فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۸۱ تا ۴٬۴۰۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۵
129 - 157
حوزههای تخصصی:
در شرایط کنونی سیستم بین الملل استفاده از ظرفیت های هم افزایی ناشی از بین منطقه گرایی یکی از بدیل های مناسب برای دیپلماسی دفاعی دولت ها محسوب می شود. پرسش اصلی این پژوهش این است که چرا ظرفیت های بین منطقه ای منجر به تقویت دیپلماسی دفاعی جمهوری اسلامی ایران می شود؟ روش این پژوهش مبتنی بر دو گام است؛ در گام اول مدلی تحلیلی- نظری ارائه می شود و در گام دوم با استفاده از داده های تجربی ظرفیت های بالفعل و بالقوه دیپلماسی دفاعی جمهوری اسلامی ایران و بین منطقه گرایی موردبررسی قرار می گیرد. مطابق فرضیه این پژوهش بین منطقه گرایی فضای کنش راهبردی و دفاعی را تحت تأثیر قرار داده است. دیپلماسی دفاعی دولت ها تحت تأثیر بین منطقه گرایی نیازمند افزایش هم افزایی در شبکه های بین منطقه ای هستند. جمهوری اسلامی ایران در سیستم بین الملل دارای شبکه های بین منطقه ای تعاملی و تأسیسی در ابعاد ژئوپولیتیکی، ژئوکالچری و ژئواکونومیکی است. این شبکه های بین منطقه ای از طریق تداخل شبکه ای می تواند ظرفیت های بالقوه فراوانی برای دیپلماسی دفاعی جمهوری اسلامی ایران فراهم کند.
پاندمی کووید 19 و باز اندیشی پارامتر های نظام بین الملل
منبع:
مطالعات فرهنگ دیپلماسی سال اول بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
21 - 39
حوزههای تخصصی:
کوید 19 در چین ظهور کرد و در مدت کوتاهی در سراسر جهان گسترش یافت. این بیماری به دلیل ویژگی انتقال آسان و سریع، عدم توسعه داروها و روش های درمان، بحث هایی را در مورد تأثیرات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی درصحنه ملی و بین المللی ایجاد کرده است. بسته به مدت زمان، مقیاس و منطقه گسترش این بیماری، هنوز مشخص نیست که این مسئله تا چه میزان می تواند بر سیستم بین المللی تأثیر بگذارد؛ اما واضح است که جهان پس از اپیدمی مانند گذشته نخواهد بود. ازاین رو، مقاله حاضر باهدف درک تاثیرات کنونی و پیامدهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی این اپیدمی بر سیستم بین المللی، قصد دارد به این پرسش پاسخ دهد که پاندمی کووید 19 چگونه روندهای اصلی و پارامتر های نظام بین الملل را تحت تأثیر قرار داده است؟ و آیا تحولات به وجود آمده در پهنای سیاست جهانی می تواند چشم انداز منسجمی از سیستم بین المللی تغییریافته را در دوره پسا کرونا ترسیم کند؟ در راستای پاسخ به این پرسش، ارزیابی و تحلیل داده ها با اتکا به روش تحلیل-تاثیر روند و آموزه های ادبیات تولید شده پیرامون مسئله تغییر در مطالعات روابط بین الملل صورت بندی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این پاندمی سیستم بین المللی را بسیار شکننده و نامطمئن کرده و با تقویت گفتمان رئالیسم، نظم فعلی در حال دور شدن از مسیری است که توسط سیاست های نئولیبرال تعین شده است.
