استعمار همانطور که در گذشته به معنای تضعیف و تسلط بر ملتی برای بهره برداری بیشتر از منابع آن ملت با ادعای کمک به پیشرفت و توسعه آن کشورها معرفی می شد، امروزه در قالبهای جدیدتری رخ می دهد. بعد از استعمار نو و استعمار فرانو، در اختیار گرفتن اطلاعات و روابط مجازی یک ملت به بهانه ارائه خدمات اینترنتی نوعی جدید و خطرناک استعمار است، که بایسته است آنرا«استعمار اطلاعاتی» نامید. در نوع کنونی از استعمار، کشورهای صاحب شرکتهای بزرگ ارائه دهنده سرویس های مبتنی بر فضای دیجیتال در سطح فراگیر جهانی، می کوشند در عوض خدماتی که در فضای دیجیتال ارائه می دهد، به وسیله مدیریت و بهره برداری از اطلاعات دیجیتال جوامع هدف، به استعمار جوامع هدف اقدام کنند. از همین طریق بهره برداری علمی و سو استفاده از ابداعات، کنترل نخبگان وتصمیم سازی برای ایشان، فروش اطلاعات اشخاص و کشورهای هدف، شناسایی و تعقیب کسانی که مخالف منافع کشورهای تامین کننده خدمات اینترنت هستند، کنترل فرهنگ و حتی زبان ملتها، ضربه اقتصادی، رقابت غیر متوازن اقتصادی و تحمیل خواست خود، دور زدن حاکمیت رسمی و مردمی و ارتباط گیری مشکوک و نظر سازی متناسب با خواسته های خود برخلاف منافع کشورهای در حال توسعه، از جمله تبعات وابستگی جوامع به خدمات دیجیتال در اینترنت است که ذیل عنوان «استعمار اطلاعاتی» می گنجد. در این مقاله ضمن معرفی «استعمار اطلاعاتی» و نقش گسترده آن به عنوان ابزار قدرت نرم، به صورت مطالعه موردی به تحلیل کمپانی گوگل اشاره می شود و بر ضرورت برنامه ریزی برای مدیریت اطلاعات کشور به عنوان بعدی مهم از سرمایه ملی، تاکید میشود. واژگان کلیدی: استعمار اطلاعاتی، وابستگی، فضای دیجیتال، گوگل، قدرت نرم.
پس از چرایی و چگونگی وقوع انقلاب، یکی از موضوعات برجسته و حائز اهمیت در هر انقلابی، آینده و چشم انداز پیش روی آن است. پژوهش در تحولات آینده انقلاب ها، از موضوعات پرکاربرد در حوزه سیاست و نظریه پردازی درباره انقلاب ها به شمار می رود؛ بنابراین پژوهش حاضر درصدد است با روش آینده پژوهی پس نگری به این مسئله بپردازد که آینده انقلاب اسلامی ایران در تلاطم تحولات چگونه خواهد بود؟ ازآنجایی که انقلاب اسلامی حدوث و بقای تمدنی دارد؛ یافته های پژوهش، نمایانگر آن است که چشم انداز و منتها الیه انقلاب اسلامی پس از گذشت چهار دهه از حیات خود، تمدن نوین اسلامی را ترسیم ساخته است؛ چراکه به جهت برخورداری از ماهیت دینی، ظرفیت های تمدنی، بینش مردمی، وجود شخصیت های سیاسی مذهبی راهبر، گام های مؤثری در مسیر تمدن سازی نوین متناسب با ساخت و بافت ذهنی و عینی اسلام و ایران برداشته شده و چشم انداز آینده آن هموار شده است.
در این مقاله مؤلف میکوشد تا با توسل به عناصر ثابت و متغیر جامعه و دولت در مصر، چهارچوبی مفهومی و نظری برای فهم حوادث و تحولات مصر ارائه کند. در این چارچوب عناصر و اجزای گوناگون در سطوح تحلیل گوناگون ساختاری و کارگزاری شناسایی و در سبدهای مختلف تئوریزه شده اند. این مقاله رویکردی آموزشی دارد و توسط آن دانش پژوی مصر می تواند، اطلاعات را به صورت مستمر در این سبدها و قالب های مفهومی به روز نماید و به فهم تحولات جاری و ترسیم چشم اندازی از آینده نگری دست یابد.
