پیشینه بحث از ادله ولایت فقیه به عصر غیبت صغری و عصر شیخ مفید بازمی گردد. براساس ولایت فقیه، تصدى امور مسلمانان در عصر غیبت برعهده فقیه عادل است و از دیدگاه امام و رهبری، دلیل حسبه، یکی از راه های اثبات ولایت فقیه شمرده می شود. این مقاله با بررسی مقایسه ای میان نظریه امام خمینی و رهبر معظم انقلاب اسلامی، می خواهد نزدیکی دیدگاه های آن دو را در اثبات ولایت فقیه براساس حسبه به اثبات برساند. روش ما در نگارش این مقاله، عقلی تحلیلی است و با توجه به اینکه دلیل حسبه، از نوع برهان انّی است، به تحلیل این دلیل با تأکید بر آرای امام و رهبری می پردازیم. یافته مقاله حاضر آن است که نظریه حسبه، یکی از دلیل های روشن برپایی حکومت اسلامی است و اصیل ترین مصداق امور حسبیه، استقرار نظام عادلانه سیاسی مبتنی بر قوانین الهی به رهبری فقیه عادل جامع شرایط است. ازاین رو، پیش فرض نظریه حسبه مانند بسیاری از احکام سیاسی و اجتماعی اسلام، وجود و عینیت حکومت و نظام سیاسی است.
در این مقاله، جایگاه مادر در خانواده و جامعه، به طور تطبیقی بین دیدگاه اسلام و فمینیسم بررسی می شود. در اسلام راه رفع تبعیض نسبت به زنان را اصلاح ذهنیت ها و توجه دادن به اهداف واقعی خلقت و آشنایی زن و مرد، شخصیت و کرامت یکدیگر و همچنین تدوین برنامه های اخلاق محور می داند. موضوعات مربوط به مادری در میان مجموعه ای از بحث های ایدئولوژیکی، بیولوژیکی و ساخت اجتماعی مطرح می گردد. نیز به نقش زن و ارزش مادری او که یکی از بحث هایی است که بخش گسترده از اندیشه های فمینیستی را به خود اختصاص داده است، پرداخته می شود.
در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی ماهیت غذای نور و نورخواری در آثار منظوم مولانا و اهمیت آن در درک ماهیت معرفت صوفیانه پرداخته ایم. مسئله تحقیق ماهیت غذای نور و نور خوردن از دیدگاه پدیدارشناسی و هستی شناسی عرفانی، جایگاه آن در نظام خاص معرفتی مولانا و اهمیت آن در توصیف و تبیین ماهیت معرفت صوفیانه است. یافته های تحقیق نشان می دهد که هرچند چشیدن و نوشیدن نور تجلی الله، در آثار صوفیان قبل از مولانا، با اصطلاحاتی مانند «ذوق»، «شُرب» و «رَیّ» بیان شده است، غذای نور و نور خوردن تجربه خاص صوفیانه مولوی هستند که نباید به آن ها با نگاه ادبی- زیبایی شناختی مبتنی بر تخیل خلاق نگریست، بلکه باید به آن ها، به عنوان حقایق و پدیده های خاص روحانی و معنوی نگریست که در بستر و زمینه خاص صوفیانه شان قابل بررسی و تحلیل و از منظر توصیف معرفت صوفیانه مهم هستند.
ضمانت اجراهای حقوقی یکی از مباحث مهم حقوق قراردادها به شمار می آیند. در تبیین این ضمانت اجراهای قراردادی، تحلیل اقتصادی نقش تعیین کننده ای می تواند داشته باشد. یکی از این ضمانت اجراها که در فقه امامیه به صورت فرع مطرح شده است، نهاد «ارش» می باشد. به نظر می رسد که ارش قابلیت طرح به عنوان یک نظریه عمومی را دارد. در این مقال کوشیده ایم در کنار اثبات نظریه عمومی ارش، آن را تحلیل اقتصادی نماییم. همچنین به صورت تطبیقی با مبحث مشابه با کمی تسامح تحت عنوان تقدم اجرای عین تعهد یا مطالبه خسارت در حقوق آمریکا نیز مقایسه و تحلیل صورت گرفته است. روش تحقیق نیز کتابخانه ای بوده و به منابع داخلی و خارجی موجود با تأکید بر منابع فقهی مراجعه شده است. بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، نظریه عمومی ارش را می توان بر اساس نظریات اقتصادی کلاسیک و مدرن منقح کرد. در واقع می توان گفت که نظریه عمومی ارش می تواند تلفیقی از نظریه اخلاقی کارایی پارتو و تقدم جبران خسارت بر انجام عین تعهد (به عنوان نظریه ای تقریباً اخلاقی) و نظریه عینی بودن که در مقام امحای اخلاق در عرصه قراردادی است، باشد.
