سکولاریسم (دینگریزى) یک ایدئولوژى ضد دینى است که با مطلق کردن ارزشهاى دنیوى، هر گونه رابطه میان انسان و خدا را رد و آگاهانه صدق تجربیات و باورهاى دینى را انکار مىکند. اما سکولاریزاسیون (دینجدایى) مفهومى است که براى توصیف و تحلیل فرآیندهاى جوامع مدرن به کار برده مىشود. این جدایى حداقلى که مورد تأیید نویسنده است، به معناى فرآیند تفکیک و تمایز ساحتهاى قدسى و عرفى از یکدیگر و تحدید حدود و تبیین مناسبات میان آنهاست.
هدف اصلی مقاله حاضر بررسی «میزان و چگونگی بازنمایی ابعاد تاریخی و سیاسی هویت ملی در سریال های درجه الف تاریخی تلویزیون در سه دهه بُعد از انقلاب اسلامی (1388 ـ 1359)» است. در این مقاله 15 سریال تاریخیِ الف و پرمخاطب تولید و پخش شده از شبکه یک و دو در سه دهه بعد از انقلاب (از هر دهه 5 سریال) انتخاب و مورد تحلیل قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که تحت تاثیر سیاست های فرهنگی و رسانه ای تلویزیون، بازنمایی هویت ملی ساختی ایدئولوژیک پیدا کرده است. ساخت زبانی و تصویری تلویزیون در روایت و بازنمایی ابعاد تاریخی و سیاسی مبتنی بر انگاره سازی منفی از گذشته تاریخی و میراث سیاسی ایرانیان و کم توجهی به نمادهای ملی مانند پرچم و سرود ملی و جهت گیری و شخصیت پردازی مثبت نسبت به شخصیت های تاریخی دارای پایگاه مذهبی بوده است.
جان رالز برای تبیین مفهوم و جایگاه عدالت در عرصه بین المللی، اصولی را که از عرف بین الملل نشئت گرفته اند و بطور معقولانه ای می توانند مورد توافق همه دولت ها قرار گیرند، بعنوان یک مبنای مشترک و عادلانه مطرح می سازد. وی در راستای بررسی سیاست خارجی «دولت های لیبرال دموکرات» در عرصه بین المللی، رابطه این دولت ها با دول دیگر را تنها با توجه به رعایت اصول مذکور از جانب آنان مورد سنجش و ارزیابی قرار می دهد. بدین ترتیب، رابطه یک دولت لیبرال دموکراسی با دیگر لیبرال دموکراسی ها و یا با «دولت های شریف» می تواند در همه عرصه ها و بطور آزادانه و برابر اتفاق افتد؛ این رابطه با «دولت های تحت فشار» تنها در قالب کمک های مالی و با «دولت های قانون شکن» صرفاً به شکل جنگ عادلانه متصور است. از نظر رالز، این مفهوم واقعی عدالت در عرصه بین المللی خواهد بود؛ مفهومی که امروزه بنیادهای نظری لازم را برای توجیه رفتار مستبدانه و یکه تازی قدرت های جهانی در عرصه بین المللی فراهم آورده است.
اصلاحات دینى و اصلاحات سیاسى و اجتماعى در جامعه ما دچار خلأ نظرى است؛ زیرا اصلاحات دینى نیازمند تبیین نظریهاى در باب روش قرائت متون دینى است و اصلاحات اجتماعى نیازمند یک فلسفه اجتماعى و سیاسى است. متأسفانه در جامعه ما، در اصلاحات دینى و سیاسى، هنوز هیچ سخن و نظریه روشنى در باب روش قرائت متون دینى و فلسفه اجتماعى مدون نشده است. در دنیاى امروز، پیامهاى دینى را (در حوزه دین یا در اصلاحات دینى) نمىتوان صرفاً با آتوریته و صدور یک فتواى تعبدى به مخاطبان ارائه داد. اصلاحات بدون «عقلانیت» ممکن نیست. البته این عقلانیت با عقلانیت خودبنیاد متفاوت است.
اریک هابسبام، در دفاع اخیر خود از فایده مندی مارکسیسم برای مطالعه ی تاریخ، به یادمان می آورد که مارکس می کوشید تا مبنایی را برای درک تاریخ به مثابه ی یک کل در اختیارمان بگذارد.نگاه نو به تاریخ می باید هم چنین به هدف جوهری، هرچند تحقق ناپذیر آنانی بازگردد که گذشته را می کاوند: «تاریخ کلی»، نه یک «تاریخ همه چیز»، بلکه تاریخ به مثابه ی تاری نامرئی که تمام فعالیت های بشری در آن به یکدیگر پیوند می خورند.
متشاب ها، برایان کلی (2001) نیز در اثر خود نژاد، طبقه و قدرت در معادن ذغال سنگ آلاباما، 1908-1921، که جایزه ی یادبود آیزاک و تامارا دویچر را نیز به خود اختصاص داد، مسیر جان ساویل، آلکس کالینیکوس، الیزابت فاکس-جنوویس و یوجین جنوویس را در تحسین بلندپروازی های کلیت بخش به تاریخ از پایین و نقد مورخانی که تحسین گر نسبی گرایی تاریخی بودند ادامه می دهد. در یادداشتی مرتبط، پری اندرسون پیشنهاد می کند از آن جا که تروتسکی نخستین کسی بود که توانست تاریخی کلی را به رشته ی تحریر درآورد، می تواند داعیه دار این باشد که نخستین «مورخ بزرگ مارکسیست» بوده است.
به نظر آقای سروش جامعه ما نیاز به نقد اخلاقی دارد و باید از میراث گذشته خود توبه فرهنگی کند. اخلاق با تئوری درست نمیشود و نیاز به اصلاح ساختارها و شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جدیدی است.
تاریخ معاصر ایران با حرکتها و نهضتهای متعدد مردمی در ابعاد مختلف آن ، وآثار متفاوتی که این حرکتها ونهضت های مردمی به همراه داشته ، رقم خورده است که می توان گفت یکی از این جنبش های بارز در این مقطع تاریخی که با نقش آفرینی علما و روحانیون برجسته آن زمان در صحنه های سیاسی اجتماعی و همچنین حضور گسترده و نقش بارز و آشکار مردم به پیروی از علما در تاریخ سیاسی ایران معاصر به وقوع پیوست، نهضت وجنبش مشروطیت است. تبیین علل تعارض وتضاد جهت گیری مشروطه خواهان و مشروعه خواهان و آرای دو تن از رهبران مشهور این جریان یعنی شیخ فضل الله نوری ومرحوم نائینی از آغاز تا پایان این جنبش مد نظر گرفته شده است. این مقاله به دنبال پاسخ دادن به این سوال است که با توجه به شخصیت فقهی ، دینی و مبانی اندیشه ی سیاسی واحد محمد حسین نائینی وشیخ فضل الله نوری و مشارکت هر دو در شکل گیری مشروطیت، اختلاف نظر این دو فقیه شیعی در مورد مشروطیت چگونه توجیه می شود؟ پاسخ و فرضیه ای که به این سوال داده می شود این است که شیخ فضل الله نوری و مرحوم محمد حسین نائینی از جهت درک شرایط سیاسی، اجتماعی و پیامدهای ناشی از مشروطیت با هم تفاوت دارند. روشن شدن پاسخ این سوال می تواند به رشد اندیشه سیاسی شیعه کمک موثری نماید.
هدف این مقاله، بررسی کارکردهای دانشگاه در فرایند توسعه پایدار از اقتصاد مقاومتی در نظام آموزش عالی ایران بوده است. روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی است و از طرفی دیگر توصیفی همبستگی از نوع روش تحلیل عاملی تأییدی بوده است؛ که در جامعه اعضای هیئت علمی پنج دانشگاه کشور ازجمله ارومیه، تهران، چمران اهواز، فردوسی مشهد و مازندران با نمونه گیری تصادفی طبقه ای و تعداد نمونه 263 نفری اجراشده است. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته با توجه به مقیاس لیکرت بوده است. روایی پرسشنامه با توجه به نظر متخصصان (اعضای هیئت علمی) و تحلیل تأییدی و پایایی آن با توجه به تحلیل آلفای کرانباخ مناسب گزارش شده است. روش تجزیه وتحلیل با استفاده از نرم افزار SPSS و SmartPls و تحلیل تأییدی بوده است. نتایج نشان می دهد بین وضع موجود و مطلوب توسعه پایدار از اقتصاد مقاومتی در دانشگاه ها تفاوت معنی داری مشاهده نشده و با توجه به میانگین وضع موجود در حد مطلوب است. از طرفی در تحلیل تأییدی مرتبه نخست، کلیه شاخص ها دارای بار عاملی بالای 6/0 بوده اند و نقش تعیین کننده ای بر سازه های خود دارند. در سازه مرتبه دوم کارآفرینی، اقتصاد دانش بنیان، توسعه منطقه ای و توسعه رقابت پذیری نقش تعیین کننده ای در ارتقای بهره وری کل داشته اند و در تحلیل سازه مرتبه سوم، عدالت، محیط زیست و ارتقای بهره وری کل بر توسعه پایدار نقش تعیین کننده ای داشته اند. به طور کلی مدل توسعه پایدار در حد قابل قبول مورد تأیید قرار گرفته است.
انقلاب اسلامی ایران با اثباتِ امکان پذیر بودن تغییر به ملت های مسلمان، باعث شد تا مسلمانان از فضای رخوت و رکود ناشی از اتکا به ایدئولوژی های غربی و نبود مدل یک انقلاب و حکومت دینی فاصله بگیرند و با الگوبرداری از روش ها و ارزش های انقلاب ایران، فعال شده و مطالبات خود را به صورت جدی تری پیگیری کنند.
انقلاب اسلامی و تداوم حرکت آن در غالب نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان الگویی موفق پیش روی ملت های مسلمان قرار گرفته و آنان را به حرکت در جهت تغییر فضای موجود متمایل کرده است. حاصل این حرکت امروز به شکل بیداری اسلامی در کشورهای منطقه به ویژه بحرین قابل مشاهده است.
در عرصه علوم اجتماعی، مطالعات علمی به گونه ای با نوعی مادی گرایی پنهان هم معنا تلقی شده است و چنین می انگارند که بررسی های علمی با نوعی ماتریالیسم همراه است. در حالی ظهور و گسترش مکتب فکری پست ماتریالیسم یا فرامادی گرایی نشان می دهد که چنین نیست. در این مقاله، تلاش خواهد شد که بنیادهای فکری و علمی فرامادی گری به ویژه با تاکید بر یافته های علمی رونالد اینگلهارت توضیح داده شود و تاثیر این نگرش بر فهم مقوله سیاست و نیز فرایند جهانی شدن، و چگونگی تغییر در محیط و مبانی ارزش های حاکم در جوامع فراصنعتی که موجب دگرگونی در بنیاد سیاست و مطالبات سیاسی و نیز رابطه میان دولت و شهروند شده، و یا چگونگی نگرش ها و گرایش های متفاوتی را قبال روند جهانی شدن متجلی ساخته است، بررسی گردد. در این مقاله ضمن توضیح این تحول و دیدگاه های مختلف در این زمینه ها تاثیر اساسی پست ماتریالیسم بر دانش سیاسی بررسی خواهد شد. به دلیل نظری بودن این مقاله، از روش های کمی در آن استفاده نشده است. اما تلاش شده رابطه میان دو متغیر اصلی، یعنی ظهور پست ماتریالیسم و شقوق مختلف دانش سیاسی بررسی گردد. درنهایت نیز برخی از گرایش ها و ترجیحات مسئله ای در جامعه ایران و آموزش دانشگاهی دانش سیاسی در ایران مطالعه خواهد شد.
عادل ضاهر یکی از متفکران برجسته عرب و از نام های ناآشنا در ایران است. او مانند سایر فیلسوفان مدرن عقل را بر هر منبع دیگری مقدم می انگارد ضاهر با تقسیم عقل به دو بخش نظری و عملی کار آن را علاوه بر تعیین ابزار، تعیین غایات نیز می داند. به عبارت دیگر وی هم به عقلانیت معطوف به هدف و هم به عقلانیت معطوف به ارزش اعتقاد دارد.
از ویژگی های مهم این اندیشمند آن است که وی تفکر فلسفی را جدا از اجتماع انسانی و به عنوان یک حرفه تلقی نمی کند. بلکه برای آن رسالت نقد و تغییر حیات جمعی قائل است. او معتقد است اگر هسته اصلی دین به درستی درک شود، صحت عقیده کسانی که به رابطه ضروری و منطقی میان دین و حیات دنیا باور دارند مشخص می گردد.
در این مقاله بر اساس روش متاتئوری چارچوب های اصلی تفکر این نویسنده لبنانی مورد بررسی قرار گرفته است.