علمای جبل عامل نقش قابل توجهی در تحکیم مبانی مشروعیت دولت صفویه، ترویج شعائر دینی و پیگیری سیاست مذهبی صفویه داشته اند. از برجسته ترین دانشوران مهاجر از لبنان، محقق کرکی بود که او را مروج شیعه در سده 10 ه.ق. خوانده اند. تاریخ پژوه معاصر، اندرو نیومن در مقاله ای با ذکر دلایلی ادعا نموده است که مهاجرت علمای جبل عامل بیشتر به افسانه می ماند. نویسنده در نوشتار حاضر تلاش نموده است با برگردان بخش اصلی از مقاله نویسنده مذکور، به طرح پرسشگری و نقد ادعاهای نیومن اقدام کند. وی بخش های مختلف مقاله که ناظر بر موضوعاتی از قبیل: ردیه بر تشیع صفویان، اعتراض به محقق کرکی، ناسازگاری شیعیان غیر ایرانی با تشیع صفوی، پاسخ جبل عاملیان به تشیع صفوی، دوران شاه تهماسب یکم و ... به طور مبسوط تشریح می نماید. نتایج تحقیق نویسنده نشان می دهد که ادله نیومن صرفاً بر پایه ی استدلال های ضعیفی چون: تضاد رویه دینی علمای شیعی با تشیع صفوی، بی علاقگی عاملیان به مشارکت سیاسی و نارضایتی علما از پیوند دیانت و سیاست قرار داشته و از وجاهت اسنادی وکافی برخوردار نیست.
تاریخنگارى دیباچه وقایعنامههاى عصر صفوى و سنتهاى حاکم بر آن، موضوعى است که شعله کوئین در این پژوهش به آن پرداخته است. این پژوهش دو هدف اصلى را مد نظردارد: نخست، ایجاد تغییر در نوع نگاه پژوهشگران به دیباچه از منبعى براى دستیابى به اطلاعات تذکرهنویسى و نمونههایى از سبک نگارش، به منبعى براى دستیابى به دادههاى تاریخنگارى و دوم، اثبات وجه تاریخنگارى دیباچهها. دکتر کوئین براى دستیابى به این دو هدف به بررسى دیباچه روضة الصفا و تاریخ حبیب السیرـ به عنوان دیباچههاى الگوـ خلاصة التواریخ، فتوحات همایون، نقاوة الآثار فى ذکر الأخیار، تاریخ عالم آراى عباسى و روضة الصفویه مىپردازد و عناصر سنتى تاریخنگارى موجود در دیباچه این وقایع نامهها را برجسته مىنماید.
«خوف» و «رجاء» دو عامل سرنوشت ساز و نقش آفرین در زندگی انسان است. در آموزه های دینی اسلام، «ترس» از عقوبت و گرفتار آمدن به غضب الهی و «رجاء» و امید به رحمت بیکران او، هر دو، مورد توجه قرار گرفته اند و بر ضرورت حفظ تعادل میان آنها تأکید شده است. مؤلف محترم در این مبحث با استفاده از آیات الهی و روایات اهل بیت علیهم السلام به ذکر مصادیق عدم تعادل در این زمینه میپردازد و در این زمینه به «استدراج» اشاره میفرماید. بر این اساس، افراط در امید به خداوند موجب احساس ایمنی از عذاب خدا میشود و شخص با غرق شدن در لذت های دنیوی از بندگی و یاد آخرت باز میماند. از سوی دیگر، افراط در ترس و خوف موجب یأس از رحمت الهی خواهد شد. مراتب خوف و رجا به تناسب مراتب وجودی بندگان متفاوت است، ولی آنچه مسلّم است این حقیقت است که امید به رحمت الهی بدون انجام عمل مناسب نوعی خودفریبی است.
فریقین سند احادیث نهی از تفسیر به رأی را پذیرفته و درباره مفاد این احادیث به دو گروه کلی تقسیم شدهاند؛ گروهی با استناد به این روایات هر نوع کوششی را برای استنباط مراد خدا از ظواهر آیات مردود و حرام میدانند و گروه غالب با ردّ این نگرش نهی از تفسیر به رأی را به معنای نفی مطلق تفسیر قلمداد نمیکنند و بر این باورند که مقصود از این روایات تفسیر بدون علم و یا تحمیل رأی بر قرآن است. برخلاف تصور برخی اختلاف نظر این دو گروه لفظی نیست؛ چه این که تقسیم این روایات به تفسیر به رأی جایز و غیر جایز بیمورد است. اکثر قرآنپژوهان فریقین معتقدند کاوش در حیطه ظواهر الفاظ قرآن برای درک مراد خدا پس از فحص و بررسی تمام شواهد و قراین درون نصی و برون نصی عنوان تفسیر دارد اما مصداق تفسیر به رأی نیست در این معنا و نیز مصادیقی که برای تفسیر به رأی ذکر کردهاند به نقاط مشترک فراوانی در بین فریقین بر میخوریم؛ از این رو هیچ کدام از دو فریق نمیتوانند یکدیگر را متهم کرده تفسیرشان را در جرگه تفسیر به رأی محسوب کنند.
