فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۲۰۱ تا ۴٬۲۲۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال دوم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۸)
157 - 189
ایالات متحده آمریکا رتبه نخست آمار مبتلایان و مرگ ومیر ناشی از بحران همه گیری ویروس کووید-19 را در جهان داراست و به لحاظ مدیریت و رهبری ضعیف بحران کووید-19 مورد انتقادات فراوانی قرار گرفته است. ازاین رو، این پرسش مطرح می شود که عوامل ناکامی نظام حکمرانی ایالات متحده در مدیریت بحران همه گیری ویروس کووید-19 کدام اند؟ برای پاسخ به این پرسش، مقالات منتشرشده در سال های 2020-2021 مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. بدین منظور، از روش فراترکیب و کدگذاری باز استفاده شده است. یافته های فراترکیب نشان می دهد که مقالات مورد مطالعه شش عامل اصلی: عوامل ساختاری (فدرالیسم و روابط بین دولتی و تفکیک قوا (سِنا، مجلس نمایندگان، و دولت فدرال))؛ عوامل سیاسی (ایدئولوژی سیاسی، صنعت سیاسی، و قطبی سازی حزبی و سیاسی)؛ عوامل مربوط به مدیریت و رهبری عمومی (ویژگی های شخصیتی رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا (ترامپیسم)، و مدیریت و رهبری بحران)؛ عوامل اجتماعی (بی اعتمادی، بی عدالتی اجتماعی، و گسستگی (عدم یکپارچگی) اجتماعی)؛ عوامل مرتبط با ماهیت و ظرفیت دولت (ناکارآمدی بوروکراسی (ساختار اداری دولت) و خصوصی سازی)، و عوامل خط مشی (خط مشی های نئولیبرال و خط مشی های بهداشتی) را به ترتیب به عنوان عوامل ناکامی نظام حکمرانی ایالات متحده در مدیریت بحران کووید-19 مطرح می کنند. دانش حاصل از این پژوهش می تواند نگاه اندیشمندان و کارگزاران کشورهای دنیا را نسبت به پارادایم ها و مبانی نظری مدیریتی و حکمرانی برخاسته از ایالات متحده تغییر دهد. زیرا، عوامل اثرگذار بر ناکامی ایالات متحده در مدیریت موفق بحران کووید-19 فراتر از ناکامی و ناتوانی رئیس جمهور یا دولت ایالات متحده است و ناشی از نظام سیاسی و حکمرانی ناکارآمد و درحال افول ایالات متحده است.
تأثیر طرح توافق آبراهام بر امنیت محور مقاومت در منطقه غرب آسیا در دوره ترامپ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۵ بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۴
69 - 91
حوزههای تخصصی:
وجه بارز تحولات غرب آسیا، پویایی و تحول در عین پیچیدگی، ابهام و آشوب زدگی منطقه ای است. طرح توافق آبراهام ترامپ و روندهای بعدی آن ازجمله عادی سازی روابط امارات با رژیم صهیونیستی، این وضعیت را تشدید نموده است. طرح توافق آبراهام با به رسمیت شناختن حاکمیت رژیم صهیونیستی بر بیت المقدس، به این رژیم امکان می دهد ۳۰ درصد از کرانه باختری را به خاک خود ضمیمه کند و ضمن شناسایی موجودیت حداقلی، حق فلسطین برای ایجاد ارتش و دسترسی به دریا را محدود سازد. جغرافیای الگوی ژئوپلیتیکی آمریکا، رژیم صهیونیستی، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز بر پهنه ژئوپلیتیکی محور مقاومت منطبق است. سیاست مدارانی چون محمد بن زاید و محمد بن سلمان نیز رهیافت خود را در قالب چنین الگویی ترسیم نموده و سودای آن دارند که جاه طلبی های منطقه ای خود را در بستری از نظم امنیتی و سیاسی آینده غرب آسیا تعریف کنند. این امر آثار و عواقب متعددی برای محور مقاومت به همراه دارد. در این ارتباط، پرسش اصلی مقاله حاضر این است که طرح توافق آبراهام چه تأثیرات و پیامدهای بر امنیت منطقه ای محور مقاومت دارد؟ مقاله حاضر توصیفی تحلیلی بوده و اطلاعات موردنیاز، به روش کتابخانه ای و مراجعه به منابع اینترنتی معتبر گردآوری می شود. یافته های مقاله برمبنای تفسیر موسع از امنیت و روش توصیفی تحلیلی، نشان می دهد که آثار و عواقب امنیتی اطلاعاتی چنین وضعیتی بر امنیت منطقه ای ایران و محور مقاومت را می توان در قالب تشدید معادله امنیتی در خلیج فارس، ائتلاف سازی دریایی علیه ایران، افزایش مسابقه تسلیحاتی، افزایش جاسوسی از محور مقاومت و درنهایت، برهم خوردن موازنه قوا در خلیج فارس مورد توجه قرار داد.
