راهبرد و ساختار تحلیلی راهبرد در گفتمان انقلاب اسلامی که در حوزه تصمیم گیری های کلان و پراهمیت ملی مورد استناد قرار می گیرد، از یک سو بر مبدأ خود یعنی آرمان ها، ارزش ها و اهداف متعالی مشروعیت ساز توجه نموده و از سویی نگاهی بر واقعیت ها، مشکلات و موانع دارد و هرگونه راه یابی راهبردی بدون لحاظ این دو جهت گیری، توهم و خیال پردازی بیش نیست. این ساختار تحلیلی، چارچوب مفهومی را شکل می دهد که با جوهره و ماهیتی تکوینی و رویکردی اثربخش و آینده ساز ابعاد و مؤلفه های ایده سازی، فرصت یابی، عوامل حیاتی موفقیت و راه یابی را در تعامل با هم ترکیب می نماید. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و روش تحلیل گفتمان در منظومه فکری مقام معظم رهبری، به مثابه منادی گفتمان انقلاب اسلامی نشان می دهد که راهبرد در گفتمان انقلاب به دلیل ابتنا بر پارادایم الهی- ارزشی در بعد دیدگاه سازی مؤلفه «تفکر منظوم/ منظومه فکری» را برای ارائه الگوی حل مسائل معرفی می کند. در بعد فرصت یابی مؤلفه «علم محوری/ تولید علم» را به منظور افزایش درک فرصت ها، گسترش مرزهای دانش و غنی سازی ذهنی، همراه با تزکیه فردی و جمعی را زمینه ساز جلب فرصت ها می داند. در بعد تحلیل گلوگاه «عوامل حیاتی موفقیت» به دلیل همزادی گلوگاه های اصلی و شایستگی های کلیدی، مؤلفه «قابلیت سازی و استحکام ساخت درونی» را به مثابه شایستگی های کلیدی رفع موانع توصیه می کند و بالاخره در بعد راه یابی، به دلیل رویکرد آینده ساز، مؤلفه «قاعده شکنی» خلاقانه را به منظور بروز و ظهور قواعد الهی- انسانی منطبق بر قابلیت های درونی دنبال می نماید.
جهان امروز در دوران گذار قرار داشته و ساختارهای منبعث از نظام دوقطبی و تک قطبی توان لازم را برای اداره وضعیت جدید جهان ندارند.قدرت های نوظهور برزیل،روسیه،چین،هند و افریقای جنوبی با تشکیل گروه کشورهای بریکس بلوک قدرت جدیدی را تشکیل داده اند که از قدرت قابل توجه و رو به رشدی در عرصه های اقتصادی،سیاسی و نظامی برخوردار بوده و می توانند نقش تعیین کننده ای در مناسبات بین المللی ایفا نمایند. در این مقاله به این سوال پاسخ داده می شود که چه عواملی در ارتقای سطح همگرایی بین ایران و بریکس موثر می باشد؟با توجه به رویه و اصول ثابت انقلاب اسلامی مبنی بر عدم وابستگی به قدرت های بزرگ،نفی سلطه پذیری و سلطه جویی،عدالت طلبی،عدم وابستگی،حمایت از حق تعیین سرنوشت ملت ها و همچنین مخالفت و تلاش گسترده جمهوری اسلامی در نقد و به چالش کشیدن نظم تک قطبی امریکا محور، مشاهده می گردد همگرایی مشهودی میان اهداف گروه بریکس و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد.همسویی بریکس با جمهوری اسلامی ایران در تلاش برای موازنه سازی نرم در قبال ایالات متحده نقشی اساسی در نگاه ج.ا.ایران برای ارتقای سطح همکاری با بریکس داشته است.
این پژوهش در پی تجزیه وتحلیل تأثیرات پروژه دولت-ملت سازی استعماری در ظهور دولت های نوین در خاورمیانه و تاثیر آن در رابطه با بحران های اخیر خاورمیانه است. آغاز دولت ملی که بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی و با طراحی قدرت های بین المللی استعماری وقت صورت گرفت خود عامل وگرانیگاه بحران در خاورمیانه بوده است. اساس استدلال آن در این نهفته است، که دولت های متعددی که در خاورمیانه که توانستند از بوغ استعمار خارج شوند و در هیبت دولت مستقل سربرآوردند، دولت های بودند که اغلب در درون مرزهای تعیین شده از سوی رژیم های استعماری قدیم تشکیل شده بودند و قبل از آن که شکل های وارداتی سازمان دولتی بتوانند در هویت ملی آنان ریشه بدوانند و بتواند به حاکمیت دست یابد، با روند سریع و عمدتاً مصنوعی در دوره استعمارزدایی بدون فراهم بودن بسیاری از زیر ساخت های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و با مدیریت و هدایت استعماری دولت های متعدد (به ظاهر) به استقلال رسیدند. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش استکه چرا کشورهای خاورمیانه با وجود تلاش های چندین ساله در دولت-ملت سازی در عصر جدید با بحران های بزرگ مواجه شده اند؟ در پاسخ به این پرسش، این فرضیه مطرح شده که ریشه بحران های خاورمیانه را باید در روند دولت-ملت سازی ابتر جست. داده های این پژوهش از طریق منابع کتابخانه ای و به روش تحلیلی -توصیفی تبیین گردیده اند و برای پراختن به کلیت پژوهش، با بهره گیری از نظریات مطرح در دولت -ملت سازی، طرحی کلی از دولت ملت سازی ابتر ارائه شده است.