فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۶۰۱ تا ۷٬۶۲۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
تکثر قومی؛ سرمایه ملی و ذاتی فرهنگی ایرانی
حوزههای تخصصی:
تحلیل زمینه های علایق ژئوپلیتیک ایران در جمهوریهای آذربایجان و ترکمنستان با استفاده از مدل سنجش ماتریس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هم زمان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تجزیه بلوک شرق خلاء قدرت در برخی از مناطق جهان پدید آمد. آذربایجان در قفقاز و ترکمنستان در آسیای مرکزی از جمله مناطقی بودند که در نظام جدید بین الملل با خلاء قدرت روبرو شدند. بنابراین، تحلیل همگرایی و واگرایی مناطق مذکور نسبت به ایران به یک موضوع ژئوپلیتیک تبدیل گردید. پژوهش حاضر جهت تعیین میزان تأثیرگذاری مؤلفه های زمینه ساز علایق ژئوپلیتیک ایران در دو جمهوری مذکور جدا از مسأله واگرایی و همگرایی آنها می پردازد. لذا ضمن تشریح علایق ژئوپلیتیک ایران در جمهوری های آذربایجان و ترکمنستان با استفاده از مدل سنجش ماتریس و تحلیل بیست مؤلفه زمینه ساز درجهت پاسخ گویی به سؤال زیر پرداخته می شود: «هر یک از مؤلفه های زمینه ساز علایق ژئوپلیتیک ایران چقدر می تواند در دو کشور آذربایجان و ترکمنستان تأثیرگذار باشد فرض بر این است که علایق ژئوپلیتیک ایران در دو کشور آذربایجان و ترکمنستان متفاوت است. یافته های تحقیق نیز حاکی از آن است که علایق ژئوپلیتیک ایران در آذربایجان بیشتر از ترکمنستان است.
حقوق بشر جهانی در نظریه عمل
حوزههای تخصصی:
جایگاه بسیج شناسی اجتماعی در جامعه شناسی
حوزههای تخصصی:
گفت و گو: وجه ادبی نو در گفتار سیاسی عصر مشروطه
منبع:
گفتگو بهار ۱۳۷۸ شماره ۲۳
حوزههای تخصصی:
رویکرد جامعه محوری پلیس
حوزههای تخصصی:
مقدمه ای بر سنخ شناسی راست در ایران
حوزههای تخصصی:
دولت - ملت سازی بین المللی و خشونت سیاسی در عراق جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عراق کشوری است که به دلیل تنوع قومی و فرقه ای محیط اجتماعی اش در زمره جوامع پرشکاف دسته بندی می شود، تعدد و تراکم این شکاف ها و ناتوانی نخبگان سیاسی این کشور در حلّ مشکلات دولت–ملت سازی همواره تهدیدی جدی برای حیات سیاسی-اجتماعی این کشور بوده است. با این حال پس از حذف دولت اقتدارگرای بعثی توسط نیروهای خارجی، خشونت و منازعات فرقه ای و قومی در این کشور شدّت و گسترش بی سابقه ای به خود گرفته است. با این توضیح سؤال اصلی نوشتار حاضر این است که علت تشدید خشونت های قومی و فرقه ای در عراق پس از فروپاشی رژیم صدام چیست؟ در پاسخ به این مسأله ، فرضیه پژوهش عبارت است از این که پروژه دولت-ملت سازی بین المللی یا دولت-ملت سازی از بیرون که با رویکردی امنیت محور از سوی غرب به ویژه آمریکا درعراق به مرحله اجرا درآمد به علت ناسازواری با مبانی فرهنگی، هویتی و اجتماعی این کشور خود عاملی در قطبی شدن شکاف های اجتماعی و تشدید خشونت های فرقه ای و قومی شده است. پژوهش حاضر با اتکا به روش کیفی از نوع تبیین علّی و با بهره گیری از نظریه «راجر بروبیکر» به تشریح این موضوع می پردازد.روش انجام پژوهش نیز کتابخانه ای– اسنادی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ساختارهای نهادی یک سان و مشابه نمی تواند برای همه جوامع کاربردی باشد. در عرصه نهادسازی باید به تمام قابلیت ها و ظرافت های هر جامعه دقت کرده و ویژگی های منحصر به فرد آن جامعه را به حساب آورد.
نهادگرایی و توسعه؛ چالش های اقتصاد نهادی جدید در حوزه های نظری و سیاستی پیرامون ایجاد توسعه (ارزیابی انتقادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق رویکرد نهادگرایان جدید در تعریف و ارزشگذاری نهادهای رسمی و غیررسمی و همچنین ارائه نسخه های سیاستی برای کشورهای درحال توسعه با توجه به دو چالش اساسی مورد بررسی انتقادی قرار می گیرد. نخست، چالش عدم اجماع نظری در تعریف نهادها و در نتیجه گسترش مصادیق آنها از قواعد اخلاقی و رسمی گرفته تا مکانیسم های اجرایی و نهادهای سیاسی و اقتصادی؛ که ناشی از ویژگی کلیت اجتماعی است که به لحاظ تحلیلی به روشهای بی شماری که با هم قابل جایگزین هستند قابل تقسیم است، این مسئله سبب شده که اهداف و چشم انداز تحلیل گر در شناسایی یک مقوله به عنوان نهاد، نقش محوری داشته باشد. دوم چالش محدودیت در اندازه گیری نهادهای غیررسمی که از ویژگی سطوح غیررسمی اجتماعی نشأت می گیرد که در آن، نهادها به شکلی غیربرنامه ریزی شده ظاهر می شوند. به همین دلیل محققان نهادگرایی جدید عمدتاً از مطالعه دقیق هنجارهای غیر رسمی اجتناب کرده اند. پراکندگی مفهومی، ارائه یک تعریف جامع از نهاد را تقریباً ناممکن ساخته و عدم تمرکز کافی بر نهادهای غیررسمی، غفلت این نظریه از تحول تدریجی نهادی را به دنبال داشته است. به علاوه به دلیل درهم تنیدگی اجتماعی، بسیاری از نهادها به شدت با هم همبستگی دارند امری که کشف یک رابطه علی میان نهادها و توسعه اقتصادی را بسیار دشوار می سازد. چالش های مفهومی و نظری مذکور مانع از صدور یک دستورکار سیاستی جامع برای کشورهای درحال توسعه می شود. به همین دلیل برخی از نهادگرایان بر اهمیت نهادهای انطباقی بیش از نهادهای اقتباسی تأکید می کنند.
جهانی شدن و الزامات استراتژی ملی در صنایع غذایی ایران
منبع:
راهبرد یاس ۱۳۸۶ شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
بررسی مقایسه ای مبانی متافیزیکی نظریه ی سیاسی در ایران و چین باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگر کیهان شناسی عصر آگاهیِ اسطوره ای را پایه ی نخستینِ شکل متافیزیک و بنیادِ رشد یک جهان شناسی منسجم به شمار آوریم، هم در تمدن چین و هم در تمدن ایران باستان نظریه ی سیاسی با یک منظومه ی متافیزیکی در پیوند انداموار قرار گرفته است. باتوجه به شباهت های قابل توجه ی منظومه های کیهان شناسی در میان نخستین اقوام تمدن ساز هم چون چینی ها، هندی ها، مصری ها و ایرانی ها مقایسه ی مبانی متافیزیکی نظریه ی سیاسی تمدن های باستانی می تواند موضوع جالب توجهی در مطالعات حوزه ی اندیشه ی سیاسی باشد. این نوشته نگاهی فشرده و تطبیقی به مبانی متافیزیکی نظریه ی سیاسی در کیهان شناسی چین و ایران دارد. پرسش اصلی این است که در دو تمدن کهن چین و ایران نظریه ی سیاسی با مبانیِ متافیزیکی آنها چه رابطه ای داشته است و در مقامِ مقایسه این ارتباط را چگونه می توان مفهوم بندی کرد؟ این مطالعه می تواند به درک بهتر ما از سرشت اندیشه سیاسی در دوره آغازین تمدن بشر کمک کند.
آینده اصلاحات
منبع:
آیین تیر ۱۳۸۳ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
نقدی بر تحلیل های طبقاتی مبتنی بر رفتار انتخاباتی طبقه متوسط جدید در انتخابات (با تأکید بر انتخابات ریاست جمهوری دوره های هفتم (1376) و نهم (1384)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فاصله سال های 1376 تا 1384، بسیاری از عوامل مؤثر در رشد و توسعه طبقه متوسط جدید در ایران همچون رشد اقتصادی، گسترش شهرنشینی، گسترش سطح آموزش و سواد، توسعة نهادهای نظام سیاسی و گسترش دستگاه بوروکراسی دولت، توسعه نشر و انتشارات و... همچنان به رشد خود ادامه دادند و در نتیجه می توان انتظار داشت وزن قشر میانی جامعه در این سال ها در میان گروه بندی های اجتماعی رو به افزایش گذاشته باشد. از سوی دیگر در عمده تحلیل های طبقاتی مرتبط با نتایج انتخابات در سال های 1376 و 1380، بر نقش پیشرو طبقه متوسط تازه گسترش یافته در جامعه، در رقم زدن نتایج جدید و پیروزی شعارهای مرتبط با توسعه سیاسی تأکید شد. با این همه در شرایطی که عوامل مرتبط با گسترش طبقه متوسط جدید در جامعه در فاصله سال های 1376 تا 1384 همچنان به رشد خود ادامه دادند، در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 (در دور اول)، نامزد انتخاباتی ای که مستقیماً شعارهای مرتبط با توسعه سیاسی را سر داد، از پیروزی بازماند و در دور دوم نیز با وجود حمایت گسترده طیف اصلاح طلبان از نامزد رقیب، در نهایت فردی به پیروزی گسترده رسید که در شعارهایش، کمتر اثری از آمال و اهداف منتسب به طبقه متوسط جدید در جامعه دیده می شد.
مقاله حاضر در توضیح این تحول معماگونه، نشان می دهد که «ساختار اقتصادی دولتی- رانتی در کشور، کاربرد تحلیل های رایج طبقاتی به ویژه تحلیل های مبتنی بر رفتار سیاسی و انتخاباتی طبقه متوسط جدید را با محدودیت های خاصی روبه رو می کند و در پیش بینی نتایج انتخابات نمی توان تنها بر عوامل و متغیرهای مرتبط با گسترش کمّی طبقه میانی و نقش هدایت گر آن در تعیین علایق انتخاباتی دیگر گروه های اجتماعی تکیه کرد». مقاله بر اهمیت عوامل ساختاری مرتبط با اقتصاد سیاسی نفت در شکل دادن به قشربندی گروه های اجتماعی در کشورهای نفت خیز تأکید می ورزد و نشان می دهد این عوامل چگونه به شکل گیری طبقه متوسطی کمک می کنند که لزوماً از ویژگی ها و علایق نسبت داده شده به این طبقه مطابق با نظریه های رایج در بحث توسعه سیاسی، برخوردار نیست.
چرا گذشت؟ چرا فراموش کردن؟
حوزههای تخصصی:
جنگ مردمی و دکترین دفاعی چین
حوزههای تخصصی: