در عرفان ابن عربی و فلسفه صدرایی، علم، از حیث بدیهی بودن مفهومش و در نهایت خفا بودن حقیقتش، حکم وجود را دارد. هیچ چیزآشکارتر و روشن تر از مفهوم علم نیست تا به واسطه آن بتوان علم را تعریف کرد؛ همچنان که حقیقتِ علم مانند حقیقتِ وجود، کاملاً مخفی است. بر اساسِ وحدت وجود، حقیقتِ علم، «وجودِ حق» است. در واقع، علم به عنوانِ صفتِ حق تعالی عینِ ذاتِ اوست و از آنجا که وجودِ او، فرد است و هیچ شریکی ندارد، علم نیز فرد است و مصداقی جز وجود خداوند نخواهد داشت. از این رو کمالِ آدمی معرفتِ به خویشتنِ خویش است که جلوه کامل الهی است؛ زیرا قلبِ آدمی که حقیقتِ اوست، گنجایشِ خداوند را دارد. فانی شدن در خدا و بقای بالله را می توان تعبیری دیگر از «علمِ حقیقی» دانست؛ زیرا معنای«فنای فی الله» این است که آدمی یقین حاصل کند که حقیقت او، حق تعالی است. بنابراین علمِ حقیقی و کمالِ غایی، مساوقِ یکدیگر و دو مفهوم برای یک مصداق هستند. از این رو هدفِ ابن عربی از سیر و سلوکِ عارفانه و غایتِ ملاصدرا از سیر و سلوک عقلانی، دست یافتن به علمِ حقیقی و به تعبیرِ ابن عربی «درکِ وحدت وجود» است
در بررسی بازتاب مضامین مربوط به «دجال» در شعر فارسی، تقابل دجال با حضرت مهدی(عج) و حضرت عیسی(ع)، نکته ای شایسته توجه است. گروهی از شاعران، مهدی(عج)، برخی، عیسی(ع) و برخی نیز هر دوی آن ها را در تقابل با دجال می نشانند. زمانی که این تقابل مطرح می شود، در واقع، تنها بیان یک واقعه نیست، بلکه زمینه ای است تا شاعر رویارویی چیزهایی دیگر، مانند رویارویی جان و تن، زمستان و بهار، عقل و عشق، جسم و روح، پادشاه و مخالفان، اهل حق و اهل باطل، خوبان و بدان و... را به تصویر بکشد. این مقاله، ابتدا تقابل دجال با حضرت مهدی و حضرت مسیح در روایات اسلامی را بررسی می کند و آنگاه به بیان این تقابل در شعر فارسی، همراه با شواهد شعری می پردازد. سرانجام، به تحلیل این نکته می پردازد که به چه دلیل، یک شاعر عیسی و شاعری دیگر، مهدی و شاعری نیز هر دوی آن ها را کشنده دجال می داند.
تاریخ تفکّر دینی در ادیان ابراهیمی بخصوص اسلام، نشان می دهد که نزد عالمان و اندیشمندان دینی از دیرباز درباره ی انگاره ی«أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّه» یا همان «نخستین آفریده ی خدا» بحث و گفتگو جریان داشته و آراء و نظریه های مختلفی در این باره بیان شده است. در قرآن سخنى به صراحت در این باب نیامده، اما برخی آیات تلویحاً به نخستین آفریده و یا منشاء آفرینش اشاره دارد و نیز برخی روایات تفسیری در این زمینه نقل شده است. عمده ی این روایات تحت عنوان «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّه» در متون حدیثی ثبت و ضبط شده و مفسّران بارها به آن استناد جسته اند. در این روایات مصادیق مختلفی برای مخلوق اول همچون نور، روح، عقل، جوهر و قلم ذکر شده است. این مفاهیم اگر چه به ظاهر متفاوتند اما از یک حقیقت حکایت می کنند. این حقیقت که در عرفان اسلامی از آن با عنوان «حقیقت محمّدیّه» یاد می شود، نور نخستین یا اولین مخلوق خدا تلقّی شده که حقیقتی غیرمادی، ازلی، منشأ خلقت و واسطه ی فیض خدا بوده و از آن با عناوین دیگری مانند نور محمد(ص)، نبی اعظم، انسان کامل و مظهر اسم جامع خدا یاد شده است. ریشه ی تاریخی این بحث، روایات عمدتاً امامی است که در کتب و جوامع حدیثی مندرج اند. تحقیق حاضر می کوشد فارغ از صحّت و سقم سندی روایات، تصویر تاریخی جامعی از نخستین مخلوق و ماجرای خلقت نوری پیامبر و اهل بیت(ع) ترسیم کند.
