ارزشهای اخلاقی بر بسیاری از تصمیمات و رفتارهای مدیران و کارکنان در سازمانها تأثیرگذار است. مطالعات زیادی درباره اخلاق مدیریت و اخلاق در سازمان صورت گرفته که هر یک بهنوعی تلاش کرده است تا نظریه های مرتبط با موضوع را جمع آوری یا نظریه ای جدید براساس آن عنوان کند. اگر رفتار اخلاقی را رفتاری «مناسب» و «منصفانه» بدانیم در این مقاله در پی شناسایی و ارائه چارچوبی برای رفتار اخلاقی در سازمان با هدف بهبود عملکرد فردی و هماهنگی عناصر سازمانی بر مبنای رفتار اخلاقی به منظور دستیابی به عملکرد مطلوب سازمانی هستیم. نظریه نقاط مرجع استراتژیک، چارچوبی مناسب برای هماهنگ کردن عوامل مؤثر بر رفتار فردی ارائه می کند. با استفاده از این نظریه و الگوی یادگیری اجتماعی، گونه های رفتاری شناسایی می شود و مبنایی برای تعیین رفتار اخلاقی (مناسب) به دست می آید. همچنین عناصر سازمانی (اهداف و استراتژی، ساختار، تکنولوژی و نیروی انسانی) را نیز می توان توسط نظریه نقاط مرجع استراتژیک بر مبنای رفتار فردی هماهنگ ساخت. این هماهنگی می تواند به ارتقای عملکرد سازمان منجر شود.
پروژههای بزرگ و پیچیده صنعتی همواره در معرض بروز ریسکهای مختلف قرار دارد که موفقیت انجام آنها در گرو مدیریت صحیح این ریسکها است. شناخت ریسک و ارزیابی آن از مهمترین فازهای مدیریت ریسک و زمینهساز موفقیت سایر فعالیتهای آن است چنانچه ریسکها به درستی تعیین نشوند موجب گمراهی تیم مدیریت ریسک و اتلاف منابع سازمان خواهد شد. این مقاله مروری بر روشهای شناسایی و انواع ریسکهای تهدیدکننده پروژههای بزرگ صنعتی دارد و با استفاده از نتایج مطالعات گذشته و مطالعه موردی ساخت چند نیروگاه، ریسکهای تهدیدکننده پروژههای نیروگاهی شناسایی و دستهبندی نموده است.
در تحقیقات زیادی وجود رابطه بین نسبتهای مالی و بازده سهام و همچنین وجود هموارسازی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تایید شده است. از آنجا که گزارشات مالی که در پیشبینی و تصمیمگیری استفاده کنندگان از اهمیت زیادی برخوردار است هموارسازی سود، سودمندی چنین گزارشاتی را که مبنای محاسبه نسبتهای مالی و تصمیمات استفاده کنندگان میباشد بیش از پیش زیر سوال برده است. لذا در این مطالعه به بررسی تاثیر هموارسازی سود بر رابطه بین نرخ بازده سهام و نسبتهای مالی، طی دوره 1386- 1382 پرداخته شده است. در این تحقیق 70 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شده و جهت تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیهها از فنون آماری همچون آمار توصیفی، آزمون معنیدار بودن r و Zr فیشر استفاده شده است همچنین برای تشخیص شرکتهای هموارساز از مدل ایکل استفاده شده است. یافتههای تحقیق وجود هموارسازی و رابطه بین نسبتهای مالی و بازده سهام در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار را تایید نمود و نشان داد که شرکتها در سطوح مختلف سود شامل سود عملیاتی، ناخالص و خالص اقدام به هموارسازی مینمایند .نتیجه اصلی تحقیق حاکی از آن است که علیرغم وجود رابطه معنیدار بین برخی نسبتهای مالی با بازده سهام در شرکتهای هموارساز و غیرهموارسازسود، از نظر رابطه بین نسبتهای مالی با بازده سهام بین این دو گروه از شرکتها تفاوت معنیداری وجود ندارد.
دادههای تجربی استفاده شده در این مقاله حاصل مصاحبه با 526 نفر در 64 روستا در استانهای آذربایجان غربی، اصفهان، خوزستان و گلستان، و روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای است. نتایج تحقیق نشان داد بیشتر پاسخگویان، وضع مالی، رفاهی، شغلی، مسکن و تغذیه زندگی روستایی را در حد متوسط یا پایین ارزیابی کردهاند. سن، وضع تأهل و تحصیلات افراد تأثیری در نگرش آنها به زندگی روستایی ندارد. اما نگرش زنان به زندگی روستایی بهتر از نگرش مردان است. روستاییان بیشتر ابعاد زندگی شهری را مثبت ارزیابی کردهاند. اما روابط مردم شهر با یکدیگر، وضع روحی و روانی و وضع سلامت جسمیمردم شهر، بیشتر نامناسب ارزیابی شده است. سن و تأهل افراد تأثیری در نگرش آنها به زندگی شهری ندارد. زنان در مقایسه با مردان روستایی نگرش بهتری به زندگی شهری دارند. با افزایش سطح تحصیلات روستاییان شاهد کاهش نسبی نگرش مثبت به شهر هستیم.
