این مقاله ابتدا با تأکید بر دانش، قدرت و سیاست مدرن به بررسی و تحلیل عوامل ایجاد بحران هویت در دنیای مدرن میپردازد. سپس با تأکید بر نظریات فوکو و لاکلاو و موفه به راهکارهای خروج از بحران در دانش، قدرت و سیاست اشاره خواهد کرد. در ادامه با استفاده از روش توصیفی، گزاره های انقلاب اسلامی در دانش، قدرت و سیاست بررسی خواهد شد و با استفاده از روش تحلیلی، نسبت این گزاره ها در حل بحران هویت انسان مدرن تبیین میشود. سپس راهکارهای پست مدرن ها و جریان انقلاب اسلامی در پاسخگویی به بحران هویت انسان مدرن مورد مقایسه قرار خواهد گرفت.
این نوشتار می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که در کدام یک از پارادایم های اصلی توسعه (نوسازی، وابستگی و نظام جهانی)، به مفهوم سرمایه اجتماعی و مؤلفه های آن توجه شده است؟ برای پاسخ به این پرسش، ابتدا تعریفی جامع از سرمایه اجتماعی ارائه می شود. سپس با در نظر گرفتن این تعریف و با روش توصیفی- تحلیلی و با ابزار جمع آوری اطلاعات و داده ها از منابع موجود کتابخانه ای، آثار برجسته ترین اندیشمندان این سه پارادایم بررسی می شود. یافته های تحقیق نشان می دهد که سرمایه اجتماعی، در گرایش های متأخر پارادایم نوسازی به دلیل نگرش معطوف به نیروها و عوامل داخلی (درون نگری) و اهمیت دادن به متغیرهای فرهنگی و اجتماعی در روند توسعه کشورها، تا حدی مورد توجه قرار گرفته است. اهتمام نسبی پارادایم نوسازی به مفهوم سرمایه اجتماعی، از نقاط قوت آن محسوب شده و تداوم آن در عصر طلایی سرمایه اجتماعی را ممکن کرده است.
عکسها و مجسمهها عنوان مقالهای است که براساس اسناد جای مانده از دستگاه امنیتی شاه دربارة تندیسهای ریز و درشت محمد رضا پهلوی در سراسر کشور و نیز عکسهای او و خانوادهاش تهیه شده است. مجسمههای شاه یا پدرش در همه جای ایران دیده می شد. اینها یا در اثر مرور زمان شکل و شمایل خود را از دست میداد، یا ساخت آن نامناسب بود و اندام توازن لازم را نداشتند، تعویض و ترمیم این مجسمهها، درگیر شدن نهادهایی چون ساواک و وزارت فرهنگ و هنر در این موضوع، ایجاد کمیسیونهایی برای رسیدگی به موارد یاد شده، از جلمه موضوعاتی است که در این سندها منعکس شده است..