شعر و ادبیات عاشورایی موضوعات و زمینه های متنوع و متعددی را دربرمی گیرد و در دوران معاصر از چنان گستره و عمقی برخوردار شده که همت مضاعف پژوهشگران را برای بررسی می طلبد. در میان قهرمانان عاشورایی، دخت خردسال امام حسین(ع) نیز حجم قابل توجهی از اشعار شاعران معاصر فارسی و عربی را به خود اختصاص داده که در پژوهش ها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در مقاله حاضر سعی شده با جستاری در اشعار شاعران معاصر عرب، در حد توان و مجال، مهمترین مدایح و مراثی حضرت رقیه(س)، تحلیل محتوایی گردد و چگونگی بازتاب شخصیت ایشان در قصاید شاعران برای خوانندگان تبیین شود. در یک نگاه کلی می توان گفت اشعار پیرامون حضرت، مضامین مختلفی را شامل می شود و آمیزه ای است از مدح، رثاء، احساس، حماسه و عبرت. این اشعار هم شامل مرثیه های جانسوز با تعابیر و تصاویر احساسی و عاطفی است و هم به برخی فضایل خاندان نبوی می پردازد و هم به مقام رفیع دختر خردسال امام حسین (ع)و کرامات ایشان اشاره دارد و گاه نکته های اخلاقی و پند و عبرت را برای خوانندگان به همراه دارد.
برخی اقتصاددانان ادعا کرده اند علم اقتصاد تنها مبتنی بر اندیشه تسمیه گرایی شکل می گیرد و شکل امروزین این تفکر را شیوه تبیین فرضیه ای استنتاجی دانسته اند. طبق این تحلیل، در فضای تفکر اسلامی که بر ذات گرایی استوار است، امکان شکل گیری دانش اقتصاد اسلامی و به کارگیری شیوه تبیین فرضیه ای استنتاجی وجود ندارد. مقاله با استفاده از روش تحلیلی به بررسی این ادعا می پردازد. این ادعا به خاطر توجه صرف به ذات گرایی افلاطونی که مدعی وجود عینی برای کلیات است، در تعریف و کارایی ذات گرایی به خطا رفته است. این در حالی است که مفاهیم کلی مورد استفاده در دانش اقتصاد، مفاهیمی انتزاعی و اعتباری می باشند. بر این اساس، نزاع ذات گرایی و تسمیه گرایی در مورد عینیت مفاهیم کلی، خدشه ای به علم اقتصاد وارد نمی کند. همچنین ازآنجاکه ذات گرایی هستی شناختی با تسمیه گرایی روش شناختی منافات ندارد، شیوه تبیین فرضیه ای استنتاجی، در اقتصاد اسلامی مبتنی بر ذات گرایی، قابل استفاده است.
امروزه سازمان های حرفه ای برای بهبود عملکرد خود به مجموعه ای از اصول اخلاقی نیاز دارند که با توجه به حرفه و حوزه مأموریت کاری و فعالیت آن ها تدوین شده باشد. بنا بر باور پژوهشگران و صاحب نظران حوزه ارتباطات و رسانه، فقدان نظام نامه و مرام نامه اخلاق حرفه ای مدون از کاستی های قابل توجه در نظام رسانه ای جمهوری اسلامی ایران است. نوشتار پیش رو، به دنبال ارائه الگو و نظریه بومی در عرصه «اخلاق حرفه ای رسانه» و «هنجار رسانه» و غنی سازی ادبیات مرتبط در این حوزه است. روش این پژوهش، به منزله بخشی از روش های کیفی در چهارچوب تفسیرگرایی قرار می گیرد و از نظر شیوه های گردآوری داده ها از تجارب زیسته پژوهشگران، مصاحبه های گروهی، متمرکز و عمیق و نیز از پرسش نامه ها در سطوح مختلف ستاد و صف حوزه عملکردی رسانه (مدیران، برنامه سازان و کارشناسان) با نمونه گیری های هدف مند استفاده شده است. در این مقاله تلاش شده با استمداد از مبانی نظری و روشی پژوهش و با نقد و بررسی نظریه ها، الگوها، مبانی پنج گانه در اخلاق و نظریه های شش گانه هنجار رسانه و با ارجاع به مبانی و تعلیمات اسلامی، «اصول اخلاق حرفه ای رسانه ها در جمهوری اسلامی ایران» بررسی شود.
تفسمیر بالرأى را به ذوقى و غیر ذوقى تقسیم مى کنند. در تفسیر بالرأى ذوقى، مفسر بدون در نظرگرفتن علوم مقدماتى و شرایط و مراحل لازم، قرآن را تفسیر مىکند که این عمل مورر نهى واقع شده است. اما در تفسیر بالرأى غیر ذوقى، تفسیر مبتنى بر لحاظ علوم مقدماتى مورد نیاز و شرایط و مراحل لازم است و مفسر از اندیشه خود به عنوان جزئى از عوامل موثر در تفسیر استفاده مى کند.
بخش مهمى از قلمرو علمى تعلیم و تربیت ارزش ها، انتقال و درونى سازى ارزش هاى حاکم بر جامعه و مبتنى بر فرهنگ جامعه در افراد آن جامعه مى باشد. این مهم اگرچه در فرهنگ اسلامى نیز موردنظر سیاست گذاران و متولیان امر است، اما با توجه به این نکته که به رغم وجود مواد و مطالب فراوان در منابع اسلامى، در مقام عمل و تحقق بیرونى اهداف مستند علمى، با مشکلات جدى روبه رو هستیم و همچنین با توجه به شرایط جامعه معاصر اسلامى، ضرورى مى نماید که عالمان و دست اندرکاران امر تربیت درصدد عملیاتى کاربردى تر بوده و راه هاى حل مشکل در مقام عمل را ارائه دهند. بررسى این نکته که قرآن در درونى سازى ارزش هاى اخلاق اجتماعى، چه روش هایى را در ساحت گرایش به کار برده و یا توصیه کرده است، موضوعى است که این مقاله درصدد بیان آن است. مقاله حاضر با شیوه توصیفى تحلیلى، این روش ها را در قرآن مورد مطالعه قرار مى دهد. روش هاى به دست آمده عبارتند از: روش موعظه، روش تحریک عواطف، روش تحریک ایمان، روش تبشیر و تشویق، روش تنبیه.