ارتباط و پیوستگی آیات قرآن کریم، در کنار چینش سوره ها در مصحف از سوی دیگر، همواره یکی از مباحث مهم علوم قرآنی و دانش تفسیر بوده است. این موضوع در مباحث سنتی علوم قرآنی، غالباً تحت عناوینی چون «نظم» و «تناسب» آمده است. هدف از طرح این مباحث که آن را پیوستگی های خطی نامیده ایم، بیش از همه دفاع از نظمِ درون سوره ایِ آیات و نیز چینش فعلی سوره ها در مصحف بوده است؛ گرچه گاه فواید تفسیری نیز دربرداشته و دست مایه مفسران در شرح و تبیین قرار گرفته است. اما در سده های اخیر، پیوستگی های شبکه ای ضرورت یافته و جستجو درباره ارتباط آیات و سوره هایی که در مجاورت یکدیگر قرار ندارند، فزونی گرفته است؛ فراتر از کارکرد تفسیری و جستن نظم قرآن، اهمیت یافتن تدبر متن بنیان، ظهور پیش فرض های تفسیری جدید، گسترش تفسیر قرآن به قرآن و نیاز روزافزون به تفاسیر موضوعی بر این رویکرد اثرگذار بوده است. در همین راستا ابتدا با روشی توصیفی تحلیلی، انواع پیوستگی های آیات و سور بررسی شده، آنگاه خاستگاه های هر کدام به ویژه در دوره معاصر مورد واکاوی قرار گرفته است.
مکاتب مادی، حکما، فلاسفه و عرفا مبانی و روش های مختلفی در علم اخلاق و راه نیل به فضائل و عبور از رذایل بیان کرده اند. اما راه حقیقی رسیدن به اخلاق کریمه، که در دیگر مکاتب اخلاقی دیده نمی شود؛ طهارت به معنای حقیقی کلمه است. وفق تعالیم اسلام، تنها طهارت سبب سعادت و رستگاری و مایه رشد و تکامل انسان است. تدقق در آیات و روایات افاده این مطلب را می کند که حقیقت طهارت، معرفت به امام(ع) است. لذا رکن اساسی اخلاق، معرفت به امام است و هر چه معرفت انسان به ولی الله الاعظم بیشتر شود تخلق او به اخلاق کریمه بیشتر خواهد شد. این پژوهش با نگاهی نو ضمن بررسی معنای باطنی طهارت و نجاست به تبیین تقابل این دو با یکدیگر می پردازد و اثبات می کند که حقیقت طهارت منحصر در ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) است، و از آنجایی که نجاست در معنای اولیه ضد طهارت ظاهری، و در معنای دوم نیز ضد طهارت باطنی است، چیزی جز دشمنان اهل بیت (علیهم السلام( نمی باشد. بنابراین کمال اخلاق در ولایت اهل بیت (ع) است و رسیدن به این مهم بدون ولایت معنا و مفهومی نخواهد داشت و این همان مساله ای است که سبب تحول اخلاق می شود..
The phenomenon of Western Sufi teachers is unique, not just because of the individuals themselves, though they are certainly fascinating, but because of what they represent: the flowering of the Western genius, which has discovered Eastern traditions, absorbed them and in the process changed them and been changed by them. This paper is a primary outline of the main contours of this phenomenon, trying to brief its history and attempt an explanation of what it means.
