کل پیام مولوی، با استفاده از رمزی که خود او در تمایز میان «صورت» و «معنی» بیان کرده، قابل تشریح و تفسیر است. مولانا با تمایز نهادن میان صورت و معنی و استفاده از صورت به عنوان رمزی که به معنی منتهی میشود، عمیق ترین و رفیع ترین آموزه های عرفانی و هستیشناسی خود را تبیین میکند. هدف این پژوهش تبیین دقیق مسئله صورت و معنا از دیدگاه مولانا و آشنایی بیشتر با ساختار تجارب عرفانی این عارف بزرگ در مورد وجوه متعدد حیات و سلوک معنوی است که با پیگیری این موضوع در مجموعه مقالاتش (کتاب فیه ما فیه) و تشریح مواضعی که وی در این کتاب ارزشمند به این موضوع اشاره کرده است، بدان پرداخته ایم.
با توجه به تحلیل نهایی اقوال مولوی، مشخص میگردد که مراد مولانا از «صورت»، جهان خارج و عالم مادی، و در رابطه با انسان، جسم خاکی اوست. و مراد از «معنی» عالم برین و جهان آخرت، و در رابطه با انسان، روح خداجوی اوست. و با دیدی ژرف تر، مولانا دامنه این بحث پر شور را به حقیقت توحید میکشاند و از آن رهگذر همه مظاهر هستی را تفسیر میکند. آدمی، اعمال، افکار و احساسات او، حقیقت سخن، پیر و مرشد، نبی، کفر و ایمان و... در نگاه مولانا دارای صورت و معنی هستند و البته انسان نباید مفتون نقش های ظاهری بماند. چشم دوختن به ظواهر، راه را از رسیدن به حقایق امور میبندد. مولانا نگاه ما را متوجه همه اشیای عالم میکند و از ما میخواهد که با دیده بصیرت، به همه امور بنگریم و جلوه های گوناگون فعل الهی را، که به وحدت حضرت حق دلالت دارند، دریابیم.
در فلسفه اسلامی مراتب تصورات را بر اساس میزان تجرید از ماده و عوارض آن و یا به میزان برخورداری از سعه وجودی، به چهار مرحله تقسیم کرده اند: حسی، خیالی، وهمی و عقلی. ویژگی مشترک سه مرحله اول، جزئی بودن و ویژگی مرحله چهارم کلی بودن است.
آن گاه از «معرفت» سخن میگوییم، تصدیق و رکن اصلی آن (حکم)، به ذهن متبادر میشود. اما با اندکی تأمّل خواهیم یافت که خود تصدیق، متوقف بر تصورات یا همان مفاهیم است. بخشی از بار ایجاد معرفت را مفاهیم به عهده دارند، ولی هیچ مفهومی متضمن حکم به ثبوت یا نفی نمیباشد. مفاهیم فقط از محکی خود حکایت میکنند و راجع به وجود و عدم مصادیق خود هیچ حکمی ندارند.
این مقاله با رویکرد تحلیلی و نظری و با هدف شناسایی اقسام مفاهیم و ارائه تصویری روشن و متمایز برای هریک از آنهاست.
چکیده مقوله اخلاق یکی از بدیهی ترین و مهم ترین و کاربردی ترین مقولات، در مباحث مرتبط باعلوم انسانی به شمار می رود. دین اسلام به مقوله اخلاق نگاه بنیادی و سیستمی دارد و ارزش های اخلاقی پیوندی ناگسستنی با دین دارند. در نظام اخلاقی اسلام، آموزه های وحیانی غایتمند و مبتنی برعمل گرایی و واقع نگری هستند؛ چون نقش سازنده ای در تزکیه و تربیت انسانی دارند. همچنین این آموزه ها مدعی یک نظام وارده معرفتی و اخلاقی هستند که در موضوع و روش و غایت بی بدیل و یکتاست. مقوله اخلاق در اندیشه اسلامی، ازدواج و نهاد خانواده را تابع نیازها و استعدادها و غایات خلقت و امری ضروری و مبتنی بر اراده و خواست الهی می داند؛ همچنین جایگاه حیاتی آن را در فرایند تکوینی و تربیتی بشری به رسمیت می شناسد. در اسلام، ارزش های اخلاقی دارای مراتب و اولویت هستند. این مهم، به ویژه در حیطه ارزش های اخلاقی خانواده، از بزرگ ترین وجوه تمایز نظام اخلاقی اسلام به شمار می رود. اصول اخلاقی خانواده همسو با نظام معرفتی و گزاره های دینی و فقهی بوده و ضامن اجرا و تحقق اهداف شریعت است. خانواده کانون عواطف و تربیت بوده و بهترین ابزار تحقق رسالت آن اخلاق است. از این منظر، اصول و گزاره های اخلاقی در طیف فرایندی دوسویه و پویا، سبب نهادینه کردن ارزش ها و رشد اخلاقی می شوند. در آموزه های اسلامی، توصیه های اخلاقی به بهترشدن روابط و استحکام خانواده کمک می کند و مقوّم و مصلح آن خواهد بود. حال این مقاله برآن است تا با استفاده از معارف الهی که در آموزه های وحیانی و سیره اهل بیت(ع) آمده است، این موضوع را بررسی کند. واژه های کلیدی اخلاق، خانواده، حقوق، آموزه های وحیانی، سیره اهل بیت(ع).
