انسان ها در زندگی خود با انواع هیجانات روبه رو هستند. این هیجانات به دو دسته مثبت و منفی تقسیم می شوند. در نوع دوم افراد برای خودداری و رهایی از آنها تلاش می کنند. هیجانات از منظرهای فلسفی و زیستی و روان شناسی بررسی می شوند. محمدبن زکریای رازی و ابن سینا از فیلسوفانی هستند که درباره هیجان حزن و اندوه بحث کرده اند. با مقایسه و گزارش آثار این دو درمی یابیم که محمدبن زکریای رازی با پیش گرفتن روش اخلاق فلسفی افلاطونی، هدفش را سلامت محوری قرار می دهد. رویکرد وی معطوف به جسم و روان است. حزن و غم از منظر وی مذموم و عدم اعتدال مزاج و پنداره ثبات داشته ها، عوامل ایجادی آن است. حفظ اعتدال مزاج، منفی انگاری دارایی و اصلاح نگرش ثبات داشته ها ازجمله روش های درمانی مورد توجه رازی در کتاب طب روحانی است. ابن سینا نیز در مواجهه با حزن و اندوه با اتخاذ روش اخلاق فلسفی ارسطویی، رویکرد کمال محور را برمی گزیند. وی در درمان غم و اندوه به امری فراتر از سلامت تن می اندیشد. شیخ الرئیس در درمان این عارض نفسانی، درمان های روانی و معنوی را مؤثرترمی داند. از نظر وی افزون بر اصلاح انگاره ثبات داشته ها، زیارت و دعا عامل مهمی برای زدودن غم است.
در این مقاله سیر تحولات الهیات معاصر از زمان شلایرماخر (به عنوان پایه گذار الهیات جدید) و تعریفی که متألهان از دین ارائه داده اند، بررسی خواهد شد. از نظر شلایرماخر دین صرفاً امری اخلاقی نیست، بلکه تجربه ای اسرارآمیز و ابطال ناپذیر است و عقل از ایمان جداست. کارل بارت تأکید کرده است که سخن از خدا از جنس و سنخ گزاره نیست، بلکه یک واقعه و رخداد است. راینهولد نایبور در سنت نوارتدوکسی نشان داد که عقل و ایمان دو بستر متمایز و منفک از هم هستند. برخی اگزیستانسیالیست ها مثل رودلف بولتمان و پل تیلیخ کوشیدند از کتاب مقدس اسطوره زدایی کنند و نشان دهند که گزاره های مربوط به خدا همه نمادین و هستند. در الهیات معاصر نگاه نقادانه، هرمنوتیکی، تکثرگرا، متن محور، تاریخی و غیرجزمی، به همراه نفی اقتدارگرایی غلبه دارد.
یکی از عواملی که زبان شناسی نقش گرا بدان می پردازد، روابط انسجامی میان عناصر زبانی است. این روابط میان عناصر زبانی از چنان اهمیت بالایی برخورداراست که موجب پیدایش نظریه انسجام توسط زبان شناس نقش گرای پیشگام، یعنی مایکل هالیدی گردید. گرچه پیش از وی، عبدالقاهر جرجانی به بررسی زبان به عنوان یک ساختار منسجم در نظریه معروف خود (نظریه نظم) پرداخته است. بنا به تعریف وی، انسجام مفهومی معنایی است که به روابط موجود میان عناصر یک متن اشاره می کند. نقطه مشترک جرجانی با هالیدی بررسی زبان به عنوان یک ساختار منسجم است که نقش کلمه به تنهایی و خارج از کیان جمله قابل بررسی نیست و این ساختار جمله است که بر اساس معنای مراد متکلم جایگاه کلمه را تعیین می کند. روشن است که موضوع انسجام با دقت فراوان و جزییات مربوط به آن اولاً با جرجانی آغاز شده است، ولی در نظریه هالیدی برخی عناوین مختلفی به چشم می خورد. پژوهش حاضر بر آن است تا با روشی توصیفی تحلیلی رویکرد زبان شناختی را بر مبنای نظریه انسجام بر باییه متنبی انطباق دهد و مشخص نماید که چه عواملی باعث منسجم شدن شعر او گشته است؟ از نتایج این پژوهش آن که متنبی از وابستگی لفظی، ارجاعی و معنایی بهره کامل گرفته است تا ماهیت انسجام را بر شعرش حاکم کند؛ این امر بر نظم منطقی ذهنی متنبی دلالت دارد که در زمان وی و به ویژه در این قصیده از جلوه فراوانی برخوردار بوده است.
اطمینان یافتن به اصل صدور روایات از معصومان در کنار فهم دلالت حدیث، همواره مورد توجه و تأکید محدثان و بزرگان امامیه بوده است. مطابق «روایات عرضه» که مورد اتفاق شیعه و سنی است، یکی از مهم ترین معیارهای رسیدن به این هدف، عرضه و تطبیق آن ها بر آیات قرآن است. لذا این نوشتار با بررسی و نقد دلالی همه روایات باب «صبر» اصول کافی و جمع آوری آیات مربوط، به دنبال تعیین میزان هماهنگی و سازگاری آن ها با آیات قرآن و در نتیجه صدور آن ها از معصوم است. این پژوهش با رویکردی توصیفی و تحلیلی و با روش اسنادی و کتابخانه ای با تکیه بر آیات قرآن و متون تفسیری و دیگر منابع معتبر به انجام رسید. یافته ها نشان می دهد که صبر به عنوان یکی از آموزه های دینی، از بزرگ ترین ملکات و صفاتی است که مورد توجه آیات و روایات بوده است؛ به طوری که از مجموع 25 روایت، جز یک روایت (روایت 25) که ظاهراً سازگاری کمتری با آیات دارد، دیگر روایات این باب کاملاً با آیات قرآن هماهنگ و سازگارند.