برخی از ماموران انگلیسی در سده های نوزدهم و بیستم، با اهداف و انگیزه های پس از کودتای آرام سلطان قابوس و تمایل وی به حمایت و تائید تهران مخالف بودند. دولت ایران که پس از خروج عناصر انگلیسی از خلیج فارس و افزایش توانمندی اقتصادی و نظامی حاصل از فروش نفت و تحکیم هر چه بیشتر روابط با امریکا، درصدد توسعه نقش آفرینی خود در حوزه راهبردی خلیج فارس و تنگه هرمز بود، از پیشنهاد قابوس استقبال کرد.
در تببین ریشه ها و علل این جنگ، دیدگاههای متفاوتی همچون ادعاهای ارضی تاریخی عراق نسبت به کویت، دشواری جغرافیای سیاسی یا تنگنای ژئوپلتیکی عراق و کوشش پیوسته زمامداران آن برای غلبه بر این معضل، شرایط بد اقتصادی، ارزیابی نادرست هیئت حاکمه عراق از شرایط و مقتضیات جدید نظام بین المللی پس از جنگ سرد و واکنشهای دیپلماتیک دوگانه، مبهم و متناقض امریکا در برابر تهدیدات آشکار و پنهانی صدام علیه کویت مطرح شده است.
پرسش اصلی این است که چرا در نقطه ای از فرایند مبارزات ملی شدن صنعت نفت، قدرتهای رقیب بر سر سقوط دکتر مصدق با یکدیگر به توافق رسیدند؟ پرسش دیگر اینکه چرا دکتر مصدق نتوانست اقدام به ساماندهی کانونهای قدرت داخلی برای مقابله با کودتا بکند؟
به نظر نویسنده امام خمینی را باید بر پایه اندیشه مدرن تفسیر کرد. مفاهیمی که امام بهکار برده است مدرن هستند؛ هرچند امام با اندیشه غربی میانهای ندارد و از آن بهره نمیگیرد. امام از اندیشه سنتی گذر میکند و به نوعی تجددگرایی اسلامی میرسد.
کاترین دوم توجه خاصی به توسعه اراضی روسیه داشت. وی پس از جلب آراکلی خان وی را به عنوان حاکم گرجستان انتخاب کرد که این امر با انعقاد معاهده گیورگیوسک رسمیت یافت. عثمانیها اعتراض کردند اما هنگامی که از روسها شکست خوردند از هر گونه ادعایی نسبت به گرجستان و قفقاز صرف نظر کردند. در حقیقت انعقاد معاهده گیورگیوسک، زمینه ساز اصلی بروز جنگهای طولانی ایران و روس شد.
در واقع آنچه موجب شکل گیری جمهوری متحد عربی شد نه اندیشه پان عربی، بلکه زمینه های اجتماعی و سیاسی داخل و خارج سوریه بود که آن کشور را به سوی اتحاد با مصر پیش برد. اما هنگامی که سوریها متوجه شدند که بازنده این سیاست بوده اند، دیگر حاضر به ادامه این بازی نشدند و منافع ملی خود را بر اندیشه پان عربی برتری دادند.
از دیدگاه نگارنده مقاله آزادى عقیده و مذهب حُسن و مطلوبیت عقلى دارد و نزد عقلا امرى پسندیده است. قرآن کریم نیز ضمن معرفى دین و عقیده صحیح، گوناگونى عقاید و مذاهب را به رسمیت شناخته و مردم را در انتخاب دین آزاد گذاشته است و هیچ مجازات دنیوى بر اختیار دین وعقیده باطل تعیین نکرده است؛ گرچه منکران حق را به عذاب اخروى وعده داده است.
در مطالعه مسائل و چالش های امنیتی در کشورهای کثیرالقوم همچون ایران، غالبا ناهمگونی قومی و عدم یکپارچگی ملی به عنوان مهمترین علل ناامنی و بی ثباتی سیاسی قلمداد شده و بر مبنای آن راهبردهای امنیتی تدوین و پیشنهاد می شوند. مقاله حاضر با نقد این دیدگاه معتقد است که تنوع قومی و ناهمگونی ملی را نمی توان با راهبردی تقلیل گرایانه از میان برد و می بایست ضمن به رسمیت شناختن و محترم شمردن تمایزات و تفاوت های اقوام ایرانی، آنها را ذیل یک نظام مشروع سیاسی به هم آورد.....
امنیت ملی به سطح قدرت یک کشور ارتباط دارد و تأمین این قدرت از طریق تدوین استراتژی ملی، و به تبع آن، هماهنگشدن کانونهای قدرت در جهت منافع ملی ممکن میشود. متأسفانه اندیشهها در کشورها جنبه ایدئالیستی و انتزاعی دارد و به کارآمدی و کارآیی آن توجه لازم نمیشود.
در این گفتوگو به سیر تحولات مدرنیسم و عوامل و شرایط تأثیرگذار در دگرگونی آن اشاره شده و بر این نکته تأکید شده که نمیتوان با قاطعیت گفت که دوران مدرنیسم به سر آمده و دورهای کاملاً جدید و متمایز آغاز شده است؛ بلکه دوران معاصر به نوعی ادامه مدرنیسم است که میتوان نام آن را مدرنیته متأخر گذارد. به عقیده آقای کاشی بهترین گزینه برای جایگزین کردن محور و مرجعی دیگر به جای خرد، رویکردهای اجتماعگرایانه است که میتواند به عنوان راه سومی برای گذر از سنت و مدرنیسم مطرح شود.
مهمترین عامل شکست جنبشهای اجتماعی ایران در دو سده گذشته، قطع پیوند با جنبههای عقلانی سنت اندیشه در ایران است. این سنت را روشنفکری دینی، سیاستزدگی و ایدئولوژیزدگی به بار آورده است. سنتگراییِ متصلب به همان اندازه از سنتگرایی فاصله دارد که سنت ایدئولوژی.
آقای کدیور در موضوع نحوه اجرای اصول 94 و 96 قانون اساسی، که به انطباق مصوبات مجلس شورای اسلامی بر موازین اسلام و مسئولیت شورای نگهبان در این زمینه مربوط میشود، سخن گفته است. از نظر وی، تنها وظیفه شورای نگهبان، تشخیص عدم مغایرت این مصوبات با احکام است و در این زمینه کافی است که تنها یک فقیه نظری داده باشد تا از مخالف بودن قانون با شرع جلوگیری کند.
این مقاله ضمن ارائه تعاریفی از مفهوم سکولاریسم، به نقد و بررسی تلقیهای موجود در بین متفکران عرب و مسلمان نسبت به این واژه میپردازد و معتقد است که معمولاً اینگونه مفاهیم از متن تجربی غربی جدا شده و بدون توجه به رابطه این مفهوم با سایر مقولات نظری و نتایج عملی آن در فرهنگ غرب مورد بحث قرار میگیرد.