The phenomenon of Western Sufi teachers is unique, not just because of the individuals themselves, though they are certainly fascinating, but because of what they represent: the flowering of the Western genius, which has discovered Eastern traditions, absorbed them and in the process changed them and been changed by them. This paper is a primary outline of the main contours of this phenomenon, trying to brief its history and attempt an explanation of what it means.
یکی از مباحث مهم و اصولی علوم قرآن، وحیانی بودن آیات قرآن کریم است. با این وجود در عصر حاضر علیه قرآن نظریاتی جدیدی مطرح شده است تا وحیانی و قدسی بودن قرآن، متزلزل شود. شبهه «نامه انگاری آیات قرآن» از مسائل و نظریاتی است که در رابطه با این موضوع در کتاب «نامه هایی برای محمد(ص) پیامبر» ادعا شده است؛ به طوری که در این نظریه آمده است که قرآن کریم یک سری نامه ها و ملحقاتی است که از طرف فرقه ای به نام «ابیونی» بر پیامبر اسلام(ص) ارسال می شده است. در نظریه حاضر آمده است که با طرح این مطلب، بسیاری از مسائل قرآن از قبیل حروف مقطعه و ابهام در ضمایر، حل و فصل می گردد. نویسنده کتاب «نامه هایی برای محمد(ص) پیامبر» برای اثبات فرضیه نامه بودن قرآن کریم به ذکر دلایلی هم چون عدم انسجام در آیات قرآن، وجود لغات غیر عربی و ذکر حروف مقطعه در صدر سور پرداخته است. در این جستار با رویکردی تحلیلی و انتقادی به بررسی فرضیه نامه بودن قرآن کریم پرداخته شد و حاصل پژوهش آن که هیچ کدام از دلایل صاحب فرضیه با آیات قرآن و تاریخ منطبق نیست و نویسنده کتاب «نامه هایی برای محمد(ص) پیامبر» در فرضیه خویش به جای استناد به ادله متقن، بیشتر بر حدسیات و اوهام متکی است.
«بررسی دلالت برهان فطرت بر اثبات صفات ذات خدا» با پرسش اصلی «برهان فطرت به فرض درستی اش چه دلالتی بر اثبات صفات ذات خدا دارد؟» آغاز گردید. صفات ذات خدا از مهم ترین مباحث اعتقادی بشر هستند و نوشته حاضر سعی دارد با روش تحلیلی بررسی کند که: آیا برهان فطرت می تواند صفات ذات خدا را ثابت کند؟ اهمیت این بحث در کوتاه کردن اثبات صفات خدا و آشنایی با ظرفیت برهان یادشده است. پرسش اصلی با فرضیه «صفات ذات خداوند را می توان براساس برهان فطرت اثبات کرد» مواجه شد. نخست، دو تقریر از برهان فطرت ارائه گردید که حاصلشان چنین به دست آمد: «خدا کمال مطلق است» و «خدا ناجی است». دلالت کمال مطلق بر صفاتی چون علم حضوری و فاعلیت بالتجلی، قدرت، حیات، غنای وجودی، بساطت عقلی و خارجی، واحد بودن و سرمدیت تبیین شد. دلالت ناجی بر آگاهی و توانایی نجات خواهان، علم و قدرتش را فی الجمله، و نیز حیات، بساطت خارجی، واحد بودن و سرمدیت خدا را تصدیق کرد، ولی در اثبات غنای وجود ناجی درماند.
محمد بن سِنان (م220ق) از راویان امام کاظم، امام رضا و امام جوادb به شمار می آید. از رهگذر وجودش در سلسله أسناد صدها روایت کتب أربعه، نقش ممتاز در انتقال میراث روایی دارد. از طرفی، فضل بن شاذان (م260ق) که از اصحاب امام رضا، امام جواد، امام هادی و امام حسن عسکریb و از ثِقات و رجا ل شناسان نامدار عصر حضور و از راویان ابن سنان است، وی را با سخنانی متعدد، دستخوش جرح شدید قرار داده و او را «کاذب مشهور» قلمداد کرده است. این مقاله که از نظر گردآوری به روش کتابخانه ای و از نظر محتوایی با روش توصیفی – تحلیلی سامان یافته، به چرایی ارزیابی و نقد سخنان فضل بن شاذان پرداخته است. دریافت نویسندگان این بوده که علّه العلل نسبت کذب و غلّو، اختلاف مبنایی آن دو است؛ زیرا ابن سنان اقبال ویژه به تأویل آیات در مورد اهل بیتb، نقل کرامات و دیدگاه تعمیم دانش آنان دارد؛ در حالی که ابن شاذان رویکرد ضدّ جریان غلو دارد و بر دیدگاه تحدید علوم امامانb تصریح می کند. بنابراین جرح محمد بن سنان بعید به نظر می رسد و وثاقت او تقویت می شود.
