غرب شناسی شاید مفهومی نسبتاً جدید در علوم سیاسی به ویژه در ایران باشد. در این مقاله ابعاد مختلف برخورد روشنفکران مسلمان و از جمله ایرانی با پدیده مدرنیته و تأثیر آن بر دریافت ایرانی ها از غرب بررسی می شود. سؤال اصلی این پژوهش، نقش مدرنیته در شناخت ایران از غرب (غرب شناسی) و دلایل تنفر ایرانی ها از آن است. این پژوهش ضمن بررسی انتقادی روند غرب شناسی در ایران معاصر با تکیه بر مفهوم مدرنیته نشان می دهد غرب شناسی برخلاف شرق شناسی با قصد و برنامه قبلی به دست نیامده است و شرق نه تنها غرب را تارنمایی نمی کند، بلکه در مواقعی آن را نمایندگی هم می کند؛ همچنین یافته های این پژوهشِ توصیفی-تحلیلی نشان می دهد غرب شناسی در ایران حاصل بازنمایی یک عکس العمل طبیعی و مخالفت با شرقی کردن ایران توسط غرب و نسبت دادن برچسب هایی (مانند تروریست) به ایران است که از یک گفتمان به ایدئولوژی تبدیل شد.
مقاله حاضر در پی آن است تا بررسی منظومه فکری گفتمان سنت گرای سید حسین نصر را مورد توجه قرار دهد. حقیقت امر این است که آراء و اندیشه های این متفکر سنت گرا حول اعتقاد به سنت و حکمت خالده صورت بندی شده است. پیام اصلی حکمت خالده یا خرد جاودان، تمایز ظاهر و باطن ادیان و کثرت ظاهری و وحدت باطنی آنهاست. از منظر این اندیشمند سنت گرا، انسان سنتی از امر قدسی یا عقل کلی جدا شدنی نیست و همواره به امر قدسی رجوع می کند. از آنجا که امر قدسی ازلی و ابدی است، بنابراین لایتغیر است و در نتیجه سنت نیز که به امر قدسی رجوع دارد، لایتغیر خواهد بود. نصر منتقد سرسخت و دو آتشه مدرنیته و اومانیسم مترتب بر آن است و به همین اعتبار او اشتیاق زاید الوصفی به عرفان وتصوف شرقی نشان می دهد و از این رهگذر، مخالفت صریح خویش را با علم زدگی، تجربه گرایی، عقلانیت ابزاری ، مادی گری وانسان محوری اعلام می نماید. نصر اصلاح دین یا به زبانی دیگر پروتستانتیسم اسلامی را تماماًرد می کند چرا که به زعم او، اصلاح دین منجر به ساختار شکنی از دین می شود و فرجامی جز سکولاریزم و دین ستیزی ندارد. گر چه نصر ذیل نحله سنت گرایی و مخالفت با مدرنیسم تعریف می شود اما دفاع تمام قد و بی پرده او از پلورالیزم دینی و انتقاد آشکار او از اسلام سیاسی و ایدئولوژیک از جمله نشانه ها و عناصر بنیادین در گفتمان او به شمار می آیند که قضاوت نهایی درخصوص هندسه معرفتی این متفکربلندآوازه رادشوارمیکند. فرضیه مقاله بیان می دارد که گفتمان سنت گرایی به پیش قراولی سید حسین نصر، عناصر و دقایق سازنده گفتمانی خویش را در تقابل با مدرنیسم و عقل نقاد خود بنیاد کانتی صورت بندی می نماید اما به دلیل توشه گیری از مفاهیمی چون پلورالیزم دچار نقص غرض شده و پروژه فکری این متفکر سنت گرا که در تقابل با تجدد صورتبندی می شود دچار تهافت و تناقض بنیادین می شود؛ چرا که نمی توان از یک طرف مدافع سنت و خرد جاودان بود ولی از سویی دیگر نشانه هایی همچون پلور الیزم را تبلیغ نمود که از مفاهیم و نشانه های شاخص مدرنیته به شمار می آیند.
بیش از سه سال است که بیداری اسلامی منطقه بسیار وسیعی از جهان عرب را در برگرفته است. این میان، منطقه خلیج فارس به دلیل ساختار سیاسی متصلب و غیر دمکراتیک و وجود شکاف های عمیق اقتصادی و اجتماعی بستر مساعدی برای بیداری اسلامی بوده است؛ اما موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک این منطقه برای جهان غرب و همسویی نظام حاکم در این کشورها با غرب، سبب گردیده غربیان موج بیداری اسلامی را مدیریت و مانع سرایت آن به این منطقه حساس شوند. یکی دیگر از دلایل اهمیت منطقه خلیج فارس قرابتِ جغرافیایی آن با جمهوری اسلامی است. جهان غرب به دلایل متعدد از دخالت مستقیم برای ممانعت از گسترش موج بیداری اسلامی به منطقه خلیج فارس خودداری کرده است؛ لذا این مأموریت به برخی بازیگران منطقه محول شده است؛ از جمله عربستان سعودی که تمایلات و توانایی های ویژه ای دارد. با توجه به ویژگی های بحرین که باعث تأثیرپذیری بیشتر آن از انقلاب اسلامی و به تبع بیداری اسلامی شده است، عربستان برای آن که از پیامدهای دمینووار بیداری اسلامی در سرنگونی حاکمان محافظه کار منطقه خلیج فارس جلوگیری کند، تمام کوشش های سیاسی و نظامی خود را برای حفظ نظام حاکم در بحرین به کار گرفته است. این مقاله با ترکیب نظریه های «هژمونی» و «مهار» جایگاه عربستان سعودی به نیابت از نظام جهانی سلطه در رویارویی با موج بیداری اسلامی در منطقه خلیج فارس به ویژه بحرین را تحلیل کرده است.
کمیسیونهای پارلمانی از جمله گروه های فرعی بسیار مهم پارلمانها هستند . در این مقاله مولف کوشیده استبا تکیه بر مطالعات و ادبیات موجود درباره کمیسیونهای پارلمانی پاره ای از کشورهای اروپایی ، ساخت ، رویه ، صلاحیت و توانایی آنها را تبیین کند . در این مقاله تکیه اصلی بر کارکرد قانونگذارانه کمیسیون های مورد مطالعه بوده است . مولف کوشیده است اهمیت و جایگاه کمیسیون ها را در کشورهای یاد شده با تکیه بر مطالعات پسینی انجام شده توضیح دهد ...
گفتمان حقوق زنان به طور چشمگیری تغییر یافته است که بخشی از آن به علت تلاشهای رییس جمهور پیشین یعنی محمد خاتمی صورت پذیرفت که عدالت جنسی را در دستور کار خود قرار داد . اما بخش دیگر به این دلیل ایجاد شد که تصویر زنان بیشتر به خاطر تلاشها و مجاهدتهای خود آنها تغییر یافته است. با نگاهی به دوره خاتمی میتوان به این نتیجه گیری رسید که زنان ایرانی به موفقیتهای قابل توجهی دست یافتهاند . با این حال امروزه کسی منکر این مساله نیست که زنان ایرانی در راستای تلاش خود جهت دست یابی به عدالت جنسیتی با دشواریهای بسیاری روبه رو هستند ...