ماهیت بیعانه هم در حقوق موضوعه و هم در میان فقها کمتر مورد توجه بوده و می تواند بحثی تازه و قابل تأمل باشد. میان ماهیت بیعانه و دیگر نهادهای حقوقی شباهت های زیاد و ظریفی وجود دارد که گاه باعث شده است، ماهیت آنها در توجیه و بررسی ماهیت حقوقی بیعانه به کار گرفته شود، بدون عنایت به این امر که علاوه بر مشابهت ها، تفاوت هایی میان آنها نیز وجود دارد و ما در این نوشتار به آنها خواهیم پرداخت.
به رغم سکوت قانون گذار و اجمال قانون مدنی در خصوص این موضوع، به صرف پرداخت بیعانه نمی توان قائل به انعقاد عقد بیع گردید، چرا که هنوز ایجاب و قبولی به صورت قطعی میان طرفین صورت نگرفته است و به تبع آن، آثار عقد بیع را نیز نخواهد داشت. وجه التزام، تعهد یک طرفی به بیع، تعهد متقابل به بیع، عقد معلق و امثال آنها نیز نمی توانند قالب های مناسبی برای توجیه بیعانه باشند. به همین دلیل با توجه به ادله فقهی و مبانی حقوق ایران در این باره و بررسی آنها به این نتیجه می رسیم که بیعانه ماهیت خاص و مختص به خود را دارد و به عنوان پرداخت مقداری از کل ثمن معامله محسوب می گردد و در صورت تشکیل عقد در آینده، جزء ثمن اصلی قرار می گیرد.
«آثار تقوا در دنیا و آخرت با الهام از آیات قرآن و سخنان اهل بیت :» عنوانی است جهت دستیابی به مفهوم تقوا و آثار آن در دنیا و آخرت که از دیدگاه قرآن و سنّت بررسی گردیده است. تقوا از «وقایه» گرفته شده و در لغت، به معنای خویشتنداری و بازداشتن نفس از آن چیزی است که در آخرت برای انسان زیان دارد. تقوا، محصورکردن نفس به چیزهایی است که برای او مفید است. تقوا، دارای اثر نیک در دنیا و آخرت است.آثار دنیوی نیز در دو قالب آثار فردی و آثار اجتماعی ذکر شده اند. لازم به ذکر است که پاره ای از آثار، رابطه ای تعاملی یا دو سویه با تقوا دارند؛ یعنی هم این عوامل تقوا را به دنبال دارند و نیز تقواپیشگی سبب پیدایش آنهاست.
عرفان اسلامی در بعد معرفتی، نوعی هستی شناسی شهودی است که از راه سلوک عرفانی حاصل می شود. در این دیدگاه، هستی حقیقی همان وجود مطلق یا خدای متعال است که واحد، نامتناهی و کامل مطلق است. در میان موجودات عالم، انسان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. او از جسم طبیعی و روح الهی ترکیب یافته است. آنچه در عالم هست، در انسان یافت می شود؛ از این جهت انسان را عالم صغیر و کون جامع می دانند. همه عالم برای اوست و او غایت خلقت است. انسان برخوردار از عقل و اختیار و تمایلات و شهوات حیوانی است. انسان با تبعیت از عقل و بندگی خدا می تواند عالی ترین مدارج کمال را طی کند؛ چنان که با پیروی از تمایلات حیوانی می تواند به نازل ترین مراتب سقوط کند. انسان کامل مظهر اتم همه اسماء و صفات حق تعالی است. ولایت گاه با نبوت همراه است و گاه با وصایت و امامت. قرب به خدا و طی طریق کمال، در گرو شناخت ولی و پیروی از نور هدایت اوست.
محدوده ای از عقاید، احساسات، رفتارها و ویژگی های هر عضو خانواده که برای دیگر اعضا آشکار نباشد یا علی رغم آشکار بودن، از افشای آن راضی نباشد و در مقابل ورود و نظارت دیگر اعضا واکنش نشان دهد، حریم خصوصی تلقی می گردد؛ مانند حریم خلوت، حریم اطلاعات، حریم جنسی، حریم ارتباطات و حریم شخصیت.
نگارنده در مقاله حاضر، دلایل عقلی، نقلی و فطری را برای اثبات حریم خصوصی در روابط خانوادگی بیان می کند و با استناد به آیات، روایات و آرای فقها لزوم رعایت این حریم را بررسی می نماید. سپس با اشاره به حمایت های نظام حقوقی ایران از حریم خصوصی، ضرورت استخراج الزام های قانونی از الزام های اخلاقی را پیشنهاد می کند و ضمانت اجرای معنوی (چون پاداش دنیوی و اخروی) و ضمانت اجرای مادی (مانند جبران خسارت و حد و تعزیر) را مطرح می سازد.
