نگارنده در تلاش است در کنار نگاه به ابعاد تاریخی ، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی مناسبات ایران و مصر ، امکان همکاری راهبردی دو کشور را جهت مقابله با گسترش سلاح های هسته ای اسراییل مورد توجه قرار دهد . ایران و مصر در مجامع بین المللی گوناگون با این امر مخالفت کرده و خواستار بازرسی تاسیسات هسته ای اسراییل شده اند . در ادامه نویسنده دو عامل را در ایجاد حساسیت در ایران و مصر در این زمینه موثر می داند .
وجود امروزی کشوری به نام ایران که برخی جوانب تمدن ایرانی را در خود دارد -جوانبی که نه فقط وی را به کشورهای همسایه پیوند میدهد بلکه از پیوندی تاریخی حکایت دارد-، به این معنا نیست که چیزی به نام تمدن ایرانی امروز وجود دارد. مبانی اجتماعی یک چنین تمدنی کاملاً تغییر کرده است. نویسنده مقاله بر این نظر است که تلاش برای بازسازی این تمدن به حرکت امروزی ایرانیان برای هماهنگ کردنِ نهادهای سیاسی و اجتماعی خود با اندیشه مدرن و معاصر لطمه خواهد زد. سیاست خارجی ایرانِ امروز باید از نیازهای روزمره کشور ذهنی یا عینی برخواسته از شرایط تمدن قدیمی ایران.
ابتکار یک کمربند – یک جاده چین مهم ترین مگاپروژه اقتصاد سیاسی بین المللی در شرایط کنونی است. چین با این طرح، اهداف بزرگی را در زمینه رشد اقتصادی، به خصوص امنیت انرژی، گسترش حوزه نفوذ و تأثیرگذاری در مناطق مختلف، دسترسی به بازارهای جهانی و نیز ایجاد راه های ارتباطی و حمل ونقل مقرون به صرفه تر دنبال می کند. این ایده به دنبال تسهیل و تأمین انتقال انرژی، کالا و نزدیک گردانیدن نقاط مختلف کره خاکی به سوی کشور چین است. مقاله حاضر معطوف به تبیین فرصت ها و چالش های همکاری ایران، پاکستان، قزاقستان و چین در قالب این ابتکار با اتکا به روش های کیفی پژوهش همچون مشاهده و تحلیل اسناد است. در این راستا پرسش اصلی تحقیق این گونه مطرح می شود که ابتکار جاده ابریشم نوین به مثابه راهبرد سیاست خارجی چین چه فرصت ها و چالش هایی برای ایران، پاکستان و قزاقستان به وجود آورده است؟ در پاسخ باید گفت که ابتکار جاده ابریشم به واسطه قدرت یابی سیاسی- اقتصادی چین در عرصه بین المللی در بخش اقتصادی موجب توسعه و تعمیق روابط تجاری اقتصادی کشورها با یکدیگر، بهره مندی ایران، پاکستان و قزاقستان از این ابتکار به عنوان فرصتی برای ارتقای جایگاه در اقتصادی جهانی، ایجاد مسیرهای مختلف خشکی و دریایی و متنوع سازی مبادی واردات انرژی، تأمین، تسهیل و افزایش امنیت انتقال انرژی برای عرضه کنندگان و مصرف کنندگان در جهت تأمین منافع متقابل شده است. در بخش سیاسی، ظرفیت سازی برای برتری منطقه ای، تعامل همزمان با شرق و غرب، تلاش برای ایجاد ثبات در کشورهای مستعد ناامنی و افزایش آزادی عمل در صحنه بین المللی را برای این سه کشور به وجود آورده است. در ذیل چالش ها محورهایی همانند تفوق چین بر ساختار ژئواکونومی کشورهای ایران، پاکستان و قزاقستان و تشدید رقابت روسیه، هند، آمریکا در منطقه را نیز به همراه داشته است.
