در این تحقیق سعى شده است تا با طراحى یک سیستم پشتیبان تصمیم برنامه ریزى تولید در " شرکت کارخانجات کابلسازى ایران" بهاى تمام شده محصولات را از طریق کاهش هزینه تأخیرات تولبد، اضافه کاری، هزینه راه اندازى و همچنین زمان تأخیر تحوبل محصولات به مشتریان را حداقل سازیم، در نهایت هم به یک طراحى مناسب جهت پیاده سازى سیستم پشتیبان تصمیم که بتواند تصمیم گیرى در موارد مذکور را پشتیبانى کند برسیم. براى رسیدن به این اهداف ما ابتدا وضعبت فعلى برنامه ربزى و زمانبدى شرکت را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادیم و در مرحله بعد به واسطه نتایج این تجزبه و تحلیل، سلسله مراتب مورد نیاز براى ساخت مدلهاى ریاضى را تشریح نمودیم و یس از آن یک مدل سلسله مراتبى سه سطحى براى برنامه ریزى تولید این شرکت ارائه مى نماییم. با استفاده از نمودارهاى زبان یکپارچه مدلسازى سیستم (uml) موردهای کاربرد و نمودار کلاس برای طراحی سیستم پشتیبان تصمیم سلسله مراتبی برنامه ریزی تولید را مدل نموده و در نهایت هم معماری مورد نیاز جهت پیاده سازی این سیستم را پیشنهاد خواهیم کرد.
در این نوشتار وضعیت فرهنگ سازمانى در ببن بانکهای تجارى کشور از لظر مبزان سازگارى با استراتژى مشترى مدارى مورد بررسى قرارگرفته است. از فرهنگ مشتری مدارى و ویژگیهاى آن سخن به میان آمده است پس از آن، متغیرهایى بعنوان متغیرهاى فرهنگى انتخاب شده اند و میزان سازگارى آنها با استراتژى مشترى مدارى بانکهااى تجارى کشور مورد سنجش، ارزیابى قرار گرفته است. هدف از انجام این تحقیق شناسایی میزان آمادگی ( فرهنگ سازی )این بانکها برای اجرای مشترى مدارى بوده است.
در حالی که جهان با شتاب به سوی اقتصاد دانش محور پیش می رود بنیادهای اداره ی امور عمومی یا آنچه در کشور ما تحت عنوان مدیریت دولتی متداول شده است در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات تحولات چشمگیری به خود دیده است در این مقاله ضمن تشریح قلمرو مدیریت دولتی و مبانی میان رشته ای آن تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر نظریه پردازی در مدیریت دولتی مورد بررسی قرار میگیرد
مدیریت فناوری اطلاعات فرآیند برنامه ریزی سازماندهی هدایت و کنترل فعالیت ها و منابع فناوری اطلاعات سازمان به منظور پشتیبانی از تصمیم گیری و فرایندهای تجاری و همچنین کسب مزیت رقابتی است مدیران فناوری اطلاعات باید با بهره مندی از توانمندی های این پدیده ساختار کسب و کار و نحوه رقابت در دنیای امروزی را تغییر دهند مسئولیت استفاده سریع تر مقرون به صرفه تر و راهبردی تر از این فناوری بر عهده مدیران فناوری اطلاعات می باشد این مقاله با ارائه تعریفی مشخص از مدیریت فناوری اطلاعات چارچوبی مفهومی را برای توصیفی وظایف مدیران این حوزه ارایه می دهد این چارچوب مفهومی را برای توصیف وظایف مدیران این حوزه ارائه می دهد این چارچوب مفهومی دارای دو بعد است یک بعد این چارچوب در برگیرنده وظایف عمده مدیریت شامل برنامه ریزی سازماندهی هدایت و کنترل است در بعد دیگر این ماتریس وظایف مدیران فناوری اطلاعات در سه لایه راهبردی تاکتیکی و عملیاتی طبقه بندی گردیده است
این مقاله، خلاصه یک طرح پژوهشی با همین عنوان است. گزارش با تعریف مفهوم سرمایه اجتماعی به مثابه مجموعه ای از هنجارها و شبکه هایی که یک فرد یا گروه در آن قرار می گیرد و از آن هنجارها و شبکه ها برای کنش های جمعی و همکاری استفاده می کند و نیز به عنوان مجموعه ای متشکل از سه عنصر آگاهی، اعتماد و مشارکت افراد در امور عمومی و اجتماعی، موفقیت سرمایه اجتماعی در ایران معاصر را بررسی می کند. در ادامه، نسبت سرمایه اجتماعی و نظام های تأمین اجتماعی، با مروری بر متون و نوشته های موجود تبیین می شود. مقاله تصریح می کند که در ایران، پژوهش های دانشگاهی و نظام مند نظری، تاریخی، یا مطالعات موردی تجربی چندانی درباره رابطه میان دخالت در تأمین اجتماعی و رفاه اجتماعیآن جام نگرفته است. این پژوهش دو سند را مورد