ارزشگذاری یکی از موضوعات اساسی در مدیریت سرمایهگذاری است. این موضوع نقش عمدهای در تخصیص بهینه سرمایه ایفا میکند. با ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی توسط مقام معظم رهبری، موضوع ارزشگذاری در اجرایی کردن فرمان ایشان از اهمیت زیادی برخوردار میباشد. با توجه به مشکلاتی که در سالهای گذشته در قیمتگذاری شرکتها از سوی سازمان خصوصیسازی به وجود آمد استفاده از روشهای معتبر و علمی در ارزشگذاری شرکتها باعث اقبال عمومی به سرمایهگذاری در شرکتهایی میشود که قرار است به بخش خصوصی واگذار شود. در این مقاله پس از بررسی روشهای مصوب هیات وزیران که تاکنون توسط سازمان خصوصیسازی برای ارزشگذاری شرکتها مورد استفاده قرار گرفته و نقد مختصر آنها، تعدادی از روشهای علمی شامل تنزیل جریانات نقدی آزاد، مدل ارزش افزوده اقتصادی، ارزش فعلی تعدیل شده و مدل گوردون مورد بررسی قرار میگیرد و در پایان ارزش یک شرکت با استفاده از یکی از این روشها محاسبه شده است.
فقر روستایی و توزیع نابرابر درآمدها یکی از معضلات جوامع روستایی است که بیشتر از نظام توزیع نادرست عوامل تولید ناشی می شود. استقرار صنعت در روستا از طریق ایجاد اشتغال پایدار و درآمد، می تواند موجب کاهش شکاف درآمدی شود. این نوشتار از طریق مطالعه موردی در بخش مرکزی شهرستان مشهد، و مقایسه میانگین درآمد شاغلان بخش صنعت با سایر بخش ها، نقش صنایع روستایی را در توزیع درآمد بررسی کرده است. مطالعات انجام شده روی 301 خانوار روستایی ساکن روستاهای نمونه نشان می دهد که بخش صنعت با ایجاد فرصت های شغلی، موجب تولید درآمد برای اقشار فرودست روستایی شده است. همچنین نتایج حاصل از آزمون t و ضرایب جینی درآمد شاغلان صنعتی و غیرصنعتی(36/0 و41/0) نشان از بهبود توزیع درآمد در میان شاغلان واحدهای صنعتی دارد. آزمون ویلکاکسون نیز ثابت کرده است که میزان رضایت از درآمد در بین شاغلان واحدهای صنعتی در حال حاضــرنسبت به گذشته افزایش یافته است. مقایسه میزان رضایت از درآمد شاغلان واحدهای صنعتی وغیر صنعتی تفاوت معناداری را نشان می دهد.
