با وجود کاهش قدرت خلفا در دوره دوم عباسی، سخت گیری و فشار بر شیعیان که مخالفان حکومت شمرده می شدند، همچنان ادامه داشت. با این حال، برخی از خاندان های مهم و با نفوذ دستگاه خلافت عباسی، گرایش های شیعی داشتند؛ خاندان نوبختی که برخی از اعضای آن از بزرگان امامیه و اصحاب ائمه (ع) بودند و پایگاه علمی و اجتماعی بالایی داشتند، از آن جمله اند. در این پژوهش تلاش شده با واکاوی متون کهن تاریخی و اتخاذ شیوه توصیفی- تحلیلی، ضمن شناسایی چهره های شاخص خاندان نوبختی، عملکرد آنان و نوع تعاملشان با دستگاه عباسی و رجال درباری از یک سو و ارتباطشان با رهبران شیعه و عموم شیعیان از سوی دیگر بررسی شود. نوبختیان به کمک خاندان فرات و با حفظ مقام و موقعیت دینی- اجتماعی خود، به دربار راه یافتند و عهده دار مناصبی مهم شدند و همواره مترصد بودند که از طریق نفوذ به بدنه حکومت و با بهره برداری از امکانات به دست آمده به مبارزه با مخالفان و بدعت گذاران مبادرت ورزند. آنان توانستند با تدبیر و کاردانی و رعایت احتیاط و تقیه و با کسب اعتماد خلیفه، برای تثبیت و گسترش تشیع تلاش کنند ودر آن مقطع زمانی موجب کاهش فشار بر شیعیان شوند. شناسایی اهداف و نتایج ایجاد این مناسبات دوگانه، مساله اصلی این پژوهش است.
هدف اصلی این نوشتار تبیین و تحلیل مفهوم تربیت و واژگان همسوی آن از دیدگاه استاد مصباح(ره) است. در این مقاله با استفاده از روش «تحلیلی انتقادی» پس از آشنایی اجمالی با دیدگاه برخی از صاحب نظران عرصه تعلیم و تربیت، دیدگاه استاد مصباح در این زمینه تبیین شده است. اندیشمندان غربی بدون توجه به عنصر فطرت و نقش اساسی آن در نهاد انسان به تربیت نگریسته اند، درحالی که در نگاه دین و اندیشمندان دینی، عنصر تربیت از جایگاه اساسی برخوردار است. نتیجه آنکه «تربیت» از منظر ایشان دارای دو معنای عام و خاص است. مفهوم خاص آن مختص انسان است که باید علاوه بر فراهم آوردن شرایط مساعد رشد، زمینه ای برای انتخاب صحیح او نیز فراهم شود. بنابراین تعلیم و تربیت فراهم کردن زمینه ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شکوفا کردن همه استعدادهای انسان و حرکت تکاملی او به سوی هدف مطلوب، به وسیله برنامه ای سنجیده و حساب شده است.
«زرارة بن أعین» از اصحاب اجماع و از پرروایت ترین راویان کتاب های امامیه است. فهرست نگاران امامی طریق خاصی به کتاب او دارند. افزون بر رجال شناسان، محدثان از جمله ثقة الاسلام کلینی (329ق)، الگو یا سند ثابتی برای روایات زرارة بن اعین داشتند. در این پژوهش با رویکردی نو یعنی؛ استخراج وشمارش تمام روایات زراره در الکافی و سپس یافتن اسنادی که دارای بیشترین فراوانی و تکرار هستند، الگوی ثابت کلینی کشف می شود. پس از آن، این الگوی ثابت با طرق رجالی مقایسه می شود. در این فرآیند، راویان اولی که حدیث را از زراره گرفتند، یک به یک معرفی و بررسی می شوند. از نتایج به دست آمده آن است که میزان تطابق سند روایات با طرق و الگوهای ثابت و کشف شده، درجه اعتبار احادیث را مشخص می نماید. افزون بر آن، با استفاده از الگوهای کشف شده، تصحیف، ارسال و ضعف اسناد برطرف می شود. بنابراین اگر اسناد کلینی از غیر شیوه و الگوهای مألوف و مشهور به کتاب زراره باشد، معمولاَ از میزان اعتبار کمتری برخوردار است. در این موارد چنین حدس زده می شود که گویی مؤلف الکافی، از منبع غیرموثقی به روایات زرارة بن اعین دست یافته؛ زیرا راویانی مجهول، ضعیف یا غیرامامی در این اسناد، فراوان یافت می شوند. همچنین در راستای انجام پژوهش، بیشترین استفاده را از کتاب الکافی و مهمترین منابع رجالی و روایی شیعه نموده تا به این مهم دست یابد.