بررسی عوامل ناامنی در عراق بر اساس مدل هاگت و تأثیر آن بر روابط با ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشور عراق، از مرزهایی تشکیل شده که در طول کمتر از یک قرن از شکل گیری این کشور به شکل رسمی و جدید، همواره متزلزل بوده و با چالش های امنیتی مواجه بوده است. با اذعان به تأثیر مثبت و منفی عوامل جغرافیایی، در این تحقیق هدف پاسخ به این سؤال بود که عوامل جغرافیایی چه نقشی در ایجاد ناامنی ها در عراق و تأثیر آن بر روابط با ایران داشته اند؟ در این زمینه با استفاده از مدل دوازده ماده ای پیتر هاگت سعی شد که به سؤال فوق پاسخ داده شود و فرضیه پژوهش این بوده است که تقریباً همه ی عوامل ناامنی در عراق و علل تنش زای پایدار و ناپایدار در روابط این کشور با ایران از ماهیتی جغرافیایی و ژئوپلیتیکی برخوردار بوده و بسیاری از فاکتورهای مدل هاگِت، در این مورد، صدق می کنند. نتیجه ای که عاید شده، این بود که هرچند شیعیان در حال حاضر، در کشور عراق، قدرت را در دست دارند، اما تنش های پایدار در روابط ایران و عراق، عمدتاً ماهیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی دارند که این امر ضرورت توجه به این عوامل توسط تصمیم گیرندگان سیاست خارجی ایران را مضاعف می کند. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات و داده های مورد نیاز بر مبنای روش کتابخانه ای و فیش برداری گردآوری شده اند.
بررسی فقهی- حقوقی مسؤولیت حکومت اسلامی در قبال خسارت و دیه نیروهای داوطلب امدادی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکومت اسلامی سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۵)
169-189
حوزههای تخصصی:
در هنگام وقوع حوادث طبیعی و دیگر سوانح، برخی از نیروهای داوطلب امدادی دچار آسیب های جسمی و یا ازدست دادن جان خود می شوند. از آن جا که در برخی مواقع نیروی امدادی حادثه دیده یا اولیای دم او جهت مطالبه خسارت و دیه به محاکم قضایی مراجعه می کنند که در صورت فقدان پوشش بیمه ای داوطلب و برخی موارد مقررات صریحی در این باره وجود ندارد، مسؤول پرداخت دیه و خسارت های نیروهای داوطلب امدادی چه نهادی می باشد؟ فرضیه پژوهش آن است که با توجه به مبانی فقهی و برخی قوانین و مقررات، شرکت های بیمه و در صورت عدم وجود بیمه می توان با توجه به مصالح عالی و با صلاح دید ولی فقیه، حکومت اسلامی را مسؤول پرداخت دیه و خسارت های وارده به این افراد دانست. از جمله نتایج این پژوهش آن است که قوانین موجود در موارد اضطراری پیش بینی خسارات وارده به نیروهای مردمی را انجام نداده است، لکن با توجه به فراز پایانی ماده 516 قانون مجازات اسلامی، مصوب 1392 و دیگر قوانین و آیین نامه ها می توان ادارات و سازمان هایی که فراخوان امدادرسانی را صادر کرده اند، مسؤول دانست و در صورت فقدان شرایط، به مسؤولیت بیت المال قائل گردید. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی است.
تبیینی سیاسی-تاریخی از تحولات پوششیِ زنان ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله ناظر بر وضعیت حجاب/بی حجابی در ایران معاصر است؛ که مسئله اصلیِ آن ارجاع به وضعیت فعلیِ جامعه ایران دارد. به این معنا که گسترش در دامنه و شُمار زنان و دخترانی که با حجاب اسلامی همنوا نیستند با چه منطقی قابل تبیین است؟ در پاسخ به این مسئله رویکردی تاریخی اتخاذ شد؛ و به دلیلِ مستندات موضوعه نیز نقطه آغاز آن را بر عصر ناصری بنا کردیم. از این جهت که نمونه این مطالعه، منفرد است؛ کار در زمره تحقیقات کیفی-تاریخیْ و از نوعِ درون موردیْ قرار می گیرد. در این راهبرد که واقعیت در پرتو تئوریْ مورد مطالعه قرار گرفته و به نوعی نظریه آزمایی صورت می گیرد؛ مکانیسم های علّیِ موجود در تئوریْ در واقعیتِ مورد مطالعه ردیابی می شوند. نظریه نوربرت الیاس در ارتباط با تغییرات رفتاری افراد نیز راهنمایِ این پژوهش است. پس از جمع آوری و تحلیلِ مستندات تاریخیْ این نتیجه حاصل شد که کلیتِ بی حجابیِ رایج در ایران فعلیْ نمی تواند مشخصاً و تنها، نتیجه ای دیالکتیکی و برآمده از سیاست های جمهوری اسلامی بوده باشد. درعین حالْ ظهور اینترنت و گسترش شبکه ای اجتماعی در دهه های اخیر نیز نمی تواند مبنای پاسخ به مسئله مورد واکاوی این تحقیق باشد. به نظر می رسد بخشی از زنان ایرانی از اواخر دوره ناصرالدین شاه و از حیث پوشش در مسیری به سمت غربی شدن در حرکت بوده ؛ و آنچه امروز شاهدیم، می تواند پیامدِ تا اینجایِ فرایندِ مذکورِ همچنان در جریان باشد. نتیجتاً پژوهش حاضر، ضمن تقویت تئوری الیاسْ کاربرد آن در تحلیل و تعلیل مسائل مرتبط در بستر جامعه ایران را تأیید و پیشنهاد می کند.