در این مقاله ابتدا وظایف، خصوصیات و رویکردهای مهم مدیران ارشد اطلاعات و دانش لز منظر کارشناسان و محققین این مباحث مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. سپس حیطه های کاری این دو حوزه با یکدیگر مقایسه شده است. در ادامه نظرات و دلیل موافقان و مخالفان ادغام و یا تفکیک مسولیتهای مدیران ارشد اطلاعات و مدیران ارشد دانش در ساختارهای سازمانی بیان گردیده است
اهداف پژوهش حاضر عبارت است از: تعیین کیفیت عوامل تشکیل دهنده گروه شیمی دارویی و تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها جهت بهینه سازی فعالیت ها در گروه مورد مطالعه در این ارزیابی عوامل نه گانه 1- رسالت ها و اهداف؛ 2- ساختار سازمانی و مدیریت؛ 3- هیات علمی؛ 4- دانشجویان؛ 5- فرآیند تدریس و یادگیری؛ 6- دوره های آموزشی و برنامه درسی؛ 7- دانش آموختگان؛ 8- امکانات و تجهیزات آموزشی و پژوهشی؛ و 9- پژوهش، توسط 61 ملاک و 172 نشانگر از نظر میزان مطلوب بودن مورد مطالعه قرار گرفتند. جهت نمره دهی به سوالات پرسشنامه، از مقیاس پنج گزینه ای لیکرت 1 (1- 1.75= نامطلوب، تا 5-4.2= کاملا مطلوب) استفاده شد. در نهایت داده های حاصله با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و با استفاده از ابزار نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
پژوهش ها نشان می دهند آموزش ضمن خدمت یکی از راه هایی است که قاعدتاً می بایست حس توانمندی کارکنان را پرورش دهد. در این پژوهش، ضمن بررسی رابطه بین آموزش های ضمن خدمت جاری سازمان و توانمندسازی کارکنان، سطح توانمندی کارکنان نیز سنجیده شده است. روش تحقیق به کار گرفته شده توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه آماری تحقیق را کلیه کارکنان رسمی دارای مدرک لیسانس و بالاتر سازمان جهاد کشاورزی استان قم، تشکیل می دهند. داده های مربوط به ساعات آموزش ضمن خدمت کارکنان از شناسنامه های آموزشی آنان استخراج شده، داده های مربوط به سطح توانمندی کارکنان نیز از طریق مصاحبه و پرسشنامه به دست آمده است. همچنین در این تحقیق، متغیر سابقه خدمت نیز به عنوان متغیر مداخله گر وارد معادله شده است که داده های مربوط به آن از طریق بررسی اسناد و مدارک سازمان جمع آوری شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که سطح توانمندی کارکنان مورد بررسی در این سازمان، در تمامی ابعاد بالاتر از میانگین است؛ اما بین سطح توانمندی آنان و ساعات آموزشی ضمن خدمت طی شده، همبستگی مشاهده نشد.
موج گسترده فعالیت های اقتصادی توجه بسیاری از دولت ها را به کارآفرینی جلب کرده است. از طرف دیگر یکی از مهم ترین مهارت های کارآفرین قدرت ارتباطات آن می باشد. از همین رو شناسایی سبک های ارتباطی کارآفرینان هدف پژوهش حاضر می باشد. بنابراین، بررسی رابطه بین ویژگی های رفتاری کارآفرینانه (قاطعیت، اهل عمل، عزم راسخ، رؤیاپردازی، فداکاری، دلبستگی، موشکافی، کنترل سرنوشت کاری، ثروت اندوزی، توزیع ثروت) و سبک های ارتباطاتی کارآفرینان (شامل سبک های کنترلی، برابری، پویا، ساختاری، تفویضی و اجتناب) در صنایع غذایی استان قم، نتیجه تحقیق حاضر می باشد. این تحقیق برخلاف پژوهش های پیشین به این نتیجه رسید که جامعه مورد مطالعه نسبتاً کارآفرین بوده و ویژگی های کارآفرینی در آن زیاد است. همچنین بین ویژگی های رفتاری و سبک های ارتباطی کارآفرینان ارتباط وجود دارد، که البته از بین شش سبک ارتباطی مورد آزمون، فقط سبک تساوی با ویژگی های رفتاری کارآفرینان رابطه معنی داری داشت.
به دلیل رشد و توسعه سازمان ها و افزایش نقش آن ها در اجتماع، پیامدهای اجتماعی فعالیت های سازمان ها و تاثیرات آن ها بر ذینفعان مختلف اهمیتی روز افزون یافته است؛ به گونه ای که عملکرد اخلاقی و اجتماعی سازمان ها بر عملکرد کلی سازمان تاثیرات بزرگی دارد. امروزه، جامعه نسبت به اقدامات سازمان ها بسیار حساس تر از قبل شده است و بویژه در مقابل فعالیت های غیراخلاقی سازمان ها بسرعت و به طرق مختلف واکنش نشان می دهد. بر همین اساس است که معیارهای اخلاقی و اجتماعی در مدل های مختلف مدیریت کیفیت بالاخص مدل های نوین مدیریت کیفیت، نقش عمده ای را ایفا می کنند. موضوع مدیریت کیفیت دیگر صرفاً به محیط درونی سارمانها محدود نمی باشد، بلکه عرصه های بسیار گسترده تری از جمله جامعه و محیط بیرون سازمان ها را دربر می گیرد. در این گفتار، ضمن مروری بر مفاهیم مدیریت کیفیت، مسؤولیت اجتماعی سازمان و اخلاقیات کسب و کار، ارتباط این مفاهیم بسیار مهم با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است، و اقداماتی که سازمان ها بایستی در جهت ارتقای کیفیت و در جهت مسؤولیت اجتماعی انجام دهند، مشخص می گردند. در پایان، پیشنهادهایی برای مطالعات بعدی ارائه گردیده است.