هدف از سیاهه ، هرگز ارائه فهرستی کامل و تفضیلی نبوده، بلکه بیشتر توجه دادن پژوهشگران و دعوت به پردازش و نگرشی نوین در بررسیهای تاریخی روابط ملل با بهره گیری از متون به نسبت کهن و دست نخورده است. ناگفته پیداست که فهرستها و دست نویسهای معرفی شده در این سیاهه، به هیچ روی نمایانگر همه دست نوشته های موجود نیست. دراین فهرست برای رعایت اختصار ، تنها به نام اثر ، پدید آورنده ، شماره نسخه خطی و محل نگهداری آنها به همراه شرح اندک کتاب شناختی اشاره شده است.
در اندیشه و نظام های مردم سالار از جمله مردم سالاری دینی، مفهوم «دخالت مردم» هسته مفهومی مشترکی است که مرز نظام های مردم سالار از نظریه و نظام های غیر مردم سالار معین می کند. وجه مهم مفهوم دخالت مردم، توجیهی است که هر یک از نظریه های مردم سالار و مردم سالاری دینی برای آن می آورند و از همین ناحیه می توان شاهد قرائت های مختلف از مردم سالاری بود. مطابق این نوشتار دو دیدگاه کلان درباره توجیه دخالت مردم از موضع «مشروعیت» و نیز از موضع «غیر مشروعیت» وجود دارد که البته هر کدام تقریر هایی متفاوت دارند. در مسئله مشروعیت با دو الگو مواجهیم. الگوی «تک ساحتی» مشروعیت و الگوی «چند ساحتی» مشروعیت که اولی ناظر به بعدی از ابعاد حکومت مانند صلاحیت های حاکم یا فرایند های کسب و اعمال قدرت است و دومی که ناظر به همه ابعاد حکومت از جمله غایات و نیز کارآمدی علاوه بر موارد دوگانه پیش است. در این نوشتار متکی به روش شناسی داده بنیاد، موضع آیت الله خامنه ای را می توان جزو دسته دوم تقریر کرد که مسئله مشروعیت در یک الگوی چند ساحتی و ناظر به چهار بعد از ابعاد حکومت مطرح می کند.
دو انقلاب اسلامی ایران (۱۹۷۹) و مصر (۲۰۱۱) ازجمله انقلاب های مهم و تأثیرگذار در منطقه غرب آسیا و نیز جهان بوده اند که مورد توجه جدی نظریه پردازان انقلاب قرار گرفته اند. پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که ایدئولوژی چه نقش و جایگاهی در جریان انقلاب و به ویژه تحولات پس از فروپاشی رژیم های پیشین در این دو کشور داشته است؟ پژوهش با بهره گیری از دیدگاه نظریه پردازان نسل چهارم انقلاب به ویژه جان فوران و جک گلدستون می کوشد پیامدهای این دو انقلاب را در دو حوزه داخلی و خارجی مورد بررسی و مقایسه قرار دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که انقلاب اسلامی ایران، به دلیل برخورداری از ایدئولوژی منسجم اسلام انقلابی ملهم از فرهنگ سیاسی مذهب تشیع و در سایه رهبری فرهمند امام خمینی+ نقشی اساسی در ایجاد وضعیت انقلابی، سقوط نظام پهلوی، استقرار و تثبیت نظام نوپای جمهوری اسلامی در ایران داشته است. درحالی که انقلابیون مصر از چنین پشتوانه فکری ایدئولوژیکیِ منسجمی برخوردار نبودند.
بلشویکها با امضای معاهده ایران و شوروی و همچنین قرارداد تجاری روسیه و انگلیس، ملزم به تعهد عملی در عدم توسل به فعالیتهای خصمانه علیه انگلیس شدند. بلشویکها از امپریالیسم انگلیس امتیازاتی کسب کردند و سرنوشت انقلاب گیلان، دیگر برای آنان چندان اهمیتی نداشت.
هدف اصلی مقاله حاضر بررسی مؤلفه های سرمایه اجتماعی در بیانات مقام معظم رهبری و نقش آن در تمدن سازی نوین اسلامی است. ازجمله مهم ترین دغدغه های مقام معظم رهبری در طول چند سال اخیر تلاش برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی است. یکی از مسیرهای رسیدن به این مهم، توجه به مؤلفه های سرمایه اجتماعی است که مقام معظم رهبری مکرراً به آن ها اذعان داشته اند. سرمایه اجتماعی ازجمله کلیدواژه های است که بیش از یک دهه است که به طورجدی در حوزه علم و دانش به آن پرداخته می شود و تمام دانشمندانی که در این حوزه مشغول به کار هستند اذعان می کنند که یکی از خلأهای موجود در جامعه کنونی، نبود مؤلفه های سرمایه اجتماعی که شامل اعتماد اجتماعی، همبستگی اجتماعی، مشارکت اجتماعی، حمایت اجتماعی و بیداری اجتماعی است. درنتیجه این تحقیق بر آن دارد که مؤلفه های سرمایه اجتماعی مذکور را در بیانات مقام معظم رهبری کنکاش کرده و در پایان مدلی مفهومی از آن استخراج نموده و تأثیر آن بر تمدن سازی نوین اسلامی را توضیح دهد.
این کتاب که نوشتة عبدالرضا هوشنگ مهدوی است، به نوعی زندگینامه و به صورتی دیگر خاطرات این نویسنده است که از جانبداری به دور میباشد. نگارنده کوشیده است تا حقایق تاریح معاصر را طی سالهای حضورش در دانشگاه و وزارت امور خارجه (59-1327) بیان کند.