بررسی چگونگی تعامل ورزش– سیاست خارجی بر پایه «نظریه میدان» پی یر بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
284 - 259
حوزههای تخصصی:
ورزش مدرن، نقش و جایگاه مهمی در جهان معاصر دارد. با وجود گزاره مفروض «جدایی ورزش از سیاست»، باید اذعان کرد که رابطه دوسو یه استواری میان ورزش و سیاست در حوزه داخلی و عرصه خارجی برقرار است. پژوهش های زیادی درباره تأثیر متقابل ورزش و سیاست انجام شده و نظریه پردازان اجتماعی در قالب نظریه های «جامعه شناسی ورزشی» به این مقوله پرداخته اند. با این حال، در نظریه های روابط بین الملل در مورد رابطه «ورزش- سیاست خارجی» به لحاظ نظری کار پژوهشی چندانی انجام نشده است. از آنجایی که برای درک بهتر چرایی اهمیت ورزش در سیاست خارجی کشورها، وجود بستر نظری و چارچوب مفهومی لازم است، با طراحی یک مدل مفهومی با الهام از «نظر یه میدان» بوردیو، می توان به توصیف و تبیین تعامل میان ورزش و سیاست خارجی مبادرت ورزید. پرسش های اصلی پژوهش عبارت اند از: 1. ماهیت رابطه بین ورزش و سیاست خارجی چیست؟ 2. میزان تاثیرگذاری ورزش بر روابط دیپلماتیک، و پیشبرد صلح در نظام بین الملل چیست؟ در فرضیه پژوهشی استدلال می شود که ورزش بین الملل به عنوان ابزاری موثر در سیاست خارجی با ایجاد فرصت برای دیپلماسی عمومی و افزایش قدرت نرم کشورها، به انعطاف پذیری و پیشبرد صلح در روابط دیپلماتیک کمک می کند. با رویکردی کیفی و استفاده از روش تحلیل مقایسه ای دیدگاه های علمی و شواهد موجود در منابع مکتوب، و تاکید بر دو عنصر نظریه پی یر بوردیو یعنی «میدان و سرمایه» و تعمیم آن به عرصه جامعه بین الملل و کاربست مؤلفه های «قدرت نرم» و «دیپلماسی ورزشی»، رابطه ورزش با سیاست خارجی و چگونگی بهره گیری کشورها از میدان بین المللی ورزش در راستای اهداف سیاست خارجی تبیین می شود.
تأثیر بنیان های ژئوپلیتیکی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نسبت به ترکیه در اوراسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رقابت های قدرتی در سیاست خارجی کشورها از دیرباز بر شکل گیری روابط میان کشورها تأثیر اساسی داشته است. در این میان بنیان های ژئوپلیتیک از مهم ترین متغیرهای مؤثر در شکل گیری وروش سیاست خارجی کشورهاست. این بنیان ها واقعیت هایی هستند که ماهیت جغرافیایی سیاسی دارند و بر رفتار سیاسی، راهبردها، منافع و هدف های ملی، امنیت ملی، یکپارچگی سرزمینی، بقا و موجودیت کشورها نیز تأثیر می گذارند. هم جواری جمهوری اسلامی ایران با مناطق ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی متعدد از مهم ترین فرصت های مربوط با سیاست خارجی است. ایران برای دستیابی به هدف ها و منافع ملی در سیاست خارجی خود باید بنیان های ژئوپلیتیکی برگرفته از موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژی خود را به ویژه نسبت به همسایگانش در نظر بگیرد. در این میان، کشور ترکیه به عنوان یکی از مهم ترین همسایگان و بازیگران ایران در منطقه اوراسیا برای دستیابی به هدف ها و منافع ملی در سیاست خارجی خود ناچار به برقراری ارتباط در زمینه های مختلف با هم هستند. این مسئله لزوم بررسی روابط دو کشور را نشان می دهد. در این نوشتار از روش تحلی ل مقای سه ای و از داده های کتابخانه ای و اسنادی استفاده می کنیم. یافته های نوشتار نشان می دهد متناسب با سیاست های به کارگرفته شده هر دو کشور در این منطقه، جمهو ری اسلامی ایران با توجه به مؤلفه های ژئوپلیتیکی که عبارت اند از مؤلفه<sub> های اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و زیرمجموعه های این موارد برای دستیابی به منافع ملی بیشینه، روابطی از تعاملی تا رقابتی را نسبت به ترکیه انتخاب کرده است.