واکاویِ تطورِ جریان اصل تأخر حادث در تاریخ فقه شیعه، به عنوان اصل پرکاربردی در ابواب متعدد فقهی و مؤثر در تقنین، زمان و دلیل و تأثیرِ دگرگونیِ دیدگاه فقها را نسبت به اصل مذکور روشن خواهد کرد. نظریاتی همچون اطلاق در جواز و اجرا، نفیِ مطلقِ اجرا و تفصیل در جریان و عدم جریان، پیرامون این اصل مطرح شده اند. تبدل به اصل مثبت، تعارض با اصلِ همانند در طرفِ مقابل و نقص در ارکان و شرایط استصحاب، به عنوان دلایل مخالفانِ اصل تأخر حادث مطرح شده و در مقابل، در طرفداری از جریانِ این اصل، به دلایلی همچون بنای عُقلا، ارتکاز عرفی بر جریِ عملی مطابق این اصل و انطباقِ اطلاقِ دلیل استصحاب استناد شده است. مقاله حاضر، رهیافت نوینی از واکاویِ تطور تاریخیِ جریان این اصل، به دست می دهد و با نقد و بررسیِ دلایل و پیشفرض های مخالفان جریان اصل تأخر حادث و حل اشکالات مطرح شده، ضمن کشف راه خروج از تعارض در برخی از صُوَر شک و عدم تبدل این اصل به اصل مثبت، به ارائه تفصیلی دیگر در صُوَر شک، توجه به تأثیر احتمال تقارن و استنتاجِ جریان آن در برخی موارد می پردازد.
بدون تردید مالیت و ارزش اوراق بهادار از حیث تحلیل اقتصادی، به منشأ صدور آنها وابسته است و فی نفسه ارزش و مالیتی ندارند؛ در عین حال گروهی از حقوقدانان با تأکید بر اوراق سهام و بر مبنای نظریه تقلیدی «ادغام»، برای اوراق بهادار ارزش و مالیت استقلالی قائل شده اند و آنها را از روابط حقوقی منشأ صدورشان، منفک و مستقل دانسته اند. این گروه اوراق بهادار را فی نفسه نوع خاصی از حقوق عینی محسوب می کنند و نقل و انتقال آنها را خارج از حقوق تعهدات و قراردادها می دانند. در این رابطه به نظر می رسد نه تنها هیچ یک از دلایل ارائه شده وجاهتی ندارد، بلکه به دلیل عدم انفکاک مقررات حقوق اموال از حقوق قراردادها در حقوق اسلامی و به تبع آن حقوق ایران، توجیه مالیت مستقل برای اوراق ضرورت چندانی ندارد و اثر خاصی بر آن مترتب نیست؛ در واقع این دیدگاه نه تنها توجیه اقتصادی ندارد، بلکه توجیه فقهی و حقوقی هم ندارد که در این مقاله با روش تحلیلی - توصیفی به نقد و بررسی آن خواهیم پرداخت.