«حکمت» اصیل نزد سهروردی آن است که بر دریافت های شهودی و ذوقی مبتنی باشد. ولی دریافت های شهودی، دفعی، بسیط، بیان ناپذیر و غیرگزاره ای اند، حال آنکه مخاطب حکمت اشراق با نظامی فلسفی مواجه است که از تألیف مفاهیم و گزاره ها پدید آمده است و دو ویژگی مهم آن تدریجی الحصول و تفصیلی بودن است. با این اوصاف چگونه ممکن است معرفتی که فی نفسه بیان ناپذیر است، مبنای معرفتی شود که فی حد ذاته با مفاهیم و گزاره ها تقویم می شود؟ نگارنده در این مقاله با نگاهی روش شناختی به حکمت اشراق سهروردی نشان می دهد که حکمتِ بحثی اشراق که توسط او به رشته تحریر درآمده است، چیزی متمایز از معارف شهودی اش بوده و دلالتش بر شهودات نیز به نحو مجازی و یا اعتباری است. در حکمت اشراق، عقل در کشف حقیقت ناتوان، ولی در نظام سازی مبتنی بر شهودات باطنی، خلّاق و اصیل است. وظیفه عقل در این مقام نقّادی، مفهوم سازی و نهایتاً انسجام بخشی به نظام معرفتی گزاره ای است؛ امری که نمی توان آن را از شهود انتظار داشت.
در این مقاله نگارنده ضمن ارائه مبنایی در جهت مشروعیت اقدامات تأمینی و تربیتی‘نشان می دهد شریعت اسلام از مسئله تأمین جامعه از خطر بزهکاری واصلاح وتربیت مجرمین غفلت نکرده و بسیاری از تدابیری که امروزه در کشورهای غربی تحت عناوین اقدامات تأمینی و تربیتی و مجازاتهای تکمیلی و تبعی وضع و اجرا می شود‘سابقه علمی در صدر اسلام داشته است ‘ واز نظر اسلام نه تنها مجازات مجرمین منافاتی با اصلاح و تربیت و بازپروری آنان و پیشگیری از تکرار جرم ندارد و بلکه این امور مورد تأکید و مطلوب شرع می باشد.
یکی از مهم ترین کارکردهای آیات قرآن، تربیت و تهذیب نفوس است. از این رو، تفسیر قرآن با رویکرد تربیتی یکی از غنی ترین رویکردهای تفسیری است. این رویکرد با توجه به اهداف تربیت دینی، که همان ایجاد رفتار صحیح، حذف رفتار ناصحیح و نیز اصلاح برخی رفتارها است، در صدد است تا با الهام از قرآن این اهداف را تحقق و تعالی بخشد. قرآن کریم هم در سبک و ساختار بیان و هم در درون مایه و محتوایش، منبع مهمی برای مربّیان و متربّیان است. این مقاله می کوشد با اندیشه در آیه ششم سوره تحریم و با توجه به اصول و روش های تربیت دینی، به آنچه این آیه بدان اشاره دارد و یا می تواند الهام بخش آن باشد، دست یابد. نویسندگان امیدوارند که نوع نگاه عرضه شده، تعالی بخش حرکت در جهت ساماندهی رویکرد تربیتی در تفسیر باشد.
ورود اسلام به ایران دگرگونی هایی در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران به وجود آورد و بخشی از قشربندی اجتماعی ایران دستخوش دگرگونی شد. این پژوهش صرفاً تأثیر ورود دین اسلام بر قشربندی اجتماعی ایران را از سقوط ساسانیان تا سقوط امویان بررسی می کند. سؤال اصلی پژوهش آن است که ساخت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ـ فرهنگی ایران از ورود اسلام تا پایان دوران امویان، چه نقشی در تداوم یا تغییر قشر بندی اجتماعی ایران داشت؟ براین اساس فرضیة اصلی پژوهش آن است که ورود اسلام به ایران تغییرِ حاکمیت سیاسی و ساخت اجتماعی ـ فرهنگی ایران تا پایان دوران امویان را در پی داشت و در نتیجه بخشی از قشربندی اجتماعی ایران متحول شد. این پ ژوهش با استفاده از روش جامعه شناسانهٔ تدا اسکاچیول و با بهره گیری از نظریات تالکوت پارسونز ، گی روشه و ماکس وبر انجام شده است. پژوهش حاضر براساس محورهای نظام قشربندی و تقسیم بندی اقشار اجتماعی ایران پس از ورود اسلام، تأثیر دین اسلام بر قشربندی اجتماعی ایران، و بررسی عناصر «اعتبار»، «حیثیت» و «منزلت» اقشار اجتماعی ساماندهی شده است. نتیجة پژوهش حاضر آن است که ورود اسلام به ایران حاکمیت ارزش ها و هنجارهای جدید اجتماعی و تغییر ساختار سیاسی و اجتماعی را منجر شد که در نتیجة آن جایگاه و پایگاه برخی از اقشار اجتماعی ( بالا و متوسط) دگرگونی شد، اما تداوم ساخت اقتصادی ایران به تثبیت و تداوم بخشی از اقشار اجتماعی (فرودست) انجامید.