Iran's Look East Strategy: Sino-Iran Rapprochement and the Indian Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the wake of US withdrawal of Iran nuclear deal, or JCPOA, and re-imposition of sanctions, Iranian policymakers came down gradually in favor of cooperation with the East, chief among them China, culminating in the signing of 25-year Iran-China and the adoption of Iran’s Look East Strategy in 2021. Considering the changing flux in Iran’s diplomacy toward the regional cooperation and ever-increasing Sino-Iranian rapprochement, the main question of this contribution is about the effect of Sino-Iranian rapprochement on India, one of Iran’s biggest Asian trading partners. The main hypothesis states that Sino-Iranian rapprochement has led India to expand the scope of its connectivity projects through Iran, throwing spoke in the wheel of China’s Belt and Road Initiative in South and Central Asia. Constructivist Institutionalism (CI) developed by Hay was adopted as the theoretical framework. The methodology used for this research is based upon qualitative methodology and discourse analysis to focus on Iran and India relations in the context of Iran’s Look East strategy. Our findings indicate that Indian policy makers are following the Vasudhaiva Kutumbakam principle in their engagement with Iran, seeking to increase Iran-India ties in the face of Chinese competition with long-term strategic and security deal. As part of India’s civilizational role in the Central Asia and a response to growing Chinese footprints in the region, India has undertaken certain concrete measures such as institutionalization of India-Central Asia summit on a multi-lateral framework and inclusion of Iran’s Chabahar port in the International North-South Corridor. The research findings reveal that the corporate remains the weak link in the chain of the state-temple-corporate complex of the Hindu nationalist BJP in relation to Iran. India is also set to lock in cooperation with Iran through long-term strategic deal, institutionalizing security cooperation, and strengthening the private sector participation in Chabahar project.
فرهنگ سیاسی و جنبش های زیست محیطی در غرب
منبع:
سیاست کاربردی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
151-171
حوزههای تخصصی:
محیط زیست همواره یکی از مهمترین عناصر زندگی بشر در طول تاریخ بوده است با گذشت زمان و تکامل انسان، روابط انسان و طبیعت تغییر چشمگیری یافت و اکنون منجر به سلطه انسان بر طبیعت و تغییر شکل ان توسط بشر شده است و این امر باعث ایجاد مشکلات و تهدیداتی برای نسل بشر شده است . تنظیم رابطه میان انسان و طبیعت از قرن 19 به دغدغه یی برای جامعه و سیاست در جهان به ویژه جهان توسعه یافته تبدیل شد و از ان به بعد نشست های مختلف بین المللی و ملی برای ایجاد راه مشترک جهت غلبه بر بحرانهای زیست محیطی شکل گرفته از جمله برگزاری کنفرانس استکلهم در سال 1971 و نشست ریو در برزیل در سال 1991 . در کنار این نهادها، بازیگران دیگری نیز وارد این عرصه شده اند؛ جنبش های جدید اجتماعی به ویژه جنبش های زیست محیطی، این جنبش ها از 1960 به بعد در کشورهای توسعه یافته به وجود آمده اند و برخلاف کشورهای جهان سوم، گسترش زیادی پیدا کرده اند . لذا سوال اصلی ما در این مقاله ریشه سابی و یافتن علل این تحول در دنیای غرب است. برای پاسخ به این سوال فرضیه ذیل را به سنجش می گذاریم: به نظر می رسد عامل فرهنگ سیاسی به ویژه فرهنگ سیاسی مشارکتی زمینه ایجاد، رشد ، تداوم و تحول این جنبش ها را فراهم کرده است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی است و ابزار گردآوری اطلاعات کتابخامه ای و استفاده از منابع اینترنتی می باشد.