مذهب در روابط خارجی تیمور نقش اساسی داشت .حمله های او به گرجستان ،جته، هند و دشت قبچاق به نام جهاد و غزا انجام می شد. در جنگهای وی با دولتهای مصر و عثمانی که داعیه دار رهبری مسلمانان بودند هم مذهب نقش بسزا داشت.
انقلاب اسلامی در مراحل سه گانه خود، یعنی ایجاد، استقرار و توسعه، با محوریت فقه حرکت کرده است. در مرحله ایجاد با استفاده از فقه سنتی، در مرحله استقرار با استفاده از فقه پویا و هم اکنون و در مرحله توسعه از کشور و دولت اسلامی به «تمدن اسلامی»، نیازمند فقه حکومتی است. در مقاله حاضر، مراحل پیش گفته تبیین و به ضرورت استمداد از فقه حکومتی برای گذار از مرحله استقرار به مرحله توسعه استدلال شده است. بررسی وضعیت فقه در دوره ایجاد و استقرار انقلاب و ترسیم خط مشی گذار از دوره موجود به دوره توسعه انقلاب و نرم افزار مورد نیاز آن، بخش پایانی مقاله را به خود اختصاص داده است.
از منظر رهبری امام خمینی (ره) دانشگاه کارخانه انسان سازی و مبدأ همه تحولات کشور و پرورش دانشجویان در دانشگاه ها بر اساس بینش اسلامی یکی از تأکیدات معمار بزرگ جمهوری اسلامی ایران بوده است. از دیدگاه امام(ره) توجه به دانشگاه از جهت نقش ویژة اجتماعی و سیاسی خود همواره از اهم امورات جامعه است. اصلاحات اجتماعی تابعی از اصلاحات دانشگاه و سمت گیری آن به سوی دانشگاه اسلامی است و این نهاد اجتماعی با سرنوشت انقلاب و اسلام پیوند ناگسستنی دارد. برای ایجاد دانشگاه اسلامی و تدوین علوم جدید بر اساس حقایق عالیه اسلامی در ابتدا باید متوجه برخی مبانی و محورها و یا اساساً امکان تأسیس علوم جدید در مراکز علمی باشیم. از منظر امام (ره) نه تنها علوم انسانی ارتباطی مستقیم با برخی مبانی و اصول اعتقادی و معنوی اسلام دارند، بلکه حتی علوم طبیعی و ریاضی نیز ریشه در همین مبانی ما بعدالطبیعی که در دو حوزة فلسفه و عرفان اسلامی مطرح میباشد دارد. بر مبنای نگرش و نوع رهبری امام (ره)، جهت گیری متولیان جامعه اسلامی باید متوجه اصلاح و شکل گیری دانشگاه اسلامی باشد، لذا در این رابطه شورای عالی انقلاب فرهنگی، مصوبات مهمی مبنی بر اصول حاکم بر دانشگاه اسلامی و راهکارهای اجرایی آن ها در 10 ماده،6 شاخص،50 راهبرد و 244 راهکار داشته است که مبین تأثیر عمیق سیرة رهبری امام (ره) بر توجه نظام جمهوری اسلامی به جایگاه و نقش دانشگاه در هدایت جامعه میباشد.
مقاله حاضر سعی دارد دیدگاه های امام خمینی (ره) در مورد دانشگاه اسلامی و چگونگی اسلامی شدن آن را با روش تحلیلی و کتابخانه ای و با توجه به مؤلفه هایی چون ضرورت انقلاب فرهنگی و توجه عملی به رشد آن، رمز موفقیت و پرورش یافتگان دانشگاه اسلامی با استفاده از منابع معتبر ضمن بهره گیری از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی مورد بررسی قرار داده و شاخص های کلی و کیفی را در این زمینه ترسیم نماید. و نگرش امام خمینی (ره) در زمینه دانشگاه اسلامی را با توجه به رویکردهای توصیفی، آرمان گرایانه، فلسفی و نهادگرایانه، مورد کنکاش و تجزیه و تحلیل قرار دهد.
ژئوپلتیک جهان اسلام برای اولین بار در اواخر دهه پنجاه میلادی مطرح شد . سپس یکی از پژوهشگران فرانسه ، جهان اسلام را به عنوان مجموعه ای در نظر گرفت و مطرح ساخت که این ساختار از دو بخش مرکز و پیرامون تشکیل یافته است . از آنجا که این تقسیم بندی با واقعیت های ژئوپلتیکی کشورهای اسلامی هماهنگ نبود ، نیاز به تجدید نظر داشت و جهان اسلام به سه بخش مرکز ، غرب و شرق تقسیم بندی گردید ، و نظر به اینکه این تقسیم بندی با واقعیت های گسترش و نفوذ اسلام هماهنگی داشت مورد توجه صاحب نظران غربی نیز قرار گرفت .