سنت گرایی که به عنوان جریانی معاصر در مقابل مدرنیسم قرار می گیرد ، به وجود یک سنت زنده، پویا و ازلی معتقد است که هرگز از بین نمی رود، واحد است و در قالب ها ی گوناگون متجلی میشود. این معنای از سنت با سنت به معنای متعارف ؛ یعنی آداب، رسوم و عادت بسیار متفاوت است. در این دیدگاه سنت وسیله رسیدن انسان به خدا و شامل مبانی مابعدالطبیعه یا وجودشناسی، انسان شناسی، اخلاق و خداشناسی است. در قلب تمام سنن، حکمت خالده وجود دارد ؛ برخلاف نظر شوان که حکمت خالده را با مابعدالطبیعه مترادف و مابعدالطبیعه را علم به حقیقه الحقایقی میداند که تنها از طریق تعقل قابل حصول است، نه از راه عقل جزیی. حکمت خالده از نظر نصر ""حاوی"" مابعدالطبیعه یا علم قدسیای است که به شناخت مبدأ کلی اهتمام میورزد. او برخلاف نظر ها کسلی که کاربرد اصطلاح حکمت خالده را برای نخستین بار از سوی لایب نیتز میداند، معتقد است که این اصطلاح را برای نخستین بار آگوستینو استیوکو در دوره رنسانس به کار برده و در اندیشه اسلامی عنوان اثری است از ابن مسکویه. بنابراین، با استناد به این گفته نصر و با توجه به دوره حیات ابن مسکویه و نیز آگوستینو استیوکو، دقیقتر به نظر میرسد اگر کاربرد این اصطلاح را برای نخستین بار از سوی این حکیم مسلمان بدانیم. آنچه از نظر خواننده میگذرد، مروری است بر برخی از مهمترین مبانی سنت گرایان و پیروان حکمت خالده با محوریت آراء شوان به عنوان تکمیل کننده طریق سنت گرایی و دکتر نصر به عنوان شارح آثار او و وجوه اختلاف و شباهت دیدگاه های این دو فیلسوف معاصر، تا با به دست آوردن چارچوبی برای شناخت سنت اصیل، پویا و جهان شمول، جایگاه حکمت خالده در اندیشههای فلسفی معاصر روشن شود.
از نظر اسلام ازدواج موضوعی بسیار مهم است؛ زیرا خانواده مهمترین رکن اجتماع است. یکی از مسائلی که برای ثبات زندگی مشترک به زوجین کمک میکند، آشنایی و شناخت یکدیگر قبل از ازدواج است تا دو طرف، یکدیگر را به خوبی بشناسند. با توجه به اهمیت ازدواج و نقش آن در سرنوشت انسان، اسلام زوجین را به بصیرت و شناخت دقیق فراخوانده تا زندگی مشترک، پایدار و به دور از تزلزل باشد. بنابراین، هدف از نوشتار حاضر، بررسی محدوده روابط دختر و پسر قبل از ازدواج از منظر فقه به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع فقهی و روایی است. با توجه به بررسیهای انجام شده این نتیجه حاصل شد که به حکم روایات، نگاهکردن به طرف مقابل به قصد ازدواج، جایز و بلکه مستحب است و حد مجاز برای نگاهکردن، افزون بر وجه و کفین به مو و محاسن و بدن زن از روی لباس نازک و حتی بدون اجازه است و برای این نگاه شروطی مانند خالیبودن زن از موانع نکاح، نبودن ریبه و قصد تلذذ، قصد ازدواج با زنی خاص و... معین شده است. درباره مکالمه پسر و دختر که شامل حضوری و غیر حضوری است نیز همان ادله جواز نگاه جاری میشود به شرط عدم ریبه. در ارتباطات قبل از ازدواج، اذن ولی شرط نیست.