مقاله حاضر در پی آن است تا بررسی منظومه فکری گفتمان سنت گرای سید حسین نصر را مورد توجه قرار دهد. حقیقت امر این است که آراء و اندیشه های این متفکر سنت گرا حول اعتقاد به سنت و حکمت خالده صورت بندی شده است. پیام اصلی حکمت خالده یا خرد جاودان، تمایز ظاهر و باطن ادیان و کثرت ظاهری و وحدت باطنی آنهاست. از منظر این اندیشمند سنت گرا، انسان سنتی از امر قدسی یا عقل کلی جدا شدنی نیست و همواره به امر قدسی رجوع می کند. از آنجا که امر قدسی ازلی و ابدی است، بنابراین لایتغیر است و در نتیجه سنت نیز که به امر قدسی رجوع دارد، لایتغیر خواهد بود. نصر منتقد سرسخت و دو آتشه مدرنیته و اومانیسم مترتب بر آن است و به همین اعتبار او اشتیاق زاید الوصفی به عرفان وتصوف شرقی نشان می دهد و از این رهگذر، مخالفت صریح خویش را با علم زدگی، تجربه گرایی، عقلانیت ابزاری ، مادی گری وانسان محوری اعلام می نماید. نصر اصلاح دین یا به زبانی دیگر پروتستانتیسم اسلامی را تماماًرد می کند چرا که به زعم او، اصلاح دین منجر به ساختار شکنی از دین می شود و فرجامی جز سکولاریزم و دین ستیزی ندارد. گر چه نصر ذیل نحله سنت گرایی و مخالفت با مدرنیسم تعریف می شود اما دفاع تمام قد و بی پرده او از پلورالیزم دینی و انتقاد آشکار او از اسلام سیاسی و ایدئولوژیک از جمله نشانه ها و عناصر بنیادین در گفتمان او به شمار می آیند که قضاوت نهایی درخصوص هندسه معرفتی این متفکربلندآوازه رادشوارمیکند. فرضیه مقاله بیان می دارد که گفتمان سنت گرایی به پیش قراولی سید حسین نصر، عناصر و دقایق سازنده گفتمانی خویش را در تقابل با مدرنیسم و عقل نقاد خود بنیاد کانتی صورت بندی می نماید اما به دلیل توشه گیری از مفاهیمی چون پلورالیزم دچار نقص غرض شده و پروژه فکری این متفکر سنت گرا که در تقابل با تجدد صورتبندی می شود دچار تهافت و تناقض بنیادین می شود؛ چرا که نمی توان از یک طرف مدافع سنت و خرد جاودان بود ولی از سویی دیگر نشانه هایی همچون پلور الیزم را تبلیغ نمود که از مفاهیم و نشانه های شاخص مدرنیته به شمار می آیند.
موقعیت ژئوپلیتیک کشورها در طول زمان و تحت تأثیر عوامل مختلفی همچون جنگ ها، انقلاب ها، تحولات نظام بین المللی و نظام جهانی و تغییر در موازنه های قدرت همواره در حال تغییر و تحول می باشد. ایران یکی از کشورهایی بوده است که ژئوپلیتیک آن در طول چهار دهه ی گذشته دچار تغییر و تحولات زیادی شده است که علل آن را می توان در طیف مختلفی از عوامل ژئوپلیتیک داخلی و خارجی جستجو کرد. این مقاله با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و کتابخانه ای به دنبال بررسی روند تغییر و تحولات موقعیت ژئوپلیتیک ایران در دوره های قبل و بعد از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی بوده است تا بتوانیم چگونگی و علل این روند را مورد واکاوی و بررسی ژرف تر قرار دهد. استدلال منتج از مقاله ی حاضر، این است که روند تحولات ژئوپلیتیک ایران بسیار سریع و در دهه های اخیر بیشتر متأثر از روند تغییر و تحولات درونی جامعه ی ایران و پتانسیل های قدرت زایی درونی بوده است و عوامل خارجی و بین المللی نقش ثانویه را در این روند داشته اند.