارای ضعف می باشند و بخش بندی مشتریان به درستی انجام نمی گردد. امروزه مشتریان دارای سلیقه ها و نیازهای گوناگونی می باشند و هر مشتری می خواهد بر اساس نیازهای فردی و منحصر به فرد خود، خدمات مورد نظرش را دریافت نماید. بانک ها می بایست در جهت افزایش تمایل و قصد مشتریان در خصوص استفاده از خدمات بانکداری باز نیازهای گروه های مختلف مشتریان را به خوبی شناسایی نموده و سپس متناسب با درخواست و نیاز مشتری، محصولات و خدمات مشخصی را برای آن گروه از مشتریان شخصی سازی نمایند. با توجه به تایید فرضیه 5 مبنی بر تاثیر مدل کسب وکار بانکداری باز بر فضای کسب و کار، باید گفت طراحی مدل کسب وکار بانکداری باز باعث بهبود فضای کسب وکار می شود و منجر به پیشرفت هر چه بیشتر تجهیزات و فناوری های بانکداری الکترونیک، ارتقای رابط برنامه نویسی کاربری باز و ایجاد بیشتر سامانه های کاربرپسند می گردد. همچنین باعث افزایش شفافیت در حوزه خدمات مالی الکترونیکی و ایجاد احساس امنیت بیشتر در بین مشتریان و سرمایه گذاران می شود. با توجه به تایید فرضیه 6 مبنی بر تاثیر مدل کسب وکار بانکداری باز بر عملکرد سازمانی، باید گفت طراحی مدل کسب و کار بانکداری باز باعث بهبود عملکرد بانک ها می گردد و منجر به کاهش ریسک های عملیاتی، افزایش نرخ جذب مشتریان جدید، افزایش اعتماد و وفاداری مشتری، چابکی بیشتر در ارائه خدمات، بکارگیری موثر داده های مشتریان، ارائه محصولات مشتری محور، بهبود تجربه مشتری، افزایش چرخه عمر مشتریان در بانک ها می شود. با توجه به تایید نشدن فرضیه 7 مبنی بر فقدان تاثیر مدل کسبوکار بانکداری باز بر پذیرش بانکداری مجازی، شاید بتوان گفت تفاوت مذکور ناشی از انتخاب جامعه آماری است. به نظر می رسد کارکنان و مشتریان بانک ها هنوز با مفهوم بانکداری بازو خودخدمتی آنلاین به خوبی آشنا نیستند. بنابراین بانک ها می بایست در جهت شناساندن این مفاهیم و ارائه مزیت های بی شمار آن به مخاطبان و ذی نفعان گام بردارند. بانک ها می بایست امکان دسترسی به داده های مشتریان و زیرساخت های پرداخت را برای  فناوری مالی  مهیا سازند تا برخی سرویس های بانکی مانند پرداخت ها، بانکداری شخصی، نقل و انتقال پول از طریق فناوری مالی انجام پذیرد. در این راستا می باید اطلاعات حساب ها با رضایت مشتریان و از طریق امن در اختیار  فناوری مالی قرار گیرد. با توجه به اینکه در بین متغیرهای مستقل، توسعه دهندگان فناوری های مالی دارای بیشترین ضریب مسیر می باشد، نتایج پژوهش بار دیگر بر اهمیت همکاری سیستم بانکی با فناوری مالی و شرکت های نوپا مالی تاکید دارد. لذا پیشنهاد می گردد این شرکت ها به عنوان عناصر اصلی شبکه شرکا و تامین کنندگان در مدل کسب وکار بانکداری باز در نظر گرفته شوند. فناوری مالی می توانند منجر به ارتقای زیرساخت ها و زنجیره تامین، افزایش مزیت رقابتی، بهبود مشتری مداری و تعالی مدیریت کیفیت شده، و مکمل سیستم بانکی گردند. 
۱۴۷۷۵.

