توسعه وابعاد مختلف آن از جمله مفاهیم کلیدی است که در چند دهه اخیر در مطالعات سیاسی ‘اجتماعی‘اقتصادی و فرهنگی کاربرد داشته و در فرهنگ جغرافیای اقتصادی و سیاسی بعنوان یک عامل تفکیک کننده جوامع و کشورها مطرح می گردد. در این مقاله تلاش شده است تا ضمن ارائه تعاریفی از توسعه ‘ شاخصهای توسعه یافتگی و عدم توسعه و شیوه های دستیابی به توسعه را مورد بررسی قرار دهد.
در این مقاله پس از تبیین واژه «پلورالیزم دینى»، به سیر تاریخى آن و وجود این اندیشه در شرق و غرب پرداخته شده است. همچنین پس از ذکر مقدماتى مانند معناى دین و شریعت و دین حق و انگیزه هاى طرح پلورالیزم دینى، بررسى قرائتهاى مختلف پلورالیزم دینى آغاز شده و پلورالیزم دینى به معناى زندگى مسالمت آمیز پیروان مذاهب و ادیان با یکدیگر مورد پذیرش عقل و خرد و دین و اسلام معرفى شده است و این مطلب را دلیل بر صحه نهادن همه عقاید ندانسته است.
در ادامه مباحث «نواندیشى دینى و مسأله زنان» این بار مهرداد درویشپور به بررسى موقعیت زنان ایرانى نشسته است. وى معتقد است زنان در ایران در برزخ میان سنت و مدرنیته به سر مىبرند و فشار سنت و پارهاى از باورهاى اعتقادى و سیاستهاى رسمى، همچنین بیگانگى جامعه با ارزش فردیت و تجددطلبى، خروج زنان ایرانى از این برزخ را دشوارتر و کندتر نموده است. با وجود این، مبارزه براى مدرنیته به اصلىترین خواست جنبش زنان در ایران بدل شده است.
در عصر مشروطه، استقبال از شعار «ناسیونالیسم» به دلیل فقدان هویت و نبود آمادگى لازم در جهت پاسخگویى به نیازهاى فورى جامعه ایران بود. اما پس از انقلاب اسلامى با توجه به توانایى اسلام ناب در پاسخگویى به خلأهاى فکرى و اجتماعى، طرح شعار ملىگرایى، ابزارى براى رسیدن به مقاصد سیاسى است. ناسیونالیسم براى روشنفکران، دستاویز و محمل ایدئولوژیکى در جهت دینزدایى از جامعه و اشاعه فرهنگ لائیک بوده است.(1)
این مقاله ابتدا به بررسى مفهومى سنت و تجدد مىپردازد و سپس به انواع مواجهه سنت و تجدد اشاره مىنماید و در نهایت به مبحث طرح ناتمام سنت مبادرت مىورزد. در بررسى سنت، چهار برداشت از سنّت ارائه مىشود و همچنین در بیان انواع مواجهه سنت و تجدد، پنج نوع انتقادى، انتقالى، تطبیقى، تلفیقى و راهبردى مورد بررسى قرار مىگیرد و در بخش نهایى یعنى طرح ناتمام سنت استدلال بازسازى و روانکاوى هابرماس و واسازى دریدا و همچنین شیوه برخورد با سنت طرح مىگردد.
کاربرد واژههایى چون «دشمن»، «نظام» و «ملت» در ادبیات سیاسى ما نشان مىدهد که این دسته از مقولات از وضوح و شفافیت لازم برخوردار نیستند؛ این مفاهیم فاقد خصلتهاى تبیینى بوده و دلایل ارائهشده ناتوان از توجیه کاربردهاى این قبیل الفاظند. از جانب دیگر، تاریخ مصرف اینگونه از ادبیات مدتهاست که به پایان رسیده است.
این کتاب که نوشتة عبدالرضا هوشنگ مهدوی است، به نوعی زندگینامه و به صورتی دیگر خاطرات این نویسنده است که از جانبداری به دور میباشد. نگارنده کوشیده است تا حقایق تاریح معاصر را طی سالهای حضورش در دانشگاه و وزارت امور خارجه (59-1327) بیان کند.
این نوشته به نوعی سفرنامة فتحی نژاد و گزارش فاتحی نژاد از حوزة فعالیتهای دانشگاه قازان و لزوم رسیدگی برای کمک به دانشجویان زبان فارسی آن حوزة دانشگاه است.
یادداشتهای روزانه دیوید ستون یکی از مجموعه اسناد و مدارک مرتبط با تاریخ مناسبات ایران و بریتانیا در آستانه سده نوزدهم میلادی است که از نقش نمایندگان شرکت هند شرقی در شکل گیری ساختار سیاسی سواحل حاشیه جنوبی خلیج فارس حکایت می کند.