پادشاهان قاجار به دلیل دیدگاه عشیره ای و قبیله ای ، به تحولات بین المللی اهمیت نمی دادند.قدرتهای اروپایی به ویژه انگلیس با سوء استفاده از ناآگاهی دولت قاجار از تحولات جهانی، خواهان گسترش قلمرو خود در ایران و نفوذ در میان دولتمردان قاجار و تحمیل قراردادهای استعماری بودند.
در این مقاله ، نویسندگان به پاسخگویی پرسشهایی اقدام نمودهاند که عبارتند از : آیا واقعا نظام انتخاباتی کشورهای ایران و الجزایر در راستای نظام سیاسی مورد نظر در این کشورها میباشند ؟ آیا این دو نظام بازگو کننده بیم و امیدهای تحول موجود در جوامع خود هستند ؟ به نظر نویسندگان ، نظامهای انتخاباتی در این کشورها تنها ساختارهای روبنایی هستند که به منظور کسب مشروعیت برای نظام سیاسی موجود و ممانعت از انتقال قدرت به دیگری ایجاد شده اند همچنین از ساز و کارهای لازم و ضروری در جهت تامین اهداف اساسی انتخابات بهره مند نمی باشند ...
هویت از جمله مفاهیمی است که از دیرباز ذهن بشر را به خود مشغول داشته و از جنبه های گوناگون قابل بررسی است. در یک تعریف ساده هویت به معنی چیستی و کیستی است و از نیاز طبیعی انسان به شناخته شدن به چیزی یا جایی بر می آید. هویت اسلامی به عنوان یکی از انواع هویت ریشه در سنت و آیین پیامبر اکرم، قرآن کریم و نیز اهل بیت علیهم السلام دارد. به نظر نویسندگان مقاله سلسله حوادث اخیری که با خودسوزی یک جوان تونسی آغاز شد و متعاقب آن به سایر کشورهای منطقه گسترش پیدا کرد ریشه در مسائلی دارد که به فرهنگ و هویت اسلامی ملت های منطقه بر می گردد. بر این اساس سؤال اصلی ما این است که زمینه ها و انگیزه های بنیادین چنین خیزش و تحولی در کشورهای اسلامی منطقه ژئوپلیتیکی خاورمیانه و شمال آفریقا چیست؟ این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف بازشناسی نقش هویت اسلامی در شکل گیری جنبش های منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نگاشته شده است. نتیجه حاصل از این پژوهش این است که محرک و بنیان اصلی جنبش های کنونی خاورمیانه در نوعی بیداری سیاسی و اجتماعی نهفته است که اسلام و اسلام گرایی هویت و مبنای آن است. واژگان کلیدی: خاورمیانه و شمال آفریقا، هویت، اسلام، بیداری اسلامی.
شرق شناسی یک «گفتمان» است؛ گفتمانی که در آن تمایز میان غرب و شرق، اساس هر نوع بحث و استدلالی می باشد. شرق شناسی بهعنوان یک نیروی خستگی ناپذیر فرهنگی و سیاسی، فرایند تولید و بازتولید شرق را امتداد بخشید و نقشی موثر در قوام و تکوین استعمار غربی ایفا کرد.برای محقق علاقهمند به حوزه اندیشه سیاسی اسلام و ایران است این پرسش شکل میگیرد که شرقیان آنگاه که از موضع استیلا با ""دیگری"" روبرو میشدند این سلطه یا غلبه به چه شکل و صورتی خود را در شناخت و تکوین تصور از دیگری نشان میداده است؟ و آیا مطالعات شرقیان درباره ""دیگری""، مولفههای شرقشناسی غربیان را در خود دارد یا نه؟ در این مقاله با بررسی کتاب ماللهند اثر ابوریحان بیرونی نشان داده می شود که اکثر مولفه های نوع نگاه شرقشناسی بر اساس آنچه که ادوارد سعید برشمرده در این اثر غایب است. اگر این پژوهش در بررسی دیگر آثار شرقیان در باب ""دیگری"" امتداد یابد مبنایی برای نظریه ""امتناع استعمارگری شرقیان"" فراهم میگردد. در این مقاله از روش پژوهشی تطبیقی استفاده شده است.
جهان اسلام به ویژه خاورمیانه در هزاره جدید بیشتر ماهیت ایدئولوژیک به خود گرفته است. بر همین مبنا، مقاله حاضر تلاش دارد تا از منظر هویتی و ایدئولوژیک، نقش تقابل ایدئولوژی وهابیت با گفتمان انقلاب اسلامی ایران را بر ایجاد ژئوپلتیک جدید خاورمیانه پس از وقوع بیداری اسلامی مورد تبیین و بررسی قرار دهد. این پژوهش در چهارچوب رهیافت تئوریک سازه انگاری استدلال می کند که بروندادهای سیاست خارجی عربستان و جمهوری اسلامی ایران در سال های اخیر، که به ترتیب متأثر از ایدئولوژی وهابیت و آرمان ها و اصول انقلاب اسلامی هستند، نقش برجسته ای در تشدید رقابت های بین دو کشور و متعاقباً شکل گیری ژئوپلتیک جدید خاورمیانه ایفا کرده اند. به عبارتی، با آغاز بیداری اسلامی در کشورهای مختلف خاورمیانه، ایران اقدامات گوناگونی را در چهارچوب مبانی اندیشه ای و آرمان های انقلابی امام خمینی به انجام رساند. اما پویش های منطقه ای ایران با واکنش جدی کنش گر مهم دیگر منطقه یعنی عربستان مواجه گردید، که بر اساس مبانی آیین وهابیت ماهیتی ضد شیعی و ایرانی- انقلابی داشته و تلاش می کند تا در مقابل نفوذ و نقش آفرینی منطقه ای ایران به طور جدی مقابله کند. تعارض هویتی عربستان و ایران و رقابت های این دو کشور در این قالب، در حال حاضر منجر به «هویتی شدن رقابت های ژئوپلتیکی» شده و متعاقباً نیز این طیف از رقابت ها را در خاورمیانه تشدید کرده است.
انقلاب، پدیده ای استثنایی در سیر تحول جوامع است. بغرنجی، پیچیدگی، چندبعدی و چندلایه بودن در مفهوم و نیز تنوع در پیدایش، روند و فرجام در مصداق، از جمله ویژگی های این پدیده است. ویژگی دیگر آن، عدم اجماع و توافق بر یک تعریف مشخص و قابل قبول برای همه مکاتب و نظرات است. در مقاله حاضر ضمن مروری بر ویژگی های ذکرشده، نگارنده کوشیده است به تعریفی جامع از لحاظ آموزشی دست یابد، به نوعی که دانشجو و محقق، با درنظر گرفتن آن، بتواند نسبت به کلیه تعاریفی که با آن مواجه می شود، ذهنیت اولیه و نسبتاً روشنی داشته باشد. در آخر نیز ترسیمی از مدل انقلاب در دو بینش مارکسیتی و اسلامی ارائه می شود.