Philosophical and political components in the opinions of Soroush and Davari
حوزههای تخصصی:
Unraveling the Components of Sustainable Security in Afghanistan: A Fuzzy Hierarchical Decision Making Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۳, Issue ۳۵- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۲
1 - 22
حوزههای تخصصی:
In the intricate geopolitical landscape of Afghanistan, attaining sustainable security remains an evolving challenge fraught with complex dynamics and critical transitions. This study utilizes Fuzzy Analytic Hierarchy Process techniques to systematically elucidate the myriad determinants shaping Afghanistan's security paradigm. Our meticulous examination foregrounds political and social factors as paramount in this multifaceted terrain. Politically, fostering greater regional cooperation, strategic international relations policies, and consolidating the political will of ruling elites emerge as pivotal. Economically, priority rests on catalyzing poverty alleviation and spurring intense developmental drive depicted as ‘economic jihad’. Socially, augmenting solidarity across ethnic and religious divides and encouraging public participation in security are indispensable. Culturally, amplifying educational standards and nurturing trust in governance prove critical. The Taliban takeover marked a profound shift, necessitating reevaluating security paradigms and amplifying Iran’s strategic role in diplomatic engagement and humanitarian aid to moderate Taliban policies and support Afghan stability. By unraveling the complex interplay of factors spanning political, economic, social and cultural dimensions, this study provides invaluable insights to inform context-specific policies and strategies to advance Afghanistan’s multifaceted peacebuilding needs within a holistic framework prioritizing political stability, economic upliftment, social cohesion and regional cooperation underpinned by human rights and inclusive governance.
جایگاه منطقه فراملی در برنامه های پنج ساله توسعه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
197 - 218
حوزههای تخصصی:
در دوران معاصر منطقه گرایی به عنوان همسو یا بدیل جهانی شدن، یکی از رویکردهای انتخابی دولت هاست. ایران که بنا بر اقتضائات جغرافیایی و تاریخی، یک کشور بین المللی و قدرتی منطقه ای است، از آغازین سال دهه پایانی قرن بیستم، با پایان اشغال افغانستان از سوی شوروی و استقلال جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی می توانست جایگاه منطقه ای خود را ارتقا دهد؛ اما به رغم موقعیت ممتاز جغرافیایی، قرابت های فرهنگی و تمدنیِ ایران با این کشورها و تدوین شش برنامه پنج ساله توسعه، جمهوری اسلامی ایران در طی سه دهه گذشته نتوانست به عنوان کشور قطب منطقه ای عمل کند و از ظرفیت های منطقه ای خود در ارتباط با آن کشورها بهره مند شود. در تحقیق حاضر پرسش اصلی این است که «جایگاه منطقه فراملی در برنامه های پنج ساله توسعه ایران چیست؟» و با استفاده از دو روش تجزیه و تحلیل تکرر و تحلیل محتوا، مواد و بندهای برنامه های شش گانه توسعه بررسی شد. یافته های مقاله نشان می دهد که در برنامه های توسعه منظور از منطقه مشخص نیست؛ میزان توجه به منطقه در برنامه ها به صورت پرنوسانی متغیر است؛ و مؤلفه اصلیِ منطقه، قلمرو شمول و کشورهای تشکیل دهنده آن، از یک برنامه به برنامه دیگر تفاوت دارد. به عنوان نتیجه کاربردی، پیشنهاد شده است که «حوزه تمدن ایرانی» به عنوان منطقه جغرافیایی فرهنگی محاط ایران، منطقه هدفِ ایران و مصداق معین منطقه فراملی در برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های کلان کشور تعریف شود.