هرمنوتیک دانشی است که به فرآیند فهم یک اثر می پردازد تا راهی بهتر برای فهم اثر ارائه کند و در مواردی هرمنوتیک به معنای تفسیر به کار می رود که دقیق نیست. رویکردهای اولیه به علم هرمنوتیک معطوف به تفسیر متن بوده که در دوره حاکمیت مذهب بیشتر متون دینی مورد توجه و تفسیر قرار می گرفته است. پس از آن دوره هرمنوتیک فلسفی است که نماینده های آن هایدگر و گادامر هستند که نگاهی وجودی به فهم و تفسیر دارند و این دوره هرمنوتیکی با گادامر کمال می یابد و دوره شکوفایی و اوج هرمنوتیک است. سپس دوره هرمنوتیک مدرن است که بیشتر رویکردی انتقادی به هرمنوتیک فلسفی است. هرمنوتیک با شکل خاص و گسترده ای که میان فیلسوفان غربی وجود دارد در میان مسلمان نبوده است، اما گاهی برخی بحثها قرابت و نزدیکی با بحث هرمنوتیک دارد. مطهری به عنوان یکی از حکمای نوصدرایی در بحث فهم متن، خاصه متن قرآن سخنان مهمی بیان داشته که حاکی از اهمیت بحث فهم و تفسیر متن است. ایشان معتقد بودند در فهم متن نباید به ظواهر متن اکتفا کرد و باید برای رسیدن به درک مقصود مؤلف به ورای ظاهر متن رفت و مراد او را از تألیف آن متن دریافت کرد. البته از نظر مطهری رسیدن به این مهم به ویژه در متون مقدس مستلزم روش شناسی خاصی است. این مقاله بر آن است تا هرمنوتیک فلسفی گادامر و فهم متن و شرایط آن از نگاه مطهری را بایکدیگر مقایسه کند.
پژوهش حاضر نیز به دنبال بررسی کارکرد و نقش دین در عرصه های مختلف جامعه از دیدگاه ابن سینا بوده است. از آن جا که نوع نگاه و تبیین و تفسیر اندیشمندان و جامعه شناسان به دین و جامعه مختلف است، در ابتدا لازم شد به تعریف دین و جامعه و رابطه ی میان آن دو از دیدگاه ابن سینا پرداخته شود و سپس کارکردهای دین در درون جامعه از دیدگاه ایشان بیان گردد. حاصل بحث چنین شد که ابن سینا وجود دین را امر قدسی از جانب خدا دانسته، با بیان کارکردهای مختلف، آن را برای حفظ حیات و پیش رفت جامعه و سعادت اخروی لازم و ضروری می داند.
تفسیر مصباح الهدی مجموعه درس های تفسیری زلال و روشن آیه الله میرزا جواد آقا تهرانی(ره) است که به همت آقای دکتر محمد باقر نوراللهیان و باعنایت مؤسسه معارف اسلامی امام رضا(ع)، نگاشته شده است. این مقاله به معرفی این تفسیر و بیان ویژگی های علمی و بخشی از حیات پر نور استاد و مراحل احیای این اثر عظیم می پردازد.