واکاوی فقهی روایات «نفی قیام و انقلاب» در عصر غیبت(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تشکیل حکومت برای ایجاد نظم و عدالت و سامان دهی نظام زندگی اجتماعی، عقلا یک امر ضروری است. اگرچه شیعیان در زمان حضور معصوم(ع) تشکیل حکومت را وظیفه و حق ایشان می دانند، اما گروهی از آن ها این پرسش را پیش می کشند که آیا مومنین در عصر غیبت نسبت به قیام و تشکیل حکومت وظیفه دارند یا از آن منع شده اند؟ هرچند روایاتی در زمینه ی منع وجود دارد، اما این پژوهش می کوشد تا اثبات کند که این روایات از حیث سندی و دلالی ضعیف هستند و این روایات درصدد نهی از مطلق قیام صادر نشده اند. علاوه براین، این باور ناروا با آیات قرآن و دیگر روایات معتبر اهل بیت(ع) نیز ناسازگار است
کاربردشناسی ِگفتمان تعهد و مسأله ی خودمداری در هنر نقاشیِ دو دهه ی ۴۰ و ۵۰ شمسی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیست و پنجم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۰۰
147 - 172
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، کاربردشناسی ِگفتمان تعهد و مسأله ی خودمداری در هنر نقاشیِ دو دهه ی ۴۰ و ۵۰، به ویژه نهادهای مولد این نوع گفتمان تعهد است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی بوده و به این پرسش اصلی پاسخ داده شد که نقش گفتمان تعهد از منظر ارنستو لاکلو، شانتال موف و نورمن فرکلاف، منجر به بروز چه ویژگی هایی در زبان بصریِ هنر نقاشی ایران در دو دهه ی ۴۰ و ۵۰ شمسی شده است؟ نتایج نشان داد که چه شاخصه هایی باعث شکل گیری این نوع گفتمان تعهد در هنر نقاشی دو دهه ی 40 و 50 ایران شده است. بر اساس گفتمان تعهدِ به وجود آمده در این دو دهه، شاخصه های بصری اصلی نقاشی متعهد و خودمدار به این شرح است: نقاشی، معمولاً فیگوراتیو (شکل گرا) و روایت گرا (محتوا محور) بوده است؛ فرم و محتوا به صورت جدا دیده می شده؛ نوجوییِ فرمالیستی در فرم های به کاررفته در نقاشی مورد پذیرش نبوده؛ فهم آن برای اکثریت عامه ی مردم ساده بوده؛ توده ها برای قطع دست رژیم فاسد و امپریالیسم، خصوصاً آمریکا، از ثروت های عمومی کشور تهییج می شدند که این کار همراه با انتقال مفاهیمی هم چون ظلم ستیزی، عدالت خواهی، اسلام خواهی، بازگشت به خویشتن، خودمداری، بومی گرایی و... بوده است؛ همگی این مفاهیم، متعارض با رژیم پهلوی بوده و دال مرکزیِ مورد نظر برای گروه های مذهبی، اسلام خواهی و خلق گرایی برای گروه های چپ گرا بوده است.
Islamic revolution challenges: US- Iran relations and human rights(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
US- Iran relations were special and strategic ones and after the Islamic revolution and upon suspension of diplomatic ties, these relations were replaced by a sustainable enmity and hate even after four decades. This matter is unique in the history of diplomatic relations. Based on the direct and face to face negotiations between Iran and the United States regarding nuclear issues in the 11th government, the necessity of the analysis of the factors contributing to the continuous conflicts between two countries has attracted the attention of the researchers and scientists in the field of international relations and has posed the question as to why even four decades after Islamic Revolution, the two countries have failed to establish a rational, logical and free from slogan relations. This question can be addressed from various viewpoints including nuclear deal, terrorism, Middle East peace process and human rights. The aim of the present study is to investigate the role of the human rights’ issue and its effect on the US – Iran relations, with a descriptive-analytical manner, hypothesizing that this issue has no noticeable weight and importance in the continuous conflict between two countries .To confirm this hypothesis, human rights situations in Pahlavi era are considered and compared with similar situations in Islamic Republic, and then their contribution to the US – Iran relations is analyzed . A historical - analytical method is used to explain the evidences and findings .