عوامل هویتی و تعارض در روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سؤال اصلی پژوهش که با هدف شناسایی و تبیین، عوامل هویتی مؤثر بر مناسبات ایران و امریکا مورد برسی قرار گرفت، اینست که «علل و عوامل هویتی تعارض در روابط ایران و امریکا کدامند.» و در پاسخ به سؤال مذکور فرضیه مطرح عبارتست از تضاد و تقابل در هویت خواهی و استقلال طلبی ناشی از فرهنگ ملی و اسلامی ایران از یک سو و هژمونی طلبی با نگاه یک جانبه و نگرش لیبرالیستی آمریکا از سوی دیگر موجب تعارض در روابط دو کشور شده و ایجاد روابط مسالمت آمیز و توأم با احترام متقابل را بسیار دشوار کرده است. این مقاله، با بهره گیری از روش تحلیلی - مقایسه ای و در چارچوب نظریه سازه انگاری، تلاش کرده، ضمن کشف و شناسایی عوامل هویتی ایران و امریکا، به بررسی و مقایسه ی عوامل هویتی متناظر و درعین حال متضاد، دو کشور بپردازد که نتیجه کلی آن عبارت است از اینکه: این رویکرد به دلیل معنا محوری و توجه به هنجارها و انگاره های هویتی، از ظرفیت خوبی برای فهم و درک موضع جمهوری اسلامی ایران در مقابل امریکا برخوردار است.
Military Structure in Imam Khomeini's Political Thought and Action (Emphasising on Army)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Revolutions can be analyzed at the level of roots, trends and consequences. "Systematization" is related to the level of the process or stage of transition from the old system to the revolutionary system.This article analyzes Imam Khomeini's political thought and action in the field of military systematization.. The result of processing the article hypothesis is that the Pahlavi military-security structure under the leadership of Imam Khomeini (ra) is a strategy-stimulating and arousing national pride And the feelings of the military; Not to insult or slander them; And encouraged, honored, and emphasized their dignity in a new way On the one hand, the former military foundations remained and the army of the Islamic Republic It was reproduced based on the same Pahlavi army And a military vacuum was prevented for the collapse of the post-Pahlavi regime On the other hand, the management structure of the Iranian army changed slowly That the restoration of the old and pre-revolutionary regime was not possible either The formation of three institutions of the Revolutionary Committee, the Revolutionary Guards and the mobilization of the oppressed was completed.This article has been processed qualitatively and descriptively-analytically The formation of three institutions of the Revolutionary Committee, the Revolutionary Guards and the mobilization of the oppressed was completed.This article has been processed qualitatively and descriptively-analytically.
The Effects and Consequences of Language Hegemony on the Culture and Identity of Language Learners: Case Study of the Iranian Language Center (2005-2017)
حوزههای تخصصی:
The study of the cultural and identity status of societies affected by various phenomena and variables, including educational, cultural and artistic systems, is one of the fundamental special works in the field of political sociology. By studying and researching cultural and identity changes in societies, the researcher is aware of the reasons, contexts, effects and consequences of this. The present study investigates the effects and consequences of language hegemony on the culture and identity of language learners in the Iranian Language Center between 2005 and 2017. Accordingly, this research is classified as a descriptive research based on the result and purpose of applied research, and in terms of method, and in terms of data collection in the field of survey research. According to the sample size, 277 questionnaires were prepared and provided to students of the Iranian Language Center to collect information. Based on the analysis of the collected data, the Iranian society can be called a marginal society in which English is still recognized as a foreign language and not a second language. The two mechanisms of knowledge and educational skills, and in particular the centrality of the English language and culture, are very prominent and effective among learners and even English teachers. It is in such circumstances that it is possible to form and expand the hegemony of the English language in Iranian society as a result of the current trend of the development of this language, which has been associated with a kind of dependence of our educational system on the central communities; And acknowledged in the absence of any linguistic sensitivity or realistic and logical language planning.
Migration to Kharej: Dreamed Expectations of Iranian Migrants vs. Experienced Actualities of Living Abroad(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۶, Issue ۱ , Winter ۲۰۲۲
135 - 165
حوزههای تخصصی:
The growing number of migrants from Iran to the Western World during the past decades represents opportunities as well as challenges for both migrants and host communities. One of the issues that challenge Iranian migrants who move to Western countries is their unrealistic ideas about their presumed destination. This study aims to measure how accurate were the expectations of Iranians about life in Germany before their migration. We conducted two quantitative surveys among Iranians already living in Germany, as well as Iranians who intended to migrate to Germany. Comparing the results of the two sets of data, the study argued that in most cases (74%) the expectations before migration were over-optimistic. In 17% of the cases, they were realistic, and only in some cases (9%), they were under-optimistic. In addition, we found some correlations that suggest that factors such as gender, level of education, the reason for migration, and the preferred source of information of the participants can impact on the accuracy of the expectation.
