نویسنده در توجیه سخنرانى پیشین خود مبنى بر اینکه «دین افیون تودههاست»، ابتدا به تفکیک دین از قرائتهاى مختلف از دین پرداخته و اذعان دارد که حقیقت دین، یکى است؛ سپس به دو زوج مفهومى «دین و دولت» و «دین و سیاست» مىپردازد و بررسى رابطه دین و دولت را به معناى بررسى رابطه نهاد دین و نهاد دولت مىداند و بر استقلال نهادهاى دینى از دولت تأکید مىنماید.
در هیچ یک از آیات قرآن، از زندان به عنوان یک حکم شرعى یاد نشده است؛ بلکه برعکس، زندان تهدیدى از سوى حکومتهاى بیدادگر علیه اصلاحطلبان است. در هر جامعهاى زندانى و نظام سیاسى نسبت عکس دارند. حضرت یوسفعلیه السلام «زندانى اسوه» قرآن است.
نویسنده در این مقاله با اشاره به مطالب دکتر سروش در خصوص «ولایت باطنى و ولایت سیاسى» و تفکیک این دو مقوله از یکدیگر، ادله این مطلب را مورد نقد قرار داده است.
نویسنده در این مقاله با اشاره به مطالب گفتهشده توسط دکتر سروش، نظرات وى را درباره تمامیتخواهى، دگراندیشى و گرایشات روشنفکرى مورد نقد قرار داده است. مصاحبه روزنامه ایران با دکتر سروش نقاط ابهام و تاریکى در خود داشت که شایسته پاسخگویى و نقد است. نقدنامه حاضر در دو قسمت مجزا ترتیب یافته است. در بخش نخست به برخى ملاحظات صورى و ساختارى سخنان دکتر سروش اشاره شده است و در قسمت دوم، ایرادهاى متدیک و معرفتى آن را مورد توجه قرار داده است.
نویسنده در این مقاله عمدتاً به بررسى ویژگىهاى ایدئولوژىها پرداخته و هفت خصلت مهم براى آنها برشمرده و دین را نیز واجد هر هفت خصلت دانسته است. به نظر وى ایدئولوژیک کردن دین ممکن نیست؛ زیرا خودش ایدئولوژیک هست.
علم تجربى در لایههاى پنهان خود بر بنیانهاى فلسفى و فرهنگى استوار است. در علم دینى پیشفرضها از دین اخذ مىگردد و بر آن اساس، مفهومسازى و فرضیهسازى مىشود. در پایان، فرضیهها باید به آزمون تجربى درآید و علمى بودن خود را نشان دهد. به این ترتیب، در تعارض میان فرضیههاى دینى و غیردینى، هر فرضیهاى که شواهد و قرائن بیشترى داشته باشد، ترجیح دارد. علم دینى از مقصودهاى دین نیست.
در این گفتگو مسائلى به شرح زیر مطرح مى شود: تعریف و ویژگى هاى نظام مردم سالار، تفاسیر مختلف از جمهورى اسلامى و اینکه چالش اصلى میان کدام یک از این تفاسیر است، امکان اصلاح پذیرى جامعه ایران به جهت وجود عوامل لازم، بیان اقسام رابطه میان دین و سیاست و جایگاه نهاد روحانیت در حکومت دینى و تفکیک نهاد دین و نهاد قدرت از یکدیگر و ردّ سکولاریسم در جامعه دیندار و نظر صحیح درباره رابطه دین و سیاست، تشریح سطوح مختلف رابطه نیروهاى دوم خرداد با سایر گروهها.
نویسنده ابتدا حاکمیت را تعریف مىنماید و به منشأ آن در ادوار مختلف اشاره مىکند و معتقد است در عصر حاضر، منشأ حاکمیت از مردم است. در سطح فراملّى نیز بر مشروعیت مردمى حکومتها تأکید مىشود. میزان دخالت مجامع بینالمللى در وضع قوانین افزایش یافته و روز به روز بیشتر مىشود و به نسبتى معکوس، میزان اقتدار داخلى دولتها کاهش یافته و مىیابد و این چیزى نیست جز فرایند جهانى شدن.
نویسنده با بیان ویژگىهاى جامعه تکصدایى کوشش مىکند تا آن را بر جامعه ما منطبق کند، مانند اینکه مردم جامعه را هراسناک از شنیدن انتقاد و نداشتن فرصت ابراز نظر معرفى کند و سیستم آموزشى را فاقد خلاقیت ذکر مىکند.