دیدگاه اعلامیه حقوق بشر که زاییده فلسفه های سیاسی سده های هفدهم و هجدهم میلادی است - هر چند آنها هم ریشه در حقوق طبیعی دارند - به طو مؤکد بر آزادیهای اندیشه و عقیده تاکید دارد و خواستار به اجرا گذاشته شدن آن در جوامع جهانی است . شکل گیری انقلاب اسلامی در عصر اخیر با ماهیتی ایدئولوژیکی و دینی این سوال را در اذهان پدید آورد که آیا اسلام و به تبع آن انقلاب اسلامی با آزادی اندیشه و عقیده سر سازگاری دارد یا خیر ؟ شاید طرح این پرسش به لحاظ سابقه تاریخی عملکرد کلیساها در قرون وسطی موجه جلوه می کند . در نوشتار حاضر با توجه به حجم و مجال آن ، تلاش شده است تا با تبیین حقوق اسلامی در مورد این دو مقوله از آزادی بپردازیم و دیدگاه دینی اندیشه های انقلاب اسلامی و بنیانگذار آن را مورد امعان نظر و توجه قرار دهیم .
اشتباه در قراردادها به عنوان یکی از عیوب اراده از مواردی است که به ویژه در حقوق جدید بیشتر مورد توجه قرار گرفته است،اما در منابع فقهی، به رغم مطرح شدن آن در ابواب مختلف فقهی، نمی توان در باره آن مبحثی مستقل و منسجم را مشاهده کرد.
در این مقاله، مبحث اشتباه و اثر آن در قراردادها از نگاه حقوق و فقه در حد مجال، مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و با این نتیجه که اشتباه، گاه موجب بطلان و گاه موجب ایجاد خیار فسخ و در بعضی از موارد نیز بی اثر می باشد، مقاله به پایان رسیده است.
پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کیفی کتاب های فارسی دوره ابتدایی از منظر ارزش های اجتماعی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش می باشد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی، و به صورت توصیفی تحلیلی است و از میان روش های کیفی، این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی صورت می پذیرد. پس از بررسی و تهیه سیاهه ارزش های اجتماعی از سند تحول با پایی 11/94 درصد، اهداف، متن، تصاویر، پرسش و تمارین کتاب های فارسی اول و ششم ابتدایی که به صورت هدفمند از میان کتاب های فارسی به عنوان نمونه انتخاب شده اند. جهت شناسایی و توصیف ارزش های اجتماعی و مفاهیم مرتبط با آنها کتاب های فوق الذکر مورد تحلیل محتوا قرار گرفت؛ تا علاوه بر توصیف برخی از مزایا و کاستی ها در رابطه با ارزش های اجتماعی سند تحول، پیشنهاداتی جهت بهبود این کتاب ها ارائه کنیم. با بررسی کتاب های فارسی، این نتیجه به دست آمد که در این متون درسی به ارزش ایثار و وطن دوستی، توجه شایسته ای شده است و ارزش هایی مانند امانت داری، انصاف در روابط با دیگران، تولی و تبری، خدمت به محرومین، عدالت و کارآمدی اجتماعی به هیچ وجه مورد توجه قرار نگرفته اند و برخلاف انتظار پرداختن به ارزش ها در پایه اول بیش از پایه ششم بوده است.
