در این اثر، به طور خلاصه چهار نظریه تحلیلى (تعبد، انقلاب، دفاع، اصلاح) درباره قیام عاشورا ارائه مى شود و از پرداختن به جزئیات واقعه پرهیز مى شود.
در تحلیل کلیت حرکت آن امام، موضوعاتى چون امکان پیدایى، زمینه هاى اجتماعى و فرهنگى و به طور عام، عقلانیت پنهان در واقعه کربلا مورد بررسى قرار مى گیرد.
اهمیت بحث حاضر در این است که از یک جهت با توجه به گستردگى اى که در مباحث کلامى و اعتقادى حال حاضر پدید آمده، به واقعه عاشورا نیز از جنبه استدلالى توجه نموده است و از سوى دیگر، از میان انگیزه هاى مختلفى که در آثار پیشروان و متاخرین وجود داشته، مهم ترین آنها استخراج شده، طبق شیوه کلامى، مورد بررسى قرار مى گیرد.
این مقاله گامى در جهت شناخت رابطه و تأثیر و تأثر فکرى دو فرقه معتزله و زیدیه است. توجه به رابطه بین دو فرقه در بغداد، ایران و مغرب، حاکى از تعامل فکرى و فرهنگى میان دو فرقه یاد شده است، به گونهاى که مىتوان گفت اصول فکرى زیدیه برگرفته از معتزله است. از اینرو فرقهنگاران، زیدیه را در اصول، معتزلى مىدانند. ازسوى دیگر معتزلیان، بهویژه معتزله بغداد تحت تأثیر تشیع زیدى بودهاند تا آنجا که از آنها به معتزله متشیعه یاد مىشود. ملل و نحلنویسان علت ایجاد رابطه بین زیدیه و معتزله را شاگردى زید بن على در مکتب واصل بن عطا مىدانند، در حالى که تلاش پیشرو با ارائه شواهد تاریخى در پى آن است تا با نفى چنین نگاهى ، وجود عواملى چون همگونى فکرى رهبران دو فرقه، عقلگرایى دو فرقه در مباحث نظرى و وجود رجالى چون قاسم بن ابراهیم رسى، امام هادىالى الحق یحیى بن حسین بن قاسم بن ابراهیم، حاکم ابوسعد محسن بن محمد بن کرامه جشمى بیهقى که فکر تقریبى داشتهاند و برخى مسائل دیگر را علت برقرارى رابطه بین دو فرقه معرفى کند.
در قرآن و روایات روش های تربیتی فراوانی از جمله: نصیحت و ارشاد، تشویق و ترهیب، قصه پردازی و... بیان شده است؛ این پژوهش در پی کشف و اثبات یکی دیگر از روش های تربیتی در قرآن تحت عنوان «القاء و تلقین» است. اصلی کارآمد که به شکل نامحسوسی تحت الشعاع روش های دیگر از آموزه های والای تعلیمی تربیتی قرآن قرار گرفته است. در این بررسی با استناد به گونه های مختلفی از آیات، میزان به کارگیری این روش در قرآن و کارآیی آن در زندگی انسان ها تبیین شده است؛ روش تحقیق در این نوشتار توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی است. در این راستا تلقین کنندگان ذیل چهار عنوان (خداوند، انسان، ملائکه، جن، شیطان) دسته بندی شده اند. نتیجه مطالعات ضرورت وجود القاء و تلقین را به عنوان روشی کارآمد در حوزه تعلیم و تربیت -در قرآن و روایات اثبات نموده است.
قانونمندی تاریخ، ماهیت و چیستی قانون تاریخی، روش بررسی قانونمندی تاریخ ذیل آیات قرآن و نوع و عامل قانون تاریخی از دیدگاه قرآن، از سنخ پژوهش های مربوط به مطالعات فلسفه نظری تاریخ با رویکرد قرآنی است. فراگیر بودن قانون تاریخی، خدایی بودن قانون تاریخی، اراده انسان در قانون تاریخی، تحویل و تبدیل ناپذیری قانون تاریخی، پیوند قانون تاریخی با زندگی اجتماعی انسان، اختصاص قانون تاریخی به زندگی دنیوی انسان و عملیاتی بودن قانون تاریخی، ازجمله ویژگی های قانون تاریخی از دیدگاه قرآن است. قانونمندی تاریخ از دیدگاه قرآن در سه عامل اساسی «اراده خدا»، «اراده انسان» و «آنچه مفید به حال انسان هاست»، از آیات قرآنی دریافتنی است. تبیین رابطه میان اراده انسان با قانون علیت در تاریخ، دامنه اراده انسانی در تاریخ، رابطه اراده انسان با جهت داری پدیده های تاریخی و نیز اراده انسان و ارتباط آن با تکامل تاریخی، از مباحث اصلی فلسفه نظری تاریخ از دیدگاه قرآن است.
مبانی کلامی استنباط از قرآن به عنوان یکی از مباحث مبانی کلامی اجتهاد و منابع آن از اهمیت ویژهای برخوردار است.
سامان دادن منابع مطالعاتی و تعیین میزان اثرگذاری هر منبع در حوزه فقه بسیار با اهمیت است. گرایشهای فقهی فقیهان سنت محوری است توجه به استفاده از روش های دیگری مانند بهرهگیری از قرآن، دریچههای جدیدی را به سمت مطالعات فقهی و چشم اندازهای استنباطی می گشاید. در این نوشتار - بیشتر به لحاظ طرح بحث - مبانی کلامی استنباط از قرآن در دو محور بهره گیری کلامی نسبت به قرآن و تعیین شیوه های دریافت مبانی کلامی قرآن، مورد بررسی قرار گرفته است.
