فقه تمدنی به دور از تنگ نظری، نگاه کلان به حوزه های فردی، اجتماعی، حکومتی و تمدنی در سطح ملی و بین المللی دارد و عناصرتعیین کننده ای چون زمان و مکان را بازشناخته و تأثیر آنها را در تعیین هویت موضوعات به روشنی درک کند، زیرا فقه تمدنی مرحله ای بالاتر از فقه حکومتی و فقه اجتماعی است، که در مبانی کلامی، دین را حداکثری و پوشش دهنده کلیه سطوح نیازهای انسان می داند؛ و در مبانی تفسیر متن، کلیه گزاره های دین را در حیطه استنباط قرار می دهد و در روش استنباط نیز، اجتهاد سیستمی را پیشنهاد می کند که مبتنی بر تجمیع ادله با منطق پایه سیستم ها است و در نظام واره اندیشه تمدنی به برنامه ریزی برای اداره جامعه و دادن طرح های دقیق فقهی برای آینده ای که قرار است، تمدن اسلامی به مرحله تکامل خود برسد و تمدن نوین ایجاد شود، می پردازد، از این رو، مقاله حاضر می کوشد به این سئوال که فقه چه نقشی در تمدن سازی دارد؟ و آیا فقه علاوه بر پاسخگویی به مسایل فردی، تامین کننده نیازهای علمی جامعه، برای پیشرفت و توسعه است یا نه؟ پاسخ دهد.
واقع گرایان نسبت به قوانین طبیعت و فعل الهی خاص با این مسأله رو به رو هستند که خداوند چگونه در روی دادن رخدادهای طبیعی که از قوانین طبیعت حاصل می شوند، نقش علی دارد. در پاسخ به این مسأله، مدافعان نظریه ی فعل الهی غیرمداخله گرایانه استدلال می کنند که خداوند در پدید آمدن رخدادهای طبیعی نقش علی دارد، اما فاعلیت وی مستلزم نقض قوانین طبیعت نیست. ازسوی دیگر و در الهیات نوصدرایی، درحالی که علل طبیعی نقش اعدادی دارند، خداوند علّت ایجادی است. در این مقاله، استدلال خواهد شد که نظریه ی علی نوصدراییان ضمن توضیح چگونگی نقش علی خداوند در جهان طبیعی، وجود قوانین طبیعت را محترم می شمارد و بنابراین، نظریه ای غیرمداخله گرایانه از فعل الهی است. درنتیجه، اگر نظریه های فیزیک معاصر نظریه ی فعل الهی غیرمداخله گرایانه را تأیید کنند، نظریه ی علی نوصدراییان را نیز تأیید می کنند.
با بررسی ریشه شناختی واژه نماز در ایران و تاریخ کاربرد آن می توان به اهمیت این فریضه به عنوان فعلی عبادی در میان ایرانیان پی برد. واژه نماز در اصل از ریشه هندو اروپایی nem به معنای تعظیم کردن آمده است. نماز در اوستا به صورت اسم خنثی از ماده nəmah که در اصل از اسم خنثی námas در سنسکریت به معنای تعظیم، کرنش گرفته شده که همراه با ریشه kṛi فعل نماز کردن در مفهوم سر تعظیم فرودآوردن، احترام کردن است. این فعل در اوستا از صورت ماده اسمی مذکور در وجوه مختلف ساخته شده است. در زبان های ایرانی میانه شرقی و غربی واژه نماز در متون بجامانده از این دوران به کار رفته است. واژه نماز در این متون گاه نشانگر ادای احترام فرودستان به مقامات فرادستی و گاه به عنوان فعل عبادی بیانگر رکوع و خضوع بندگی در برابر پرودگار بوده است.
