بلز پاسکال یکی از نوابغ و اندیشمندان بزرگ جهان غرب است که برهان شرط بندی را در بحث خداشناسی طرح کرده است. وی پس از تبیین دلایل نظری و عملی، اصل عملی عقلایی را پایه گذاری می نماید و به کمک آن برخی تصمیم گیری های انسان را به صورت فرمولی توجیه می کند. سپس از این قاعده عقلایی در حوزه دین برای اثبات لزوم دینداری بهره می برد. این پژوهش پس از تبیین دلیل او، در دو بخش دلایل نظری و عملی و قاعده عقلایی وی و نیز استفاده از آن در بحث خداشناسی یا لزوم دینداری به ارزیابی آن می پردازد
مقاله ای که در پیش روی دارید در پی تبیین دو مدل از مدلهایی است که نظام پیدایی عالم را به تصویر می کشند. در حوزه تفکر اسلامی، الگوهای سینایی و اشراقی، نسبت به دیگر الگوهای شده، معروف تر و درخور توجه بیشتری هستند.گر چه اصل مساله ارتباط خدا با عالم، خصوصا در باب پیدایش آن (و نه صرفا تدبیر آن)، پس از مساله خدا، مهمترین مساله فلسفی، به خصوص برای فیلسوفان متاله تلقی می شود، اما نویسندگان این مقاله درصددند تا نشان دهند که اتفاقا ناکامی فیلسوفان در این مساله بیش از هر مساله دیگری است و برای اثبات فرض خود به اندیشه دو فیلسوف بزرگ مسلمان (ابن سینا و شیخ اشراق) که تلاشهایی جدی برای ارایه مدلی نظام مند از خلقت نموده اند، تمسک جسته اند. در نهایت پس از تحلیل محتوایی و در حد ظرفیت یک مقاله، برخی از نقدهایی که ممکن است آرای این بزرگان را آسیب پذیر نماید، مطرح کرده و امر داوری را به خوانندگان واگذار نموده اند.
یکی از اقدامات عجیب ابومسلم خراسانی، نابودی داعیان سرشناس و قدیمی عباسی همچون ابوسلمه خلال، سلیمان بن کثیر، ولاهزبن قریظ بود. ابومسلم خراسانی خود صاحب دعوت نامیده می شد. وی در زمان آشکار شدن قیام عباسیان در خراسان، ریاست آن را بر عهده داشت. وی از هوشی فوق العاده برخوردار بود و اقداماتش را با برنامه های حساب شده انجام می داد. این مقاله بر آن است که برنامه ها، انگیزه ها و اهداف ابومسلم خراسانی را از نابودی داعیانی که از خودش سابقة بیشتری در دعوت و نهضت عباسی داشتند، تحلیل و تبیین نماید. برده بودن ابومسلم خراسانی در دوران نوجوانی و خریده شدن وی توسط داعیان و تقدیم نمودن او به امام عباسی، موجب شده بود تا داعیان کهنه کار عباسی، حتی در دوران اوج عظمت و شهرت ابومسلم، وی را مهم ندانند. این مسئله موجب کینة ابومسلم و نابودی آنان توسط وی در زمان عزت و اقتدار سردار سیاه جامگان گردید.
انسان، پدیداری خودآگاه و خواهان تغییر است که نیاز به تغییر از سر انتخاب، اصل ماهیت انسانی او را توضیح می دهد. اندیشه تغییر، خاستگاه مبنای انسان شناخت اندیشه پیشرفت است و قابلیت پیشرفت انسانی، نشان دهنده ماهیت، وجوه، ابعاد، سطوح و ژرفای وجودی او است. بر اساس عقل و وحی و در برآیند آنها، سنت اهل بیت(ع)، گستره و ژرفای امکانی و وقوعی انسان تفسیر و تدبیر می شود. بدین سان ماهیت وجودی آدمی، همان ساحت و ژرفای امکانی و وقوعی پیشرفت آدمی است و ابعاد رشد انسان، ابعاد وجودی او است. به مدد کاربرد منظومه ای از روش شناسی های استنتاجی، روش شناسی استنباطی و نیز روش شناسی علوم رفتاری، ساحات انسان نگر آموزه های دین در این چشم انداز دانسته تر می شود و بر همین اساس دریافته می شود که تفقه در دین، منظومه دانشی مدیریت انسان نگر رشد و ولایت مند تغییر است. لذا سامانه علوم انسانی رشدنگر، مستند به همین مبانی انسان شناخت پیشرفت شکل می گیرد و عرصه ها و وجوه دکترین انسان نگر نظام مدنیت اسلامی، در این راستا منقح می شود و در نهایت نظام انسان شناخت ولایت فقیه، این گونه به روشنی می گراید.