وجوه واقع گرایانه مفهوم ایران شاهی در اندیشه سیاسی خواجه نظام الملک طوسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست پژوهی اسلامی ایرانی سال اول تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
98 - 124
حوزههای تخصصی:
اندیشه سیاسی ایرانشاهی، مجموعه ای از آرای ایرانیان درباره سیاست است که از دوره ایران باستان شکل گرفته و در آرای متفکران اسلامی چون خواجه نظام الملک، و... بازتاب پیدا کرده است. با توجه به ارتباط آن با دین، در این فرآیند سیاست سرشتی قدسی یافت و شاه به عنوان نماینده و کارگزار خداوند با مجموعه ای از اوصاف، از دیگر آحاد جامعه متمایز شد. شاه در رأس امور جامعه کارویژه برقراری نظم، عدالت و دین داری را برعهده داشت. به لحاظ تاریخی، نخستین هسته های این نظام شاهی توسط مادها به وجود آمد و هخامنشیان آن را به صورت یک نظام کامل جهان داری عرضه کردند. براین اساس، هدف این مقاله شناخت چگونگی بازتاب این گونه از سیاست ورزی در اندیشه و عمل خواجه نظام الملک طوسی است که به مدت سی سال عهده دار وزارت دولت آل سلجوق بود. داده های مقاله که به شکل کتابخانه ای گردآوری شده، با روش کنش گفتاری کوئینتن اسکینر متفکر برجسته مکتب تاریخنگاری کمبریج تحلیل شده است. در این روش تمرکز بیشتر بر فهم معنای متن است، هرچند بستر اجتماعی شکل گیری هنجار مسلط زمانه و دستکاری اندیشمند مورد نظر در آن هنجار نیز مدنظر خواهد بود. یافته پژوهش آن است که مراد خواجه از سیاست ایرانشاهی برپایی حکومتی متعادل بود که در آن شهریار در جهت کسب، حفظ و گسترش قدرت خود ناگزیر از نظم گستری، عدالت گستری، دین گستری در جامعه بود. نتیجه نهایی مقاله آن است که ایران شاه از خلال نظم گستری، عدالت گستری و دین گستری باید در اندیشه حفظ قدرت باشد و تنها از این طریق است که می تواند بر بحران های مختلف فائق آید.
بررسیو تحلیل ساختار مدیریتی و اقدامات اجرایی دولت در توسعه اشتغال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مسئله اشتغال و بیکاری بعنوان یکی از مسائل عمومی و بغرنج جوامع و دغدغه های حاکمیت و دولت ها مبدل شده است. توسعه اشتغال در کنار رونق اقتصادی و ایجاد رفاه اجتماعی از بسیاری معضلات امنیتی و مجرمانه، آسیب های اجتماعی و فرهنگی جلوگیری می کند.از این رو مدیران دولتی و سیاستگذاران در تلاش اند با سیاستگذاری جامع و اجرای دقیق سیاست ها در رفع مشکلات اشتغال و بیکاری موفق باشند. ایران نیز مشابه بسیاری از کشورهای در حال توسعه یا کمتر توسعه یافته با نرخ بیکاری بالایی مواجه می باشد و دولت ها و سیاستگذاران طی سالیان گذشته اقدامات و برنامه های مختلفی را در ایجاد اشتغال و رفع بیکاری به اجرا درآورده اند. سوال اساسی اینجاست که برنامه ها و سیاست های پیاده شده در حوزه اشتغال تا چه اندازه موفق و نتیجه بخش بوده اند؟ متولیان حوزه اشتغال کشور چه نهادهایی هستند؟ ایرادات و اشکالات وارده به ساختار مدیریتی و نحوه سیاستگذاری اشتغال کشورکدام اند ؟ به منظور تبیین مسئله اشتغال و پاسخ به سوالات پژوهش در تحقیق حاضر در برنامه قرار گرفت. در ابتدای تحقیق وضعیت آمار و شاخص ها و ساختار کنونی مدیریتی اشتغال کشور با بهره گیری از منابع علمی و سازمانی بررسی و تبیین شدند. سپس با استفاده از روش تحلیلی و استنباطی اقدامات اجرایی دولت و ساختار مدیریتی اشتغال در بخش دولتی مورد نقد و بررسی قرار گرفتند. در نهایت پیشنهادهای علمی و کاربردی برای اصلاح ساختار شورای عالی اشتغال کشور و توصیه های سیاستی در پیاده سازی برنامه های اشتغال ارائه شدند.
