بحران آفرینی، سیاست اصلی دولت ایالات متحده در موضوع هسته ای ایران را تشکیل داده است. در این می یان، دیپلماسی رسانه ای ایالات متحده نقشی بی بدیل در ساخت بحران هسته ای ایران و سپس تداوم این بحران داشته است. در طی سال های گذشته رسانه ها به عنوان اصلی ترین کارگزاران دیپلماسی رسانه ای دولت ایالات متحده با القای نزدیک شدن حکومت ایران به مرحله ساخت بمب اتم، افکار عمومی دنیا را تحت تأثیر قرار داده اند. بررسی چگونگی این اقدام رسانه ای، مسئله اصلی این مقاله را تشکیل داده است. در بررسی این مسئله، ضمن اشاره به نقش اساسی صدای آمریکا در ساخت و سپس تداوم مناقشه هسته ای ایران، به تحلیل محتوایی عملکرد این رسانه پرسابقه آمریکایی پرداخته ایم. باتوجه به ماهیت این مقاله، در این پژوهش از روش تحلیل محتوا بهره برده ایم. همچنین با بهره مندی از منابع کتابخانه ای، اسنادی و اینترنتی به گردآوری اطلاعات لازم پرداخته و درنهایت ضمن تبیین چگونگی بحران سازی از موضوع هسته ای ایران به دسته بندی مناطق تأثیرپذیر از این فضاسازی رسانه ای و ابعاد گوناگون آن پرداخته ایم
شاید در سال های اخیر کمتر پدیده ی سیاسی به اندازه ی ناسیونالیسم توجه همگان را به خود جلب کرده است و در همان حال از کمتر پدیده ای بدین اندازه چشم پوشی شده است. تا اواسط قرن بیستم در ادبیات علوم سیاسی و علوم اجتماعی ناسیونالیزم به زباله دان تاریخ پیوسته و دوران ناسیونالیسم به سر آمده بود. ناسیونالیسم در قرن 19 وارد قالب دولت های نو شد و در قرن بیستم در ناقص ترین نمود خود به صورت فاشیسم ظاهر شد. به نظر می رسید که هدف نهایی آن از میان برداشتن امپراطوری ها باشد چرا که رژیم های استعماری با استفاده از ناسیونالیسم به عنوان ابزاری برای ملت سازی استفاده کردند. به نظر می رسد که مشاهدات دوبلی سیرس بر اساس دانش رایج درست باشد. وی می گوید:
انقلاب، پدیده ای استثنایی در سیر تحول جوامع است. بغرنجی، پیچیدگی، چندبعدی و چندلایه بودن در مفهوم و نیز تنوع در پیدایش، روند و فرجام در مصداق، از جمله ویژگی های این پدیده است. ویژگی دیگر آن، عدم اجماع و توافق بر یک تعریف مشخص و قابل قبول برای همه مکاتب و نظرات است. در مقاله حاضر ضمن مروری بر ویژگی های ذکرشده، نگارنده کوشیده است به تعریفی جامع از لحاظ آموزشی دست یابد، به نوعی که دانشجو و محقق، با درنظر گرفتن آن، بتواند نسبت به کلیه تعاریفی که با آن مواجه می شود، ذهنیت اولیه و نسبتاً روشنی داشته باشد. در آخر نیز ترسیمی از مدل انقلاب در دو بینش مارکسیتی و اسلامی ارائه می شود.