تحلیل امور اعتباری از مباحث مهم معرفت شناسی است. اعتبارات ماهیت، در علوم مختلف مورد توجه بوده است. برخی تعدد و تباین این اقسام را حقیقی و عده ای آن را اعتبار ذهنی قلمداد کرده اند. در این مقاله با روشی تحلیلی انتقادی نشان داده ایم که با تفکیک میان مقام اعتبار ذهنی و حیث حاکویت از واقع می توان دیدگاه نافیان تعدد را ناظر به تعدد حقیقی و مصداقی، و نظر قائلان به تعدد را ناظر به تعدد اعتبارات ذهنی تفسیر نمود و ادعا کرد که لابشرط مقسمی با ماهیت مهمله و لابشرط قسمی تفاوت حقیقی و واقعی نداشته، لحاظ های ذهنی است که با اغراض علمی و تعلیمی پدید آمده و بر اقسام ماهیت، چنان که برخی گمان کرده اند، نمی افزاید.
فعل و انفعال ذهنی مرتکب که از آن به رکن روانی جرم تعبیر می شود، به دو صورت محقق می شود یا مرتکب، خواهان ارتکاب عمل مغایر با قانون کیفری است یا اینکه چنین خواستی وجود ندارد اما مرتکب به اندازه کافی نمی اندیشد و از این عدم اندیشیدن، جرمی محقق می شود؛ در صورت اول جرم عمدی است و در صورت دوم جرم غیرعمدی است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی از یک سو به تعریف و مختصات اساسی جرایم غیرعمدی با رویکرد نوین مقنن می پردازد، و از سوی دیگر چگونگی پیشگیری از آنها را بیان می کند. بررسی نشان می دهد در مطالعات پیشگیرانه چه با نگاه کنشی و چه واکنشی باید آن دسته از عوامل جرم زایی نشانه گیری شوند که نقش حیاتی در تحقق جرم دارند و با برچیده شدن آنها، از شکل گیری دیگر عناصر فرایند جنایی جلوگیری می شود .
هدف از نگارش این مقاله، بررسی اخلاق از منظر علامه طباطبایی و دلالت های آن در تربیت اخلاقی است. در پژوهش حاضر که با بهره گیری از رویکرد کیفی و با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، پس از بازبینی منابع قابل دسترس، دلالت های تربیت اخلاقی بر اساس آرای اخلاقی ایشان استنباط شده است. نتایج بدست آمده از این قرار است که بعد از تعریف اخلاق از منظر علامه، مساله اخلاق از طریق مبانی معرفت شناسی، هستی شناس، روان شناسی و جامعه شناسی بررسی گردید که با توجه به آن، دلالت های تربیتی مشخص شد که به این صورت می باشد که هدف تربیت اخلاقی در دو چشم انداز واقع شده است، اهدف غایی «سعادت» و اهداف واسطه ای « رسیدن به کمال اخلاقی در بعد فردی- اجتماعی». و در فرایند تربیت رعایت اصل نتیجه گرایی، اصل اعتدال، اصل نظارت درونی و اصل مشارکت را می توان با توجه به مبانی مد نظر ایشان پیشنهاد داد.
بدون تردید نام گذاری سال 1392ش توسط مقام معظم رهبری به «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» معطوف به شرایط و تحولات سیاسی اقتصادی کشور در این سال است. طرح حماسه اقتصادی نشان دهنده اهمیت اقتصاد در کنار سیاست در تفکر راهبردی ایشان است. ایشان با اذعان به سختیهای اقتصادی که در سال 1391ش بر ملت ایران بار شد، با این نام گذاری ضرورت توجه به اقتصاد را در برهه حساس کنونی یادآور شد. هرچند سالهای قبل نیز محور شعارهای ایشان اقتصاد بوده است. انقلاب ما امروز در نقطه عطفی از تاریخ سی و چند ساله اش واقع شده و برای رسیدن به سعادتی که ایران به عنوان ام القرای جهان اسلام مدعی پرچم داری آن است، گام اول رسیدن به خود کفایی و عدم وابستگی به سران استکبار است. تردیدی در این نیست که با تکیه بر مبانی اقتصادی اسلام و عمل به رهنمودهای مقام معظم رهبری که تبیین کننده نظام اقتصادی اسلام است، همه موانع ایجاد شده پیش روی توسعه اقتصادی رفع خواهد شد و شاهد خلق حماسه اقتصادی توسط دولت و ملت خواهیم بود.
یتناول البحثُ شعر ""أدونیس"" فی النقد الأسلوبیّ، متّخذاً من کتاب (أسالیب الشّعریّة المعاصرة) للنّاقد ""صلاح فضل"" أنموذجاً لهذا النّقد. ومن هنا، فإنّ هذا البحث یحاول إلقاء الضّوء على دراسة النّاقد، ومتابعة المنطلقات الأساسیّة التی انطلق منها، وتحدید المفاهیم والمصطلحات التی اعتمد علیها، والإجراءات المنهجیّة التی أجراها؛ وصولاً إلى الرّؤیة النّقدیّة التی اعتمدها فی دراسته.
وقد ذهب الناقد إلى أنّ دراسته تُعدّ قراءة فی الشّعر، وکتابة فی الشّعریّة، وهی تجمع بین ضبط المنهج، وتحرُّر التّطبیق؛ الأمر الذی یعنی السّعی إلى الضّبط المعرفیّ، فضلاً عن محاولة السّیطرة على أمور البحث، بما یجعلها إبداعاً فکریّاً، وتُبنى آلیّتها الإجرائیّة فی سعیها إلى تقدیم اقتراح مُحکَم لسلّم الشّعریّة. وصرّح برفضه التّقیُّد الکامل بالمنهج؛ إذ إنّه لا یفرض المنهج على النّصّ إلى حدّ إتلاف جمالیّته، وفنّیّته، وإفنائهما.
کلینی در تألیف الکافیِ خود از منابع متعدد مکتوب حدیثی بهره برده است که بررسی آن ها می تواند در شناسایی هرچه دقیق تر روش وی در تدوین کتابش سودمند باشد. نکته جالب توجه آنکه مؤلفان برخی از این منابعش در کتب رجالی افرادی دروغگو و حتی جاعل حدیث معرفی شده اند. از جمله آن ها، اسحاق بن محمد احمر است که تاکنون هیچ پژوهش مستقلی به روایات منقول از وی در الکافی و منبع کلینی در نقل آن ها نپرداخته است. نجاشی دو کتاب أخبار السید و کتاب مجالس هشام را از میان آثار وی معرفی کرده است. از لابلای میراث نُصیریه پنج کتاب دیگر نیز از آثار وی شناخته شده است: کتاب الصراط، کتاب الصلاة، کتاب التنبیه، کتاب باطن التکلیف و کتاب الشواهد. این نوشتار ضمن نگاهی به شخصیت اسحاق و دیدگاه عالمان درباره وی، به روایات کلینی از اسحاق پرداخته و تلاش دارد منبع کلینی را در این باره روشن نماید. بنا بر برخی شواهد، به نظر می رسد که از میان این مکتوبات اسحاق، کتاب أخبار السید وی که پیش از انحرافش تألیف شده منبع کلینی در نگارش الکافی بوده است.