پل ریکور، فیلسوف معاصر فرانسوی، در این مقاله نقش استعاره در ایجاد معانی جدید در زبان را بررسی میکند. وی با اقتباس از برخی نویسندگان معاصر، تمام پیشفرضهای سنّت بلاغی قدیم را مورد تردید قرار میدهد و میگوید: استعاره فقط برای زینت گفتار به کار نمیرود، بلکه به عنوان روشی است که معانی جدید به وسیله آن وارد زبان میشود.
ریکور استدلال میکند که استعارهها از تنش میان دو لغت به وجود میآیند. چنانچه آنها به شیوهای غیرمعمول و غیر از معانی حقیقی به کار روند، شنونده را به راههای جدیدی از فهم رهنمون میشوند. هنگامی که استعارهها کارکرد استعاری خود را از دست بدهند. به عنوان یکی از معانی چندگانه لغت، سر از لغتنامه درمیآورند. با این توضیح، میبینیم که کاربرد استعاره باعث ایجاد معانی جدید در فرهنگ لغت میشود. ریکور ادعا میکند که شیوه استعاری نه تنها در گفتار دینی، بلکه در شعر، هنر و حتی در علم نیز دخیل است.
واژه «پلورال» (plural) به معنای کثرت و تعدّد، و واژه «پلورالیسم» (pluralism) به معنای کثرتگرایی یا گرایش به کثرت به کار میرود. پلورالیسم دارای انواعی از قبیل معرفتی، دینی، اخلاقی، نجات، فرهنگی و سیاسی است. از بین این انواع، موضوع این نوشتار «پلورالیسم نجات» است.
در این بحث، مسئله آن است که آیا سعادت و نجات اخروی و بهرهمندی انسانها از مواهب آن و ورود به بهشت، ویژه پیروان دین خاصی است یا پیروان ادیان متفاوت، از سعادت و نجات اخروی بهرهمندند؟ قایلان به پلورالیسم نجات، از عقیده دوم، که همان نجات پیروان ادیان متعدد و متکثّر است، دفاع میکنند.
حضرت زینب(علیها السلام) دارای اوصاف جدّهاش حضرت خدیجه(علیها السلام) بود. این بانوی با عظمت افزون بر ویژگیهایی مانند عفّت، صبر، عقیله بنیهاشم، عالمه غیرمعلَّمه و شریکةالحسین بودن، نقش سرنوشتسازی در نهضت کربلا و حفظ این قیام عظیم داشت. در تکوّن شخصیت حضرت زینب(علیها السلام)، عامل وراثت، تربیت و محیط نقش بنیادین داشتند. بدین لحاظ، در پی حادثه کربلا، حضرت زینب(علیها السلام)مسئولیت سنگینی عهدهدار گردید. امام حسین(علیه السلام) پدیدآورنده نهضت بود، ولی ادامهدهنده آن خواهرش حضرت زینب(علیها السلام) گردید. این بانو پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) و یاران ایشان در کربلا، در کوفه و شام، رسالت خویش را به خوبی انجام داد و با استفاده از فرصتها، ضربههای کاری بر دشمن وارد ساخت. حضرت زینب(علیها السلام) با خطبههای آتشین خویش، تبلیغات دروغین بنیامیّه را خنثا نمود. ایشان مردم کوفه را به خاطر پیمانشکنیشان، از خواب غفلت بیدار ساخت و نیز هیاهوی تبلیغات دروغین یزید در میان مردم شام را برملا ساخت و زمینه انقلاب را در کوفه و شام فراهم نمود، به گونهای که یزید با دستپاچگی از کار خود اظهار ندامت نمود و اهلبیت پیامبر(علیهم السلام) را با قافلهسالار آن، حضرت زینب(علیها السلام)، با احترام فراوان به مدینه بازگرداند. هدف نوشتار حاضر بررسی شخصیت حضرت زینب(علیها السلام)، جایگاه رسالت ایشان و به انجام رسانیدن آن است.
اگرچه ایرانیان در شکلگیری خلافت عبّاسی نقش بسیار مهمی داشتند، ولی عبّاسیان پس از تثبیت قدرت، سیاست خود را نسبت به آنان تغییر داده، سیاست خشونت را در پیش گرفتند. همین مسئله در واکنش ایرانیان در برابر خلافت عبّاسی مؤثر بود. ایجاد شورشها و تشکیل حکومتهایی همچون طاهریان، صفاریان و سامانیان نتیجه طبیعی تغییر سیاست خلافت عبّاسی در برابر ایرانیان بود. پس از ایجاد این حکومتها بنا به شرایط و مسائل ایجاد شده، تعامل و تقابل بین خلفای عباسی و امارتهای ایرانی پیش آمد، به ویژه آنکه بعضی از آنها، مانند صفاریان، بدون عهد و منشور خلیفه به قدرت رسیده بودند.