آدمی در مسیر تکاملی خود به سوی خداوند، به جهت دارا بودن طبیعت مادّی (شهوانی)، با نَفْس امّاره که امرکننده به زشتی ها و پستی ها می باشد، همیشه در ستیز است. این نوشتار با رویکردی توصیفی تحلیلی در پی ارائة مهارت های قرآنی غلبه بر نَفْس امّاره است که انسان ها در پرتو آن(مهارت ها) می توانند بر نَفْس امّاره فائق آیند و از آن در رشد و تعالی خویش بهره گیرند. مقالة حاضر با تکیه بر آیات کریمه و روش تفسیر موضوعی و معناشناسی و با هدف استخراج و شناسایی مهارت های قرآنی غلبه بر نَفْس امّاره، آنها را مورد بحث قرار داده است. قرآن برای غلبه بر نَفْس امّاره، مجموعه ای از مهارت های شناختی (آگاهی بخشی به وجود سرای واپسین، سرانجام نَفْس امّاره هلاکت و جهنم و توجّه دادن بشر به درک حضور خداوند در زندگی) و مهارت های رفتاری (پندپذیری، پیروی هدفمند و کنترل و محدود کردن نگاه) و مهارت های معنوی (ایمان، ارتباط با خدا، تقوا و صبر) را ارائه داده است که به تفضیل در این نوشتار بدانها پرداخته می شود. حاصل نوشتار حاضر این است که آدمی برای غلبه کردن بر نَفْس امّاره و مقابله با خواسته های نَفْسانی حیوانی، ناگزیر از بهره گیری از مهارت های ارائه شدة قرآنی است تا در پرتو آنها بتواند به سعادت که مطلوب فطری اوست، نایل آید وگرنه از مطلوب فطری خویش دور مانده، بلکه به واسطة تبعیّت از خواسته های نَفْسانی امر شده از سوی نَفْس امّاره، از حیوان هم پست تر می شود.
چندی است که غربیان، راه اسلام ستیزی را در پیش گرفته و در صدد القاء ناسازگاری دین اسلام با قواعد زندگی اجتماعی و عدم امکان همزیستی مسالمت آمیز بین مسلمانان و پیروان سایر ادیان برآمده اند.
همزیستی مسلمانان با پیروان دیگر ادیان در حیطه یک جامعه و در عرصه بین المللی، قابل بررسی است، اما بحث انگیزترین حالت آن وقتی است که عدهای غیر مسلمان، در یک جامعه اسلامی و تحت حاکمیت اسلام، زیست کنند. آیا در چنین شرایطی، اسلام از حق حاکمیت خود به نفع مسلمانان و به زیان پیروان سایر ادیان استفاده می کند و یا حضور سایر ادیان را به رسمیت می شناسد و برای آنان حق زندگی اجتماعی قائل است؟
این نوشتار با هدف پاسخگویی به این سؤال در تلاش است با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع دین اسلام، یعنی قرآن و سنت معصومین(ع)به بررسی موضوع مذکور بپردازد. برای این منظور، ابتدا منظور از شهروندان غیر مسلمان بیان شده و سپس حقوق و تکالیف آنان برشمرده شده است. حقوق غیر مسلمانان در قالب عناوین «کرامت انسانی»، «مصونیت همه جانبه»، «آزادی مذهبی»، «حقوق قضایی» و «آزادی فعالیت های اجتماعی و سیاسی» تبیین شده و وظایف آنان تحت عناوین «احترام به قوانین جامعه اسلامی»، «عمل به قرارداد با دولت اسلامی»، «همکاری نکردن با دشمنان نظام اسلامی» و «پرداخت مالیات»، مورد بررسی قرار گرفته است.
در صورت عمل به شرایط شهروندی، بین شهروندان مسلمان و غیر مسلمان هیچگونه تفاوتی در برخورداری از حقوق اجتماعی، وجود ندارد و همه به عنوان ملتی واحد و اتباع یک کشور، به زندگی مسالمت آمیز با یکدیگر می پردازند.
قرآن کتابی تاریخی نیست، اما به موضوع تاریخ توجه کرده و حتی از آن برای نیل به اهداف خود استفاده کرده است. از این رو گاهی به توصیف تاریخ پرداخته تا در پس تحلیل آن به هدف خود برسد و گاهی به سنت های تاریخ و گاه به تاریخ انبیا، زمانی دیگر تاریخ اسلام یا تاریخ معاصر نزولش را مورد توجه قرار داده است. از این رو اندیشمندان نیز از ابعاد مختلف به تاریخ در قرآن توجه کرده اند. این پژوهش به دنبال پاسخ به سؤال هدف قرآن از پرداختن به تاریخ است؟ نیز ویژ گی های تاریخ مورد نظر قرآن خصوصاً تاریخ اسلام را جستجو می کند. به نظر می رسد قرآن اهداف شش گانه ای را برای تاریخ مطرح کرده است و از نظر روشی و محتوایی دارای ویژگی هایی مشترک با دیگر کتب تاریخی از یک سو و ویژگی های انحصاری از سوی دیگر است. روش این تحقیق تفسیری و تاریخی تحلیلی است.