از جمله بایسته های دین مبین اسلام در مواجهه با مسائل مستحدثه و نظریات جدید، استنطاق از قرآن کریم و طرح پرسش از این کتاب آسمانی است، اما قبل از طرح بحث به منظور پاسخگویی به این سؤال که دین مبین اسلام چه نظری در باب موضوعات جدید دارد، پرداختن به «روش تحقیق» مناسب و کارآمد برای کشف و شناسایی آیات مرتبط با آن موضوع، از اهمیّت و ضرورت بیشتری برخوردار بوده و گام اساسی در پژوهش های میان رشته ای برای تحول در حوزه علوم اسلامی است. از جمله نظریه های جدید مطرح شده در عصر اخیر ، موضوع «قدرت نرم» و مؤلفه ها و منابع ایجاد آن در جوامع انسانی است. اگرچه این نظریه ابتدا توسط اندیشمندان غربی مطرح شده، اما این سؤال همواره مطرح بوده که آیا قرآن کریم نیز در این زمینه نظریه ای دارد؟ و با کدام روش می توان به آیات مناسب در این زمینه دسترسی پیدا کرده؟ و در نهایت چگونه و بر اساس چه مبنایی، می توان نظریه معتبر را بدون ورود به حوزه تفسیر به رأی، کشف و شناسایی نمود؟ در این مقاله تلاش شده تا در یک رویکرد میان رشته ای و با استفاده از روش های تحقیق «معناشناسی ساختاری» و «تحلیل محتوای کیفی»، در ابتدا شبکه معنایی مفهوم «قدرت» شامل واژگان همنشین و جانشین در قرآن کریم شناسایی شده، سپس با تحلیل کیفی مضامین آنها و مقوله سازی از مضامین مستخرج از جداول تحلیل محتوا، مؤلفه ها و ارکان نظریه قدرت نرم از منظر قرآن کریم استخراج شود. بدیهی است انجام این گونه پژوهش ها، اقدامی در راستای معرفی روش های تحقیق میان رشته ای جهت استنطاق از این کتاب آسمانی در مواجهه با مسائل مستحدثه و جدید است.
بعد از توحید، مهم ترین مسئله مورد بحث در عرفان، توجه به مراحل و مقامات سیروسلوک برای رسیدن به وصال حضرت حق است. ازاین رو، بحث از چگونگی پیدایش و جایگاه مقامات عرفانی و منازل سیروسلوک و تعداد آن ها، اصلی ترین مباحثی است که توجه پژوهشگران عرفان را به خود معطوف کرده است. در آثار صوفیه، از قرن سوم به بعد، مسئله «مقامات عرفانی» مطرح شد. ازاین رو، برخی گمان بردند که «مقامات» حاصل تجارب و اندیشه های صوفیه و عارفان است که در طول سالیان متمادی شکل گرفته است. برخی، اولین بیانگر «مقامات عرفانی» را امام صادق(ع) می دانند. برخی دیگر، آن را در کلام امیرالمؤمنین(ع) و امام سجاد(ع) جستجو می کنند. درحالی که نتیجه پژوهش حاضر این است که پس از قرآن کریم، حدیث معراج، نخستین خاستگاه «مقامات عرفانی» است و دیگران هرآنچه گفته اند از این سرچشمه نوشیده اند. مقامات عرفانی در حدیث معراج عبارت اند از: توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل، رضا، تعقل، ذکر، حب و بغض برای خدا، حب دنیا، بیداری در شب، حلال جویی و خوش اخلاقی.
در روایات هرگز به ماهیت مفهومی واژه شرط پرداخته نشده است. مفهوم شرط از دید عرفی و بر اساس شواهد لغویِ موجود، عبارت از دو چیز است: اول: جعل و قراری که در ضمن معامله می باشد؛ دوم: چیزی که چیز دیگری بر آن معلق می شود و از آنجایی که در بین مفهوم اول و دوم، قدر جامعی وجود ندارد و در بین فقیهان امامیه نیز اصطلاح خاص و متمایزی از عرف گزارش نشده است، باید دید کدام مفهوم عرفی در حوزه مباحث فقهی و به ویژه معاملات مورد توجه قرار دارد؟ به طور کلی در این زمینه سه رویکرد وجود دارد که بر اساس هر یک، مفهوم محوری مباحث شرط عبارت است از: اول: مفهوم الزام و التزام؛ دوم: مفهوم تعلیق؛ سوم: مفهوم ربط. بر اساس یافته های این پژوهش که از بررسی و مطالعه ده ها اثر فقهی به دست آمده، مفهومی که از گذشته با استناد به قرائن قطعی، اساس مباحث فقهی قرار داشته، عبارت است از: «الزام و التزام در بیع و مثل آن» و بر پایه این ارتکاز، عنوان شرط هرگز بر شرط خارج عقد صدق نمی کند.