بر اساس گزارش قرآن کریم، حضرت عیسی علیهالسلام به آمدن پیامبری پس از خود به نام «احمد» بشارت داده است. آنچه هر پژوهشگری را به تأمّل و پژوهش بیشتر وامیدارد، یافتن پاسخ به این پرسشهاست که این بشارت در کجا بیان شده است و حضرت عیسی علیهالسلام با چه تعبیری از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهیاد کرده است؟ آیا در اناجیل موجود میتوان نشانههایی از این بشارت یافت؟ این نوشتار با بررسی آیه بشارت عیسی علیهالسلام تلاش کرده است به پرسشهای بالا پاسخ دهد و آیات احتمالی را که در آن عهدین به نبوت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله اشاره کردهاند، جمع آوری کند. اگرچه با توجه به محرف بودن عهدین نمیتوان به صورت یقینی ادعا کرد آنچه در این کتاب آمده است همان بشارتی است که قرآن کریم آن را گزارش کرده است.
هدف از این نوشتار تحلیل و بررسی دیدگاه و ادلّه علّامه طباطبائی در باب مصونیت قرآن از تحریف است. به عقیده صاحب تفسیر المیزان، در قرآن هیچ تحریفی که به اعجاز، هدایت بودن و عامترین وصف آن ـ یعنی «ذکر بودن» ـ لطمهای بزند و تغییری در معنای آن ایجاد کند، صورت نگرفته است. علّامه در اینباره، به دلایل قرآنی و روایی متعددی تمسّک نموده است. وی بر این باور است آیات قرآن چینش الهی خود را در مصحف موجود کاملاً حفظ کردهاند و تفاوت میان ترتیب مصحف کنونی با مصحف حضرت علی علیهالسلام ـ که به ترتیب نزول سامان یافته ـ مانعی برای تمسّک به قرینة سیاق نیست؛ زیرا قرآن به مناسبتهای گوناگون، قطعه قطعه نازل شده و سیاق آیات نشان میدهد که قطعههای مستقل قرآنی پیوند خود را در مصحف کنونی به روشنی حفظ کردهاند. بنابراین، با توجه به واقعیت نزول قرآن، برای تمسّک به قرینه سیاق، نیازی به دانستن ترتیب نزول آیات نداریم و با ترتیب کنونی نیز میتوانیم به خوبی از قرینه سیاق بهره ببریم و به مراد خداوند دست یابیم.
با نگاهِ دقیق به آیات قرآن کریم، به اصل وجود پیوند معنایی بین آیات قرآن، که مورد پذیرش اکثر پژوهشگران قرآنی نیز میباشد، پی میبریم. ظهور و بروز پیوند معنایی، بیشتر در شیوه «تفسیر قرآن به قرآن» و «تفسیر موضوعی» است. معیارهای اساسی پیوند معنایی بین آیات قرآن، عبارتند از: 1. پیوند واژگانی؛ 2. پیوند ساختاری؛ 3. پیوند موضوعی که خود شامل مواردی همچون: پیوند عموم و خصوص، پیوند مطلق و مقید، پیوند مجمل و مفصل، پیوند مبهم و مبین، پیوند حقیقت و مجاز، و پیوند ناسخ و منسوخ است. 4. پیوند محکم و متشابه، که برگرفته از خود قرآن است. 5. پیوند سیاقی.
در این نوشتار، ارتباط میان دین به مثابه متغیّر مستقل، و سرمایه اجتماعی به عنوان متغیّر وابسته مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. برای دستیابی به این هدف، پس از بحث و بررسی مفهوم «سرمایه اجتماعی» به عنوان یک مفهوم ترکیبی از منظر جامعهشناسان کلاسیک و صاحبنظران آن پرداخته شده، سپس به عناصر کیفی سرمایه اجتماعی مانند «اعتماد» و «آگاهی اجتماعی» و عناصر کمّی آن مانند «میزان مشارکت» و «ارتباطات» اشاره گردیده است. با روشن شدن عناصر سرمایه اجتماعی، مهمترین آموزههای دین، که در ایجاد دو سنخ عناصر سرمایه اجتماعی نقشآفرینی مینمایند، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتهاند.
امروزه نقش بى بدیل تحقیق و پژوهش هاى علمى در نظام هاى آموزش عالى جهان بر کسى پوشیده نیست. فرهنگ و تمدّن امروز بشر، که ما وارث آن هستیم، مرهون تحقیق، پژوهش، خلّاقیت و نوآورى هاى بشر در طول تاریخ بوده است. از این رو، ضرورت تناسب نظام آموزش عالى و پژوهش مدارى آن با نیازها و مقتضیات جهانى، و نیز در ایران اسلامى، تناسب آن با آرمان هاى دینى برآمده از انقلاب اسلامى در جهت پاسخ گویى به نیازها و مطالبات جامعه اسلامى امرى روشن و بدیهى است.
نویسنده در این مقاله، تحلیلى گذرا پیرامون اهداف و برنامه هاى وزارت علوم، تحقیقات و فناورى، بر اساس اولویت هاى علمى ـ فرهنگى و دینى سند چشم انداز بیست ساله دارد. در این زمینه، پس از طبقه بندى اهداف کلان آموزش عالى، پژوهش و تحقیق، آموزش، تعلیم، تعالى و تربیت دینى را به عنوان رسالت هاى مهم نظام آموزشى عالى ایران برمى شمارد.