در سنّت ادیان ابراهیمی، آثار عارفان را با رویکردهای الهیاتی گوناگونی بررسی می توان کرد. یکی از مهم ترین و پررونق-ترین رویکردهای الهیاتی در الهیات جدید، رویکرد سلبی (Apophatic approach) است. در مقاله حاضر، به یکی از درون مایه های اصلی الهیات سلبی، یعنی رابطه خدا و نفس، و دو رابطه دیالکتیکی ذیل بحث خدا و نفس، یعنی دیالکتیک حلول و تعالی، و دیالکتیک عروج و درون بود، در آثار دو عارف بزرگ مسلمان و مسیحی، مولانا و مایستر اکهارت، میپردازیم. رابطه خدا و نفس و به دنبال آن دیالکتیک حلول و تعالی، و دیالکتیک عروج و درون بود، ذیل بُعد هستی شناختی الهیات سلبی بررسی شده است
تحولات اخیر عراق، یکى از عوامل مهم گسترش مطالعات مربوط به آن از آغاز تشکیل دولت ملى و حتى قبل از آن و اثرات آن بر تاریخ سیاسى و اجتماعى کشور است. در این مقاله تلاش شده است از یک سو نقش علماى دین و نخبگان شیعى در انقلاب سال بیست (1920) عراق و تشکیل اولین دولت ملى عراق مورد بحث و بررسى قرار گیرد و از سوى دیگر نمونه هایى از طرد و محرومیت آنان در طول تاریخ، حتى پس از انقلاب سال بیست، از مناصب سیاسى و حکومتى و مسلط کردن اقلیت اهل سنت بر اکثریت شیعیان مطرح گردد.
در شرایط کنونى، تحول اساسى در حاکمیت عراق و دستیابى شیعیان به قدرت سیاسى، با کمک امریکا به وجود آمده است که على رغم ضرورت اجتماعى ـ سیاسى بودن، از شکنندگى ویژه اى نیز برخوردار است. شکنندگى مزبور از آنجا ناشى مى شود که شرایط کنونى تا اندازه زیادى به درجه وابستگى حکومت جدید به امریکا و پذیرش خواسته هاى آن بستگى دارد.