بیش از سه دهه است که احزاب پوپولیستی راست رادیکال جدید در بیشتر دموکراسی های تثبیت یافته اروپایی شکل گرفته اند. شکاف های اقتصادی جدید میان کارگران بومی و خارجی و شکاف های فرهنگی ـ هویتی میان شهروندان بومی و مهاجران (بر اثر فرایند جهانی شدن اقتصادی ـ اجتماعی و همگرایی اقتصادی ـ منطقه ای در اروپا) به پیدایش این احزاب در اروپا انجامیده است. از دید این احزاب، جهانی شدن و مهاجرت فزاینده به عدم امنیت عمومی و شغلی، رشد چندفرهنگی و تهدید هویت ملی و فرهنگی در کشورهای مربوطه انجامیده است. این احزاب در فراگرد مشارکتی و انتخاباتی در مخالفت با مهاجرت و فرایند همگرایی اقتصادی جهانی و منطقه ای، موضع گیری کرده اند. در این نوشتار، نگارنده نخست تبیین های مهم نظری ـ جامعه شناختی در ارتباط با پیدایش این احزاب و موفقیت های انتخاباتی آنها را مورد بررسی قرار می دهد؛ سپس برای روشن شدن اهمیت هریک از تبیین ها، نتایج برخی از پژوهش های مهم کمیِ انجام شده، به اجمال مورد بررسی قرار می گیرد.
مـفـهـوم لغـوى عـدالت و تـعاریفى که برخى از بزرگان از آن ارائه داده اند بخش نخست مـقـاله را تـشـکـیـل داده اسـت . بـخـش دوم تـحـت عـنـوان ((فـصـل الخـطاب عدالت )) این پرسش را مورد کنکاش قرار داده که مفهوم واقعى عدالت را چـه کـسـى مـى تـواند درک کند تا در مرحله بعد بتواند آن را اجرا نماید؟ پاسخ خلاصه شـده ایـنکه معصوم چون از علم و دانش الهى برخوردار است ، مفهوم گسترده عدالت مطلق را درک مى کند و نیز توانایى اجراى آن را دارد. قـسمت سوم مقاله به برخى راهکارهاى اجراى عدالت در حکومت نهایى تاریخ مى پردازد و آن را در هـفـت عـنـوان حـق مـدارى ، گـزیـنـش مـدیـران عـادل ، تـرسـیـم بـرنـامـه عـدالت مـحـور، قـانـون گرایى ، ستیز بى امان با ستمگران وفـاسـدان ، امنیت و رفاه عمومى و گسترش دانش و فرهنگ پرستش تبیین مى کند. سپس به نتیجه گیرى مى پردازد.