بررسی مقایسه ای الگوهای دموکراسی هابرماس، لاکلائو و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
225 - 203
حوزههای تخصصی:
همان اندازه که امروزه در اجتناب ناپذیر بودن دموکراسی به عنوان الگوی حکومتی مطلوب تردید نیست، در مورد کاستی ها و ضعف های آن آگاهی وجود دارد. اندیشمندان علوم اجتماعی و به ویژه علوم سیاسی از رویکردهای مختلف برای یافتن الگوهایی کامل تر و کارامدتر در تلاش بوده اند. هابرماس، لاکلائو و موفه از نظرگاهی پساساختارگرایانه در پی ارائه الگوهایی از سیاست و حکومت دموکراتیک هستند، که پاسخگوی کمبود های نظریه های پیشین بوده و در برقراری سامانی نیک و دموکراتیک در میان منافع، اندیشه ها و گرایش های مختلف سیاسی و اجتماعی کارا و راهگشا باشد. پرسش اصلی این است که کدام یک از دو نظریه پساساختارگرا و دو الگوی دموکراسی مجادله ای و مشورتی از امکانات دموکراتیک و واقع گرایانه تری برخوردارند. در فرضیه ای برگرفته از نظریه دموکراسی رادیکال بیان می شود که کثرت گرایی اجتماعی، برابری، و نفی هرگونه تلاش برای انکار ستیزه گری بالقوه و نهفته در روابط انسانی، دموکراسی لیبرال را به رادیکال تبدیل کرده و با جلوگیری از تمامیت خواهی به سامان نیک سیاسی منجر می شود. با رویکردی تحلیلی-تبینی، و بهره گیری از روش تحلیل مفهومی کیفی آثار نظریه پردازان پساساختارگرا درباره دموکراسی، و الگوهای مطرح شده در این نظریه ها از جنبه های مختلف به ویژه «نحوه رویارویی با کثرت گرایی ارزش ها و منابع قدرت سیاسی و اجتماعی»، «امکانات دموکراتیک» و «تحقق پذیری» مقایسه خواهد شد، تا میزان ضعف و قوت هریک تبیین شود. یافته های پژوهشی نشان می دهد که الگوی هابرماس بر پایه بنیان های فکری وی قادر نخواهد بود، در واقعیت اجتماعی و متن مناسبات قدرت، تضاد منافع و کثرت گروه ها راهگشا باشد. درحالی که دموکراسی رادیکال لاکلائو و موفه که ضمن پذیرش تضاد و کشمکش ها در رویکردی واقع گرایانه در پی آن است که برخوردها و دشمنی ها را به کوشش، رقابت و مجادله شهروندان بدل کند، می تواند به کامیابی و واقعیت نزدیک تر باشد.
واکاوی عوامل ساختاری و نیروهای فرایندی اعتراضات مردمی خیابانی در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۹ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲۶
1 - 24
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر این است که منطق ساختاری –فرایندی شکل گیری اعتراضات جمعی دوره ای در طول چهار دهه حکومت جمهوری اسلامی ایران را توضیح دهد. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که در چارچوب میدان مواجهه اعتراضات مردمی گسترده در دوران جمهوری اسلامی از چه دلایل ساختاری - مواجهه ای نشات گرفته است و همچنین این سوال که فرایند شکل گیری آن از زمان تأسیس جمهوری اسلامی تا کنون چه تحولاتی را در اهداف و نیروهای سیاسی و میدان مواجهه نیروهای چندگانه خود تجربه کرده است. روش پژوهش بکار رفته نیز روایت تاریخی معطوف به ساخت تیپ ایده آل وبری است. یعنی با کاربست و مواجهه چهارچوب تئوریک و داده های تجربی در قالب یک میدان، پیکربندی تاریخی بازسازی می شود تا نیروها و گرایش های این پیکر در هر دوره بیرون کشیده شود. روش گردآوری اطلاعات نیز مطالعه اسناد و کتب، مشاهده آرشیو صدا و سیما، مصاحبه با صاحب نظران جامعه شناسی سیاسی. یافته های پژوهش حاکی از آن است اعتراضات دوره ای از لحاظ ساختاری ریشه در کیفیت رابطه و مواجهه عناصر چندگانه (ساخت دوگانه قدرت، منطق هضم اقتصادی و منطق فراخوانی مردمی-اعتارضی) در یک بزنگاه تاریخی است .این اعتراضات نوعی فرایند ادامه دار و تکرار شونده با منطق مواجهه های -تصادفی و درعین حال عمق یابنده ای را نشان می دهد.