یکی از استدلال های صدرا (که تنها یک مقدمه دارد) برای نظریه ای که امروزه تحت عنوان «اصالت وجود» نامیده می شود چنین است: چون حقیقت هر چیز همان وجودش است که بواسطه ی آن وجود احکام و آثار آن چیز بر آن حمل می شود، پس وجود نسبت به آن چیز اولی به تحقق است. این نوشتار قصد دارد تنها مقدمه این استدلال را در بستری تاریخی واکاوی کند. شواهدی ارائه خواهد شد که چگونه این مقدمه در تقابل با نظر میرداماد در باب وجود مطرح شده است. بنا بر نظر میرداماد وجود موخر از تقرر ماهیت است. در مقابل برای صدرا وجود مقدم بر ماهیت است.
دید ساختاری به سوره ها نگرش نوینی در تفسیر قرآن است که در آن هر سوره دارای یک روح کلی وغرض اصلی است و تمامی آیات و مباحث مطرح شده در سوره به صورت منطقی و بخش بندی شده به آن غرض مرتبط می شوند. برای ترسیم ساختار هر سوره از ابزارها و روشهایی استفاده می شود که مهمترین آن ها سیاق سوره است. ترسیم ساختار سوره ها فواید ارزنده ای دارد که از جمله آن ها می توان به درک جلوه ای جدید از اعجاز قرآن کریم، مقابله با شبهه پراکندگی وگسیختگی آیات و دفاع از اعتقادات شیعه اشاره نمود. برای نشان دادن این شیوه تفسیری سوره «مائده» ، انتخاب گردید؛ که از سوره های بزرگ قرآن کریم است و اواخر عمر پیامبر (ص) نازل شده است؛ بنابراین آخرین رهنمودهای دین مبین اسلام درآن وجود دارد و وصیت نامه وحی است. ساختار سوره مائده با سبک های مختلفی قابل ارائه است؛ در این پژوهش «سبک نمودار درختی» برای نمایش ساختار سوره مائده برگزیده شده است.غرض اصلی سوره مائده وفای به عهد وتبعیت ازحاکم الهی است که راه حفظ دین می باشد و محتوای سوره نسبت به تغییر وتعطیل احکام و حاکم الهی هشدار می دهد.
کندوکاو در مقوله مشابهت پنداری یهود و تشیع، از منظر تحلیلگران تاریخی، از اهمیت خاصی برخوردار است. اما با وجود گستردگی آن، تحقیقی ژرف و یکپارچه در این عرصه صورت نگرفته است. در این پژوهش به یکی از موارد مهم آن پرداخته شده است؛ بنابراین پرسش از تشابهات صفورا همسر حضرت موسی (ع) با عایشه همسر پیامبر خاتم | بوده است، که نیازمند کاویدن تا مرحله پاسخی درخور است. به نظر می رسد صفورا در زمره زنان مؤمن به رسالت همسر و پیامبر زمان خویش بوده و ادعای شورش علیه وصی حضرت موسی (ع) و نیز همسانی با عایشه مستند نبوده و به پشتوانه علم اجمالی، نیاز به تتبع و تبیین تفصیلی آن دارد. این پژوهش با انگیزه شناخت نقش صفورا در زندگی و رسالت حضرت موسی و مقایسه تشابه آن با عایشه انجام گرفته است. نیل به این مقصد در سایه توصیف و تبیین عملکرد صفورا در زمان حضرت موسی و وجوه شباهت صفورا با عایشه، با گردآوری داده های کتابخانه ای و به شیوه توصیفی تحلیلی میسر است. نتیجه آن، تبیین نقش مؤثر و مثبت صفورا در تداوم رسالت حضرت موسی (ع) و عدم شورش علیه جانشین وی به جهت مستند نبودن منابع استنادی است. به دلیل عدم تأیید مدعای روایات در قرآن کریم، منابع اهل سنت و عهدین، و حذف سلسله روایات در اثبات الوصیه و حتی نامشخص بودن مؤلف آن و با وجود بیان سلسله راویان در کمال الدین و تمام النعمه، نقصان رجال شیعی و از رجال سنی بودن راویان، این ادعا تایید نشده است.