موضوع شناخت خداوند و صفات او در قرآن ، صورت های متعددی از تشبیه و تنزیه را بر مسلمین آشکار می کرد که فهم و توضیح آن، نگرش های کلامی تشبیهی و تنزیهی متقدم را پدید آورد. در این میان، رویکرد تشبیهی و موسوم به اهل تشبیه از سده اول اسلامی با تحولات متعددی همراه شد و پس از مقاتل بن سلیمان و محمدبن کرّام به ابن تیمیه رسید که نماینده حنابله در روزگار خود بود. ابن تیمیه در تفسیر همانند اهل حدیث متقدم، صورت آیات را مبنا قرار می دهد و این باور را با نوعی تعطیل عقلی همراه می سازد. استنادهای حدیثی ابن تیمیه نیز مبتنی بر احادیثی است که تنها از سوی اهل حدیث رواج یافته است. بر این اساس، تنها زمانی می توان به اندیشه وی روی آورد که اولاً مانند او قائل به تعطیلی تعقّل در باب جمع جسمانیت خدا با اوصاف تنزیهی او در قرآن باشیم. ثانیاً با رویکرد حدیثی وی به سراغ احادیث برویم و از آنان تأیید بگیریم. در غیر این صورت، با فرض اینکه فردی از اهل سنت باشد، اما به مبانی ابن تیمیه قائل نباشد، نخواهد توانست مانند او فکر کند و به آنچه او مدعی است، ایمان آورد.
دو مفهوم «رسول» و «نبی» گرچه به صورت گسترده ای در قرآن کریم و فرهنگ اسلامی مورداستفاده بوده اما مفسران و متکلمان مسلمان کمتر بر معنای دقیق این دو توافق داشته اند. به طورکلی می توان دیدگاه های ایشان را در این زمینه تحت دو عنوان تغایر و تساوی تقسیم بندی نمود. البته دیدگاه تغایر با تقریرهای چندگانه ای تبیین شده است که در هر یک از این تقریرات وجه تمایز رسول از نبی عبارت است از: داشتن مأموریت ابلاغ وحی به مردم، داشتن شریعت مستقل، داشتن کتاب، رؤیت فرشتگان. آنان که رسول را مأمور ابلاغ وحی دانسته اند و برای نبی چنین امری را قائل نیستند، معنای نبی را یکی از این سه دانسته اند: عدم داشتن رسالت ابلاغ وحی، خبردادن از جانب خداوند و دارا بودن شأن و مقام بالا. در این مقاله دیدگاه های حدود 80 مفسر و متکلم درباره این دو واژه، در سه دوره زمانی متقدمان، متأخران و معاصران موردبررسی قرارگرفته و طبقه بندی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تقریرات مختلف از تساوی یا عدم تساوی دو مفهوم نبوت و رسالت در تمامی ادوار اندیشه اسلامی وجود داشته است، هرچند متأخران بیشتر به اعم بودن مفهوم نبوت نسبت به رسالت تمایل داشته اند. بااین وجود طبق نظر نگارنده با توجه به اشکالاتی که در تقریرات مختلف نظریه تغایر وجود دارد، چنین نتیجه گیری شده که رسول و نبی در معنای اصطلاحی مورداستفاده در قرآن کریم و متون اسلامی به یک معنا هستند.
چندى است که در محافل سیاسى، سخن از لایحه «تبیین اختیارات ریاست جمهورى» در شمار یکى از بحث برانگیزترین مسائل داخلى قلمداد مىشود. مخالفین و موافقین در این زمینه به عرصههاى مختلف اطلاعرسانى از جمله «کتاب» گام نهادهاند. «منشور ملى ایرانیان و اختیارات رئیس جمهور» عنوان کتاب 117 صفحهاى مىباشد که در این باره به رشته تحریر در آمده است. مؤلف آن آقاى دکتر على ساروى بوده و انتشارات «بیان آزادى» نشر آن را به عهده گرفته و در پاییز 1381 مراحل مختلف آن را به اتمام رسانیده است. مؤلف، به بررسى لایحه یاد شده بویژه از دیدگاه حقوق و تطبیق آن با قانون اساسى و سایر قوانین مىپردازد. آنچه پیش روى دارید خلاصهاى از این کتاب است.