یکی از جریان های مهم عصر رنسانس، شکاکیت معرفتی حاصل از پیشرفت های علمی- تجربی و ظهور آرای متعارض در حوزه الهیات و به تبع آن، تزلزل خداشناسی بود. دکارت نخستین متفکری است که در پاسخ به این شکاکیت، با امید به کشف حقیقت، حوزه فلسفی نوی گشود و اهتمام خود را از میان انبوه مسائل فلسفی، به مسئله خدا و نفس معطوف داشته است. دراین حوزه، مسئله فطرت و خداشناسی فطری، به جهت اشتراک و انطباق با آموزه های دینی، از اهمیتی خاص برخوردار و درخور پژوهش است. برهان فطرت در آثار دکارت، با عنوان برهان «علامت تجاری» مطرح شده که بر مبنای وجود مفهوم فطری «کمال مطلق»- خدا- در ذهن انسان استوار است. مقاله حاضر سعی دارد ضمن بررسی معنای فطرت و تصورات فطری، به تبیین جایگاه فطرت در خداشناسی دکارت و بررسی نسبت استدلال فطری وی با برهان مشهور فطرت در اندیشه اسلامی بپردازد.
مساله عینیت یکی از عمیق ترین مسائلی است که همواره ذهن عموم متفکران را متوجه خود ساخته است. دو فیلسوف برجسته اسلامی و غربی، ملاصدرا و کانت، این مساله را به نحو عمیق تری مورد کنکاش قرار داده اند. این جستار در صدد بیان این موضوع است که مسائل پیرامون معرفت در نظرگاه ملاصدرا تنها بر مبنای اصول هستی شناختی وی (ذو مراتب بودن هستی و به نحو اخص نفس انسان) و ابداعات خاصی که بر محوریت اتحاد عاقل و معقول مبتنی است از قابلیت توجیه بیشتری برخوردار است و در این راستا چگونگی و نتایج بدیع و عمیق این راه حل هستی شناختی و مقایسه آن با راه حل معرفت شناختی کانت را پی می گیرد.
تابلوهای زیبای تشبیهی نهج البلاغه، از طرح های ابتکاری، رنگ آمیزی متنوع، وسعت و عمق بینش، مناظر پویا و پرتحرک، دقت و ظرافت، هماهنگی و تناسب شگفت آور، موسیقی سحرانگیز، وحدت و انسجام فوق العاده ای تشکیل شده که از خیالی قوی و عمیق و عاطفه ای جوشان و صادق و اندیشه ای غنی و خلاق سرچشمه گرفته است. از مهم ترین زوایای هنر امام(ع) در استفاده از تشبیه این است که ایشان مفاهیم مهم و اندرزهای انسانی را با استفاده از تشبیه در اختیار درک و فهم مخاطب قرار می دهد. قرآن کریم، اهل بیت، اسلام، دنیا و متعلقاتش، تقوا و طاعت الهی، موضوعاتی هستند که بیشترین تشبیهات را به خود اختصاص داده اند. هنر و ادبیات امام(ع) و از جمله تصاویر ادبی وی برای خود هنر و ادبیات نیست و همة وجود ایشان در خدمت انسان سازی، هدایت گری و ارشاد و نجات مردم است.
این پژوهش عهده دار تبیین چیستی خلیفة اللهی در قرآن و بررسی نحوه پیوند آن با امامت است. گسترده ترین آیه در زمینه استخلاف آیه 30 سوره مبارکه بقره است، خلیفة الله برترین موجودات و دارای شؤون متمایزساز از دیگران است. امامت در دیدگاه شیعه عبارت از جانشینی انبیاء و خلافتی از جانب حق تعالی در همه امور دینی و دنیایی است که با نصب الهی تعیین می شود. امامت در دیدگاه اهل سنت نوعی رهبری عمومی با هدف حراست از امور دین و دنیای مردم و جانشینی و نیابت از نبی است. از نظرگاه شیعه فرقی بین خلیفة الله قرآنی و امام نیست و رابطه منطقی بین این دو مقوله تساوی است. امام و خلیفه مورد نظر اهل سنت فقط در حوزه اجرا و خلافت و ولایت ظاهری دنیایی(که یکی از کارهای خلیفة الله است) با خلیفة الله هماهنگ است. خلیفة اللهی که ولی الله، واسطه فیض و معلم ملائکه است نمی تواند با امام مد نظر اهل سنت تطبیق داشته باشد.