ارائه الگوی ارزشیابی جامع پژوهشگران برای ج.ا.ایران: آموزه هایی از جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۱ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱۰۲
99 - 126
حوزههای تخصصی:
ارزیابی پژوهشگر در ایران نه تنها به دلیل اولویت بندی آن ها برای جبران خدمات یا جذب ایشان در سازمان های پژوهشی بلکه به عنوان یکی از روش های ایجاد تعهد سازمانی، ارتقا و هدایت توان پژوهشی، افزایش میزان رضایت از کار پژوهشی و نهایتاً حل مسائل واقعی و بهبود وضعیت رفاه جامعه کاربرد دارد. هدف این پژوهش آن است که سنجه های ارزشیابی پژوهشگران را مبتنی بر مستندات علمی مربوط به این حوزه ترمیم نموده و نهایتاً چارچوب جامعِ مناسبی را که تامین کننده انتظارات از یک پژوهشگر متعهد، دانشمند و توانمند در حل مساله است ارائه دهد. روش به کار گرفته شده در این پژوهش فراترکیب مستندات علمی است که 118 مستند علمی مبنای کار قرار گرفت. استخراج نقاط قوت و ضعف روش های اصلی و مکمل ارزشیابی پژوهشگران، شناسایی مخاطرات ناشی از ارزشیابی سنتی و سنجه های جدید ترمیمی تحت عنوان دگرسنجه ها از مهم ترین یافته های پژوهش است. الگوی ارزشیابی جامع پژوهشگران به عنوان نتیجه اصلی پژوهش که مشتمل بر پنج سطح است. مطابق با الگو، مستندات علمیِ پژوهشگران، حاصلی از ویژگی های فردی پژوهشگر در ضرب با زیست بومِ پژوهش است که توسط داورانی متناسب با نوع و هدف پژوهش سنجیده می شود. در هر صورت، پژوهش زمانی قابل دفاع و مفید است که منجر به بهبود اقتصادی یا بسط نظریه در میان مدت و افزایش اقتدار و رفاه عمومی در بلند مدت گردد.
جایگاه منطقه فراملی در برنامه های پنج ساله توسعه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۷۲)
197 - 218
حوزههای تخصصی:
در دوران معاصر منطقه گرایی به عنوان همسو یا بدیل جهانی شدن، یکی از رویکردهای انتخابی دولت هاست. ایران که بنا بر اقتضائات جغرافیایی و تاریخی، یک کشور بین المللی و قدرتی منطقه ای است، از آغازین سال دهه پایانی قرن بیستم، با پایان اشغال افغانستان از سوی شوروی و استقلال جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی می توانست جایگاه منطقه ای خود را ارتقا دهد؛ اما به رغم موقعیت ممتاز جغرافیایی، قرابت های فرهنگی و تمدنیِ ایران با این کشورها و تدوین شش برنامه پنج ساله توسعه، جمهوری اسلامی ایران در طی سه دهه گذشته نتوانست به عنوان کشور قطب منطقه ای عمل کند و از ظرفیت های منطقه ای خود در ارتباط با آن کشورها بهره مند شود. در تحقیق حاضر پرسش اصلی این است که «جایگاه منطقه فراملی در برنامه های پنج ساله توسعه ایران چیست؟» و با استفاده از دو روش تجزیه و تحلیل تکرر و تحلیل محتوا، مواد و بندهای برنامه های شش گانه توسعه بررسی شد. یافته های مقاله نشان می دهد که در برنامه های توسعه منظور از منطقه مشخص نیست؛ میزان توجه به منطقه در برنامه ها به صورت پرنوسانی متغیر است؛ و مؤلفه اصلیِ منطقه، قلمرو شمول و کشورهای تشکیل دهنده آن، از یک برنامه به برنامه دیگر تفاوت دارد. به عنوان نتیجه کاربردی، پیشنهاد شده است که «حوزه تمدن ایرانی» به عنوان منطقه جغرافیایی فرهنگی محاط ایران، منطقه هدفِ ایران و مصداق معین منطقه فراملی در برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های کلان کشور تعریف شود.