استناد و تحلیل قرار می دهد: طرح برپایی نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی کشور (خرداد 1380) و نظام جامع رفاه وتأمین اجتماعی (خلاصه گزارش 1378). در ادامه، دشواری های نظام تأمین اجتماعی ایران ونقش بالقوه سرمایه اجتماعی در آن مورد تأمل قرار می گیرد. نویسنده با تأکید بر این نکته که یکی از مشکلات اصلی تأمین اجتماعی در ایران، «فقدان پوشش» است، می گوید فقدان پوشش کامل برنامه بیمه نشان می دهد در صورتی که سرمایه اجتماعی به رشد اقتصادی و ایجاد شغل ها مدد برساند، می تواند در همه زمینه های حمایتی و امدادی، نقشی مؤثر ایفا کند.بخش سوم مقاله به تشریح پیوندهای ساختاری تأمین اجتماعی، رفاه اجتماعی و سرمایه اجتماعی می پردازد.این پژوهش بر این باور است که در جوامع مدرن، بخش مهمی از کارامدی، موفقیت و بازتولید نظام تأمین اجتماعی و سیاستگذاری های متناسب با آن و یا رفاه اجتماعی، به نحوی به شکل و گستره هنجارها و شبکه های اجتماعی بستگی دارد که «سرمایه اجتماعی» نامیده می شود. همچنین نظام تأمین اجتماعی و رفاه اجتماعی را یکی از پیوندهای مهم عمودی میان دولت و جامعه و سرمایه اجتماعی را بیانگر ارتباطات افقی در جامعه می داند. از این منظر، سرمایه اجتماعی یکی از اجزای مهم در تحکیم «جامعه مدنی» ارزیابی می شود.در ادامه این نوشتار، با توجه به دشواری های فراروی نظام های سیاست اجتماعی، اهداف عمده ای که در برابر نظام های تأمین اجتماعی قرار دارد (افزایش برابری، افزایش کارایی، افزایش مشروعیت، و کاهش هزینه ها) تبیین می شوند.در بخش دیگری از مقاله، منطق سیاست های رفاهی مورد ارزیابی قرار می گیرد و ضمن آن، «تعریفی مشخص تر» از سرمایه اجتماعی ارائه می شود.در انتهای مقاله، خلاصه ای از سه پژوهش موردی (طرح ملی پیمایش ارزش ها و نگرش ها، نقش بنیادها در تأمین اجتماعی و رفاه اجتماعی وتحول و تطور خیریه های غیردولتی ایران از انقلاب مشروطه تا سال 1357) به قصد شناخت بهتر تأمین اجتماعی در ایران تشریح گردیده است.
ابزار برنامه ریزی خطی امروزه به عنوان یکی از ابزارهای بسیار توانا، این امکان را به مدیران و برنامهریزان میدهد تا تصمیمگیری خود را در مورد نحوه تخصیص منابع محدود و رقابتی به صورت علمی و مدلل اتخاذ کنند. از آنجا که یکی از روشهای معروف و معتبر طراحی روسازی راه، روش آشتو است و استفاده از این روش منجر به ایجاد چندین نامعادله خطی میشود، نمیتوان بر اساس یک حل بسته برای ضخامت هر یک از لایههای روسازی پاسخ منحصر به فردی به دست آورد. در مقاله حاضر یک مدل برنامهریزی خطی برای تعیین ضخامت بهینه هر یک از لایهها در روش طراحی آشتو توسعه داده شده است. استفاده از این مدل برنامهریزی خطی باعث به دست آمدن یک جواب منحصر به فرد برای ضخامت هر یک از لایهها میشود که به کمترین سرمایهگذاری جهت ساخت روسازی نیاز دارد. نتایج حاصل از حل این مدل برنامهریزی خطی نشان داده شده است که ضخامت و پیکرهبندی بهینه روسازی رابطه مستقیمی با نسبت هزینه اجرا به ضریب قشر هر یک از لایهها نسبت به یکدیگر دارند. هر چه این نسبت کمتر باشد، ضخامت این لایه در سیستم روسازی را باید تا حد امکان افزایش داد تا روسازی از نظر اقتصادی مقرون به صرفهتر شود
بررسی چگونگی تغییرات تقاضای انرژی الکتریکی از موضوعات روزآمد در سطح جهان است. مدت زمان مصرف روزانه از متغیرهای مهم دخیل در این موضوع محسوب می شود. در این مقاله نحوه تاثیر عامل دمای هوا بر آن متغیر مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است. ابتدا برای درک ارتباط میان مصرف انرژی الکتریکی و دما تابعی تخمینی ارائه می شود. سپس توسط یک سری الگوهای خطی موازی میزان اثر این عامل در کنار سایر عوامل برآورد شده است. بهترین الگوهای برآوردی که از طریق تصمیم گیری فازی با ترکیب معیارهای متنوع صورت گرفته است، نشان می دهد که بیش از 50 درصد (تا 63%) از تغییرات متوسط زمان مصرف روزانه انرژی الکتریکی در کشور ناشی از تغییرات آب و هوایی است.