استفادة بهینه از انرژی به ویژه در مصادیقی چون آب،برق، گاز و اجتناب از اسراف در آنها از جهت فقهی مسأله قابل بحثی است. از نظر برخی از فقها زیاده روی در مصرف آب و برق شامل دو حکم حرمت و ضمان است. با توجه به نقش این دیدگاه در توسعة اقتصادی کشور، بیان ادلة فقهی هر دو حکم ضرورت دارد. بر حکم حرمت چهار دلیل و برای حکم ضمان قواعد ید، اتلاف و احترام مال مسلمان ارائه شده است. در این مقاله روشن می گردد. این فتوا حکم ثانوی نیست بلکه منطبق بر قواعد و ادلّة اجتهادی فقهی بوده و حکم اولی است.
چکیده : معناى عصمت در لغت و اصطلاح، عوامل عصمت و ضرورت آن براساس آیات و روایات، موضوع این گفتار است. نویسنده به عصمت پیامبران : پرداخته و دیدگاههاى محدّثان و متکلّمان را بررسى مى کند. در باب عوامل عصمت، از علم و عقل، اطاعت خداوند، توفیق، طینت و روح القدس یاد مى کند.
یکی از راههای تبیین مسألة تحول آرای مفسران در برخی از عبارتهای قرآنی، فهم میثاقهای اجتماعی (قرارداد اجتماعی) عصر مفسر است. میثاقهای اجتماعی، عادتهای فکری رایج در عصر حیات مفسرند که بهگونهای ناخودآگاه بر تفسیر او از متن قرآنی، اثر مینهند و موجب میشوند که تفسیر مفسر، متناسب با گفتمانهای رایج در عصرِ حیات او باشد. از آنجا که مفسران در دورههای تاریخی گوناگونی زیستهاند، با تحول گفتمانها و به تبع آن، تغییر میثاقهای اجتماعی رایج، آرای تفسیری آنان نیز دچار تحول می¬شده است. در این جستار، تغییرات رخ داده در تفسیر "صبغةالله"، تنها از منظر میثاق اجتماعی بررسی میشود. ابتدا از مبانی نظری و واژهشناسی سخن رفته و سپس دستهبندی و تحلیل دیدگاههای مفسران در بارة این عبارت ارائه شده است. در بخش پایانی نیز، مستندسازی تحلیلها، آمده است.
حبط اعمال یکی از موضوعات مهم کلامی است که در آیات قرآن از جمله آیه شریفه «لَئِنْ أ َشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ» به کار رفته است. در این آیه که خطاب به پیامبر اکرم’ و پیامبران پیشین است، شرک به عنوان عامل حبط عمل معرفی شده است. امکان شرک و حبط شدن عمل پیامبران و ناسازگاری آن با عصمت یکی از چالش های پیش روی متکلمان و مفسران بوده است. در رویکرد امامیه احباط مورد نظر معتزله باطل است، از این رو حبط به کار رفته در آیات قرآن معنای متفاوتی با معنای کلامی آن خواهد داشت. عدم تفکیک کاربرد قرآنی آن با آنچه که در میان متکلمان رایج است، چالش های زیادی را در جهت معناشناسی حبط، متعلق حبط و علل حبط ایجاد می کند. این مقاله در تلاش است تا با تحقیق در مفاد آیه فوق و بهره گیری از آراء مفسران به ویژه امین الاسلام طبرسی، دو رویکرد عمده در باره امکان شرک و حبط عمل پیامبران و مومنان بررسی گردد، معنای قرآنی حبط و مغایرت آن با معنای کلامی تبیین گردد و علل حبط، متعلق و چگونگی تعلق آن به اعمال کافران و مشرکان مورد بررسی قرار گیرد.