الگوی جامعه دانش بنیان در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۳ تعداد دانلود : ۵۹۳
هدف و مقدمه: با توجه به اسناد بالا دستی، یکی از ویژگی های جامعه ایران در افق چشم انداز 20 ساله، تحقق جامعه مبتنی بر دانش است. شناسایی بستر، شرایط علی، شرایط مداخله گر و راهبردهای تعامل و کنشِ دانشی در راهبری جوامع دانش بنیان می تواند در تحقق جامعه دانشی مفید و مؤثر باشد. هدف این پژوهش که با روش نظریه داده بنیاد صورت گرفته است، شناسایی و طبقه بندی این عوامل بوده و در پی پاسخ به این سؤال اساسی است که «بسترها، شرایط علی، شرایط مداخله گر و راهبردهای تعامل و کنش دانشی در راهبری جوامع دانش بنیان کدامند؟». دانش برای توسعه جوامع انسانی حیاتی بوده و نقش کلیدی در رشد اقتصادی، توسعه اجتماعی، غنای فرهنگی و توانمندسازی سیاسی ایفا می کند. یونسکو به منظور تمایز جامعه دانش بنیان از «جامعه اطلاعاتی» به توسعه مفهوم «جامعه دانش بنیان» پرداخته است که حاوی ایده هایی مبتنی بر فراگیری، کثرت گرایی، تساوی، گشودگی و مشارکت است. این مفهوم، بیانگر اعتقاد راسخ یونسکو به این مهم است که جوامع دانش بنیان نه تنها از سوی نیروهای علمی و فناوری، بلکه  باید توسط انتخابهای اجتماعی شکل داده شده و هدایت شوند. در حقیقت، علم و فناوری ظرفیت خارق العاده ای را برای مبادله اطلاعات و دانش، ظهور الگوهای جدید ارتباطات و مبادله ایده ها و همچنین تولید و طراحی ایجاد می کند و هر جامعه ای نیز دارای سرمایه های معرفتی خاص خود است. در جمهوری اسلامی ایران، استقرار جامعه دانش بنیان، جامعه فرهیخته، توانا (مقدمه چشم انداز)، کارآفرین، خلاق، نوآور (ماده 4 برنامه پنج ساله ششم) و نظایر آن از مواردی هستند که در اسناد بالادستی و مشخصاً سند چشم انداز آمده است. افزون بر آن، به یقین، تدابیر ابلاغی مقام معظم رهبری (مدظله العالی) با عناوینی چون «الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی» از توجه نظام جمهوری اسلامی ایران برای پاسخ به نیازها و مطالبات جامعه و نیز استفاده از فرصت ها جهت رسیدن به سطح بالای رفاه و آبادانی؛ تحقق جامعه دانایی محور؛ و الگو بودن در سطح و تراز جهانی حکایت دارد. تحقق این مهم، نیازمند توجه اساسی به بسیج منابع و ظرفیت های دانشی برای حرکت امیدوارانه و یافتن راه حل های جدید، مؤثر، کارآمد و پایدار برای اداره جامعه است. روش شناسی: این پژوهش رویکرد استقرایی داشته و از نظر استراتژی نیز کیفی است و از روش داده بنیاد بهره برده است. برای این منظور اسناد بالادستی از جمله چشم انداز 1404، برنامه های پنج ساله، سند تحول راهبردی علم و فناوری کشور، مطالعات علمی و پژوهشی مربوطه مورد بررسی واقع و مصاحبه های تخصصی نیز در بازه زمانی نیمه دوم 1398 تا پایان خرداد 1399 به صورت نیمه ساختاریافته و به روش گلوله برفی تا رسیدن به مرحله اشباع نظری صورت گرفت تا به شناسایی و تبیین عوامل مؤثر پرداخته شود. برای روایی و پایایی پژوهش یا «قابلیت اعتماد» در پژوهش داده بنیاد، اسناد و مدارک معتبر  جمع آوری مورد بررسی قرار گرفت و جامعه پژوهش نیز با توجه به ویژگی هایی از قبیل سابقه بیش از 20 سال فعالیت در زمینه سیاست گذاری علم و فناوری، فعالیت در سطوح عالی اجرایی مراکز  اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، تحصیلات عالی و  فعالیت پژوهشی در دانشگاه ها و مراکز پژوهشی کشور انتخاب شدند. همچنین، در پایان هر مرحله کدگذاری، نتیجه کار در اختیار 5 خبره قرار گرفت تا دقت علمی پژوهش و میزان انطباق متغیرها و گویه های تحقیق با هدف اصلی پژوهش بررسی گردد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، دانش درون زا، تحول اندیشه و تفکر تولید، تبدیل افراد جامعه از فقط مصرف کننده دانش به تولیدکننده دانش، مهم ترین نقش را در شکل گیری جامعه دانش بنیان دارند و منبع اصلی این تحولات، افراد آن جامعه هستند. هنگامی که دانش از درون ذهن افراد خارج گردیده و در چرخه توزیع و انتشار قرار گیرد، قدرت زا می شود و همه ابعاد جامعه را متأثر می سازد. توجه به مضامینی ازجمله «دغدغه و عزم مشترک» و «تحولات بنیادین مبتنی بر علم و فناوری» (طبقه محوری)؛ خلق، توزیع و به کارگیری دانش (شرایط علی)؛ سرمایه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و فناوری اطلاعات و ارتباطات (شرایط مداخله گر)؛ چشم انداز 20 ساله و ضرورت تحول اندیشه و تفکر تولید با محوریت افراد جامعه (بستر و زمینه)؛ پویایی، تقویت رابطه دانشگاه، صنعت و دولت، ارتقاء فرصت های یادگیری (راهبردها)؛ برای تحقق جامعه دانش بنیان، ضروری است. اعتبارسنجی مضامین استخراج شده، با برگزاری پانل دلفی انجام و درنهایت، مدل پارادایمی ارائه شده است. بحث و نتایج: تحولات بنیادی، ماهیت جوامع را متأثر نموده است. نظم نوینی در حال شکل گیری است که پایه های آن بر اساس دانش و نوآوری مبتنی بر دانش است. در نتیجه ایفای نقش دانش، دگرگونی غیرقابل برگشت و کنترل برای جوامع وجود دارد. واقعیت آن است که با وجود چنین پدیده ای محتوم، آشنایی اجمالی جامعه علمی و اجرایی با واژه جامعه دانش بنیان، تبیین شفاف مفهوم شناسی و نیز شناخت عناصر پایه ای مؤثر آن بر اساس یک نظام واره علمی و منطقی صورت نگرفته است. ضرورت این مهم به دلیل آن است که اولاً خاستگاه این ادبیات غیربومی بوده؛ و ثانیه غالباً در سطوح سازمانی و یا حوزه ای مانند اقتصاد دانش بنیان و موارد مشابه بررسی شده اند. نظریه جامعه دانش بنیان و یکی از مهم ترین الزامات و پایه های تحقق آن، تغییر ذهنیت ها و روال های موجود و باوراندن این نکته است که دانش بزرگ ترین سرمایه و دارایی هر جامعه است و منبع اصلی این سرمایه، افراد آن هستند. هنگامی که دانش از درون ذهن افراد خارج گردیده و در چرخه توزیع و انتشار قرار گیرد، قدرت زا می شود و همه ابعاد جامعه را متأثر می سازد.
۱۴۷۷۶.

عوامل مؤثر بر پذیرش واقعیت مجازی در گردشگری (براساس مدل پذیرش فناوری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۷ تعداد دانلود : ۴۹۲
امروزه ظهور فناوری های دیجیتال صنعت گردشگری را به طرز چشمگیری تغییر داده است. از جمله این فناوری ها واقعیت مجازی (VR) است. با این وجود ، فناوری VR در مقاصد گردشگری در ایران هنوز به طور گسترده مورد استفاده قرار نگرفته است. این پژوهش، نگرش و رفتار کاربران ایرانی را نسبت به پذیرش فناوری VR در گردشگری بررسی می کند. نمونه پژوهش شامل 260 بازدید کننده از سه مقصد مختلف به وسیله فناوری VR است. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه آنلاین و روش نمونه گیری دردسترس استفاده شد. فرضیه های پژوهش با استفاده از نرم افزار Smart-PLS3 مورد آزمایش قرار گرفت.با توجه به این که این پژوهش از اولین مطالعاتی است که عوامل مؤثر بر پذیرش فناوری VR را در میان کاربران ایرانی بررسی می کند، نتایج آن می تواند برای مدیران و بازاریاب های مقاصد گردشگری مفید بوده و آن ها را در استفاده از این فناوری به عنوان یک ابزار بازاریابی ترفیعی و تبلیغاتی مؤثر یاری رساند.
