روزبهان بقلی صوفی نامدار سده ششم هجری، در اثر منحصربه فرد خود، کشف الاسرار ، گزارش های متعددی از تجربه های عرفانی خود به دست داده است. در این گزارش ها وی غالباً خداوند را به گونه ای «انسان وار» و «زیبارو» مشاهده می کند. پرسش مهمی که در این رابطه مطرح می شود این است که چرا روزبهان خداوند را با این دو ویژگی مشاهده کرده است؟ این مقاله به شیوه ای توصیفی تحلیلی می کوشد به این پرسش از منظری ساخت گرایانه پاسخ دهد. مطابق دیدگاه ساخت گرایان در فلسفه عرفان، تجربه های عرفانی یک عارف مستقل از پیش زمینه های ذهنی وی نیست و این پیش زمینه ها در صورت بندی مکاشفاتِ او نقشی کلیدی دارند. از این منظر، عشق روزبهان به زیبارویان و اهمیتی که زیباییِ انسانی در طریقت صوفیانه وی داشته، در صورت بندی مکاشفات او دخالت داشته اند و باعث شده اند که وی در مکاشفات خود خداوند را به گونه ای انسان وار و زیبارو مشاهده کند. در این مقاله برای کاوش در باره نسبتِ روزبهان با زیباییِ انسانی از آثار خودِ شیخ و گزارش های دیگران درباره زندگی وی استفاده شده است.
تبیین انسجام محتوایی در سوره های قرآن کریم رهیافتی مؤثر در نفی شبهه خاورشناسان درباره پراکندگی و ناپیوستگی متن قرآن کریم است. این نوشتار تلاش دارد تا به بررسی انسجام محتوایی در آیات سوره لقمان و کشف مفاهیم محوری برای تبیین ارتباط میان آیات این سوره بپردازد. بر این اساس در چارچوب روش تحلیل محتوای کیفی و با استخراج و دسته بندی مفاهیم آیات روشن گردید که هرچند در این سوره به ظاهر از موضوعات متعدد و مختلفی سخن به میان آمده است اما محور اصلی مفاهیم این سوره "مدح حکمت و چگونگی حصول آن" است که شامل سه محور فرعی "قرآن کتاب حکیم و حکیم پرور"، "لقمان و شایستگی رسیدن به حکمت توحیدی"، و "اسباب حصول حکمت توحیدی" است. همچنین در این سوره دسته ای از مفاهیم مربوط به حکمت مانند: شکر، توحید، طاعت، هدایت، رحمت، فلاح، در برابر مفاهیم مربوط به لهو مانند کفر، شرک، جهل، ظلم، ضلال قرار می گیرد.
انسان موجودی مختار و آزاد آفریده شده است. او برترین آفریده و والاترین نشانه قدرت بی منتهای خداست و به خاطر این امتیاز بزرگ، او مستعد اتصاف به همه صفات و کمالات الهی است که به واسطه اختیار و اراده خود، می تواند با تربیت صحیح و بهره مندی از الگوهای تربیتی به مقام قرب الهی برسد. در این زمینه بهترین الگوها و راهنمایان تربیتی فرستادگان الهی و ائمه معصومین (ع) هستند که با تأکید بر معرفت الهی زمینه های رشد، هدایت و سیر کمال انسانی را در انسان فراهم می کنند. پژوهش حاضر درصدد است با روش تحقیق اسنادی و به کارگیری روش تحلیل محتوا به شیوه قیاسی- استقرایی و با در نظر گرفتن مبنای اراده و اختیار انسان به بررسی اصول و روش های تربیتی از دیدگاه امام رضا (ع) بپردازد. یافته های تحقیق بیانگر این واقعیت است که دو بعد: 1- تعقل و اندیشه ورزی با زیر مقولات (بصیرت دهی، تفکر، تدبر و...) 2- علم آموزی با زیر مقولات (حقیقت جویی، حل مسئله و پرسش و پاسخ، استقبال از نظر مخالف و...) مهم ترین اصول و روش های مبنای اراده و اختیار محسوب می شود.
الفنون الأدبیة و أعلامها فی النهضة العربیة الحدیثة از جمله مهم ترین آثار أنیس الخوری المقدسی است که در آن به تحلیل فنون نثری و أعلام آن در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم می پردازد. این جستار می کوشد با بررسی این کتاب بر اساس معیارهای تألیف کتاب آموزشی، نقاط مثبت و منفی این اثر را به عنوان پژوهشی در حوزة تاریخ ادبیات تبیین کند. در این بررسی ابتدا تحلیل بیرونی اثر شامل معرفی کلی مؤلف و اثر، خاستگاه تاریخی و اجتماعی اثر، و مؤلف و موضوعات اصلی و کانونی اثر صورت خواهد گرفت. سپس ویژگی های شکلی و محتوایی کتاب بررسی خواهد شد. از مهم ترین مواردی که در بخش محتوایی بررسی می شود رویکرد تحلیلی و روش نقدی نویسنده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که رویکرد نویسنده در این کتاب رویکرد علمی فنی و روش نقدی او فنی و جامعه شناختی است. از جمله نقاط ضعف کتاب فقدان هماهنگی میان عنوان کتاب و مباحث اصلی آن است. همچنین از جمله نقاط قوت کتاب ارائة روشمند فنون نثری و اعلام آن و دربرگرفتن حجم بالای دیدگاه های نقدی و تحلیلی در کنار مسائل تاریخی است.
مؤمن منتظر _ به اقتضای برخورداری از ایمان و تقوای الهی _ متخلّق به اخلاق اسلامی و مؤدب با آداب دینی است. با این حال، در روایات مربوط به عصر انتظار، گاه بر صفات اخلاقی خاصی تأکید شده و به نظر می رسد این تأکید به دلیل شرایط ویژه این دوران بوده است. در این عصر مشکلات و مسائلی خاص وجود دارد که منتظران برای رویارویی درست با آن، باید در خود صفات اخلاقی به خصوصی را توسعه داده و تقویت نمایند. با این نگاه، منشور اخلاقی عصر غیبت تدوین می شود که می توان از آن به عنوان اخلاق کاربردی عصر غیبت نیز یاد کرد. برخی از این صفات اخلاقی عبارت اند از بردباری، رجا، تسلیم، عفت و مواسات.
در نوشتار پیش رو، تلاش شده است چرایی تأکید پیشوایان معصوم بر این صفات اخلاقی توضیح داده شود و ضرورت تقویت این صفات با توجه به شرایط عصر غیبت تحلیل گردد.