به باور برخی، برهانی که علامة طباطبایی در حاشیة اسفار برای اثبات وجود خداوند مطرح کرده است، بر هیچ اصل یا مسئلة فلسفی مبتنی نیست. در این نوشتار نشان می دهیم که این گفته نادرست است و برهان علامه، بدون بهره گیری از دو نظریة فلسفی، یعنی نظریة حداکثری مطابقت با عالم وجود و نظریة تعمیم یافتة وحدت شخصی وجود به سرانجام مطلوب نمی رسد. نوشتار حاضر به شرح و بسط برخی نکات مطرح شده در مقالة پیشین نگارنده با نام «تأملی در برهان صدیقین به تقریر علامة طباطبایی[1]»، می پردازد و تلاش دارد به انتقاداتی که بر آن مقاله ایراد شده است، پاسخ گوید.
در این مقاله شیوة مطالعات موضوعى قرآن که تفسیر موضوعى نامیده مى شود، بررسی می شود و پیشینة آن در احادیث پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) و بحار الانوار علامه مجلسى ردیابى شده و سپس به سه قسم تقسیم شده است: اول، تفسیر موضوعى درون قرآنى (شیوه سنتى) و دوم، تفسیر موضوعى تطبیقى (بین شیعه و سنى و بین قرآن و کتب مقدس) و سوم، تفسیر موضوعى میان رشته اى که در دهه هاى اخیر بین قرآن و علوم روز در زمینه هایی چون سیاسى، اقتصادى و تربیتى مورد توجه قرار گرفته است.
فرآیند تفسیر موضوعى و آسیب هاى آن همچون تقطیع آیات و غفلت از قرائن، و تحمیل دیدگاه ها بر قرآن از دیگر موضوعات مورد بررسی در این مقاله است.
گرچه هر عضوی از اعضای آدمی نقش تعیین کننده ای در سعادت و شقاوت وی ایفا می کند، لیکن برخی از اعضا و جوارح مثل زبان، چشم، گوش، فکر و ... از اهمیت ویژه ای برخوردارند. در این میان، زبان به عنوان عضوی کوچک از اعضای آدمی از چنان اهمیتی برخوردار است که گفته اند: ایمان و کفر، خوشبختی و بدبختی، عزت و ذلت و صلاح و فساد او در گرو صلاح و فساد زبان وی بوده و مراقبت دایمی از آن، از شرایط مهم پرهیزکاری و سلوک الی الله محسوب گشته و کنترل آن در پاک سازی آیینه دل، نقش مؤثری ایفا می کند. در این مقاله موقعیت و آفات زبان، انواع سکوت و علل برتری آن در برابر کلام و زیانهای هذر و هذیان از دیدگاه آیات و احادیث بررسی گردیده است.
یکی از مسائلی که همواره در زندگی انسان مطرح بوده، حق و حقیقت است. همه گروه ها و افراد به منظور دفاع از ادعاها و عملکردهایشان به مفهوم حق و عدل متوسل می شوند. این مقوله ارزش مند بر همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان، سایه افکنده است. هر کس خود را بر حق می داند و برای موجه جلوه دادن خود، موضع خویش را حق و موضع طرف مقابل را باطل معرفی می کند. حتی شرورترین افراد نیز، در ناشایست ترین اعمال، خود را صاحب حق می دانند، زیرا بر این باورند که انسان به حکم فطرت، حق گرا و باطل ستیز است. پس ناگزیر لازم است در حد توان، از حیث نظری، تصویری روشن و شفاف از حق و باطل در ذهن داشته باشیم تا در ارزیابی کار خود و دیگران، دچار اشتباه نشویم. ضرورت دارد حق و ویژگی های آن را باز شناسیم تا سره را از ناسره جدا کنیم.
فراموش نکنیم که با حق بودن و حقیقت را باور داشتن و با آن زندگی کردن، ما را در راه، نگاه می دارد و یک چرخش باطل در این مدار، ما را با نیروی گریز از حق، به فرسنگ ها دورتر از مسیر، پرتاب می کند. به سخن حقِ امام علی(ع) بیندیشیم که فرمود: در همراهی حق، خوش بختی به وجود می آید. به منظور آشنایی بیش تر شما عزیزان، این شماره از مجله را به بررسی این موضوع مهم، اختصاص داده ایم.
یکی از مهمترین پدیده های اجتماعی در جوامع انسانی جریان نفاق است. هر چند این پدیده به طور معمول در جوامع انسانی وجود دارد اما در شرایط تحولات عمیق فکری، سیاسی و اجتماعی به طور گسترده ای فعال می شود. نفاق در تاریخ زندگانی پیامبر اکرم (ص)-پس از بعثت- از مهمترین جریان های اجتماعی است.
از آنجا که ظهور اسلام، انقلابی تمام عیار در صحنه مناسبات اجتماعی به وجود آورد؛بیشترین نفاق هم با مشخصات و مختصات کامل در عصر پیامبر (ص) چهره نمود. لذا شناسایی نفاق زمان پیامبر (ص)، می تواند محقق را به درک دقیق تری از جریان های اجتماعی مشابه در دیگر اعصار حیات بشری رهنمون شود.