۱۴۷۷۷.

تأثیر قابلیت های بازاریابی بر عملکرد شرکت های صادراتی از طریق راهبرد رقابتی و مزیت موقعیتی با نقش تعدیل گر نوآوری دوجانبه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۹ تعداد دانلود : ۴۵۵
هدف  و  مقدمه : صادرات از جمله مهم ترین فعالیت هایی است که به رشد و توسعه شرکت ها می انجامد. از این رو شناخت عوامل موثر بر رشد و رونق صادرات و بهبود عملکرد صادراتی ضروری است. در شرایط کنونی بازارهای جهانی با رقابت شدید، ارزیابی عملکرد شرکت به عنصری مهم در توسعه استراتژی های رقابتی تبدیل شده است. از این رو شرکت های صادراتی خشکبار نیز از این قاعده مستثنی نبوده و به دنبال ارتقای عملکرد صادراتی خود می باشند. هدف اصلی این پژوهش تاثیر قابلیت های بازاریابی بر عملکرد صادراتی از طریق استراتژی رقابتی و مزیت موقعیتی با نقش تعدیلگر نوآوری دوجانبه در شرکت های صادراتی خشکبار در شهر تهران است. روش شناسی: این تحقیق از نظر هدف از نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش گردآوری داده ها، از نوع توصیفی پیمایشی است و از نظر ارزیابی روابط بین متغیرهای پژوهش از نوع تحلیل همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش تعداد 102 شرکت از شرکت های صادراتی خشکبار دارای دفتر در شهر تهران می باشد. اما تعداد نمونه 81  شرکت است که از این تعداد 73 پرسشنامه شرکت ها مورد بررسی قرار گرفت. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام پذیرفت. داده های پژوهش با پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد. به منظور اطمینان از مناسب و معقول بودن سنجه های پرسشنامه از دو معیار روایی و پایایی استفاده شده است. برای بررسی روایی پرسشنامه از روایی محتوا استفاده شده است که پرسشنامه دراختیار خبرگان و اساتید مرتبط قرار گرفت و نهایتا روایی آن تایید گردید. برای بررسی پایایی پرسشنامه ازضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که این ضریب برای تمامی متغیرهای پژوهش بالاتر از مقدار 7/0 بدست آمد. داده های جمع آوری شده در این پژوهش با استفاده از دو روش آماری توصیفی و استنباطی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های: برای بررسی داده های جمع آوری شده از نرم افزار های SPSS و Smart PLS استفاده شد. با استفاده از مدل معادلات ساختاری روابط بین متغیرهای پژوهش آزمون شد. نتایج حاکی از تاثیر مثبت و معنادار متغیرهای میانجی استراتژی رقابتی و مزیت موقعیتی و همچنین نوآوری دوجانبه به عنوان تعدیل گر در رابطه بین قابلیت های بازاریابی و عملکرد صادراتی است. در این پژوهش آزمون فرضیه های تحقیق با استفاده از روش معادلات ساختاری  است. بررسی فرضیه اصلی پژوهش نشان می دهد که تاثیر قابلیت های بازاریابی بر عملکرد شرکت های صادراتی خشکبار از طریق استراتژی رقابتی و مزیت موقعیتی با نقش تعدیل گر نوآوری دوجانبه مورد تایید قرار گرفته است؛ بنابراین تاثیر قابلیت بازاریابی بر عملکرد شرکت بدان معناست که مدیران شرکت ها برای دستیابی به مزیت موقعیتی برتر در برابر رقبای داخلی و خارجی و عملکرد بالاتر، بر قابلیت های بازاریابی خود تکیه می