فعالیت مبلغان مسیحی در ایران با پیشینه ای بیش از هفتصد سال، مبحثی گسترده و پیچیده است. این نوشته گزیده ای است از پژوهش گروهی درباره فعالیت مبلغان مسیحی در ایران که در آن، عملکرد هیئت ارتدوکس روسی از آغاز ورود تا دوره مشروطیت با تکیه بر اسناد موجود در بایگانی وزارت امور خارجه بررسی شده است.
ارزیابی روسها از انقلاب مشروطه ایران روایتی است که بدون توجه به آن نمی توان تصویری روشن از تحولات جنبش عدالتخواهی مردم ایران ترسیم نمود. این پژوهش می کوشد با بررسی منابع روسی عهد پادشاهی و دوره بلشویکی، این مهم را دنبال نماید.
در واژه «دینگریزى» مرزبندى وجود ندارد و نشان مىدهد که گویا انسانها مىتوانند بر خلاف ساختار فطرى خود از دین بگریزند. در واقع، توقف تفقه در دین و تبدیل شدن آن به تفقه در علم قدیم، جریان سالم اندیشه اسلامى را دچار اختلال کرده است و به دلیل بىجواب ماندن بسیارى از سؤالات، جوانان را دچار «سرگردانى مقدس» کرده است. در شرایط کنونى که در یک دوره گذار به تفکر جدید اسلامى هستیم، ریزش فکرى، طبیعى به نظر مىرسد و به معناى از دست دادن نیرو نیست.
«دولت دینى» و جمهورى اسلامى از دو مؤلفه «جمهوریت» و «اسلامیت» تشکیل شده است؛ پرسش این است که این دو مقوله که یکى عرفى و دیگرى دینى است، چگونه قابل جمعاند و در جهانى که رو به عرفىشدن پیش مىرود چگونه مىتوان «دولت عرفى دینى» تشکیل داد. نویسنده ضمن ارائه دیدگاههاى مختلف، معتقد است که اگر احکام دینى از معبر دستگاههاى عرفى مردمسالار (مثل مجلس شورا و مجمع تشخیص مصلحت) بگذرد و مصالح عمومى از طریق این نهادها، فتاوى فقهى را تعدیل کند، هم پدیده سکولاریزاسیون (عرفىشدن) رخ خواهد داد و هم دولت دینى بوجود خواهد آمد.
بعضى منکر علم اقتصاد اسلامى هستند. مراد این گروه از «علم»، معناى پزیتیویستى آن است. از سوى دیگر، برخى محققان اقتصاد اسلامى، با پذیرفتن همین تعریف از علم، مدلهاى نئوکلاسیک در اقتصاد را مبنا قرار مىدهند و تنها ظواهر و روبناهایى از حقوق اقتصادى اسلام را در آن قرار مىدهند. مؤلف معتقد است با توجه به انگارههاى جدیدى که از علم مطرح شده است، مىتوان از علم اقتصاد اسلامى سخن گفت و آموزههاى اقتصادى اسلام را به صورت تئوریک و در قالب مطالعات روشمند، قاعدهمند و قابل تعمیم ارائه نمود.
در این مقاله پس از تبیین واژه «پلورالیزم دینى»، به سیر تاریخى آن و وجود این اندیشه در شرق و غرب پرداخته شده است. همچنین پس از ذکر مقدماتى مانند معناى دین و شریعت و دین حق و انگیزه هاى طرح پلورالیزم دینى، بررسى قرائتهاى مختلف پلورالیزم دینى آغاز شده و پلورالیزم دینى به معناى زندگى مسالمت آمیز پیروان مذاهب و ادیان با یکدیگر مورد پذیرش عقل و خرد و دین و اسلام معرفى شده است و این مطلب را دلیل بر صحه نهادن همه عقاید ندانسته است.
در این گفتوگو، چیستى مقوله روشنفکرى و ویژگىهاى آن و نیز انگیزههاى روشنفکرى و حیطههاى مختلف روشنفکران بررسى شده است و در ضمن آن به مسؤولیتهاى اجتماعى روشنفکران در خلق تئورىهاى جدید که نشأتگرفته از ذات جامعه باشند، اشاره شده است. در بررسى انگیزههاى روشنفکرى سکولار به سه احتمال: شهرت، علم و وطنپرستى اشاره شده است.
در این گفتوگو ضمن بیان بستر تاریخى نهانروشى، به نسبت بین نهانروشى و نیستانگارى و نیز ویژگىهاى نیستانگارى پرداخته شده است و در نهایت ملاک تمایز تعصب مؤمنانه از ملحدانه برشمرده است.
در عصر مشروطه، استقبال از شعار «ناسیونالیسم» به دلیل فقدان هویت و نبود آمادگى لازم در جهت پاسخگویى به نیازهاى فورى جامعه ایران بود. اما پس از انقلاب اسلامى با توجه به توانایى اسلام ناب در پاسخگویى به خلأهاى فکرى و اجتماعى، طرح شعار ملىگرایى، ابزارى براى رسیدن به مقاصد سیاسى است. ناسیونالیسم براى روشنفکران، دستاویز و محمل ایدئولوژیکى در جهت دینزدایى از جامعه و اشاعه فرهنگ لائیک بوده است.(1)
نویسنده مقاله ضمن تعریف چیستى و ساختار غرباندیشى، به ذکر مشخصههاى این اندیشه پرداخته است و پیامدهاى این تفکر را در بروز منکرات مورد بررسى قرار داده است.