این مقاله با بررسى زمینه هاى تاریخى، سیاسى، اجتماعى، فرهنگى و ادبىِ شعر حماسى ـ آیینى عاشورایى، دوره شکل گیرى و تحول آغازین و ساختار آن را تبیین مى کند و ارزش هاى دینى نهفته در قیام کربلا، همچون استمرار غدیر و ولایت، تولى و تبرى، جهاد و شهادت و انتظار را منعکس مى سازد. در ادامه، شیوه هاى تبلیغ و ترویج آرمان هاى انسانى و اسلامى همانند ظلم ستیزى و عدالت محورى و اندیشه هاى انقلابى تشیع را مطرح مى نماید. مقاله حاضر، در موضوعات یادشده، نمونه هاى تامل برانگیز و آموزنده را از گستره ادبیات عربى ارائه مى دهد و در پایان به بررسى پیامدهاى ارزشى و ادبى این شعر مى پردازد.
علامه جاودان یاد، سید کاظم عصار ( 1302-1393 ق / 1263 -1353 ش ) استاد برجسته دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران در سالهای آغازین تأسیس آن ، از اعاظم حکیمان و عارفان معاصر ایران بود. در شرح حال او ، مقالاتی در مجلات مختلف به چاپ رسیده است. اما نگارنده ، که سالهای پایانی حیات آن بزرگوار را درک کرده ، برای نیکداشت یاد و تقدیر از مرتبت علمی و خدمات ایشان در این دانشکده ، نگارش نسبتاً جامع سرگذشتنامه این استاد را مناسب دانسته و بر عهده گرف5ته است . این مقاله مشتمل بر پاره ای از اطلاعات است که در مقالات دیگر نیامده است .
در برخی آیه های قرآن کریم، از سجده حیوان، گیاه و جماد سخن گفته شده و اندیشمندان در تبیین نوع سجده این موجودات، سه نظریه را بدین شرح بیان کرده اند:نخسن آنکه سجده آن ها از نوع تکوینی و به مثابه ایفای نقش خویش در نظام آفرینش است؛ دوم آنکه سجده آن ها از نوع دلالت است و زمینه هدایت انسان را به وجود خداوند متعال فراهم می آورد؛ سوم آنکه این سجده، واقعی و نوعی فروتنی همراه با شعور در برابر آفریدگار است. در این مقاله، پس از بیان مفهوم سجده، سه دیدگاه یاد شده را توصیف کرده ایم و با استناد به شش دلیل اثبات کرده ایم که سجده این موجودات، واقعی است و خشوع و بندگی شان در برابر خالق هستی، با نوعی آگاهی همراه است که پیامبران، پیشوایان دین و انسان هایی که به مقام محرمیت رسیده اند، آن را درک می کنند.این شش دلیل عبارت اند از حجیت مفهوم ظاهری آیات؛ تأکید قرآن بر ناتوانی انسان از درک تسبیح آنان؛ نوع بیان آیات؛ معاضدت دیگر آیات؛ دلیل های روایی؛ مشاهده عینی برخی عارفان.این پژوهش، در تحریض و تقویت انگیزه انسان برای انجام دادن وظیفه بندگی، مؤثر است و علاوه بر آن، نفس تدبر در آیات قرآن در این مقاله، اهمیت بسیار دارد.