مدل سازی ساختاری تفسیری حل مسائل پیچیده در دوران دفاع مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر کشوری با مسائل متعدد و متکثر مواجه است که حل آن ها منوط به داشتن مدلی برای تعیین اولویت ها، تبیین زوایای مسائل، طراحی راه حل ها و غیره است. ازآنجایی که اقتضائات کشورها با یکدیگر متفاوت می باشد؛ نیازمند مدل بومی متناسب با اقتضائات خود هستیم. ایران پسا انقلاب اسلامی با اقتضائات نشأت گرفته از سه گانه ایرانیت، اسلامیت و مدرنیته با مسائل پیچیده ای مواجه شد. در این میان، دفاع مقدس دربردارنده دانشی کارآمد و بومی در شناخت و حل مسائل پیچیده، تجربه شده است؛ این درحالی است که این دانش، ضمنی است و برای تبدیل شدن به دانش صریح نیازمند بررسی، تعمیق و مدل سازی می باشد. در مقاله حاضر با بررسی تجربیات زیسته فرماندهان دفاع مقدس و نحوه مواجهه ایشان با مسائل پیچیده و با استفاده از راهبرد تحلیل مضمون و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 8 نفر از خبرگان دوران دفاع مقدس، 180 شناسه، 31 مضمون پایه، 8 مضمون سازمان دهنده شناسایی و سپس با استفاده از روش ISM، مدل ساختاری تفسیری آن را ارائه شده است. نتایج نشان داد به منظور مواجهه با مسائل پیچیده در دفاع مقدس از الگویی 8 مرحله ای شامل شناخت وضعیت مطلوب، جمع آوری اطلاعات، تجزیه وتحلیل وضع موجود، کشف و شناسایی مسائل، محیط شناسی، ایده پردازی، برنامه ریزی اقدام و ارزیابی و اثرسنجی استفاده شده است و این الگو قابل تسری به سایر عرصه های مدیریتی مورد نیاز در انقلاب اسلامی می باشد.
شناسایی و اعتبارسنجی پیشران های جذب و گزینش حداکثری نخبگان در دانشگاه های نیروهای مسلح(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال هفتم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲۶
175 - 203
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش در گام نخست، شناسایی پیشران های جذب و گزینش حداکثری نخبگان و در مرحله بعدی، اعتبارسنجی آن در دانشگاه های نیروهای مسلح مبتنی بر پژوهشی آمیخته و به روش توصیفی- اکتشافی بوده است. در ابتدا مبتنی بر روش نظریه پردازی داده بنیاد، پیشران های شکل دهنده مدل با کدگذاری باز شناسایی و در ادامه با بهره مندی از کدگذاری محوری و انتخابی، مدل مورد نظر ارائه شده است. در ادامه به اعتبارسنجی مدل در بین جامعه مورد مطالعه به روش مدلسازی معادلات ساختاری پرداخته شده است. جامعه آماری برای ارائه مدل، شامل خبرگان و برای اعتبارسنجی مدل، شامل نخبگان وظیفه معرفی شده از بنیاد ملی نخبگان به دانشگاه های نیروهای مسلح در سال 1400-1399 بوده است. نمونه آماری خبرگان تا مرحله اشباع نظری به تعداد 14 نفر به روش هدفمند قضاوتی و برای مرحله اعتبارسنجی مدل، به تعداد 175 نفر مبتنی بر قواعد حجم نمونه در روش معادلات ساختاری انتخاب گردیده است. ابزار گردآوری داده ها شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته برای مرحله مدلسازی و پرسشنامه با طیف لیکرت پنج تایی برای مرحله اعتبارسنجی بوده است که روایی پرسشنامه به روش همگرایی و واگرایی و پایایی آن به روش پایایی معرف ها و مرکب تأیید گردیده است. نتایج بخش کیفی منتج به شناسایی پیشران های جذب و گزینش حداکثری نخبگان در قالب مدل پژوهش گردید و در پایان، نظریه مبتنی بر 15 قضیه حکمی خلق شد. همچنین یافته های بخش کمی، اعتبار مدل ساختاری پژوهش را تائید و فرضیه های پژوهش (به غیر از فرضیه های شماره 5، 8، 9، 10، و 14) را اثبات نموده است.
