نویسنده، جنبش زنان را از مهمترین پایههاى پیشرفت و حرکت به سوى دموکراسى و آزادىخواهى دانسته و به بررسى موانع پیش روى زنان، اشاره نمودهاند. وى برداشتهاى اصولگرایانه اسلامى را، مهمترین مانع دانسته و به موانع دیگر، از قبیل حس برترىخواهى برخى زنان، منع حضور مردان در استیفاى حقوق زنان به وسیله برخى فمینیستها و بالأخره نگرش آمارى به حضور زنان، در جامعه، توسط برخى فعالان امور زنان، اشاره کرده است.
مقاله حاضر ابتدا به زمینه های پیدایش اخوان المسلمین در مصر می پردازد و سپس گسترش این جنبش اسلامی را مورد بررسی و مطالعه قرار می دهد. این مقاله که به نوعی رویکردی جامعه شناسانه از موضوع دارد به بررسی بحران هایی که جوامع اسلامی داشته و دارند پرداخته و پیدایش گسترش اخوان المسلمین را پاسخ و واکنشی در مقابل آن بحران ها می داند. در این میان نقش لازهر در جامعه مصر در سده اخیر همواره در تایید و در راستای سیاستهای دولتهای مختلف مصر بوده است...
فلسطینیانی که با تشکیل رژیم صهیونیستی در سال 1948 در موطن خود باقی ماندند و به رغم رنجی که از ناملایمات و تبعیض ها می بردند، حاضر نشدند آن را ترک کنند، «اعراب 48» نامیده می شوند. عنوان «عرب» برای آنها از آن روست که در وضعیتی ثانوی (شهروند درجه دوم) قرار دارند؛ موقعیتی که از سوی ساف نیز به رسمیت شناخته شده و این سازمان فقط مهاجرین و ساکنان اراضی اشغالی 67 را فلسطینی می داند. این در حالی است که رویدادهایی چون انتفاضه اول و انتفاضه الاقصی موجب شد تا اعراب 48، بیش از آنکه خود را شهروند جامعه اسرائیل معرفی کنند، در پی سرنوشت و هویت مشترک با مهاجرین و فلسطینیان سرزمین های اشغالی باشند. بر این اساس مقاله حاضر بر آن است تا تأثیر انتفاضه نخست و انتفاضه الاقصی را بر هویت و جایگاه اجتماعی اعراب 48 برجسته نماید. این بررسی نشان می دهد که اعراب 48 پس از رویدادهای مذکور، در وضعیتی تعلیقی و دوگانه به سر می برند. از یک سو دیگر خود را عرب اسرائیلی نمی دانند و از سوی دیگر از جانب دیگر فلسطینیان به عنوان «فلسطینی»، شناخته نمی شوند.