پس از افول مارکسیسم، شاید هیچ فیلسوف دیگرى به اندازه ماکس وبر در دو دهه گذشته بر روشنفکران دینى ایران تأثیرگذار نبوده است. از قضا وبر نیز همچون مارکس در کشور ما دچار بدفهمى و تفسیرهاى غلط شده است. وبر نه طرفدار عقلانیت است و نه مدرنیته؛ بلکه او را باید از منتقدان مدرنیته و از رهبران فکرى پسامدرن دانست. مقاله حاضر مرورى بر مهمترین اندیشههاى وبر مىباشد.
آقاى محقق داماد در این گفتوگو اجتهاد حضرت امام در باب حکومت را مورد بررسى قرار مىدهد و معتقد است که دیدگاه امام در باب نقش حکومت مىتواند نظام اسلامى را از بسیارى مشکلات رهایى بخشد.
مرزها استراتژیکند ،در واقع مرزها به عنوان نمونه و حتی نماد استراتژیک بودن معرفی می شوند. این نوارها‘ محورهای رویارویی های احتمالی بوده و بیشتر برخوردهای محسوس دولت – ملت ها در آن جا آشکار می شود. ریشه های تکوین و تبدیل منطقه سرحدی به خط مرزی ‘ ناپایداری مرزها در طول تاریخ ‘کارکرد مرزها در همگرا و واگرا نمودن مردم در دو سوی خود و نقش مبادلاتی مرزها در‘استراتژیک شدن این نوارها نقش داشته اند . این مقاله ضمن ارایه چارچوب کلی طبقه بندی های مهم پیشین ‘ درصدد برآمده است تا با استفاده از معیار کارکردهای استراتژیک مرز‘طبقه بندی نوینی از مرزها ارایه دهد . درعین حال ‘ این پژوهش مدعی است که این طبقه بندی ‘ حداقل در مورد مرزهای ایران با همسایگانش انطباق و سازگاری دارد .
آقاى آغاجرى در این سخنرانى دیدگاههاى استاد مطهرى را در باب آزادى و مردسالارى چنین تقریر مىکند: هم دموکراسى و حتى لیبرالیسم اسلامى و هم نوعى جامعهگرایى و سوسیالیسم مقبول است. حقوق طبیعى مانند آنچه در اعلامیه حقوق بشر آمده مقبول است. حسن و قبح عقلى مورد پذیرش است و بر این اساس عدل معیارى پیشین براى سنجش و نقادى دین است. آزادى بشر تکامل انسان است و ایمان و تفکر جز بر مبناى آزادى تحقق پیدا نمىکند. انسانها در انتخاب دین آزادند و مىتوانند اسلام یا هر دین و ایدئولوژى دیگر را برگزینند و لذا آزادى عقیده نیز مقبول است. نباید به خاطر خطاى مردم آزادى آنها را محدود کرد. مشروعیت قدرت، الهى - مردمى است و مردم به عنوان جانشینان خداوند حق حاکمیت را اعمال مىکنند. حکومت دینى حکومت فقیهان نیست. انسانها در تفسیر اسلام به عنوان چارچوب کلى دولت اختیار دارند. روحانیت حامل علم دین است و عرصه او فکر و قلم و گفتار و نه قدرت. ایدئولوگهاى حکومت دینى باید از طرف خود مردم انتخاب شوند. در جامعه اسلامى همه افراد حتى کمونیستها هم از نظر سیاسى و هم از نظر فکرى آزادند. آزادى و مردمسالارى فقط در ساختارى عادلانه و سوسیالیستى تحقق مىیابد.
عدالت نزد فلاسفه یونان باستان قرار گرفتن هرچیز در وضع طبیعى و آرمانى خود است. عدالت توزیعى به معناى تعیین سهم هرکس بر حسب منزلت و شایستگى او و عدالت تعویضى ناظر به برابرى در مبادله است. اما اندیشه سوبژکتیویستى مدرن تحولى اساسى در مفهوم عدالت ایجاد کرد و آن را بر حسب کردار انسانى تعریف نمود. عدالت اجتماعى مفهومى نوین است که علىرغم تشابه ظاهرى با عدالت توزیعى، با آن متفاوت است. عدالت توزیعى ناظر به وضع طبیعى افراد و گروههاى نابرابر در چارچوب یک جامعه سلسله مراتبى است؛ اما عدالت اجتماعى در اندیشه مدرن، همه افراد انسانى را برابر فرض مىکند و ناظر به برابر کردن فرصتها و درآمدها و ثروتهاست.