شناسایی تهدیدات رسانه ای ماهواره های تلویزیونی و راهکارهای مقابله با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۰
105-131
حوزههای تخصصی:
شبکه های ماهواره ای یکی از منابع قدرت نرم و بخش مهمی از زیربناهای ارتباطی دنیا هستند. گسترش ارتباطات و تبادل فرهنگ از طریق ماهواره ها، ورود ارزش های جدید و به تبع آن رفتارهای جدید را به دنبال دارد و به عنوان یک تهدید نرم می تواند به تدریج فرهنگ و هویت یک ملت را تغییر دهد. لذا ارزیابی تأثیرات عمیق این رسانه بر ابعاد گوناگون زندگی فردی و اجتماعی ضروری است. سؤال اصلی در این پژوهش این است که تهدیدات رسانه ای ماهواره های تلویزیونی چیست و راهکارهای مناسب جهت مقابله با آن ها کدام اند؟ برای پاسخ به این سؤال و گردآوری و تحلیل اطلاعات از دو روش «پیمایشی» با تکنیک پرسشنامه و روش «مصاحبه عمقی» با تکنیک «مصاحبه بسته یا هدایت شده» استفاده شده است. جامعه آماری در روش پیمایش «کلیه افراد بالای 18 سال شهر تهران که برنامه های شبکه های ماهواره ای را تماشا می کنند» و در روش مصاحبه عمقی «متخصصان حوزه های علوم ارتباطات و علوم سیاسی» بودند. یافته ها نشان می دهد که از مجموع 450 پاسخگو، بیشترین نسبت پاسخگویان با انواع تهدیدات ماهواره ای از قبیل «تهدیدات روانی، سیاسی و فرهنگی، اقتصادی و نظامی –امنیتی» «موافق» بوده اند و 3/33 درصد «میزان تهدید آفرینی ماهواره» را «متوسط» ارزیابی کرده اند. همچنین بیشترین نسبت آنان (1/43 درصد) بهترین شیوه برخورد با تهدیدات ماهواره را «بالا بردن سواد رسانه ای» دانسته اند. یافته های مصاحبه نیز مؤید آن است که برای مواجهه با ماهواره اتخاذ راهکارهای تنوع (فوق فعال) و تهاجمی (فعال) مناسب تر از راهکارهای انفعالی و حفظ وضع موجود است.
بررسی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا بر امنیت منطقه ای در غرب آسیا 2022-2001
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۲
54-85
حوزههای تخصصی:
پس از یازده سپتامبر 2001 راهبرد جدیدی در عرصه ی سیاست خارجی آمریکا ظهور یافت که به نوعی نویددهنده عصر جدیدی در نظام بین الملل بوده است. در این دوره سردمداران و رهبران آمریکا فرصت مناسبی را به دست آوردند تا از رهگذر آن بتوانند در راستای دفاع از منافع خود، پیشبرد اهداف استراتژیک و شکل دهی هژمونی آمریکا برجهان، راهبرد حمله پیش دستانه و جنگ پیشگیرانه را در پیش گیرند. در همین راستا سیاست خارجی مداخله گرایانه آمریکا بر کشورهایی چون عراق، سوریه و سرزمین اشغالی موجب شد تا امنیت این کشورها تحت مؤلفه قدرت خارجی نیز قرار بگیرد. در این پژوهش به صورت مؤکد بر سیاست خارجی آمریکا در غرب آسیا از 2001 تا 2022 موردبررسی قرار خواهد گرفت؛ و در پی پاسخ به این پرسش است که سیاست خارجی آمریکا چه تأثیری بر امنیت منطقه غرب آسیا به ویژه بر عراق، سوریه و سرزمین اشغالی گذاشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که بروز و وجود تنش یکی از سیاست های آمریکا برای نفوذ و مداخله بوده و از همین رو تأثیر این سیاست بر عراق، سوریه و سرزمین اشغالی توأم با ناامنی بوده است
تحلیل علل انقلاب لیبی بر پایه شاخص های دولت شکننده
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال چهارم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۳
29-55
حوزههای تخصصی:
با گسترش موج بهار عربی از تونس به مصر و سپس لیبی دولتها یکی پس از دیگری سقوط کردند. این پژوهش با تمرکز بر لیبی در تلاش است تا به دلایل سقوط معمر قذافی بعد از 42 سال حکومت از منظر دولت شکننده بپردازد و بررسی کند که چرا قذافی قادر به کسب مشروعیت لازم از سوی مردم نبود. بنابراین پرسش این پژوهش گردآوریشده این است که چه عواملی موجب بروز انقلاب لیبی ازنظر شاخصهای دولت شکننده شد؟ بافتهها نشان میدهد که سه شاخص دولت شکننده شامل شاخص سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجب شد تا قذافی باسیاستهای تبعیضآمیز، تمرکز بر قبیله گرایی بهجای ملیگرایی و دیکتاتوری بهجای دمکراسی نتواند بقای حکومت خود را حفظ کند و درنتیجه سقوط کرد. روش مورداستفاده در اين پژوهش اسنادي است.
