در این نوشتار کوشش می شود تاثیر فرهنگ سیاسی بر مشارکت سیاسی زنان و دانشجویان با رویکردی توصیفی، تحلیلی نمایانده شود. فرض اصلی مقاله این است که هر چند مهلفه های فرهنگ سیاسی در ایران همچون: فرهنگ آمریت، تابعیت، عدم تساهل و سعه صدر، خشونت و سیاست گریزی سبب کاهش مشارکت سیاسی زنان و دانشجویان در طول تاریخ گردیده است، لیکن در مقاطع خاص تاریخی مشارکت سیاسی افزایش یافته است. چنانکه در انقلاب مشروطه، مشارکت سیاسیِ عملی به طور چشمگیری افزایش یافت و حتی زنان نیز برای اولین بار دست به فعالیت های سیاسی زدند. به طور مشخص در انقلاب اسلامی ایران، مشارکت سیاسی زنان به کمال رسید. در این انقلاب برای نخستین بار زنان نقشی و سهمی برابر با مردان یافتند. این انقلاب تجلی مشارکت سیاسی در ایران بود. هر چند اندک اندک از گرمی آن کاسته شد.
در مدت تبعید رهبر انقلاب در نجف، نهضت اسلامی تحت کنترل شدید دولت عراق نتوانست از شبکه های اطلاع رسانی و رسانه های جمعی بزرگ و معتبر بهره برد. اما عزیمت ایشان به پاریس و قرار گرفتن در فضای آزاد رسانه ای آنجا، تغییر «راهبرد رسانه ای» انقلاب را درپی داشت. یافته های تحقیق گویای آن است که در این راهبرد جدید، انقلابیون و رهبر انقلاب با بهره برداری مناسب از ظرفیت های گسترده رسانه ای پاریس توانستند مسیر تحولات سیاسی انقلاب را بسیار سریع تر و هموارتر به سوی هدف مورد نظر (تغییر رژیم) سوق دهند
وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 یکی از تحولات سیاسی و بین المللی مهم به شمار می رود. ماهیت فراملی انقلاب اسلامی، موقعیت بین المللی ایران و اهمیت راهبردی خلیج فارس و خاورمیانه، حکایت از آن دارد که انقلاب ایران یک رویداد و پدیده بین المللی است.
هدف این مقاله، پاسخگویی به این پرسش اساسی است که انقلاب اسلامی ایران چه بازتابی در نظریه روابط بین الملل داشته است؟ انقلاب اسلامی ایران از طریق ارایه ارزش ها، هنجارها، باورها و نظم سیاسی ـ اجتماعی نوین از یک سو و احیای اسلام سیاسی، بیداری اسلامی، تقویت جنبش های اسلامی و برانگیختن واکنش ایدئولوژی های معارض از سوی دیگر، نقش تعیین کننده ای در تضعیف بنیادهای نظری سنتی روابط بین الملل و ظهور و توسعه نظریه های انقلاب، جنبش های اسلامی و دین در چارچوب معناگرایی داشته است.
جنبش دانشجویی، حرکتی است که بر اساس حس تعهد به اجتماع و آگاهی و جوان بودن آن، همواره در مسیری قرار گرفته که دست مایه بسیاری از تحولات فکری و سیاسی در جوامع امروزی شده است. این جنبش پس از انقلاب اسلامی، تا حدودی با سنت های فکری و آرمان های گذشته خود فاصله پیدا کرد؛ در حالی که پیش از آن، دارای وحدت و انسجام ایدئولوژیک بود، اما به تدریج گرایش های انتقادی و دموکراتیک در بین آن رواج یافت و در درون خود دچار نوعی تکثر شد. این مقاله، ضمن بررسی اجمالی تاریخ جنبش دانشجویی و تبیین و تحلیل جایگاه آن پس از انقلاب اسلامی، نگاهی آسیب شناسانه به جنبش دانشجویی طی دو دهه 70 و 80 در کشورمان دارد.