اعتماد از مسائل بنیادین و مغفول مطالعات اجتماعی و سیاسی است و بنیان اجتماع و روابط اجتماعی به حساب می آید . در این تحقیق پس از بحث از منابع اعتماد و اهمیت آن در ساحت های مختلف ، بر مساله نظم اجتماعی تمرکز شده است . در خصوص منابع ، مقاله به تشریح دو گونه منابع اجتماعی یا جامعه شناسانه و منابع فکری ، فلسفی یا اعتقادی می پردازد . در ذیل منبع نخست دو مبحث رونق اقتصادی و مساوات اجتماعی مطرح می شوند و پاره ای نگرش ها ، اعتقادات و ارزش های اخلاقی می توانند زیر مجموعه منابع فکری به شمار آیند . ...
مقاله پیش رو به هویت ملی بعنوان یکی از عوامل اصلی پایداری نظام های سیاسی و اجتماعی خواهد پرداخت که یکی از اهداف و حوزه های اصلی جامعه پذیری در هر نظام سیاسی تقویت و بازسازی این موضوع می باشد. از آنجا که هویت ها در فرایند شالوده ریزی یا سازه گرایی اجتماعی به طور مجدد بازتعریف و باز تفسیر می شوند و همواره در سایه بازتفسیرها از روش های مختلف برای تبیین این مفهوم استفاده می شود؛ لذا در این تحقیق پژوهشگران به گفتمان هویت ملی جریان لیبرالیسم به عنوان یکی از نیروهای موجود در ایران می پردازد؛ تا ضمن تطبیق گفتمان دو اندیشمند قبل و بعد انقلاب به الگوی گفتمانی هویت ملی این جریان نزدیک شود. کاربست روش جریان گفتمان برای خوانش و تبیین هویت ملی به عنوان حیات بخش یک ملت در این تحقیق توانسته به ما در تفسیر و مفصل بندی بهتر مفاهیم در دو مقطع تاریخی یاری دهد. لذا پژوهشگران ضمن بیان جریان گفتمان به مثابه روش برای درک هویت ملی در یکی از جریان های معاصر ایران به بررسی آثار دو اندیشمند مورد گزینش پرداخته است. در نتیجه با فهم تطور هویت ملی در سیر تاریخی حوزه گفتمانگی دو سوژه مذکور، به یک الگوی تطبیقی از گفتمان هویت ملی در جریان لیبرالیسم دست یافته است.
"زنان مسلمان به طور همزمان با چالشهای متعددی روبهرو هستند. نخست، آنها نمایانگر هویتی اسلامی هستند که غالباً در تضاد با رژیمهای سیاسی مدرن و نخبگان دولتی قرار میگیرد. دوم، آنها باید علیه بنیادگرایان اسلامی مبارزه کنند و عقاید، عرف و اهداف آنها را شدیداً طرد نمایند. سرانجام و مهمتر از همه آنکه آنها با فرهنگ غالب مردمسالاری روبهرو هستند و درون آن زندگی میکنند. مسایل مربوط به حقوق زنان به علت مشکلاتی که زنان مسلمان در فرهنگ مردمسالاری با آن روبهرو هستند، تشدید میگردد و در این فرهنگ غالباً زنان به صورت کلیشهای ترسیم میگردند.
همبستگی بدون مرز به تقویت حقوق زنان در بین و درون فرهنگها منتهی شده است اما در ارتباط با مسایل اجتماعی وسیعتر و پیچیدهتر با مشکلاتی روبهرو است. روی هم رفته، افزایش قدرت و نقش زنان در جهان اسلام میتواند به عنوان پادزهر مؤثری برای افراطگرایی در نظر گرفته شود. این مقاله به سه پرسش میپردازد: 1) چرا زنان مسلمان به عوامل تغییر، اصلاح و دموکراتیزه شدن در دنیای جهانی شونده تبدیل شدهاند؛ 2) جهانی شدن چه تأثیری بر زنان مسلمان و ظهور فمینیسم اسلامی داشته است؟ و 3) زنان مسلمان چگونه میتوانند انسجام فرهنگ خود را حفظ نمایند و در عین حال به ارزشها، عقاید و عرف جهانی پایبند باقی بمانند
"