بحث تجدد در تاریخ سیاسی ایران از چند جهت قابل پژوهش است: تطور در مفهوم شناسی تجدد و نسبت آن با مدرنیسم و مدرنیزاسیون، تأثیری که تجدد و مفاهیم هم خانواده آن در سیر تحولات سیاسی ایران بخصوص درنهضت مشروطه به بعد داشته و دو مفهوم تجدد ملی و تجدد ظلی و جریان شناسی برآمده از آن در تاریخ ایران. با این تمهیدات، بحث تجدد و سیر تاریخی آن، تقریباً با تمامی مفاهیم مهم فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جامعه ایران مرتبط بوده و کمتر حوزه در زندگی ایرانیان وجود داشته که متأثر از این مبحث مهم نشده باشد. از مسائل مهم دیگر اینکه بعد از استقلال و هویت جدید ایران در صفویه در سایه مکتب اهل بیت (ع) ، نوعی تجدد در جامعه ایران به وجود آمد که تا دهه های متمادی از رشد و بالندگی برخوردار بود و این مهم در نوعی تطبیق با رنسانس اروپایی حاصل از آن می تواند مورد ارزیابی قرار گیرد. این تطبیق گوشه دیگری مواجهه سنت و تجدد در ایران می تواند قلمداد گردد.
Cognition of Countries backwardness especially developing countries is the subject of research and interest of many of thinkers from decade 1970 until now. Although most of Islam world countries are among the above group but a little researches are concerned especially on cultural challenges in these countries. Cultural crisis is including fundamental problems of Islam world that is of complicated dimensions and needs to more attention of Muslim thinkers. According to the intellectual, jurisprudential position and leadership of Imam Khomeini in Islam world, investigation of thinks and views of founder of Islamic revolution of Iran about this intellectual challenge assistance to cognition this situation. Purpose of this research is study views of Imam Khomeini about the cultural challenges of Islamic governments using the crisis theory of Thomas A. Spragens. findings of study shows that cultural problems such as Westernization, Separation, self-destruction, spiritual dependence, meaning and identity crisis, political and economic instability, intervention of foreign powers and cultural invasion and so on. A study of Imam's political thought about the cultural problems of the Islamic world shows that in Imam Khomeini's view, Islamic society is facing a cultural crisis. A crisis rooted in emotional dependence and self-destruction on the West. This situation has caused not only the West to colonize and exploit Islamic lands, but also to direct the thoughts and ideas of the Islamic youth in the desired direction. After identifying the crisis and its etiology, the Imam introduces his ideal society.
فرقه های تصوف در افغانستان کمتر از منظر جایگاه سیاسی آن مورد توجه قرار گرفته اند. این نوشتار به دنبال تبیین و تحلیل سلسله هایی از تصوف در افغانستان است که از عمارت خانقاه بیرون آمده اند، وارد عرصه سیاست و قدرت شده اند و جریان های فکری-سیاسی خاصی را پدید آورده اند. با توجه به حضور سه فرقه نقشبندیه، قادریه و اسماعیلیه در فضای صوفیگری و باطنی گری افغانستان، بحث جریان شناسی فکری- سیاسی تصوف در سلسله نقشبندیه را می توان منتهی به جریانی دانست که خاندان مجددی رهبری معنوی و سیاسی آن را بر عهده داشته و سازمان سیاسی آن «جبهه ملی نجات» است؛ سلسله قادریه را می توان جریانی دانست که خانواده گیلانی در آن پیر طریقت و زعیم سیاست شناخته می شود و «حزب محاذ ملی اسلامی» پایگاه سازمانی آن است. فرقه اسماعیلیه که به دلیل مشرب صوفی گرایانه اش در زمره متصوفه قرار گرفته، به جریانی کوچک اما منسجم ختم می شود که رهبری آن را خاندان سادات نادری برعهده دارد و «حزب پیوند ملی» به عنوان بازوی سیاسی آن عمل می کند.