یکی از مباحث مهم و اصولی علوم قرآن، وحیانی بودن آیات قرآن کریم است. با این وجود در عصر حاضر علیه قرآن نظریاتی جدیدی مطرح شده است تا وحیانی و قدسی بودن قرآن، متزلزل شود. شبهه «نامه انگاری آیات قرآن» از مسائل و نظریاتی است که در رابطه با این موضوع در کتاب «نامه هایی برای محمد(ص) پیامبر» ادعا شده است؛ به طوری که در این نظریه آمده است که قرآن کریم یک سری نامه ها و ملحقاتی است که از طرف فرقه ای به نام «ابیونی» بر پیامبر اسلام(ص) ارسال می شده است. در نظریه حاضر آمده است که با طرح این مطلب، بسیاری از مسائل قرآن از قبیل حروف مقطعه و ابهام در ضمایر، حل و فصل می گردد. نویسنده کتاب «نامه هایی برای محمد(ص) پیامبر» برای اثبات فرضیه نامه بودن قرآن کریم به ذکر دلایلی هم چون عدم انسجام در آیات قرآن، وجود لغات غیر عربی و ذکر حروف مقطعه در صدر سور پرداخته است. در این جستار با رویکردی تحلیلی و انتقادی به بررسی فرضیه نامه بودن قرآن کریم پرداخته شد و حاصل پژوهش آن که هیچ کدام از دلایل صاحب فرضیه با آیات قرآن و تاریخ منطبق نیست و نویسنده کتاب «نامه هایی برای محمد(ص) پیامبر» در فرضیه خویش به جای استناد به ادله متقن، بیشتر بر حدسیات و اوهام متکی است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی داستان موسیg و خضرg مبتنی بر آموزش تفکر مراقبتی براساس آموزه های فلسفه برای کودکان است تا بتواند کاربرد داستان های قرآنی را به منظور چگونگی آموزشِ تفکر از جنس مراقبتی بازگو نماید. روش پژوهش از نوع توص یفی-تحلیلی است. نمونه موردی شامل آیات 60 تا 82 سوره کهف و تفاسیر مربوطه می باشد که فاکتورهای تفکر مراقبتی از جمله تفکر ارزش گذاری، عاطفی، فعال، هنجاری و همدلانه را در خود دارد. یافته های تحقیق، داستان فوق که خود حاوی سه داستان پندآموز و تفکر برانگیز از نوع استاد-شاگردیست را در زمره داستان هایی با قابلیت حضور فاکتورهای تفکر مراقبتی و آموزش از طریق آن برشمرده است. همچنین دارا بودن ویژگی های پرسش و پاسخ در متن داستان و چالش های موجود در مسیر تجربه اندوزی، یادگیری و رشدِ تکاملیِ شخصیتِ حضرت موسیg در پایان داستان را برای آموزش کودکان مناسب می داند. به نظر می رسد بررسی چنین داستان هایی از جنس دیالوگ های احساسی و عقلانی که ارکان تشکیل دهنده تفکر مراقبتی از منظر فلسفه برای کودکان را در خود دارد، برای رشد و تکاملِ پرورش این جنس از تفکر در کودکان سودمند باشد. در نتیجه گیری حاصله از یافته ها، به دو معنا از تفکر مراقبتی می رسیم، نخست اینکه متوجه آنچه می اندیشیم باشیم و دیگر آنکه متوجه نحوه اندیشیدنمان باشیم.
امروزه بهره گیری از آموزه های دینی در فرایند مشاوره و روان درمانی، توجه بسیاری را به خود جلب کرده و مطالعات زیادی نیز در این زمینه صورت گرفته است. هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه تقریر و تبیینی جدید از رویکرد اسلام درباره پیامدهای حسادت با بهره گیری از یافته های دینی و دانش اخلاق است که در مواردی نیز با نگاه روان شناختی همراه شده است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است؛ یعنی پیامدهای حسد بر اساس آموزه های قرآن کریم، تفاسیر آن، کتب احادیث و منابع علوم انسانی، شناسایی و تجزیه و تحلیل گردیده است. این پیامدها در دو نوع معنوی و مادی دسته بندی شده است؛ زایل شدن ایمان، از میان رفتن نیکی ها، فرو رفتن در گناه، دوری از رحمت الهی و عدم قبولی طاعات از آثار معنوی حسد و تفرقه، بیماری های جسمی، افسردگی، تنهایی، ناامنی اجتماعی، تشخیص نادرست و لذت نبردن از زندگی از مهم ترین پیامدهای مادی حسد است. زمینه سازی برای ترویج آموزه های اخلاقی و پیشگیری از ابتلا به رذایل اخلاقی از یافته های اساسی این تحقیق به شمار می رود.
«بررسی دلالت برهان فطرت بر اثبات صفات ذات خدا» با پرسش اصلی «برهان فطرت به فرض درستی اش چه دلالتی بر اثبات صفات ذات خدا دارد؟» آغاز گردید. صفات ذات خدا از مهم ترین مباحث اعتقادی بشر هستند و نوشته حاضر سعی دارد با روش تحلیلی بررسی کند که: آیا برهان فطرت می تواند صفات ذات خدا را ثابت کند؟ اهمیت این بحث در کوتاه کردن اثبات صفات خدا و آشنایی با ظرفیت برهان یادشده است. پرسش اصلی با فرضیه «صفات ذات خداوند را می توان براساس برهان فطرت اثبات کرد» مواجه شد. نخست، دو تقریر از برهان فطرت ارائه گردید که حاصلشان چنین به دست آمد: «خدا کمال مطلق است» و «خدا ناجی است». دلالت کمال مطلق بر صفاتی چون علم حضوری و فاعلیت بالتجلی، قدرت، حیات، غنای وجودی، بساطت عقلی و خارجی، واحد بودن و سرمدیت تبیین شد. دلالت ناجی بر آگاهی و توانایی نجات خواهان، علم و قدرتش را فی الجمله، و نیز حیات، بساطت خارجی، واحد بودن و سرمدیت خدا را تصدیق کرد، ولی در اثبات غنای وجود ناجی درماند.
محمد بن سِنان (م220ق) از راویان امام کاظم، امام رضا و امام جوادb به شمار می آید. از رهگذر وجودش در سلسله أسناد صدها روایت کتب أربعه، نقش ممتاز در انتقال میراث روایی دارد. از طرفی، فضل بن شاذان (م260ق) که از اصحاب امام رضا، امام جواد، امام هادی و امام حسن عسکریb و از ثِقات و رجا ل شناسان نامدار عصر حضور و از راویان ابن سنان است، وی را با سخنانی متعدد، دستخوش جرح شدید قرار داده و او را «کاذب مشهور» قلمداد کرده است. این مقاله که از نظر گردآوری به روش کتابخانه ای و از نظر محتوایی با روش توصیفی – تحلیلی سامان یافته، به چرایی ارزیابی و نقد سخنان فضل بن شاذان پرداخته است. دریافت نویسندگان این بوده که علّه العلل نسبت کذب و غلّو، اختلاف مبنایی آن دو است؛ زیرا ابن سنان اقبال ویژه به تأویل آیات در مورد اهل بیتb، نقل کرامات و دیدگاه تعمیم دانش آنان دارد؛ در حالی که ابن شاذان رویکرد ضدّ جریان غلو دارد و بر دیدگاه تحدید علوم امامانb تصریح می کند. بنابراین جرح محمد بن سنان بعید به نظر می رسد و وثاقت او تقویت می شود.
واکاویِ تطورِ جریان اصل تأخر حادث در تاریخ فقه شیعه، به عنوان اصل پرکاربردی در ابواب متعدد فقهی و مؤثر در تقنین، زمان و دلیل و تأثیرِ دگرگونیِ دیدگاه فقها را نسبت به اصل مذکور روشن خواهد کرد. نظریاتی همچون اطلاق در جواز و اجرا، نفیِ مطلقِ اجرا و تفصیل در جریان و عدم جریان، پیرامون این اصل مطرح شده اند. تبدل به اصل مثبت، تعارض با اصلِ همانند در طرفِ مقابل و نقص در ارکان و شرایط استصحاب، به عنوان دلایل مخالفانِ اصل تأخر حادث مطرح شده و در مقابل، در طرفداری از جریانِ این اصل، به دلایلی همچون بنای عُقلا، ارتکاز عرفی بر جریِ عملی مطابق این اصل و انطباقِ اطلاقِ دلیل استصحاب استناد شده است. مقاله حاضر، رهیافت نوینی از واکاویِ تطور تاریخیِ جریان این اصل، به دست می دهد و با نقد و بررسیِ دلایل و پیشفرض های مخالفان جریان اصل تأخر حادث و حل اشکالات مطرح شده، ضمن کشف راه خروج از تعارض در برخی از صُوَر شک و عدم تبدل این اصل به اصل مثبت، به ارائه تفصیلی دیگر در صُوَر شک، توجه به تأثیر احتمال تقارن و استنتاجِ جریان آن در برخی موارد می پردازد.
بدون تردید مالیت و ارزش اوراق بهادار از حیث تحلیل اقتصادی، به منشأ صدور آنها وابسته است و فی نفسه ارزش و مالیتی ندارند؛ در عین حال گروهی از حقوقدانان با تأکید بر اوراق سهام و بر مبنای نظریه تقلیدی «ادغام»، برای اوراق بهادار ارزش و مالیت استقلالی قائل شده اند و آنها را از روابط حقوقی منشأ صدورشان، منفک و مستقل دانسته اند. این گروه اوراق بهادار را فی نفسه نوع خاصی از حقوق عینی محسوب می کنند و نقل و انتقال آنها را خارج از حقوق تعهدات و قراردادها می دانند. در این رابطه به نظر می رسد نه تنها هیچ یک از دلایل ارائه شده وجاهتی ندارد، بلکه به دلیل عدم انفکاک مقررات حقوق اموال از حقوق قراردادها در حقوق اسلامی و به تبع آن حقوق ایران، توجیه مالیت مستقل برای اوراق ضرورت چندانی ندارد و اثر خاصی بر آن مترتب نیست؛ در واقع این دیدگاه نه تنها توجیه اقتصادی ندارد، بلکه توجیه فقهی و حقوقی هم ندارد که در این مقاله با روش تحلیلی - توصیفی به نقد و بررسی آن خواهیم پرداخت.