طرح سپر دفاع موشکی امریکا، یکی از راهبردی ترین مباحث در حوزه امنیت بین المللی است. تحولات مربوط به آن و کشیده شدن دامنه این طرح به مرزهای غربی روسیه پس از سال 2007، بیش از پیش بر مناسبات مسکو - واشنگتن سایه انداخته است. بر این اساس، مقاله حاضر در پی پاسخ به چند پرسش کلیدی است؛ نخست اینکه محرک ها و دلایل استقرار این سامانه در شرق اروپا چیست؛ چه تحولاتی را ظرف یک دهه اخیر پشت سر گذاشته؛ دیدگاه ها و رفتارهای امریکا و روسیه در این خصوص چگونه قابل ارزیابی است؛ و در نهایت، تلاش ها و تحرک های متقابل دو کشور در این چارچوب ناظر به چه سیاست ها و اقداماتی در شرایط فعلی و آتی است؟ در پاسخی کلی نیز اشاره می شود که حساسیت نسبت به این موضوع در پرتو نگاه کلان به بحران مزبور، از زاویه مسائل و نگرانی های استراتژیک و مناسبات امنیت بین الملل قابل تحلیل است. با عنایت به این فرض که استقرار سامانه دفاع موشکی در اروپا، در راستای کاهش قابلیت استراتژیک روسیه و کنترل و محدود کردن قدرت مانور این کشور پیگیری می شود، مجموعه اقدامات و رقابت های امریکا و روسیه در منطقه ژئواستراتژیک شرق و مرکز اروپا در فضای جدیدی قرار گرفته است که بر اساس فعال سازی الگوهای معطوف به موازنه قدرت و انگاره دفع تهدید از هر طرف پیگیری می شود. بنابراین نظر به انگیزه های تازه همچون بحران اوکراین و تشدید اختلافات دو کشور، این مقاله بر آن است تا ضمن تأمل تاریخی در موضوع و تشریح و تبیین ابعاد این طرح، و همچنین بررسی اقدامات تقابلی و توانمندی های موشکی و دفاعی روسیه، با رویکرد و روشی توصیفی – تحلیلی، عوامل و دلایل نگرانی میان دو کشور و افق آن را نیز مورد واکاوی و کنکاش قرار دهد
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از سه عضو مؤسس سازمان اکو، همواره بیشترین اهتمام را نسبت به حفظ موقعیت این سازمان داشته است. در حال حاضر، اکو تنها سازمان منطقه ای و بین المللی است که مقر آن در قلمرو جمهوری اسلامی ایران قرار دارد؛ حدود ۲2 درصد بودجه سالانه این سازمان را ایران تأمین می کند؛ بیش از۲۰ درصد کارشناسان آن ایرانی اند و بنابراین دامنه آزادی عمل و تأثیرگذاری ایران در این سازمان بیش از هر سازمان دیگر است. این مقاله می کوشد استدلال نماید که فارغ از هر نگاه کلان و راهبرد کلی که برای توسعه کشور اتخاذ شود، اکو ظرفیت هایی را در اختیار جمهوری اسلامی ایران می گذارد که می تواند در راستای توسعه کشور مثبت و مؤثر ارزیابی شود: اکو یکی از مجاری مناسبی است که می تواند منطقه ای شدن اقتصاد ایران را میسر سازد، این سازمان در فضای بسته و پرفشار بین المللی آزادی عمل و توان تأثیرگذاری خاصی در اختیار می گذارد و سایر دستاوردهایی را نیز که از عضویت در هم پیوندی های منطقه ای انتظار می رود کم و بیش تأمین می کند.
حضور گروه ها و جریان های سیاسی در دو جهان واقعی و مجازی علی رغم تفاوت های اساسی به یکدیگر وابسته است. فعالیت سیاسی در فضای مجازی قواعد خاص خود را دارد و جریان های سیاسی مختلف ممکن است هرکدام به گونه ای با این ویژگی ها مواجه شوند. این مقاله در مسیر پاسخ گویی به سؤال اصلی تحقیق یعنی «میزان و کیفیت بهره گیری جریان های سیاسی ایران از فضای وبلاگی»، با انتخاب 200 وبلاگ سیاسی به صورت نمونه گیری تصادفی، به تحلیل محتوای وبلاگ ها اقدام می نماید. تحلیل و بررسی نتایج تحلیل محتوا نشان می دهد جریان چپ بیشترین تعداد وبلاگ را داراست. وبلاگ نویسان جریان راست علیرغم در اختیار داشتن کمترین تعداد، فعالیت بیشتری در مقایسه با سایر جریان ها انجام داده اند. وبلاگ نویسان جریان راست بیشتر دوست دارند تا با مطالبی که در فضای مجازی درج می کنند شناخته شوند. در میان جریان چپ دغدغه های خبری بیشتر از بقیه است و دغدغه های تحلیلی کمتر از سایر جریان هاست. بررسی ها نشان از موج جدید وبلاگ نویسی در میان تمام جریان های سیاسی (بجز بی طرف) دارد. ارتباط اینترنتی و اطلاعاتی مناسبی در میان وبلاگ های جریان راست (در مقایسه با سایرین) ایجاد شده و وبلاگ های جریان اپوزیسیون از این حیث در ضعیف ترین وضعیت قرار دارند. وبلاگ های جریان اپوزیسیون مخاطبان کم یا مخاطبان بی تفاوت و جذب نشده ای دارند و در مقابل وبلاگ های جریان راست از مخاطبان زیاد و یا فعال و جذب شده برخوردارند. واژگان کلیدی: فضای مجازی، دوفضایی شدن، وبلاگ، جریان های سیاسی، ایران، تحلیل محتوا.
ستیز با ارزش ها و آموزه های اسلام و هجمه و توهین به مسلمانان، از دیرباز در سیر فکری و عملی گفتمان غرب نهادینه شده است. وقوع حملات 11سپتامبر و دیگر عملیات تروریستی در کشورهای اروپایی و ظهور گروه های افراط گرای اسلامی نیز به روند اسلام هراسی در هزاره نو، شکل و ماهیتی جدید بخشید. در این چارچوب، به دلیل آنکه کمتر کسی به نقش اتاق های فکر کشورهای غربی پرداخته بود، محور اصلی پژوهش به شناخت چگونگی کارکرد این کنشگر در تشدید راهبرد اسلام هراسی متمرکز شد. سؤال تحقیق نیز عبارت است از: محور های راهبرد اسلام هراسی در اتاق های فکر کشورهای امریکا و انگلیس کدامند؟
در این راستا، ابتدا مفهوم و پیشینه راهبرد اسلام هراسی در غرب تشریح و سپس نقش پنج اتاق فکر امریکا و سه اتاق فکر انگلیس در تکوین این راهبرد مبتنی بر کتب و مقاله های منتشره و موضعگیری مدیران و فعالان این اتاق ها و با استفاده از روش تحلیل گفتمانی «ارنستو لاکلاو» و «شنتال موفه» تحلیل شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد، مهم ترین محورهای راهبرد اسلام هراسی در اتاق های فکر را می توان در ضدیت و تحریف چهره اسلام و حضرت محمد (ص)، معرفی اسلام به عنوان دینی خشن و مخالف صلح، تسری اقدامات گروه های افراطی مذهبی به دین اسلام و مسلمانان، جانبداری مطلق از اسرائیل و دشمنی با فلسطین و گروه های مقاومت، بزرگنمایی پرونده هسته ای ایران و بسط ایران هراسی و ارتباط با قانونگذاران و سیاستمداران کشورهای امریکا و انگلیس ذکر کرد
تمدن نوین اسلامی یکی از مباحث نوظهور در اتمسفر فکری انقلاب اسلامی محسوب می شود. در این میان، بررسی بنیادهای این تمدن و نیز فرآیند و عناصر دخیل در شکل گیری آن، موضوعی است که این پژوهش به مثابه یک مسئله کلیدی به آن نگریسته است. ازآنجا که هر تمدنی از یک عقلانیت روشن برخوردار است، مسئله فرعی پژوهش، بررسی این عقلانیت از زاویه سیاسی است که با ترکیب دو روش اجتهادی و گراندد تئوری دنبال شده است. در این پژوهش، تمدن نوین اسلامی فرآیندی است که با استفاده هدفمند از سرمایه تمدنی و تکیه بر ظرفیت های انقلاب اسلامی به دنبال تجسم بخشی به تعالیم اسلامی است. بنابراین، جغرافیای سیاسی ایران نقش محور و جهان اسلام نقش میدان را در این تمدن برعهده دارند. از طرف دیگر، عقلانیت سیاسی مبتنی بر دکترین امامت، جدای از وجه مشروعیت زایی آن، با فراهم سازی یک نظم سیاسیِ ممتاز، تکیه گاه اصلی تمدن نوین اسلامی به شمار می رود.