کنند. همچنین نتایج بررسی فرضیه های فرعی پژوهش نشان می دهد که تاثیر قابلیت های بازاریابی بر استراتژی رقابتی، قابلیت های بازاریابی بر مزیت موقعیتی، استراتژی رقابتی بر مزیت موقعیتی، استراتژی رقابتی بر عملکرد شرکت های صادراتی خشکبار و نیز مزیت موقعیتی بر عملکرد شرکت های صادراتی خشکبار مثبت و معنادار می باشد. همچنین نوآوری دوجانبه رابطه بین قابلیت های بازاریابی و استراتژی رقابتی و رابطه بین قابلیت های بازاریابی و مزیت موقعیتی شرکت های صادراتی خشکبار را تعدیل می کند. بحث و نتایج: بر خلاف اکثر پیشینه های تحقیق در این زمینه، که تاثیر متغیرهای استراتژی رقابتی و مزیت موقعیتی بر عملکرد شرکت های صادراتی و نیز تاثیر نوآوری دوجانبه بر رابطه بین قابلیت های بازاریابی و استراتژی رقابتی و رابطه بین قابلیت های بازاریابی و مزیت موقعیتی را مورد بررسی قرار نداده اند، در این پژوهش بر اساس مرور پژوهش های پیشین و مبانی نظری پژوهش، مدلی مفهومی جهت بررسی تاثیر این متغیرها بر عملکرد شرکت های صادراتی ارائه گردید. یافته های پژوهش در این زمینه با نتایج روا و همکاران [28]، مارتین و همکاران [20] و بوسو و همکاران [5] هم سو می باشد. از نظر این پژوهش گران قابلیت های بازاریابی بر عملکرد صادراتی تاثیر مثبتی دارد و افزایش قابلیت های بازاریابی می تواند منجر به افزایش عملکرد شود. همچنین بر اساس اظهارات مارتین و همکاران(2016)، برای بهره مندی از عملکرد برتر، یک شرکت باید روی قابلیت های بازاریابی خود سرمایه گذاری کند. این قابلیت های بازاریابی به شرکت اجازه می دهد محصولات و خدمات را بهتر از رقبا ارائه دهد. در نتیجه، از طریق دستیابی به مزیت موقعیتی، قابلیت های بازاریابی قادر به تحقق کامل پتانسیل خود در رابطه با عملکرد هستند. یافته های حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری در خصوص تأثیر متغیرهای مستقل، وابسته و تعدیل گر موجود در مدل مفهومی پژوهش نشان داد که بین متغیرهای پژوهش با توجه به وجود مقادیر ضرایب مسیر مناسب و نتایج ماتریس همبستگی متغیرها، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. درنتیجه می توان بیان کرد که با تقویت مزیت موقعیتی و توجه به قابلیت های بازاریابی، عملکرد صادراتی را ارتقا داد. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهایی کاربردی زیر ارائه می گردد. -  ایجاد فضایی مناسب برای ایجاد انگیزه در کارکنان برای ابراز نظرات، ایده ها و استعدادهای نهفته، -  ایجاد نوآوری و خلاقیت در محصولات مطابق با نیازهای به روز مشتریان درون و برون مرزی. -  بازارهای هدف خود را شناسایی کنند و از سیستم قیمت گذاری متناسب با مشتریان هدف خود استفاده کنند. -  بررسی مستمر محیط بیرونی سازمان و نوآوری در محصولات و نیز روش های توزیع آن ها، -  با توجه به فضای رقابتی حاکم و تغییر و تحولاتی که با شتاب در جهان امروز رخ می دهد، محصولاتی که هماهنگی و تناسب بیشتری با نیازهای مشتریان هدف دارد، عرضه کنند تا زمینه بهبود عملکرد خود را در بازار فراهم کنند. - افزودن یک برگ آموزشی مرتبط با فواید محصولات خشکبار درون بسته بندی های محصولات،
۱۴۷۷۸.

شناسایی ساختار دانشی، و روند پژوهشی مدل سازی موضوعی حوزه قابلیت های پویا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۷ تعداد دانلود : ۵۳۲
هدف و مقدمه: دیدگاه قابلیت های پویا در پی آن است که توضیح مناسبی برای چگونگی مواجهه بنگاه های موفق با محیط های به شدت در حال تغییر کسب وکار و ایجاد مزیت رقابتی جهت پاسخ گویی به تغییرات پیرامونی پی درپی ارائه نماید. این دیدگاه یکی از برجسته ترین نظریه های حوزه مدیریت است که زمینه های مختلف آن را تحت تأثیر قرار داده است. با این وجود، دغدغه های تأمل برانگیزی درباره ساختار فکری پیشینه تحقیق این دیدگاه و حوزه پژوهشی مربوط به آن مطرح گردیده است. پراکندگی و درهم ریختگی پایه های نظری، تکثر و تنوع گیج کننده مفهوم پردازی ها، فقدان چارچوبی جامع از بینش های موجود، ادراکات و یافته های ازهم گسیخته و فقدان انسجام در بدنه دانش نمونه هایی از این دغدغه ها هستند. بر این اساس، پژوهش حاضر به دنبال آن است که با مرور جامع مستندات علمی منتشرشده در حوزه قابلیت های پویا به توسعه بینشی کل نگرانه نسبت به ساختار و روند موضوعی این حوزه پرداخته و در پاسخ گویی به دغدغه های مذکور که هویت پیشینه تحقیق را به عنوان یک کل واحد به چالش کشیده اند، سهیم گردد. روش شناسی : پژوهش حاضر از رویکرد متن کاوی و روش مدل سازی موضوعی استفاده کرده است. این رویکرد و روش ابزاری قدرتمند است که با تکیه بر آن می توان حجم عظیمی از مستندات را در مدت زمانی کوتاه و با کارایی لازم تحلیل نمود. به این منظور، ابتدا، مقاله های نشریات انگلیسی زبان که با موضوع قابلیت های پویا در ارتباط بوده و تا ابتدای سال 2019 میلادی در یکی از پایگاه داده های وب آوساینس یا اسکوپوس نمایه شده اند، به عنوان مجموعه مستندات مورد بررسی گردآوری شد. سپس، با توجه به اینکه چکیده یک پژوهش عصاره یافته های اصلی آن محسوب می گردد و منعکس کننده نکات برجسته آن مطالعه می باشد، چکیده های مستندات گردآوری شده به عنوان مجموعه متون مورد نیاز برای تحلیل متن کاوی در نظر گرفته شد. پس از ذخیره اطلاعات کتاب شناختی مستندات بازیابی شده و حذف اسناد تکراری یا موارد فاقد چکیده، تعداد این چکیده ها به 4206 مورد رسید. در مرحله بعد، به منظور پیش پردازش و پاک سازی مجموعه متون جمع آوری شده، اقداماتی نظیر یکسان سازی حروف بزرگ و کوچک کلمات، حذف اعداد و علائم نقطه گذاری، حذف کلمات زائد و ادغام کلمات هم ریشه با یکدیگر صورت پذیرفت. علاوه بر این، با استفاده از یکی از شاخص های ارزش گذاری متداول، کلمات فاقد ارزش کافی شناسایی و حذف گردیدند. در نهایت نیز با به کارگیری الگوریتم تخصیص پنهان دیریکله، مدل سازی موضوعی چکیده های جمع آوری شده صورت گرفت که در نتیجه آن ساختار موضوعی مستندات و روند زمانی هر یک از موضوعات حاصل گردید. یافته ها: در نتیجه، ساختار موضوعی و روند موضوعی حوزه قابلیت های پویا به دست آمد. منظور از ساختار موضوعی، دوازده موضوع برجسته در حوزه قابلیت های پویا است که در نتیجه مدل سازی موضوعی نمایان گردید و منظور از روند موضوعی نیز روند انتشار مستندات علمی مرتبط با هر یک از این موضوعات می باشد. هر موضوع گروهی از کلمات است که یک توزیع احتمالی از کل کلمات چکیده ها را در بر دارد. در این گروه، کلماتی که بیشترین نسبت احتمال را دارند، نمایان گر زمینه موضوعی غالب هستند. موضوعات به دست آمده عبارت اند از: 1. عملکرد بنگاه (معطوف به ارتباط بین قابلیت های پویا و عملکرد بنگاه)، 2. پیامدهای سازمانی (معطوف به پیامدهای عملیاتی قابلیت های پویا برای سازمان ها)، 3. تغییر سازمانی (معطوف به نقش تحول آفرین قابلیت های پویا در سازمان ها)، 4. چارچوب نظری (معطوف به مفهوم، مبانی، مفروضات، پیشینه و تکامل نظری قابلیت های پویا)، 5. مزیت رقابتی (معطوف به نقش قابلیت های پویا در ایجاد مزیت رقابتی بنگاه ها)، 6. اتحاد فناورانه (معطوف به قابلیت اتحاد فناورانه به عنوان یک قابلیت پویا)، 7. نوآوری محصول/خدمت (معطوف به قابلیت نوآوری به عنوان یک قابلیت پویا)، 8. عملکرد نوآوری (معطوف به ارتباط بین قابلیت پویای نوآوری و عملکرد سازمان)، 9. شبکه دانش (معطوف به قابلیت های شبکه سازی و مدیریت دانش به عنوان قابلیت های پویا)، 10. بازار بین المللی (معطوف به نقش قابلیت های پویا در پاسخ گویی بنگاه ها به نیاز ایجاد مزیت رقابتی در مواجهه با محیط های دائماً در حال تغییر بین المللی)، 11. فناوری اطلاعات (معطوف به قابلیت های پویای مبتنی بر فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی) و 12. زنجیره تأمین (معطوف به قابلیت های پویای زنجیره تأمین و عملیات). روند موضوعی به دست آمده بیان نمود که از میان این موضوعات، موضوع 8 (یعنی عملکرد نوآوری) یک موضوع نوظهور در حوزه قابلیت های پویا به شمار می رود و همچنین سایر موضوعات نیز روند رو به رشدی در سال های اخیر داشته اند. بحث و نتایج: در این مطالعه تکمیلی، می توان نتایج مدل سازی موضوعی را در قالب پرسشنامه یا مصاحبه به خبرگان حوزه قابلیت های پویا عرضه نمود تا از بازخورد تخصصی آن ها برای دستیابی به تفسیر و مفهوم سازی متقن تر بهره مند شد. علاوه بر این، شایان ذکر است که استفاده از رویکرد متن کاوی و روش مدل سازی موضوعی در مقایسه با بهره گیری از رویکرد های مروری متداول مانند روش های فراترکیب و مرور نظام مند پیشینه تحقیق، تنها بینش کل نگرانه ای را فراهم می آورد که از دید برخی محققان محدودیت این نوع از تحلیل ها محسوب می گردد. بنابراین، محققان می توانند به توسعه روش های خاصی از متن کاوی پرداخته تا محدودیت مذکور به قدری مرتفع گردد و یا آنکه در مواردی از این روش ها استفاده نمایند که مزایای این قسم از تحلیل ها (مانند: تحلیل سریع حجم عظیمی از متون، پرهیز از قضاوت های ذهنی و توسعه یک چشم انداز کلان نسبت به ساختار دانشی و روند پژوهشی یک حوزه مطالعاتی) بر محدودیت آن ها غلبه نماید. همچنین به محققان علاقه مند به مطالعه در زمینه قابلیت های پویا پیشنهاد می شود که قلمرو مربوط به هر یک از موضوعات شناسایی شده در پژوهش حاضر را به تفکیک مورد وارسی دقیق قرار داده تا به ساختار ارائه شده در این تحقیق عمق ببخشند و لایه های زیرین آن را نیز احصاء نمایند. در این میان، با توجه به نتایج حاصل، پرداختن به موضوعات عملکرد و نوآوری از اولویت بالاتری در پیشینه تحقیق قابلیت های پویا برخوردار می باشد. علاوه بر این، شایان ذکر است که با توجه به محدودبودن تعداد مستندات مرتبط با هر یک از این موضوعات، پژوهش گران می توانند برای دستیابی به این مهم از روش های کیفی نیز در کنار تکنیک های متن کاوی و علم سنجی بهره بگیرند.
۱۴۷۷۹.