پیروزی انقلاب اسلامی از مهمترین تحولاتی است که در طول سه دهه گذشته رفتار خارجی اسرائیل و سیاست های لابی مدافع آن (در آمریکا) را دست خوش تحول ساخته؛ تغییری که از یک سو باعث شد متغیر «تهدید ایران» در روابط میان این رژیم با آمریکا جایگاه ویژه ای یابد و از سوی دیگر، این تهدید به زمینه ای خاص برای تلاش های لابی یهود در مسیر تأثیرگذاری بر سیاست خاورمیانه ای واشنگتن تبدیل گردد. در این نوشتار سعی شده که بر مبنای مبحث نظری «امنیت هستی شناختی»، سه دوره تاریخی «پیروزی انقلاب اسلامی»، «دهه نود» و «مقطع پس از یازدهم سپتامبر» مورد بررسی قرار گیرد. در این بازخوانی برداشتی که در هر دوره نسبت به تهدید ناشی از ایران شکل گرفته، و عملکرد رژیم اسراییل و لابی حامی آن در آمریکا در مسیر مقابله با تهدید مزبور، مورد نظر بوده است. در این میان، بررسی ابعاد چند وجهی این رویکرد مقابله گرا در بستر مبارزه با تروریسم، بخش محوری این مقاله است.
آسیبشناسی جریان بیداری اسلامی و شناخت راهبردهای دشمنان این جریان، موجب خواهد شد تا نظام برآمده از بیداری اسلامی، اجازه بازگشت و تداوم سلطه بیگانگان را ندهد. از میان برداشتن و یا به حداقل رساندن این آسیبها برای نتیجهبخش بودن حرکتهای بیداری اسلامی ضروری است.
در این تحقیق سعی شده است مهمترین چالشهای پیش روی بیداری اسلامی در عرصه داخلی و خارجی مورد بررسی قرار گرفته و به علاقهمندان به تعقیب تحولات منطقه معرفی گردد.
مقاله حاضر به روش تحلیلی به بررسی روابط ایران و روسیه در دوره ی احمدی نژاد پرداخته که تا حد زیادی تحت الشعاع فعالیت های هسته ای ایران قرار داشت. کنکاش در این مناسبات به خوبی گویای آن است که منحنی روابط ایران و روسیه عمدتا تحت نفوذ چشم انداز روسی قرار داشته است. روسیه به پیروی از گونه ای عمل گرایی مبتنی بر فرصت طلبی راهبردی و درچارچوب رهیافت کلان خود به سیاست جهانی و الزامات ناشی از این رهیافت، سه دستور کار عمده را در روابط خود با ایران پیگیری نموده است: بازنمایی هویت روسیه در جایگاه یک قدرت بزرگ، بیشینه سازی منافع و دستاوردهای اقتصادی، و فزونی بخشی به اثرگذاری ژئوپلتیک ونفوذ استراتژیک.بازتاب این دستورکارهای سه گانه که مولفه های محوری چشم انداز روسی راشکل می دهند به روشنی می توان در حوزه های موضوعیُ مختلف روابط دوجانبه ی ایران وروسیه در دوره احمدی نژاد آشکار ساخت
«خرد» را می توان مهم ترین مفهوم مطرح شده در شاهنامه فردوسی دانست. این مفهوم هنگامی که در عرصه اداره کشور و اعمال حکمرانان قرار می گیرد رنگ و بوی سیاسی می یابد و می توان از آن به عنوان «خرد سیاسی» تعبیر کرد. لازمه پرداختن به خرد سیاسی و جوانب و کارکردهای آن آگاهی از مبانی و ساختارهای آن است. این مبانی قابل استخراج از متون کهن ایران باستان که شاهنامه فردوسی تا حد زیادی متاثر از آنها می باشد، عبارت است از : 1- زمان، 2- فضا مکان، 3- آفرینش، 4- بخت، 5- خیر و شر. مفاهیم یاد شده کلیت تفکر و اندیشه فردوسی و از جمله مهمترین آنها؛ خرد در مفهوم کلی و چند بعدی و سیال آن و خرد سیاسی را به معنای منش و شیوه اداره کشور شامل می شود.