بیش از سه دهه از بحران مزمن منطقه شاخ آفریقا می گذرد. مراکز پژوهشی و دانشگاهی درباره علل، روند و پیامدهای این بحران و نیز عناصر و مؤلفه های آن بررسی ها و کاوش هایی را در ابعاد مختلف انجام داده اند. شناخت اهداف و اولویت های تحرک منطقه ای اتیوپی در برابر تحولات سومالی در سطوح مختلف، ابزارهای لازم را برای آگاهی از اهداف راهبردی این کشور به عنوان بازیگر مهم منطقه ای در منطقه شاخ آفریقا فراهم می کند. تداوم فروپاشی سومالی به عنوان دولت- ملت و یک واحد سیاسی، استثنایی سیاسی- امنیتی در روابط بین الملل فرصتی طلایی برای ارتقای سطح قدرت و نفوذ اتیوپی در منطقه شاخ آفریقا فراهم کرد.آدیس ابابا به طور سنتی و تاریخی در جایگاه تمدنی منطقه ای، سعی دارد از مؤلفه های قدرت و شرایط منطقه و جهان به منظور پاسداری از جایگاه منطقه ای خود و گسترش آن به خوبی استفاده کند در این راستا سیاست مداخله گرایانه این کشور تأمین کننده هژمونی منطقه ای و بسیاری از نیازهای سیاسی و امنیتی بوده است. در این مقاله، سیر تاریخی تعامل و رفتار سیاستمداران اتیوپی را با عناصر و مؤلفه های بحران سومالی تحلیل شده است تا سازکارهای نهادهای سیاست گذاری و تصمیم گیری آدیس ابابا مشخص شود و از این رهگذر چگونگی اجرایی شدن مقاصد و سیاست های منطقه ای توسط ابزارهای ذی ربط اتیوپی ارائه گردد.
انقلاب رنگی دگرگونی جدیدی در عرصه سیاست است که در دهه پایانی قرن بیستم از کشورهای اروپای شرقی آغاز و در دهه نخست قرن بیست و یکم به جمهوری های نواستقلال اتحاد شوروی تسری یافته است. از عوامل مؤثر در چنین رخدادی، وجود کشورهای بزرگی است که برای رسیدن به هدف های خود از فقر موجود در این کشورها استفاده کرده اند و می خواهند از کمک های مالی به عنوان حربه ای برای نفوذ بیشتر خود، بیشترین استفاده را ببرند. پرسش اصلی این نوشتار با کمک روش همبستگی متغیرها، این است که سازمان های مردم نهاد چگونه بر انقلاب رنگی جمهوری قرقیزستان تأثیر گذاشته اند؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که سازمان های مردم نهاد از راه آگاهی بخشی به جوانان، بر انقلاب رنگی جمهوری قرقیزستان تأثیر مستقیم و مؤثر گذاشته اند. گردآوری اطلاعات این نوشتار از راه کتابخانه ای، اسنادی و اینترنتی است. نتایج مطالعات نشان می دهد که سازمان های مردم نهاد در این کشورها با دردست گرفتن رسانه ها، نبض افکار عمومی جامعه را در دست می گیرند و تلاش می کنند تا همه چیز را بزرگ تر از آنچه هست، نشان دهند و از این راه به منافع خود دست یابند.
نظریه های عدالت به هنگام ترسیم مقتضیات عدالت، ناگزیر نگاهشان به آینده است. دغدغه های بین نسلی که در پی معضلات زیست محیطی و تخلیه منابع طبیعی روزافزون شده است، مسائل جدیدی را طرح کرده که شامل قلمرو، الگو و معیار عدالت بین نسلی است. هر چند «دورکین» مستقلاً از عدالت بین نسلی بحث نکرده، نظریۀ برابری در منابع که تصویری واحد از ارزش های جوامع انسانی از جمله عدالت ارائه می دهد، این قابلیت را دارد تا به این مسائل پاسخ دهد. اصول استقلال و تعبیرپذیری ارزش ها در کنار برداشت خاص از حقوق باعث می شود تا بتوان با استفاده از روش واسازی، نظریۀ برابری در منابع بین-نسلی را ارائه نمود. این نظریه، فردمحور با نگاه به تمامی نسل های آینده است که در آن حفظ کرامت انسانی همگان مدنظر است. این هدف با رعایت دو اصل اهمیت برابر به سرنوشت انسان ها در تمام اعصار و نیز احترام یکسان به مسئولیت های شخصی شان در قبال زندگی هایشان محقق می شود.