تعامل بوروکراتیک مسلمانان و اقلیت های دینی در دوره خلافت عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۴۲)
317 - 340
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، با رویکردی تبیینی، به بررسی تعامل اداری خلافت عباسی با اقلیت های دینی (مسیحی، یهودی و زرتشتی) با تکیه بر صاحب منصبان اقلیت های دینی و حضور آنها در مناصب مختلف اداری و سیاسی پرداخته خواهد شد. هدف اساسی پژوهش این است که با توجه به محدودیت ها و موانع موجود بر سر راه اقلیت های دینی عمده در جامعه ی اسلامی، تعامل خلفای عباسی و اقلیت ها را چگونه می توان توجیه کرد و چه مسیری را می توان برای این تعامل متصور شد. برای تبیین این مساله، بر وجه اداری حضور اقلیت های دینی در دستگاه خلافت عباسی توجه و تمرکز شده است. پژوهش حاضر بر روش توصیفی-تحلیلی استوار است. روش گردآوری اطلاعات، با توجه به منطق پژوهش های تاریخی، به صورت کتابخانه ای است. بررسی ها نشان می دهد که هر یک از خلفای عباسی بنا به مصالح سیاسی و شرایط اجتماعی زمانه ی خود، دست به تدوین و اجرای سیاست هایی خاص می زد و لزوما محدود به آموزه های قرآنی و سیره ی رسول خدا (ص) و خلفای راشدین نمی ماند. بنابراین، می توان گفت که سیاست ها و نحوه ی تعامل هر یک از خلفای عباسی با اقلیت های دینی (مسیحی، زرتشتی و یهودی) بر حسب مصالح دینی، اجتماعی و سیاسی زمانه متفاوت بود.
آینده نگری در توسعه مسیر شغلی و تحصیلات هوشمندانه: تحلیل نقش میانجی شخصیت آینده نگر (مورد مطالعه: یکی از سازمان های صنعتی حوزه دفاعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال هفتم بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۴
109 - 129
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین راهبردهای توسعه مسیر شغلی، ارتقا تحصیلات است. تحصیلات هوشمندانه برنامه ریزی برای ارتقا شغلی از طریق ارتقا هدفمند تحصیلات می باشد. داشتن چشم انداز بلند مدت و ویژگی شخصیتی آینده نگر می تواند در دستیابی به تحصیلات هدفمند موثر باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آینده نگری در توسعه مسیر شغلی بر تحصیلات هوشمندانه کارکنان یکی از سازمان های صنعتی حوزه دفاعی با نقش میانجی شخصیت آینده نگر می باشد. روش پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش، کارکنان یکی از سازمان های صنعتی حوزه دفاعی بوده که برمبنای نمونه گیری تصادفی، 225 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده گردید. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های پرسبیترو 2015؛ تیخمیرو 2015؛ جوهر و لیو 2016 استفاده گردید که پایایی آنها به وسیله آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد آینده نگری در توسعه مسیر شغلی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم از طریق میانجی گری شخصیت آینده نگر بر تحصیلات هوشمندانه کارکنان تاثیر معناداری دارد. نتایج پژوهش در حوزه توسعه مسیر شغلی نوآوری هایی به همراه داشته است و به مدیران سازمان های دفاعی در درک تاثیرگذاری رویکرد آینده نگر در توسعه مسیر شغلی بر تحصیلات هدفمند کارکنان با میانجی گری شخصیت آینده نگر کمک می کند.
نظریه نظم نوین انقلابی در روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیست و پنجم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
331 - 368
حوزههای تخصصی:
پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که نظم منطقه ای و جهانی مطلوب و موردنظر انقلاب اسلامی بر اساس آموزه های دینی را در قالب چه نظریه ای می توان تئوریزه و تبیین نمود؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که «نظریه نظم نوین انقلابی» بر اساس شاخصه های فکری- معرفتی و اجرایی- عملی ارائه شده، ظرفیت و قابلیت تببین و تفهیم این مسئله را دارد چراکه براساس نظریه های موجود در رشته روابط بین الملل اعم از جریان اصلی و جریان انتقادی، هیچ کدام به صورت کامل نه می تواند سیاست خارجی انقلاب اسلامی را تئوریزه کند و نه پاسخگوی مسائل مرتبط با این حوزه در عرصه میدان و عملِ مناسبات منطقه ای و بین المللی کشور باشد. زمینه سازی برای کاربست عملی نظریه نظم نوین انقلابی با رویکرد تمدنی جز با نگاه وسیع فرامرزی و فرامنطقه ای به جغرافیای مقاومت مبتنی بر عقلانیت راهبردی انقلابی به سامان نخواهد شد و یکی از مصادیق راهبردی عقلانیت انقلابی، «دیپلماسی نهضتی» است که ظرفیت متحدنمودن و یکپارچه کردن ملل ستم دیده و دُول مستقل را بر محور و مدار مقاومت بارها به اثبات رسانیده است.
تأثیر پسینیِ بحران گروگان گیری بر روابط ایران و امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخش اعظم تاریخ روابط خارجی کشور ایران، به مدت بیش از نیم قرن، متاثر از رابطه با ایالات متحده و کیفیت آن بوده است. هدف اصلی این نوشتار پرداختن به دوره ای از این روابط؛ شامل تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان ایرانی؛ و تبعات و پیامدهای منفی آن است. بدین منظور از نظریه «وابستگی به مسیر»، برای تبیین این رابطه بهره گرفته شده است. سوال اصلی تحقیق، به این امر اختصاص یافته است که؛ وابستگی به مسیر چگونه با توجه به محیط و شرایط آن دوره سبب ساز پیش رفتن اوضاع به سمت و سوی خصومت و دشمنی بین دو کشور گردیده است. مدعای این پژوهش بر این فرضیه استوار است که، تصمیمات متقابل دو کشور پس از آن واقعه به عنوان یک نقطه عطف، متضمن وابستگی به مسیر بوده است و بواسطه آن قابل تبیین است. بنابراین، پس از جستجو در کتب و مقالات مختلف، با سود جستن از روش کیفی به تحلیل و تبیین تصمیمات و اقدامات طرفین درگیر در بحران مبادرت نمودم. یافته های پژوهش بر تاثیر منفی وابستگی به مسیر در محیط بحرانی و عدم اطمینانِ حاصل از آن بزنگاه مهم دلالت دارد. نتیجه این که؛ تصمیمات تهران و واشینگتن به دلیل وابسته به مسیر بودن در هر مرحله، بر وخامت اوضاع افزوده است.
تأثیر سیاست های دونالد ترامپ بر جایگاه رؤیای آمریکایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با روی کار آمدن دونالد ترامپ رویکرد سیاست خارجی آمریکا عصر جدیدی را تجربه کرد و فضای گفتمانی دولت آمریکا، رویکردی را در پیش گرفت که به زعم محققان، بنیادهایی را که سیاست خارجی آمریکا برای هژمونی در جهان بر مبنای آن پی ریزی شده بود را با چالش روبه رو کرد. هدف این مقاله، تبیین اثرات اقدامات ترامپ بر رؤیای آمریکایی در سطح جهانی است و با روش تکوینی-تبیینی به این سؤال پاسخ می دهد که سیاست های ترامپ از سال 2017 تا 2020 چه تأثیری بر تحقق رویکرد رؤیای آمریکایی در نظام بین الملل گذاشته است؟ در پاسخ فرض بر این است که عدم توجه به نظام چندقطبی حاکم بر روابط بین الملل و خروج آمریکا از پیمان ها و تعهدات بین المللی، نظریه رؤیای آمریکایی را تضعیف و منجر به کم رنگ شدن جایگاه آمریکا در نظام بین الملل شده است. نتایج نشان می دهد دولت ترامپ در ابعاد چندجانبه گرایی شامل؛ کنار گذاشتن حقوق بین الملل و پی ریزی یک جانبه گرایی، اصلاح نفتا، خروج از توافق نامه آب وهوایی پاریس، توافقنامه ترانس پاسیفیک و برجام، بازبینی در ائتلاف، اتحادها و تعهدات نظامی، بی اعتنای به ارزش-های اقتصادی لیبرال، بازبینی در تعهدات امنیتی هند و اقیانوس آرام و... رویای آمریکایی را تضعیف کرد.
بررسی حقوق جهانگرد در نظام حقوقی اسلام و ایران و مقایسه آن با اسناد بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در صدد بررسی حقوق جهانگرد در نظام حقوقی اسلام و ایران و مقایسه آن با اسناد بین المللی است. از این منظر پس از بسط فضای مفهومی موضوع، به بررسی حقوق جهانگرد خواهد پرداخت. در این پژوهش، روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای می باشد آنچه ضرورت و اهمیت این مقاله را نشان می دهد این است که ایران علیرغم پتانسیل های بالای جذب توریسم نتوانسته در این زمینه موفق عمل کند و بخش مهمی از این موضوع به ضعف قوانین و حقوق جهانگردی در ایران بر می گردد که بسیار کلی، مبهم، فاقد ضمانت اجرایی بالا و برخورداری از عدم تخصص هستند. در ادامه این سوال مطرح است چه حقوقی را می توان برای جهانگرد در نظام حقوقی اسلام و ایران را برشمرد؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که، آزادی عقیده و مدارا ، حفاظت از جان، مال و اموال، حق امنیت، مصونیت از ظلم و ستم از جمله حقوق مشترک جهانکرد در دو نظام حقوق ایران و اسلام می باشند. نتیجه بدست آمده در این مقاله این است که اولا، در مقایسه حقوق جهانگرد تفاوت چندانی میان فقه اسلامی و قانون موضوعه ایران وجود ندارد اما در حوزه تعیین مصادیق حقوق جهانگرد، حقوق ایران از فقه اسلامی تاثیر پذیرفته است. ثانیا، در مقایسه با اسناد بین المللی، موانع حقوقی بسیاری از جمله برداشت نادرست از قانون اساسی، عدم تضمین های لازم به جهانگرد و عدم استاندارد سازی قوانین با ساختارهای بین المللی در قوانین موضوعه ایران دیده می شود.
بررسی انتقادی مطالعات قومی از منظر صلح(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
81 - 97
حوزههای تخصصی:
مطالعات قومی در سطح جهان و ایران در چند دهه اخیر رشد و گسترش فراوانی داشته است. متناظر با تجربه های فراوان و پرهزینه ی ناشی از مناقشات قومی در سطح نظام بین الملل و درون مرزهای ملی کشورها، در حوزه مطالعات قومی آثار و ادبیات گسترده ای خلق و بازتولید و توزیع گردیده است که بعضاً از پس زمینه ها و محتواهای مطالبه جو و ناهمگرا حکایت داشته است. با چنین پیش زمینه ای این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش کلیدی است که دانش مطالعات قومی چه نسبتی با صلح می یابد و آیا درمجموع ادبیات تولیدی و علمی این حوزه توانسته است فضای این عرصه را تلطیف نماید و با مفهوم صلح اعم از صلح در مفهوم کلاسیک و منفی آن و یا صلح در مفهوم مثبت و جدید ارتباط برقرار نماید؟ درحالی که جان مایه، جهت گیری و برآیند اصلی صلح معطوف به عفو و بخشش، گذشت و ایثار، گفتگو، مذاکره و چانه زنی، آشتی و سازش، رضایت، نرمش و دوستی و نهایتاً مصالحه است؛ هسته اصلی و روح حاکم بر پژوهش های قومی، تولید و صورت بندی ادبیات «تمایز» و «تفکیک» هویتی است. ادبیات تولیدشده در این دانش با تکیه و تأکید بر «تنوع» به مثابه یک واقعیت؛ «شناسایی و تحقق مطالبات هویت های متکثر قومی» را وجهه همت خویش قرار داده است و در فضای متأثر از «رویکرد انتقادی به مدرنیسم» به ویژه «نحوه و فرایند دولت- ملت سازی»، «بدکارکردی های دولت های مدرن» و «گسترش ادبیات جهانی شدن» به لحاظ معنایی، مفهومی، نظری، رویکردی، روشی و معرفتی در سپهر اندیشه ورزی، غلبه گفتمانی و بعضاً همدلانه یافته و شاید در رویکردی انتقادی بتوان ادعا کرد که این ادبیات در مواردی در پناه طرح عدالت توزیعی و ترمیمی، تحرکات واگرایانه خشونت گرا را با نگاهی همدلانه مورد کنکاش و بررسی قرار می دهد و چه بسا نهاد و ساحت دولت – ملت به مثابه مهم ترین سازه ی سیاسی بشری را در قالب لفاظی های آرمان گرایانه دچار بحران مشروعیت و هویت ساخته است. پژوهش پیش رو تلاش دارد با بهره گیری از روش کیفی – تفهمی به شیوه ای اکتشافی و مروری نسبت این مطالعات را با صلح موردسنجش و ارزیابی قرار دهد که در نوع خود نوآورانه می نماید.
تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی پیرامون مفاهیم مشارکت و کار مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
147 - 165
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره ی ابتدایی پیرامون مشارکت و کار مشترک انجام شده است. روش شناسی پژوهش، تحلیل محتوا بوده و محتوای کتاب ها شامل همه تکالیف، تصاویر و متن درس ها به عنوان واحدهای تحلیل موردمطالعه قرار گرفته اند. ابزار گردآوری داده ها فهرست وارسی بوده که روایی آن به تأیید تعداد پنج نفر از کارشناسان متخصص برنامه ریزی آموزشی رسید. پایایی آن نیز با استفاده از ضریب همبستگی میان دو نوبت رمزگذاری (82./.) محاسبه گردید که نشان از پایایی مناسب ابزار پژوهش داشت. نتایج نشان داد که سهم دو مقوله مشارکت و کار مشترک کمتر از یک درصد از کل محتوای کتاب های درسی بود. مقایسه بخش های سه گانه متن، تصویر و تکلیف نیز نشان داد که در بخش تصویری بیش از دو بخش دیگر به این دو مقوله توجه شده است؛ بنابراین نظر به اهمیت مفاهیم مشارکت و کار مشترک، پیشنهاد می شود که در محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی بازنگری شود.