طراحی مدل پیشرفت مسیر شغلی براساس الگوی مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۶ تعداد دانلود : ۴۸۳
مسئله پیشرفت مسیر شغلی مناسب با توجه به الگوی مدیریت دانش برای کارکنان در بسیاری از سازمان ها از قبیل سازمان تأمین اجتماعی حائز اهمیت بوده، لذا این تحقیق با هدف طراحی مدل پیشرفت مسیر شغلی بر اساس الگوی مدیریت دانش در سازمان تأمین اجتماعی استان مازندران انجام گردید. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش متشکل از کلیه کارکنان سازمان تأمین اجتماعی استان مازندران بود. نمونه آماری از طریق جدول کرجسی مورگان تعداد 269 نفر، به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در این تحقیق از پرسشنامه مسیر پیشرفت شغلی شاین  و مدیریت دانش همتی  استفاده گردید. میزان پایایی این دو پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب 75/0 و 78/0 بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل آماری از نرم افزارهای SPSS نسخه 20 و pls3 استفاده شد و سطح آلفا 05/0 ≥p در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که مقدار t همه مسیرهای بین عامل های تحقیق برابر و بزرگتر از 58/2 می باشد. در نتیجه بین عامل های اصلی و زیرعامل های شان در مدل مفهومی- تحلیلی پژوهش رابطه معنی داری وجود دارد و نیز نتایج نشان داد که برازش مدل کلی پژوهش مناسب و قوی است. به طور کلی این گونه می توان بیان کرد که بین پله اول مسیر پیشرفت شغلی با پله دوم مسیر پیشرفت شغلی، بین پله دوم مسیر پیشرفت شغلی با  پله سوم مسیر پیشرفت شغلی و بین پله سوم مسیر پیشرفت شغلی با پله چهارم مسیر پیشرفت شغلی کارکنان از دیدگاه کارکنان سازمان تأمین اجتماعی استان مازندران، در مدل مفهومی - تحلیلی مسیر پیشرفت شغلی رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد.
۱۴۷۸۰.

یک مدل استوار دو هدفه برای مکان یابی- مسیریابی و اشتراک گذاری ظرفیت در مناطق ناحیه بندی شده تحت شرایط عدم قطعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۶ تعداد دانلود : ۴۱۱
یکی از مهمترین رویکردها که منجر به ایجاد مزیت های متنوعی برای بنگاه های اقتصادی می باشد، ناحیه بندی مناطق به مکان های سرویس دهی و واحد های متقاضی می باشد که باعث افزایش سطح دسترسی مشتریان جهت دریافت خدمت می باشد. به طوری که می تواند در طراحی مجدد و ناحیه بندی مجدد شرکتها نیز مورد استفاده قرار گیرد. از طرف دیگر مسیریابی وسایل حمل و نقل جهت ارائه محصولات به مشتریان در صورتی که در مناطق ناحیه بندی شده انجام پذیر می تواند منجر به برنامه ریزی هر چه بهتر در سرویس دهی به مشتریان گردد. با این حال در هیچ یک از تحقیقات انجام گرفته شده در حوزه طراحی شبکه زنجیره تامین، مسیریابی وسایل حمل و نقل در نواحی طبقه بندی شده مورد بررسی قرار گرفته نشده است. از اینرو در این تحقیق یک مدل ریاضی دو هدفه ارائه شده است تا بصورت همزمان ناحیه بندی مناطق، مکانیابی-تخصیص تسهیلات، اشتراک گذاری خدمت و انتقال خدمت درون منطقه ای و مسیریابی وسایل حمل و نقل به صورت توامان انجام پذیرد. تابع هدف اول به دنبال کمینه نموده مجموع هزینه های شبکه زنجیره تامین می باشد. تابع هدف دوم به دنبال حداقل نمودن حداکثر حجم تقاضای مازاد سرویس دهنده ها می باشد.همچنین رویکرد بهینه سازی استوار به منظور لحاظ نمودن عدم قطعیت در برخی از پارامترهای مدل ارائه شده بکار گرفته شده است. به علاوه یک مطالعه موردی در صنعت نفت و گاز مورد بررسی قرار گرفته شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان