اگرچه واژة «تجلی» به معنی «آشکارشدن» و «آشکارکردن» آمده است، این واژه که در قرآن نیز در داستان حضرت موسی(ع) در طور بهکار رفته، درواقع غلبة نور حق برحضرت موسی(ع) بوده و در عرفان با مفاهیم وسیع بهکار گرفته شده است. هجویری تأثیر انوار حق به حکم اقبال بر دل مقبلان را تجلی، و کاشانی آن را دو نوع میداند: تجلی اوّل یعنی تجلی ذات حق به ذات خود و تجلی دوّم یعنی تجلی ذات حق به اعیان ممکنات که مرتبة تعین اوّل به صفت عالمیت و قابلیت اشیا را درنظر میآورد، که مَظْهَرْ و مُظْهِرْ ذات حق اند. شیخ علاءالدوله سمنانی تجلی را در چهار اسم که مظهر حق هستند، بیان میکند: تجلی آثاری حق را «رب»، تجلی افعالی حق را «رحیم»، تجلی صفاتی حق را «رحمان» و تجلی ذاتی حق را «الله» میداند و برای هریک از این اسما مراتب ویژه قائل و آنچه بیشتر مورد توجه او است، تجلی «رحمانی» است که در عالم کون مظهریت آن بیش از دیگر تجلیها است. چون تجلی بدون آینه مفهومی ندارد، عارفان دل انسان کامل را آینه درنظر آورده اند؛ زیرا انسان کامل، مظهر جامع ذات و صفات و اسمای حق است. دربارة تجلّی اگرچه بسیاری از شاعران عارف سخن گفته اند، توان گفت که زیباترین و دل انگیزترین آنها را در غزلی از حافظ میتوان دید: در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زدبررسی تجلی از دیدگاه حافظ، مقاله ای دیگر میخواهد و تنها در این مورد به یک غزل از حافظ اشاره رفته است
بدون شک عبرت دهی یکی از روش های تربیتی است که همه پیامبران(ع) به طور عام، و پیامبر اسلام(ص) به طور خاص، آن را برای هدایت و تربیت انسان ها به کار برده اند. و شاهد این مدعا تعالیم قرآن کریم است، چرا که در جای جای این کتاب آسمانی از موضوعاتی چون تاریخ اقوام و ملل و سرنوشت آن ها، و شگفتی های خلقت و سایر امور سخن به میان آمده و بر وجود عبرت در آن ها تصریح شده است و حتی در مواردی بر گرفتن عبرت امر کرده است که این را می توان به روش عبرت دهی قرآن کریم تعبیر کرد. بررسی ابعاد مختلف این روش از نگاه قرآن کریم، امری است که این مقاله در پی آن است. آنچه در این نوشتار می آید عبارت است از: ماهیت عبرت و مفهوم شناسی آن در قرآن، مقومات عبرت، تعریف روش عبرت دهی، مبانی عبرت، شرایط اثر گذاری عبرت، موضوعات عبرت آموز، و درنهایت، شیوه های عبرت دهی. مقاله سعی کرده است در محدوده آیات قرآن و تفاسیر مربوطه به بررسی این امور بپردازد.
نظریه ((فقر وجودی)) که در حکمت و عرفان به صورت عین ربط و نیاز بودن معلول به علت و ممکن به واجب یا ((نمود)) بودن ماسوای الهی و ظهور و تجلی ((بود مطلق)) آشکار شد ریشه در معارف و حیانی و قرآن کریم داشته و متعلق به ((قرآن)) است که به تدریج حکیمان الهی و عارفان صمدانی به دلایل آن پی برده اند . مقاله ای که پیش روی اصحاب حکمت و ارباب معرفت نهاده شد درصدد تبیین نظریه یاد شده در افق وحی و با رهیافتی حکمی – عرفانی است و ثمرات سلوکی فقر شناسی و فقرباوری در استکمال انسان را فرا روی مشتاقان کوی کمال و صراط سعادت قرار میدهد. امید است این نوشتار گامی به سوی حکمت قرآنی و اعتلای فهم خطاب محمدی (ص) قرار گیرد.
این نوشتار,نخست مسلمانی شیخ الرئیس را از مسلمات دانسته,سپس به بررسی عقیدة مذهبی اوپرداختهاست.از آنجا که خاندانش اسماعیلی بودهاند, برخی او را شیعه اسماعیلی دانستهاند؛ولی اظهارات مستقیم و غیر مستقیم او به ویژه در مسائل اعتقادی و اندیشههای سیاسی ثابت میکند که او شیعه اثنا عشری بودهاست.
انسان شناسی عرفانی یکی از عالی ترین و عمیق ترین مباحث علمی و معرفتی در عالم دین و دانش الهی و بشری می باشد و نقش عرفای الهی در این زمینه بسیار مهم و کارآمد است. یکی از مهم ترین حکیمان و عارفان مکتب تلفیق که بحق در زمینه حقیقه الحقایق و انسان حقیقی و انسان کامل قلم زده است و باتوجه به آرای حکمای مشاء و اشراق ، عرفان سیستم جبر تعادلی را در منظومه فکر عرفانی خویش ترسیم کرده و زمینه تفکرات تلفیقی و تطبیقی را حتی برای ملاصدرا آماده نموده است، صائن الدین ابن ترکه می باشد که در کتاب شریف تمهیدالقواعد در دو بخش اساسی: 1- توحید شناسی یا هستی شناسی عرفانی ؛ 2- انسانشناسی؛ نظرات دقیق و لطیفی را ارائه نموده است، و مخصوصا در باب انسان شناسی و انسان کامل و سلوک نظری و عملی آن با قوت بالایی به نتایج مفیدی دست یافته و هدایت و کرامت انسان الهی را که نقطه عطفی در ادیان الهی و عرفان محی الدینی است، معین نموده است. در این مقاله باتوجه به آرای توحیدی و انسان شناسانه وی و تأثّر ابن ترکه از ابن عربی و قونوی و ... در ترسیم انسان شناسی عرفانی و نقش مهم آن در حفظ حریت انسان و کرامت بشر و ایجاد جامعه توحیدی و طالب عرفان فطری و الهی سعی شده است و نقش عرفان حقیقی به عنوان باطن وحی الهی و اسلامی و سیمای انسان کامل و با ولایت،انسانی که صاحب خلافت الهی جهت ایجاد و رابطه مسایل توحیدی با شناخت انسان در عرفان ابن ترکه و ابن عربی توسعه ایمان و معرفت و عبودیت و عدالت می باشد به تصویر کشیده شده و تاحدودی عرفان مثبت از عرفان منفی به تفکیک درآمده است . در نهایت روح عرفان حقیقی و اسلامی که روح سلم و صلح و وحدت جهانی و انسانی است به صورت نتیجه درآمده است.
یکی از پرسشهای مهم انسان خردمند از خود و دیگران این است که چه چیزی سبب تعالی و پیشرفت او در عرصههای مختلف زندگی میشود؟ و چه عواملی در پیشرفت انسانهای بزرگ تاریخ دخالت داشته است؟ تا اونیز با به کار بستن تجربیات انسانهای موفق به درجاتی از کمال و تعالی دست یابد؟ پرسش هایی از این قبیل در طول تاریخ بشر ذهن او را به خود مشغول داشته، تا جایی که دانشمندان بسیاری برای پاسخگویی به این پرسش، دست به کار تألیف و تحقیق شدند و هر کدام بنا به سلیقه خود با به جا گذاشتن آثاری راههای زیادی را فراروی انسان نهادهاند. اما بهترین پاسخها به این پرسش در ادیان الهی و سخنان حاملان وحی آسمانی یافت میشود. در این مقاله سعی شده است با استفاده از نهج البلاغه که آیینهای از فروغ اندیشههای والای امام علی(ع) میباشد، راهکارهای مفیدی را فراروی انسانهای جویای کمال قرار دهد؛ چنانکه در مقاله دوم )آسیبشناسی کرامت انسان( سعی شده است چالشهایی را که فراروی کرامت انسان قرار دارد بررسی نموده و معرفی نماید. بدان امید که خواننده گرامی با استفاده از فرهنگ انسانساز اسلام و سخنان ارزنده امام علی(ع) گامهای مفیدی به سوی کرامت و تعالی انسانی بردارند.
اگر چه ایده سکولاریسم، پدیدهاى غربى و خاستگاه معرفتشناختى آن مغرب زمین است، اما پس از پیدایى و نضج گرفتن در سایر ممالک نیز سر بر آورد.
بدیهى است که این تفکر براى ورود به جوامع اسلامى به ویژه ایران که از مکتب غنى تشیّع بهرهمند است و جدایى دنیا و آخرت در آن مطرود بوده و در بر دارنده آموزههایى چون «من لامعاش له لامعاد له» است، نیاز به حاملانى داشته و دارد تا بار این کالاى وارداتى را بر دوش گرفته و به تبلیغ آن در جامعه بپردازند. روشن فکران وابسته از جمله حاملانى هستند که مقاله حاضر سعى دارد تا به نحو اختصار به فعالیتهاى آنها در ایران اشاره کند.