مقاله پیش رو با عبور از نظریات لیبرال و مارکسیستی، قصد دارد در پرتو تجزیه و تحلیل گفتمانی، ماهیت سیاست های آپارتایدی را در سال های 1948 تاکنون را در سرزمین های اشغالی بررسی کند. این مقاله بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که روند مفصل بندی و شکل گیری گفتمان آپارتاید در اسراییل به چه صورت بوده است؟ فرضیه پژوهش عبارت است از اینکه گفتمان آپارتاید در اسراییل در زمان مفصل بندی خود، از هم ارزی و هویت سازی از طریق اتکا به دین یهود به عنوان یک ابزار برای دستیابی به مصالح سیاسی خود بهره جست. این گفتمان در پی ایجاد یک نظام معنایی جدید از طریق پیوند هویت های مختلف در یک پروژه مشترک بوده است. بر این اساس نظم اجتماعی ایجاد شده از عناصر متفاوت و پراکنده تشکیل شده است. این عناصر متفاوت و پراکنده، متشکل از همان عناصر خارجی و نیروهای مهاجری هستند که در فلسطین سکنی گزیدند. در حقیقت صهیونیسم، هویت های شناور و عناصر رهاشده یهودی را با ایجاد مکانیزم های قدرت در جهت مشروعیت سازی و غیریت آفرینی برای تولید و ایجاد نظام معنایی و هویت در سرزمین های اشغالی منسجم کرده است.
نحوه ی تقویت منابع قدرت نرم را می توان از مهم ترین مباحثی ارزیابی نمود که طی چند سال گذشته در دستورکار بسیاری از کشورها قرارداشته است. این وضعیت به ویژه با تحولات سال های آغازین قرن 21 ارتباط معناداری دارد. در سال 2011 حوادث با سرعت خاصی در منطقه رخ داد. این تغییرات سریع چالش های تحلیلی ایجاد کرد، تا جایی که پیش بینی آینده آن ها مشکل بود. در طول تاریخ بعضی از کشورهای منطقه تلاش داشته اند، با اتکا به قدرت های بین المللی، نقش رهبری منطقه را بر عهده بگیرند. اهمیت این مسئله ناشی از آن است که هم اکنون نیز رقابتی میان کشورهای منطقه از جمله ایران، عربستان، ترکیه و... برای تحقق چنین هدفی در جریان است. این مقاله با روش مقایسه ای در صدد پاسخ به این سؤال است که تحولات 2011 منطقه چه تأثیری بر قدرت نرم و در نهایت نفوذ ایران، ترکیه و عربستان در کشورهای انقلابی منطقه دارد؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که قدرت نرم و نفوذ ایران، ترکیه و عربستان در کشورهای انقلابی بر اساس شاخص های سه منبع اصلی قدرت نرم ژوزف نای یعنی فرهنگ، ارزش های سیاسی و سیاست خارجی به ترتیب 54، 49و 37 هست. واژه های کلیدی : قدرت نرم، منطقه خاورمیانه، جهان عرب، تهدید، ایران، ترکیه، عربستان
مورخان پیشین اقلیت ایرانی یمن را ابناء نامیدند. در واقع این اقلیت بازمانده سپاه ایرانی بودند که برای مبارزه با حبشیان و بیرون راندن آنها از یمن و تحکیم سلطه ایرانیان در دو نوبت به این کشور فرستاده شدند. نقش این اقلیت در تصمیم گیری سیاسی در برخی حوادث تاریخی یمن قابل توجه است.
تحقق آرمان های مقدس نظام جمهوری اسلامی ایران، به ویژه دست یابی به رتبه اول منطقه ای در عرصه علم و فناوری تعیین شده در سند چشم انداز بیست ساله نظام منوط به شناسایی، پرورش و هدایت استعدادهای درخشان، توسط نهادهای متولی، از جمله سازمان بسیج برای بسیجیان است. سوال اصلی در این مقاله عبارت است از این که مناسبترین الگوی شناسایی و سنجش استعددهای درخشان در بسیج چیست و چه ویژگی هایی دارد؟ و راهبردهاو راهکارهای پرورش و هدایت استعدادهای درخشان در بسیج کدامند؟ تحقیق از نوع کاربردی – توسعه ای می باشد و روش تحقیق موردی- زمینه یابی است.
مدل طراحی شده دارای هفت عنصر اصلی نظام تقدیر الهی، عوامل طبیعی وذاتی در افراد مستعد ، فرایند پرورش استعدادها ،عوامل تعدیل کننده شخصی پرورش استعدادها، عوامل تعدیل کنندة محیطی (غیر شخصی) پرورش استعدادها، حوزه های عملکرد و مصادیق نخبگی استعدادهای پرورش یافته و کمال قرب الهی است که در یک نظام ارتباطی فرایندی و سیستمی باهم تعامل دارند.هم چنین با بهره گیری از ماتریس TOWS و QSPM ، توسعه فعالیت ها در انواع استعدادها،در همه اقشار و تمام سطوح، افزایش کیفیت فعالیت ها با تجارب، منابع و امکانات سازمان ها و مراکز پژوهشی، اصلاح و بهبود نظام شناسایی و پرورش استعدادها و زمینه سازی اشتغال استعدادها با توسعه مهارت های کارآفرینی و کسب و کاربه عنوان مهمترین راهبردها انتخاب شدند